در سیوسومین قسمت از برنامه «اکنون»، سروش صحت پای صحبتهای دکتر عبدالمحمود رضوانی، مترجم، استاد و سعدیپژوه برجسته نشست. گفتوگویی که از معنا و عمق واژه «اکنون» آغاز شد و به فهمی جهانی از حکمت سعدی انجامید؛ مردی که به گفته رضوانی «فلسفهاش نجات دیگری است، نه فقط خویش.»
اطلاعات برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
در دنیایی که سرعت، اضطراب و آیندهنگری بیپایان انسان را از اکنون جدا کرده، عبدالمحمود رضوانی در گفتوگو با سروش صحت، از زیستن در لحظه، نقش عمیق ادبیات در تلطیف روح، و آموزههای سعدی برای مخاطب امروز، چه در ایران و چه در جهان، گفت. در فضایی صمیمی اما پرمحتوا، رضوانی با تکیه بر تجربههای زندگی خود، از کودکی در اصفهان تا تحصیلات و تدریس در آمریکا، پلی زد میان شعر و زندگی، میان فرهنگ ایرانی و جهانی.
ادبیات، زبانِ زیستن است
گفتوگو از مفهومی ساده اما ژرف آغاز شد: اکنون. رضوانی با تکیه بر آموزههای فلسفی و ادبی، به اهمیت لحظه حال پرداخت و گفت: “در زبان لاتین عباراتی هست که وارد زبان انگلیسی هم شده، مثل carpe diem. اما ما ایرانیها، قرنها پیش با خیام و سعدی، این مفهوم را نه فقط میدانستیم، بلکه زیستهایم.”
او در ادامه با خوانش بخشی از اشعار خیام، به فلسفه عمیق این شاعر اشاره کرد: “از دی که گذشت هیچ، از او یاد مکن؛ فردا که نیامده است، فریاد مکن. بر نامده و گذشته بنیاد مکن، حالی خوش باش و عمر بر باد مکن.”
رضوانی تاکید کرد که این نگاه، تنها دعوت به خوشی و لذتطلبی نیست، بلکه دعوت به “درک” و “زیستن” لحظه است؛ چیزی که اغلب در جهان مدرن فراموش میشود.
او سعدی را نه تنها شاعر، بلکه فیلسوفی دانست که لحظه اکنون را با تمام پیچیدگیهایش درک کرده و از آن برای طرح مفاهیم اخلاقی، انسانی و جهانی بهره گرفته است.
سعدی؛ صدای جهانشمول انسان ایرانی
دکتر رضوانی با اشاره به محبوبیت شعر سعدی در میان فرهیختگان غربی گفت: “وقتی در آمریکا سعدی را معرفی کردم، میدیدم که مخاطب آمریکایی چقدر با شعر او ارتباط برقرار میکند. نه فقط به خاطر زیبایی زبان، بلکه به خاطر مفاهیم انسانی و اخلاقی که مستقل از زمان و مکان هستند.”
او به شباهتهایی میان اشعار سعدی و برخی از شاعران آمریکایی مانند رابرت فراست و ویلیام کارلوس ویلیامز اشاره کرد و گفت: “آنها نیز تلاش میکنند زبان را به تجربه انسانی نزدیک کنند. اما سعدی فراتر میرود؛ او هم شاعر است، هم معلم، هم انسانشناس و هم فیلسوف.”
رضوانی بر ویژگی دگرخواهی در شعر سعدی تاکید کرد و آن را نوعی اخلاق ضدخودمحوری دانست که در فضای امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم: “سعدی ما را به دیدن دیگری دعوت میکند. او از مدار خود، بیرون آمدن را تعلیم میدهد.”
شعر، تجربهای شخصی و خانوادگی
در بخش دیگری از گفتوگو، رضوانی با نگاهی به گذشته شخصی خود، از تجربه زیستهاش با شعر فارسی سخن گفت. او که در خانوادهای فرهنگی در اصفهان بزرگ شده، پدرش را عامل اصلی علاقهاش به سعدی میداند: “پدرم با صدای بلند سعدی میخواند. من هم از کودکی به جای بازی، به صدای او گوش میدادم و بیآنکه بدانم، آن مفاهیم در من نفوذ کرد.”
