10 نمونه برتر شکستن دیوار چهارم در سینما
دیوار چهارم یعنی آنچه «جادوی سینما» را برای تماشاگران حفظ میکند
با اینکه بیشتر فیلمها به اصل دیوار چهارم پایبندند، اما همیشه افرادی هستند که قوانین را میشکنند و از دیوار چهارم بهعنوان ابزاری برای خلق لحظات طنز یا ضربههای دراماتیک استفاده میکنند. این تکنیک متافیکشن (فراواقعگرایانه) از دیرباز در صنعت سینما وجود داشته است و اولین نمونه آن به سال ۱۹۱۸ و فیلم صامت «مردانی که به من عشق ورزیدند» به کارگردانی «آرتور برتله» بازمیگردد. در سالهای اخیر، داستانهای متافیکشن به جریان اصلی سینما وارد شدهاند و فیلمهای ابرقهرمانی نظیر فرنچایز «ددپول» و سریال تلویزیونی «شیهالک: وکیل» از آن بهره میبرند. با این حال، برخی از این لحظات به شکلی مستقیم انجام میشوند که ممکن است تماشاگر را از حس غافلگیرانه این تکنیک دور کنند. در حالی که تاریخ سینما لحظات قدرتمندتری را از این تکنیک به یاد دارد؛ لحظاتی که یا مخاطب را به تفکر عمیق وا میدارند، یا او را به خندههای هیستریک واداشته و یا در سکوتی ناراحتکننده فرو میبرند.
در ادامه، فهرستی از بهترین شکستنهای دیوار چهارم در تاریخ سینما را آوردهایم که شامل فیلمهایی از اسپایک جونز، فرانسوا تروفو، آدام مککی، آلفرد هیچکاک و مل بروکس میشود.
دیوار چهارم در سینما چیست؟
یکی از معدود اصول فیلمسازی سنتی، مفهوم دیوار چهارم است؛ صفحه خیالی که بازیگر را از تماشاگر جدا میکند و به حفظ حس باورپذیری بیننده کمک میکند. به همین دلیل است که بازیگران در حین اجرا مستقیماً به دوربین نگاه نمیکنند، چون این کار، مرز میان بازیگر و تماشاگر و همچنین واقعیت و خیال را میشکند و از بین میبرد و در نتیجه، «جادوی» فیلم را خراب میکند.
بهترین نمونه های دیوار چهارم در سینما بر اساس سلیقه نویسنده و تاثیرگذاری آن مرتب شدهاند
فیلم 400 ضربه | 1959 | 400 Blows
بیشک میتوان گفت که یکی از نمادینترین لحظات شکستن دیوار چهارم در تمام دورانها، در انتهای فیلم ۴۰۰ ضربه از فرانسوا تروفو رخ میدهد؛ جایی که شخصیت نوجوان فیلم پس از یک فرار ناامیدانه به ساحل، به دوربین نگاه میکند. این فیلم داستان پسری نوجوان را روایت میکند که به دلیل بیتوجهیها به دنیای جرمهای کوچک کشانده میشود. تروفو در این درام بلوغنگرانه، لحظهای پایانی از جنس درام به مخاطب هدیه میدهد.
پایان فیلم مانند ضربهای سنگین بر تماشاگر وارد میشود، با این پیام که این مرحله از زندگی شخصیت اصلی پایان یافته است. او با این توصیه که ساحل را ببیند، به آنجا میدود؛ اما سپس چه؟ حالا باید چه کار کند؟ زندگیاش را چگونه ادامه دهد؟ این لحظه، برای شخصیت و مخاطب ترسی عمیق و غریب به همراه دارد.
فیلم اقتباس | 2002 | Adaptation
چارلی کافمن، فیلمنامهنویس آمریکایی، همیشه به دنبال نوشتن فیلمنامههای پیچیدهای بوده که به عمق روان انسان میپردازند و این تلاش را با فیلمنامه فیلم اقتباس (۲۰۰۲) به کارگردانی اسپایک جونز به سطح جدیدی رسانده است. این فیلم با بازی نیکلاس کیج، مریل استریپ و تیلدا سوینتن، داستان یک فیلمنامهنویس را روایت میکند که به شدت در تلاش است تا کتاب دزد ارکیده از سوزان اورلین را برای پرده بزرگ سینما اقتباس کند.
کافمن هنگام نگارش فیلمنامه، در حالی که مشغول نوشتن جان مالکوویچ بودن نیز بود، این فیلم را به عنوان یک بیان متافیکشن بزرگ از ذهنیت و روان خود در حین نگارش هر دو پروژه خلق کرد؛ به طوری که شخصیت کیج حتی به نام این فیلمنامهنویس مشهور نامگذاری شده است.
