اطلاعات و نقد فیلم دست تنها
مجید مظفری، نرگس محمدی و شکیب شجره ستارههای این فیلم هستند
سینمای امیرحسین ثقفی، سینمای خاصی است که طرفداران خود را دارد. سینمایی که مشابه چندانی ندارد و همین خود میتواند بزرگترین امتیاز فیلم در مسیر استقبال مخاطبان هدف از این کار باشد. در اینجا نگاهی به متن و حاشیه فیلم دست تنها میاندازیم.
همه چیز درباره چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
خلاصه داستان فیلم دست تنها
در خلاصه داستان فیلم دست تنها آمده است: دو مرد خیابانگرد در پی نجات زنی شهر را جستوجو میکنند. رازهای هر کدام کمکم برملا میشود…
نقد و بررسی فیلم دست تنها
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد تقیزاده
امیر ثقفی در همه این چند فیلمی که ساخته نشان داده که سینه فیل خوبی است ایدههای خوبی برای کارگردانی دارد و در کل، بزرگ شده فضای فیلم و سینما است اما در عین حال، فیلمساز خوبی نیست یا بهتر بگوییم توانایی ساخت یک فیلم بلند سینمایی ندارد و بهتر بود اما فیلمسازی کوتاه را ادامه دهد.
دست تنها شروع خوبی دارد اما هر چی پیش میرود بدتر و بردتر میشود تا نهایت به یک سراشیبی سقوط میرسد که جزو بدترین آثار کارگردان و عواملش میشود. بازی خوب شکیب شجره پس از پیشبرد داستان و تحول تصنعی و باورنکردنی، به بازی خنثی بدل میشود و مجید مظفری هم تا انتها تحت تاثیر شمایل جدید و جذاب خود غرق میشود.
۳ نکته درباره فیلم:
- گریم جذاب مظفری و بازی بد او
- بازی خوب شکیب شجره در ابتدای فیلم
- فیلمنامه کلیشهای و کشدار
احسان طهماسبی
گوهر ارزشمند رفاقت سنگ بنای درام دستتنها است. اما از آنجایی که فیلم فاقد نگاه صحیح به شخصیتها بوده و اتفاقات را بدون ملحوظ نمودن تکنیکهای فیلمنامهنویسی در کنار هم چیده است به توفیقی دست نمییابد و در انتقال مفهوم عاجز است. تلاش ثقفی در دستتنها در جهت تقلید از سینمای کیمیایی و گله، راه به جایی نبرده و حتی در سکانسهایی به کاریکاتوری از سینمای فیلمسازان نامبرده بدل گشته است. ترکیب گروه بازیگران به جز مجید مظفری هم همانند دیگر تجربههای این گروه در فیلمهای دیگر، ناموفق است و اندک سرمایههای فیلم را نیز به هدر میدهد.
۲ نکته درباره فیلم:
- فیلمسازی درباره مردم متعلق به یک طبقه فرهنگی، اقتصادی یا اجتماعی خاص نیاز به شناخت جهانبینی و تحلیل دقیق رفتارها و گفتارهای آن طبقه دارد.
- دست تنها با تغییر گروه بازیگران و انجام اصلاحات اساسی در فیلمنامه میتواند به فیلم کوتاه قابل قبولی بدل شود.
حمیدرضا محمدی
دست تنها که بیشتر به تلهفیلم یا دستکم نیمهبلند میماند تا یک اثر سینمایی، و مانند دیگر فیلمهای امیرحسین ثقفی بهویژه نخستین کارش، «مرگ کسب و کار من است»، در حالو هوایی متفاوت که اینبار زبالهخانۀ آرادکوه است، شکل میگیرد. و همین بستر هم ایفای نقش مجید مظفری، و البته چهرهپردازیاش را، خاص کرده است که از بازیگری با نیمقرن سابقه هم دور از انتظار نیست- و جالب است که از سرمایهگذاران فیلم هم بوده است-. تیپسازی شکیب شجره قابل قبول از آب درآمده امّا نرگس محمدی ستایشوار ظاهر شده و بر مدار تکرار است.
فیلمنامه که در جاهایی کلیشهای است، ایراداتی دارد و شخصیتها ابتر میمانند؛ ازجمله آنکه چگونگی رسیدن حافظ به وضعیت کنونی، پس از دخترش مبهم میماند و حتی داستان دخترش خیلیدیر روشن میشود، یا التفات که دعواها و درگیریهای اضافه دارد. و اینکه بر خلاف آغاز خاصاش، پایانبندی و نتیجهگیری اخلاقی فیلم از زبان التفات تصنعی و شعاری به نظر میرسد.
