بالاخره تمام شد، با گل لاله عباسی تمام شد. آنهمه خون، آنهمه مرگ، آنهمه زخم و طمع با خاطره یک آهنگ قدیمی از پری زنگنه به پایان رسید. چشمهای سیما با آنهمه تردید و اضطرابی که از ابتدا داشت، زیر خاک ماند. انتخاب گل لاله عباسی انتخابی بود فراتر از انتظار. سیما که هنوز در توهم و خیالِ حضور در این جمع متمول برای خودش امیدوارانه پشت ساز نشسته است و ترانه زنگنه را به انتخاب مالک مینوازد، شاید هرگز گمان نمیکرد که چنین روزهایی در انتظارش است. دستهایش روی پیانو است و نگاههای بلاتکلیفش اینطرف و آنطرف را در پی تکیهگاهی میجورند.
سکانسهایی که با اجرای رقص و آواز دسته جمعی در سینمای ایران اتفاق افتادهاند از اساس عطر و رنگ دیگری دارند. به راحتی بیش از صدها سکانسی که شاید بسیار بازیها و متنهای قویتری داشتهاند، در ذهنها ماندگار شدهاند. خاطرتان بیاید اجرای ترانههای نیلوفرانه در لیلای مهرجویی و سهتار زدن دایی، سنتوری و آن ملودیهای ناب چاوشی، سکانس آوازهای پل چوبی در شمال، ترانههای خواهران غریب وقتی خسرو شکیبایی و یکی از دخترهای دوقلویش آنها را اجرا میکردند، “میریم اردو” خواندن مجید و رفقایش را در قصههای مجید، تصنیفهای قدیمی فیلم مادر، سعادتآباد و قطعاتش، جهان با من برقص و “دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن فایده نداره” و دهها سکانس ماندگار دیگر. این خاصیت موسیقی است که وقتی در حافظه جمعی ماندگار میشود و توسط جمع اجرا میشود، لذتش دوچندان است. تماشایش هم همینطور. در سکانس آغازین آخرین قسمت زخم کاری، این موسیقی است که مُهر ماندگاری را میزند. زمان را به عقب برمیگرداند. مردها میخندند، میهمانیها خانوادگیست. زنان از جایی که ایستادند شادند. مردها به هم تعارف میزنند، شانههایشان تکان میخورد، دستافشانی میکنند. در سینما، نوستالژی اینگونه ساخته میشود. نگاه کاراکترها به هم گره میخورد، روی هم مکث میکنند، میخندند و موسیقی در جریان است.
همه موسیقی های متن و آهنگ های تیتراژ زخم کاری
در زخم کاری موسیقیهای انتخابی دیگری هم استفاده شده است که اثربخشیشان البته از این دست نیست. مثلا ترانه معروف محسن یگانه که در سفر خانواده چهارنفره مالک و سمیرا و میثم و هانیه در ماشین پخش میشود و بعد تصادفی که اتفاق میافتد یا قطعاتی که در عروسی مالک و سیما پخش میشود و با داستان غمانگیز حضور پدر تمام میشود. اصولا تمام موسیقیهای زخم کاری سرنوشتی چنین دارند؛ پایان تلخ! هیچکدامشان سر از جای بهتری در نمیآورند. هرچقدر که خاطرهانگیز باشند، وضعیتشان مشخص است. قرار است فاتحۀ خاطرهای که ساخته شده هم خوانده شود. در کنار ترانههای پخش شده در قسمتها و فصلهای مختلف، در مجموعه این ترانهها و آوازها، میتوان ترانههای تیتراژ را هم در نظر گرفت. از این حیث، زخم کاری در مقایسه با سریالهای دیگر، با خوانندههای متعدد همکاری داشت از محسن چاووشی و بهنام بانی گرفته تا شهریار پیروزفر چرا که طبیعتا اثربخشی ترانههای تیتراژ و کلیپهای داخلی فیلم بر کسی پوشیده نیست و سالهاست که سریالهای ایرانی از نعمت این ترانهها بهرههای متعدد بردهاند و از بهترین نمونههای آن میتوان به ترانههای تیتراژ و ترانهها و کلیپهای داخلی سریال شهرزاد اشاره کرد؛ ترانههایی که با وجود اتمام سریال همچنان نه تنها پرطرفدار باقی ماندهاند بلکه با شنیدنشان خاطرات آن سریال و کاراکترهای جذابش هم زنده میشود.
در کنار تمام صحیتهایی که درباره ترانههای زخم کاری مطرح شد، باید بار دیگر یادی کرد از موسیقی متن آن که یکی از آثار خوب کارنامه حبیب خزاییفر، آهنگساز همیشگی محمدحسین مهدویان است.

سال 1450
زخم کاری قسمت اول فصل 46
شما دیگه زدیت رو دست سریال های جم ک یه 200.300 قسمت بود!!! مثل پوست شیر داخل 3 فصل جمعش میکردیت!!! فصل پنجم هم داریت!!!؟ حیف این سریال ک خرابش داریت میکنید!آخ مالک ک این همه باهوش نفهمید ک پانتا دشمنش شايد فوتوشاپ کرده! یا سیما بگه بچه دار هستم زیر بالشت
دیگه شورشو درآوردند فصل اول قشنگ بود بعد کم کم به شعور مخاطب توهین شد
خیلی عالی بود و ای کاش ادامهی زخم کاری هم ساخته بشه چون واقعا منتظریم❤️
پایان تلخ؟ با پیروزی سمیرا؟
برید فصل ۵ بسازی این پایان واقعا به هیچ دردی نمیخورد
ضعیف ترین پایان بین ۴فصل زخم کاری
ضعیف ترینششش