فیلم رکود بزرگ | 2015 | The Big Short
فیلمهای «آدام مککی» فیلمساز آمریکایی، همیشه به اندازهای که تصور میکنند، بزرگ و تحسینبرانگیز نیستند؛ اما بدون شک او میداند که چطور میتوان از موضوعی کسلکننده، یک اثر سرگرمکننده ساخت. فیلم رکود بزرگ که در سال ۲۰۱۵ جایزه اسکار را کسب کرد، نمونهای عالی از این توانایی است. فیلمنامه اثر از چارلز راندولف و مککی، بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ را به شکلی جذاب و قابل فهم روایت میکند.
در این فیلم، صحنههای توضیحی مهم و طنزآمیز، با حضور شخصیتهایی مثل «آنتونی بوردین»، «سلنا گومز» و «مارگو رابی»، مفاهیمی همچون بدهیهای تعهدی تضمینشده (CDO)، CDOهای ترکیبی و اوراق قرضه «لوئیس رانیری» را برای مخاطبان تشریح میکنند.
فیلم روز تعطیل فریس بولر | 1986 | Ferris Bueller’s Day Off
بدون شک، بهترین فیلم بلوغنگرانه جان هیوز، روز تعطیل فریس بولر در سال ۱۹۸۶ است؛ فیلمی جذاب که با گذر زمان همچنان محبوب مانده است. این فیلم داستان پسر خوشمشربی به نام فریس بولر (با بازی متیو برودریک) را روایت میکند که در طول یک روز تعطیل به همراه دوستانش کامرون (آلن روک) و اسلون (میا سارا) از مقامات فرار میکند.
بولر که به عنوان یکی از محبوبترین شخصیتهای سینمایی دهه ۱۹۸۰ شناخته میشود، با شوخیها و جملات طنز به دوربین در آغاز فیلم شناخته شده است؛ به خصوص زمانی که میگوید: «زندگی خیلی سریع میگذره. اگه هر چند وقت یه بار نایستی و اطراف رو نگاه نکنی، ممکنه خیلی چیزا رو از دست بدی.»

فیلم بازیهای مسخره | 1997 | Funny Games
در نقطه مقابل فیلم روز تعطیل فریس بولر، فیلم بازیهای مسخره، تریلر ترسناک «میشائل هانکه» قرار دارد که در سال ۱۹۹۷ ساخته شده است. این فیلم داستان دو جوان خشن با لباسهای کاملا سفید را روایت میکند که خانوادهای را در یک کلبه تعطیلاتی دورافتاده به گروگان میگیرند.
بازیهای مسخره اثری پستمدرن است که به شکلی وهمانگیز در مورد واقعیت سینمایی و خشونتهای روی پرده بحث میکند و بازیگرانی چون «سوزان لوثار»، «اولریش موهه» و «فرانک گیرینگ» در آن ایفای نقش کردهاند.
در این فیلم، چندین بار شاهد شکستن دیوار چهارم هستیم، اما تکاندهندهترین لحظه زمانی اتفاق میافتد که یکی از مهاجمان مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و دیگری مجبور میشود کنترل تلویزیون را بردارد، فیلم را به عقب بازگرداند و از وقوع قتل جلوگیری کند.

فیلم سخت است خدا بودن | 2013 | Hard to Be a God
فیلم علمی-تخیلی شگفتانگیز سخت است خدا بودن ساخته «الکسی گرمان»، داستان گروهی از فضانوردان را روایت میکند که روی سیارهای شبیه به زمین فرود میآیند؛ با این تفاوت که این سیاره از نظر پیشرفتهای فناورانه هزاران سال عقبتر است. این گروه که در این سیاره همچون خدایان دیده میشوند، در تلاشاند تا در این جامعه نظم برقرار کنند و روشنفکران محلی را نجات دهند. اما حقیقت این است که اثر گرمان تجربهای سینمایی و متفاوت را برای مخاطب به ارمغان میآورد و او را به دل دنیایی غرقه در کثافت و آشوب میبرد.
در طول فیلم، گرمان با عبور از میان جمعیت مردم قرون وسطایی، گهگاهی نمای نزدیک به روستاییان نشان میدهد که به دوربین خیره میشوند، و به شکلی وحشتآور مخاطب را دچار این احساس میکنند که اصلاً نباید چنین صحنههای مستندنمایی را میدیده است.