٣ نکته از فیلم:
- بازی و چهرهپردازی متفاوت مجید مظفری
- لوکیشن آرادکوه
- پایان تصنعی!
مازیار معاونی
قهرمان رنج کشیده ای که سالهای زیادی از جوانی اش را در زندان سپری کرده ، بر اثر معاشرت طولانی با خلافکاران، خشن تر و بی محاباتر در شکستن اصول انسانی و قانونی شده و در بازگشت به اجتماع با بی اعتمادی ها و مرارت هایی برخاسته از آن روبرو می شود. الگویی آشنا که در سینمای ایران و جهان الگوی کمیابی نیست و شاید با کمی تامل بتوان فهرستی از آثار با چنین مضمونی را به ذهن آورد.
به نظر می رسد تجارب کارگردانی پنج فیلم بلند قبلی و بازخوردهای مثبت و منفی آنها امیر حسین ثقفی را مجاب کرده که اثری سرراست تر با قدرت جذب بیننده بیشتر بسازد هر چند که او از بسترهای محتوایی و مکانی مورد علاقه اش یعنی نمایش فلاکت آدم های سطوح پایین جامعه آن هم در حومه های پرت خارج از شهر دست نکشیده و به جز در سکانس های کم شماری که الزامات دراماتیک ایجاب می کند از بردن دوربین به درون شهر و فضاهای شلوغ و پرجمعیت شهری پرهیز کرده است. کاراکتر زن فیلم همچون اغلب دیگر ساخته های ثقفی نقش برجسته ای ندارد و فیلم بر محور مناسبات خشن مردانه روایت می شود. فیلم در مجموع و حتی بدون تماشای تیتراژ به اقتضای فضای برهوت مانند، آدم های خسته و پریشان و فقر و فلاکت امضای ثقفی را بر پیشانی خود دارد.
۳ نکته از فیلم:
- بازگشت مجید مظفری به پرده سینما
- بازی قابل اعتنای شکیب شجره
- تبعات مهاجرت اجباری
سعیده نیکاختر
دیدن فیلمهای امیرحسن ثقفی درست مثل اینست که به رستوران پاتوقات بروی و به گارسون بگویی: همان همیشگی! همان تلخی و چرکی و بدبختی. با این تفاوت که اینبار چاشنی دیالوگ های کلیشهای را هم به آن اضافه کنی. داستان زندگی آشغال جمع کن های زبالههای شهری و مهاجرت غیر قانونی و بی پولی چند آدم سوژه جدیدی برای سینمای ما نیست. نه اینکه این قبیل مشکلات در جامعه نیست و وجود ندارد اما سوژه قابل پرداختی نیست.
همه ما هم میدانیم که ها دو دستهاند عدهای واقعا از سر ناچاری زباله جمع میکنند و عده ای هم به این کار و درآمد خوبش عادت کردهاند. ثقفی در آخرین فیلماش اطلاعات جدیدی به ما نمیهد. آخر و عاقبت هیچکدام از این سه نفر نا آشنا نیست و تقریبا میشود حدس زد پایان فیلم چه میشود. ثقفی در کارهای قبلیاش مخاطب را با لوکیشن و فضاهای جدید و ناکجا آباد آشنا میکرد هم با کمگویی و حذف حرکات اضافه بازیگرها در قاب، به سینمای معناگرا نزدیک شدهبود. فضایی که همهچیز برای فروش پیش روی ما قرار داد فضایی بکر و کمتر دیده شده بود اما فضای شهری و حاشیهنشینی حرفی برای گفتن نداشت.
لباس و گریم های اگزجره هم بخشی از سبک کار ثقفی است که اولین بار مورد توجه منتقدین قرار گرفت. دندانهای به شدت زرد شکیب شجره یا ریش وموهای بلند مجید مظفری هم اشاره به همان سبک و سیاق دارد اما کمکی به شخصیت پردازی نکرده چون کاراکترها زیادی حرف میزنند و اطلاعات بیش از حدی از خودشان به تماشاگر میدهند. در مجموع همان همیشگی ثقفی نکته قابل توجهی ندارد و دستش خالیست.
۳ نکته از فیلم:
- نرگس محمدی همان ستایش همیشگیست
- مظفریاش خوب بود
- چرا اینهمه خشونت
عوامل و بازیگران فیلم دست تنها
مجید مظفری، نرگس محمدی، شکیب شجره، علی اوجی، بهرام ابراهیمی، محمود نظرعلیان، میثم غنی زاده، امیر جنابی و روناک پور یادگار تیم بازیگری فیلم دست تنها هستند.
