احتمالا همه نویسندههایی که روز اول کاغذ سفید را جلویشان میگذارند یا صفحه ورد لپتاپشان را باز میکنند، در آرزوی اینند که دست به خلق شخصیتهایی بزنند که نه تنها جذاب باشد بلکه در ذهن مخاطبشان ماندگار شود. بعید میدانم بعد از روایت و پیچها و فراز و نشیبهایش اتفاقی سختتر و پرکارتر از پرورش شِمای شخصیت وجود داشته باشد. راستش را بخواهید این اتفاق، روی همه نویسندهها و در پی آن کارگردانان است و با دشواری و سختگیری مخاطبان این دوره و زمانه از قضا کم هم پیش میآید. ترسیم کردن جهان کامل شخصیتها، گذشتهشان، حالشان، نگاهشان به زندگی، مشکلات و تروماهایی که دارند، چیزهایی که شادشان میکند و خیلی چیزهایی دیگر، حتی اگر هرگز در فیلم یا سریال نشان داده نشود، به شخصیتپردازی او چنان کمک میکند که در ذهن مخاطب باورپذیر میشود.
در سریالها فرصت پرداختن به وجوه مختلف شخصیتها بیشتر پیش میآید چرا که به دلیل ادامهدار بودن قصه، نویسنده فرصت بیشتری برای باز کردن صفحات جدیدی از گذشته و حال شخصیت و در واقع بسط شخصیتپردازی دارد. اما همه اینها به این بستگی دارد که از ابتدا پیچ و مهره شخصیت سفت باشد وگرنه تا ثریا دیوار کج میرود. سمیرا یکی از این شخصیتهاست. یک شخصیت پیچیده و در عین حال جذاب و بسیار بیادماندنی که بعید است حالا حالاها از ذهن مخاطب پاک شود. حتی بعید است که رعنا آزادیور را هم بشود به این زودیها فارغ از سمیرا بیاد آورد.
طی سالهای اخیر در میان سریالها، شخصیتی همچون سمیرا را از منظر ماندگاری شاید در شهرزاد تجربه کردیم. شخصیتی قدرتمند که در یک مثلث عشقی قرار گرفته بود، بالا پایینهای زیادی را در زندگیاش تجربه کرد و طی چند فصل سریال، بیننده را دنبال قصه خود میکشاند. او شمایل یک زن قدرتمند، با اراده، تحصیلکرده و جسور بود که در عشقورزی هم یگانه بود. از آن سو، شخصیت شیرین با بازی پریناز ایزدیار نیز از دیگر شخصیتهای زن این سریال بود که او نیز قصه، نقش و داستانش بیادماندنی شد.
در زخم کاری نیز زنان نه تنها در زمره شخصیتهای بیادماندنی هستند بلکه در پیشبرد قصه نقششان بسیار کلیدیتر از مردان داستان است. سرآمد این شخصیتها با اختلاف سمیراست. سمیرایی که جذاب است، بسیار باهوش است، پول پرست و مغرور است، جاهطلبی فراوان دارد، مالک را بیش از حد دوست دارد، هرچیزی ناراحتش نمیکند، گذشته غریبی را با حاج عمو از سر گذرانده، از هیچ چیز تقریبا نمیترسد مگر نرسیدن به خواستههایش!

در این میان دستِ بزن هم دارد که بیش از آنکه او را تبدیل به شخصیتی پسزننده و نفرتانگیز کند، این مقوله هم بدل به یکی از وجوه جذاب شخصیت او شده. از فصل اول زخم کاری تا به امروز که این سریال سه فصلی به پایان رسیده است، سمیرا جذابترین شخصیت قصه است. تصمیمگیرنده و موتور محرکه داستانها و توطئهها اوست. در فصل اول رسما لیدی مکبث بود و رفته رفته شخصیتش پیچیدگیهای بیشتری پیدا کرد. لحظاتی همچون کتک زدن مالک در بالکن در فصل اول و ترغیب او به جمع و جور کردن خودش و مقابله با حاج عمو، افتان و خیزان راه رفتنش زمان دیدن زنده بودن مالک سر مزار میثم در پایان فصل دو، و جاهطلبیهای آرام، برنامهریزیها. نگاههای نافذش در فصل سه با بازی درخشان آزادیور به این سادگیها فراموش نخواهد شد. مدتها احتمالا باید بگذرد تا بتوان آزادیور را از سمیرا در ذهن مخاطب هم رها کرد.
در کنار او شخصیت دیگر زنان زخم کاری نیز، شخصیتهای تاثیرگذار قصه و بیادماندنی از آب درآمدهاند. پانتهآ (پانی) با بازی مهراوه شریفینیا، منصوره با بازی هانیه توسلی و سیما با بازی الناز ملک. در این میان گسترش، عمیق شدن و فرصت بیشتر عرض اندام داشتنِ برخی شخصیتها همچون سیما در پایان فصل دوم و تمام فصل سوم، نشان از استقبال مخاطب از او و احترام کارگردان و فیلمنامهنویس به تماشاگرشان و سلیقه او دارد. از سویی دیگر، پرداختن به وجوه پنهان شخصیتها باعث شده است نه تنها باورپذیرتر شوند بلکه مخاطب بیشتر با آنها همراه میشود. این مساله نشاندهنده این است که از ابتدا فیلمنامهنویس و کارگردان، برنامهریزی دقیقی برای رو کردن داستانهای گذشته و دسیسههای آینده این زنان فراهم کرده است. همین مساله باعث شده است تا مثلا سه گانه سمیرا، پانی، سیما همچنان حرف برای گفتن داشته باشند و دسیسه برای ساختن. البته حتما نباید شخصیت کیمیا با بازی الهه حصاری را نیز فراموش کنیم که بسیار قابل درک و همذاتپنداری مخاطب بود.

سلام فیلیمو شات عزیز لطفا بفرمایید که کی فصل 4 زخم کاری پخش میشه؟
زخم کاری عالیه ؛ سمیرا بخشی (رعنا آزادی ور) ، مالک مالکی (جواد عزتی) هم نقش هاشون عالیه هم خود واقعیشون عالیه.
با تشکر از فیلیمو ، فیلیمو شات و کادر تولید و بازیگران درجه یک زخم کاری که خیلی خیلی خیلی عالی هستند.
سلام فیلیمو
لطفا زخم کاری فصل۴ رو بعد بازنده پخش کنید و اینکه اکران مردمی برای زخم کاری۴ رو در تهران بزارید.