فیلم مونتی پایتون و جام مقدس | 1975 | Monty Python And The Holy Grail
گروه کمدی افسانهای بریتانیایی مونتی پایتون به خاطر طنز ابزورد و احمقانه خود شهرت دارند که عشقشان به این سبک شوخطبعی را در سکانس پایانی فیلم مونتی پایتون و جام مقدس به نمایش گذاشتند. این کمدی فانتزی، داستان شاه آرتور و شوالیههای میزگرد را روایت میکند که در جستجوی جام مقدس به ماجراجویی میپردازند. فیلم بهجای اینکه فضای قرون وسطایی خود را جدی بگیرد، از ظرفیتهای کمدی آن نهایت استفاده را میبرد.
در طول فیلم، چندین لحظه دیوار چهارم شکسته میشود، اما بهترین آنها در صحنه پایانی رخ میدهد؛ جایی که یک پرونده پلیسی ناگهان اوج ماجرای حمله به قلعه را مختل کرده و پادشاه را دستگیر میکنند. سپس دوربین خاموش شده و فیلم به شکلی بامزه به پایان میرسد.
فیلم روانی | 1960 | Psycho
هر زمان صحبت از بهترین فیلمهای ترسناک تاریخ باشد، شاهکار سال ۱۹۶۰ «آلفرد هیچکاک» یعنی روانی، حتماً بخشی از این گفتوگو خواهد بود. این فیلم داستان منشیای را روایت میکند که ۴۰٬۰۰۰ دلار از مشتری اختلاس کرده و فراری میشود و در یک متل دورافتاده پناه میگیرد. اما فیلم بیشتر به خاطر شخصیت شرور «نورمن بیتس» (با بازی آنتونی پرکینز) شهرت دارد؛ فردی مرموز که عامل اصلی لحظات ترسناک فیلم است.
شاید ترسناکترین لحظه فیلم در سکانس پایانی رخ دهد؛ زمانی که هیچکاک ما را با یک لحظه وحشتآور دیگر ترک میکند. بیتس به دوربین خیره میشود و میگوید: «او حتی به یک مگس هم آسیب نمیزد»، در حالی که چهرهاش با تصویری از یک جمجمه درمیآمیزد.
فیلم توپهای فضایی | 1987 | Spaceballs
«مل بروکس»، استاد کمدیهای پارودی، در آثارش بارها دیوار چهارم را میشکند. یکی از بهترین صحنههای این سبک در فیلم توپهای فضایی محصول ۱۹۸۷ رخ میدهد؛ فیلمی که تقلیدی مستقیم از سری «جنگ ستارگان» ساخته «جورج لوکاس» است. داستان این فیلم درباره یک خلبان فضایی اجیرشده است که مجبور میشود شاهزادهای را از دست توپهای فضایی و گروهی از شخصیتهای عجیبوغریب نجات دهد.
صحنه شکستن دیوار چهارم زمانی اتفاق میافتد که «دارک هلمت» (با بازی ریک مورانیس) و یکی از همراهان وفادارش تصمیم میگیرند نسخهای از فیلم توپهای فضایی را تهیه کنند تا بفهمند در پایان چه اتفاقی میافتد و از وقوع آن جلوگیری کنند. اما زمانی که فیلم را پخش میکنند، درست به صحنهای میرسند که خودشان در همان لحظه در حال بازی کردن آن هستند، و این لحظه به یکی از کمدیهای طلایی فیلم تبدیل میشود.

فیلم دنیای وین | 1992 | Wayne’s World
فیلم دنیای وین به کارگردانی «پنلوپه سفیریس» در میان طرفداران بسیار محبوب است، اما منتقدان به آن سختگیری میکنند؛ فیلمی که به باور ما یکی از بهترین کمدیهای دهه ۱۹۹۰ است. این فیلم با بازی «مایک مایرز» و «دانا کاروی»، داستان دو جوان عجیبوغریب را روایت میکند که عاشق موسیقی راک هستند و صاحب برنامه تلویزیونی خود میشوند. اما خیلی زود متوجه میشوند که زندگی در دنیای شهرت آنطور که فکر میکردند نیست و هویت برنامهشان تحت تأثیر نفوذ شرکتهای تجاری قرار میگیرد.
یکی از بهترین شوخیهای فیلم، زمانی رخ میدهد که وین به شکلی طنزآمیز تبلیغات محصول در فیلمها را به تمسخر میگیرد و در یک سکانس طولانی، به شیوهای خندهدار و اغراقشده چندین برند مختلف را تبلیغ میکند.