عوامل این فیلم عبارتند از؛ نویسنده و کارگردان: امیرحسین ثقفی، تهیهکنندگان: امیرحسین ثقفی و علی اوجی، مجری طرح: علی اکبر ثقفی، مدیر فیلمبرداری: فرشاد گل سفیدی، طراح صحنه و لباس: شراره سروش، تدوین: ستاره ثقفی، مدیر تولید و برنامهریز: علی نوابی، مدیر صدابرداری: فرزان معاونیان، صداگذاری و میکس: امیر حسین صادقی، طراح چهره پردازی: سجاد آذری نیا و عکاس: فرجام نیک فرجام.

درباره امیرحسین ثقفی، کارگردان فیلم
امیرحسین ثقفی حالا و پس از ساخت ۵ فیلم سینمایی، کارگردان باتجربهای در سینمای ایران محسوب میشود. او بیش از هر چیز به سبب نگاه متفاوتش به مدیوم سینما شناخته میشود. آثار او ارتباط چندانی با جریان فیلمهای اجتماعی و قصهگو در سینمای ایران ندارند. ثقفی این موضوع را از همان نخستین فیلم خود یعنی «مرگ کسبوکار من است» تاکنون دنبال کرده. «همه چیز برای فروش»، «روسی» و «کوچه ژاپنیها» دیگر فیلمهای بلند سینمایی او به شمار میروند. فیلم دستتنها در حالوهوای فیلم پیشین ثقفی ساخته شده. او در این فیلم برای نخستین بار تهیهکنندگی در سینما را تجربه کرده و دیگر از نام پدر او یعنی علیاکبر ثقفی در تیتراژ این فیلم خبری نیست.
حاشیههای فیلم دستتنها
- فیلم در سکوت کامل خبری تولید شده و تاکنون خبرهای بسیاری کمی از آن منتشر شده.
- گفته میشود ثقفی فیلم را در همان حال و هوای فیلم آخرش یعنی «کوچه ژاپنیها» ساخته است.
- گریم مجید مظفری یکی از ویژگیهای این فیلم به شمار میرود.
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
علی اکبر ثقفی | تهیهکننده: این فیلمنامه به فضای آثار قبلی امیرحسین ثقفی نزدیک بود. وقتی متن را خواندم آن را پسندیدم و تصمیم به ساخت کار گرفتم. آماری که در سینما منتشر میشود، معمولا از فروش و پرشدن صندلیها است. سینمای اجتماعی با این روش قربانی شده و آثار متضرر میشوند. این روزها بهدلیل بحث اقتصادی، سینمادار فیلم را انتخاب میکند و پخشکننده نیز با آنها همراهی میکند. باید این موضوع را آسیبشناسی کرد.
علی اوجی | تهیهکننده: من پیشتر با امیرحسین ثقفی کار کرده بودم و دوست داشتم دوباره با او همکاری کنم. با امیرحسین ثقفی صحبت کردم و متوجه شدم چند ماهی هست که مجید مظفری راکورد خود را برای حضور در این فیلم سینمایی نگه داشته است. من هم تصمیم گرفتم در این کار حضور پیدا کنم. اگر کارگردانی نرگس محمدی را برای بازی پیشنهاد دهد من از این ماجرا استقبال میکنم. اما اینطور نیست که حضور او را در فیلمی به کسی تحمیل کنم و پیشنهاد حضور او در فیلم هیچگاه از طرف من اتفاق نمیافتد. من امسال با عنوان سرمایهگذار در بخش خصوصی دو فیلم «دست تنها» و «شوهر ستاره» را در جشنواره فیلم فجر دارم. سینمای امیرحسین ثقفی را دوست دارم و باوجود این که سرمایهگذاری در این فیلم ریسک است، تصمیم گرفتم کمک کنم. دیگر سرمایهگذار این کار بهجز مجید مظفری، فریبا نادری است. لازم است که این مسئله را باز کنم که این کار ژست نیست. این کار در جهت حفظ سینمای مستقل، خصوصی و غیرفرمایشی است. بازیگران وقتی به دفتر این قبیل از آثار میآیند، طلب دستمزد میلیاردی میکنند و این نادرست است. ما باید از بخش خصوصی حمایت کنیم و اجازه دهیم سینمای بخش خصوصی نفس کشیده و به حیات خود ادامه دهد. اگر «مست عشق» را از آثار اجتماعی که سال گذشته پخش شدند حذف کنیم، مجموع فروش آثار اجتماعی چیزی در حدود ۱۱۰ میلیارد بود. میخواهم بگویم که حمایت ما از این قبیل آثار ضروری است.
