در یکی از رویدادهای شاخص جشنواره فیلم ترایبکا امسال، نمایش ویژهای برای بزرگداشت سیامین سالگرد فیلم ماندگار کازینو برگزار شد. فیلمی ساخته مارتین اسکورسیزی، با بازی درخشان رابرت دنیرو، جو پشی و شارون استون که در نوامبر ۱۹۹۵ برای نخستینبار به پرده سینماها آمد، حالا پس از سه دهه هنوز هم در ذهن مخاطبان و منتقدان زنده است و مضامین قدرت، پول، طمع، و سقوط اخلاقی که در آن به تصویر کشیده شدهاند، در بستر جامعه معاصر آمریکا بار دیگر زنده شدهاند.
نمایش فیلم کازینو با حضور مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو برگزار شد و اجرای آن را کمدین استندآپ و مجری سرشناس، دبلیو. کامائو بل، بر عهده داشت. پیش از آغاز فیلم، حضار شاهد گفتوگویی صمیمانه و پراحساس میان این دو اسطوره سینما بودند که نهتنها به خاطرات فیلم، بلکه به جنبههای نمادین و فلسفی آن پرداختند.
نگاهی به تمام فیلم های مارتین اسکورسیزی
بازخوانی فیلمی درباره طمع و غرور
مارتین اسکورسیزی در توصیف مفهوم اصلی فیلم گفت:« میتوانید به تراژدیهای یونان باستان برگردید. این یک داستان ساده از غرور و تکبر است. داستانی که در آن غرور، ما را به نابودی میکشاند.»
در طول گفتوگو، بل به شخصیت نیکی سانتورو (با بازی جو پشی) اشاره کرد و گفت این شخصیت نماد انسانهایی است که حاضر نیستند هیچ دیدگاه دیگری را بپذیرند. او گفت:« او به نوعی نظر هیچکس را نمیپذیرد. ایدههای خودش یا هیچ چیز دیگر. و همین موضوع در نهایت منجر به سقوطش میشود. این، بهنوعی، تمثیلی است از زمانهای که ما در آن زندگی میکنیم. آیا تا به حال به این فکر کردهاید؟»
دنیرو با پوزخندی پاسخ داد:« بله… کمی.» و سپس با طعنه ادامه داد: «چند ساعت وقت دارید؟»
این جمله موجب خنده حضار شد و فضای رسمی مراسم را برای لحظاتی به گفتوگویی خودمانی تبدیل کرد.

مافیای دیروز، شرکتهای امروز
کازینو داستانی است برگرفته از واقعیت و بر اساس کتاب نیکلاس پیلگی که بر زندگی فرانک “لفتی” روزنتال، یکی از گردانندگان واقعی کازینو در لاسوگاس، تمرکز دارد. فیلم زمانی ساخته شد که تسلط مافیا بر لاسوگاس رو به پایان بود و چهرههایی مانند رودی جولیانی به دنبال پاکسازی ساختارهای جنایی بودند. اما امروز، با نگاهی دوباره به فیلم در بستر سال ۲۰۲۵، میتوان دریافت که مسائل مطرحشده در آن همچنان در ساختارهای قدرت و سرمایهداری معاصر آمریکا بازتاب دارند.
بل پرسید که آیا وگاس زمانی که تحت سلطه مافیا بود، بهتر اداره میشد یا امروز که شرکتهای بزرگ جای آنها را گرفتهاند.
اسکورسیزی با پوزخندی پاسخ داد:«مگر فرقی هم دارد؟»
و این جمله با خنده حضار همراه شد.
دنیرو هم با لحنی جدیتر گفت: «بهخصوص این روزها.»