او اشاره کرد که در آن دوران، شعر تنها برای امتحان و نمره نبود، بلکه بخشی از زندگی روزمره و شیوه آموزش بود. همین تجربه باعث شد که بعدها در تدریس ادبیات فارسی، به ویژه برای غیرایرانیان، به جای تمرکز صرف بر ساختار و زبان، به حس، معنا و تجربه زیستن در شعر تاکید کند.
از اصفهان تا آمریکا؛ سفر با کلمات و معنا
بخش دیگری از این گفتوگو به مسیر زندگی حرفهای دکتر رضوانی اختصاص داشت. او از آغاز تدریس زبان انگلیسی در سن ۱۶ سالگی در تهران گفت و اینکه چگونه تلاش برای فهم زبان او را به دنیای فرهنگ پیوند زد. در همین مسیر با دکتر شکوفه در اصفهان آشنا شد که به گفته خودش، “چشم دلش را باز کرد”.
اما حادثهای تلخ مسیرش را عوض کرد: “در ۱۷ سالگی پدرم فوت کرد. همه چیز برایم فرو ریخت. لباس مشکی پوشیدم و دنیا برایم سیاه شد. اما دکتر شکوفه با نگاهی انسانی و خردمندانه به من گفت: پدرت رفته، اما تو هنوز اینجایی، باید ادامه بدهی.”
این جمله، به گفته رضوانی، نقطه عطفی در زندگیاش بود که باعث شد مسیر علم و فرهنگ را با جدیت ادامه دهد. او سپس با دریافت بورس تحصیلی به آمریکا رفت و در آنجا به تدریس و معرفی ادبیات فارسی پرداخت.
زبان، تنها ابزار نیست؛ زیست است
رضوانی بر این نکته تاکید کرد که زبان، به ویژه در حوزه ادبیات، تنها ابزار ارتباط نیست، بلکه خود، راهی برای زیستن و درک جهان است. او از تفاوت میان ترجمه واژه به واژه و ترجمه روح و معنا گفت و بیان کرد که “بدون درک حس شعر، نمیتوان آن را منتقل کرد.”
او مثالی از ترجمه یکی از رباعیات خیام آورد و نشان داد که چطور یک ترجمه دقیق از نظر لغوی، ممکن است نتواند آن حس عمیق شاعر را به مخاطب منتقل کند. به باور رضوانی، ترجمه موفق باید با “دل” انجام شود، نه صرفاً با دستور زبان.
اکنون؛ نقطه اتصال فرهنگ و زندگی
در پایان این گفتوگو دکتر رضوانی بار دیگر به مفهوم اکنون بازگشت. به باور او، اکنون نقطه تلاقی گذشته، حال و آینده است؛ لحظهای که اگر با آگاهی و حضور درک شود، میتواند انسان را به درک عمیقتری از خود و جهان برساند.
او گفت: “همه چیز از اکنون شروع میشود. گذشته دیگر نیست، آینده هم هنوز نیامده. اگر در این لحظه زندگی کنیم، با تمام حواس، میتوانیم انسانتر باشیم.”
در پایان، صحت نیز با تاکید بر تاثیرگذاری سخنان رضوانی، گفت که این گفتوگو تنها یک مصاحبه نبود، بلکه تجربهای زنده از مواجهه با فرهنگ، زبان، و زیستن در لحظه بود؛ چیزی که برنامه “اکنون” سعی دارد در هر قسمت به آن نزدیکتر شود. گفتوگو با دکتر عبدالمحمود رضوانی، بار دیگر نشان داد که ادبیات، مفهومی فراتر از کتابها و کلاسهاست. شعر، فلسفه و زبان، اگر با دل و زیست همراه شوند، میتوانند راهی برای زندگی بهتر، انسانیتر و عمیقتر بسازند. سعدی، برای رضوانی تنها شاعر نیست؛ راهنمایی است برای زندگی در اکنون، با چشمانی باز به جهان، و دلی باز به انسان.

حظّ وافر بردم ،سپاس فراوان، خدا حفظتان کنه