امیرحسین ثقفی | کارگردان: در سینمای من انگیزهها بیشتر از بودجه کار میکنند و فیلمهایی که میسازم کمهزینه هستند. ما گروه کوچکی بودیم که با دل خود کار کردیم. من هنگام فیلمسازی بهدنبال پیام نمیگردم. یعنی سینما برای من جوششی است و نه پویشی. چیزی که برای من اهمیت داشت این بود که در فیلم، اخلاق به مثابه دیگری تعبیر شود. درباره استفاده از حیوانات باید بگویم که سگها همگی مرده بودند. شهرداری تشکیلاتی دارد که جسد این حیوانات را جمعآوری میکند. ما آنها را برای فیلمبرداری گرفتیم. اشکالی ندارد اگر تصویر آزاردهنده باشد زیرا سینما برای من بزک نیست و میخواهم با پیش کشیدن تصاویر، پیامی را منتقل کنم. میتوان به نوعی گفت که المانهایی از کارهای قبلی من در این اثر نیز هست. موضوع اینجا است که سینما برای من مسئله است و برایم کارکردی مثل تراپی دارد. سینمای من سینمای خرده پیرنگ است. من از فیلم اولم تا به امروز، لوکیشن برایم از قصه مهمتر بوده است. نام فیلم در ابتدا «کبوتر کشی» بود. اما بهدلیل اصلاحیههایی که فیلم با آن روبهرو شد نامش را به «دست تنها» تغییر دادیم.
مجید مظفری | بازیگر: من خانواده ثقفی را از سی سال پیش میشناسم. امیرحسین فرزند سینما است و در سینما بهدنیا آمد. روزی در دفتر آقای ثقفی به من فیلمنامهای دادند بهنام «کوچه ژاپنیها» و شروع به مطالعه کردم. متوجه شدم که متن بسیار به کاراکتر من نزدیک است و انگار برای من نوشته شده است. همیشه تلاش میکنم در نقشهای متفاوتی حضور داشته باشم و زمانی که دوباره فیلم «دست تنها» به من پیشنهاد شد، بیهیچ فکری آن را پذیرفتم. من میدانم که امیرحسین ثقفی پای فیلمش میایستد و زمانی که دیدم دغدغه بودجه دارند، تصمیم گرفتم سرمایه و دستمزد خود را در کار بگذارم و بعد از گیشه سهم بردارم.
سجاد آذرینیا | طراح گریم: امیرحسین ثقفی، دست عوامل را برای کار باز میگذاشت و همراهی میکرد. درنتیجه من توانستم با فراغ بال کاری که دوست داشتم را انجام بدهم و به نتیجه مد نظر خود برسم.
نرگس محمدی | بازیگر: قبل از کار کردن من در این پروژه سینمایی، همسرم، علی اوجی در «کوچه ژاپنیها» با عوامل این فیلم همراه بود. من از این طریق با گروه آشنا شدم و بعد به کار پیوستم.
شکیب شجره | بازیگر: زمانی که علی اوجی با من تماس گرفت و گفت فیلمنامه برای امیرحسین ثقفی است، من خیلی خوشحال شدم و برای همکاری به دفتر او رفتم. زمانی که درباره نقش و گرههای فرویدی که داشت شنیدم، تصمیم گرفتم که در این فیلم حضور داشته باشم و غرق در نقش شدم. تلاش من در بازیگری این است که هویتی از کاراکتر درون خود بسازم که دیگر شکیب شجره رنگ ببازد و مثل نی توخالی اجازه بدهم که نقش در من بدمد. من لباسهای کاراکتر را از دفتر گرفتم و شروع کردم پشت بازار سید اسماعیل، شروع به کار با گاری کردم تا به نقش نزدیک شوم. حدود پانزده کیلو از وزنم نیز کم شد و رفته رفته به کاراکتر نزدیک و نزدیک شدم. در هر صورت بازیگری دو بعد معنوی و نفسانی دارد. من هم برای بعد نفسانی بازیگری دوست دارم سیمرغ بگیرم.
ستاره ثقفی | تدوینگر: تدوین این فیلم برای من منحصر به فرد بود. خوشحالم که افتخار حضور در فیلم برادرم را داشتم. بهواسطه شناختی که من از او داشتم توانستم خیلی زود به لحن و زبان مشترکی با کارگردان دست پیدا کنم.
پوستر فیلم دست تنها


همینطور کوروش که نوشته شده کورش!
برام خیلی عجيبه پوستر فیلم دست تنها،دو غلط املایی فاحش داره. تهیه کنندگان و صداگذاری