«کازینو» فراتر از «رفقای خوب»
مقایسه همیشگی بین کازینو و فیلم رفقای خوب (۱۹۹۰) یکی از موضوعات گفتوگو بود. هر دو فیلم توسط اسکورسیزی ساخته شدهاند، هر دو بر محور داستانهایی واقعی از دنیای مافیا هستند، و هر دو دنیرو و پشی را در نقشهای کلیدی دارند. اما اسکورسیزی و بل بر این نکته تأکید کردند که کازینو اثری مستقل است که نباید در سایهی فیلم پیشین قرار گیرد.
بل گفت:«به نظرم این فیلم بهطور ناعادلانه و تنبلانهای با «رفقای خوب» مقایسه شد، اما فکر میکنم در ۳۰ سال گذشته، به خوبی رشد کرده است.» اسکورسیزی در ادامه به سبک تدوین و روایت اشاره کرد و گفت:« ایده این بود که ۱۵ دقیقه آخر «رفقای خوب» قبل از دستگیری هنری هیل را بگیریم و آن را تبدیل به یک فیلم کنیم.»
او افزود که سبک تدوین تند و پرضرب، نشئتگرفته از قصهگویی خیابانی است که خودش در کودکی تجربهاش کرده و همیشه آن را بخشی از هویت رواییاش میداند.

خاطرات پشت صحنه فیلم کازینو ؛ از لباسها تا مجوز فیلمبرداری
یکی از لحظات جذاب گفتوگو، اشاره به تلاش اسکورسیزی برای آوردن روزنتال واقعی به محل فیلمبرداری بود. اسکورسیزی گفت که حتی با جک والنتی، رئیس وقت انجمن فیلم آمریکا (MPAA)، تماس گرفت تا کمک کند موانع قانونی برداشته شود.
«جک با من تماس گرفت و گفت: “مارتین، من در عمرم اینقدر سریع درها را به رویم نبستهاند!”» اسکورسیزی با تقلید لحن تگزاسی والنتی، خنده را به جمع آورد و گفت: «آن مرد عضو مافیا بود!»
در ادامه، دنیرو درباره لباسهای چشمگیر شخصیتش گفت:« تمام آن لباسها را سالها نگه داشتهام. حالا در دانشگاه تگزاس در آستین نگهداری میشوند. این کار را از وقتی یاد گرفتم بعد از فیلم “نیویورک، نیویورک” همه لباسهایم را دزدیدند، شروع کردم.»
او با لحنی شوخطبعانه گفت:« وقتی داشتم کفشهایم را برای فیلم “پدرخوانده ۲” آماده میکردم، فهمیدم کفشهایی هستند که وارن بیتی در “بانی و کلاید” پوشیده بود!»
توصیههایی به نسل آینده سینماگران
در بخش پایانی گفتوگو، دنیرو و اسکورسیزی خطاب به فیلمسازان جوان حاضر در سالن، نکاتی انگیزشی و شخصی را مطرح کردند.
دنیرو گفت:«من فقط میگویم کاری را که میخواهید انجام دهید، دنبال کنید. ممکن است آسان نباشد، اما تنها کسی که دارید خودتان هستید تا ادامه دهید. باید به انجام آن ادامه دهید و به خودتان ایمان داشته باشید.»
اسکورسیزی نیز افزود:« خیلیها فکر میکنند وقتی به جایی رسیدی که ما هستیم، همه چیز آسان میشود. اما واقعیت این است که هرچه بودجه بیشتر شود، فشار هم بیشتر میشود و آزادی هنری کمتر. وقتی خطر مالی بالاست، دیگر جایی برای ریسک زیباییشناختی باقی نمیماند.»
او با یادآوری جملهای از کارگردان معروف آرتور پن گفت:« یادت باشد، وضعیت آماتور خودت را از دست نده. در لاتین، آماتور یعنی عاشق. این همان چیزی است که باید نگهش دارید.»
و در پایان، اسکورسیزی با لحنی هشداردهنده گفت:« زمان آن رسیده است که از هرچه میتوانید، بگویید. هیچکس نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد. شما باید واقعاً از چیزی که آزادی بیان نامیده میشود، استفاده کنید.»