انیمیشن من نفرت انگیز ۴؛ آنچه باید بدانید
نمایش و فروش من نفرتانگیز ۴ یکی از مهمترین اتفاقات فرهنگی هنری و حتی میتوان گفت اجتماعی ۲۰۲۴ جهان است که میتواند محل بحث و تحلیل کارشناسان سینمایی و تحلیلگران فروش فیلمها باشد. من نفرتانگیز ۴ در حالی فروش ۷۶۰ میلیون دلاری را با صرف ۱۰۰ میلون بودجه تولید به ثبت رسانده که یکی از ضعیفترین انیمیشنهای سالهای اخیر صنعت انیمیشن جهان و ضعیفترین دنباله سینمایی مینیونها با نام تجاری من نفرت انگیز است. حال سوال این است که چرا من نفرتانگیز ۴ را ضعیفترین دنباله این فرانچایز میدانیم و از آن مهمتر چگونه این کارتون ضعیف توانسته با این کیفیت سومین فیلم پرفروش ۲۰۲۴ و جزو باشگاه ۷۰۰ میلیون دلاریهای سینمای آمریکا شود؟
اول) برای تحلیل موفقیت این انیمیشن، در وهله اول باید به فرانچایزهای رسانهای و به عبارتی سادهتر برندهای رسانهای توجه کرد اینکه یک کاراکتر، عروسک یا شمایل چگونه مورد تاکید سازندگان قرار میگیرد و درباره آن، کارتون، عروسک و بازی میسازند و اینگونه با تبلیغات گسترده یک برند رسانهای محبوب و جذاب تولید میشود. در سالهای اخیر به خوبی قابل مشاهده است که فرنچایزهایی مانند جنگ ستارگان و کارهای دنیای سینمایی مارول هیچ مشکلی در تایید تولید قسمتهای آیندهشان نداشتند، زیرا میدانند که از موفقیت مالی کافی برخوردار خواهند بود. یکی از این فرنچایزها، اگرچه شاید به اندازه دو مورد دیگر که نام بردیم بر جهان مسلط نباشد، من نفرتانگیز Despicable Me است.
دوم) عامل دوم تماشایی شدن من نفرتانگیز ۴، ریتم جذاب و موقعیتهای متعدد و کاراکترهای متنوع است. این تنوع و تکثر به قدری سر مخاطب را گرم میکند که اصلا زمان تحلیل و پیگیری خط اصلی داستان و پیرنگها را پیدا نمیکند. این تمهید ساده اما فریبندهای است که سازندگان فیلم و انیمیشن در جهان در سالهای اخیر به شدت دنبالهروی آن بودند یعنی شلوغکاری و پرداختن به جلوههای بصری جذاب برای انحراف ذهن تماشاگر از بسط و ربط اتفاقات و عمق شخصیتها و اتفاقات.
سوم) یکی دیگر از جنبههای مثبت کارتون من نفرتانگیز ۴، تصویر جذاب و گیرایی است که از خانواده و روابط خانوادگی ارائه میدهد. شخصیت اصلی فیلم یعنی گرو یک خانواده شش نفره شامل چهار فرزند دارد که با وجود پرداخت سطحی و گذرا به هریک، لحظات جذابی را تداعی میکند و تصویری گرم و دلنشین از بچهها و روابطشان با خانواده به نمایش میگذارد. اوج این موفقیت در رابطه بچه نوزاد و پدرش گرو نمایان میشود، مسیری کاملا کلاسیک که از بیتوجهی و سردی بچه به پدرش به عشق، احترام و حمایت میرسد و در این مسیر شامل افت و خیزهای جالب دراماتیکی هستیم که این رابطه پدر و پسری را باورپذر و ماندگار میکند.
در مقابل، موارد ذکر شده و مزیتها و نقاط قوتی که برشمرده شد، برخی ایرادات قابل توجه و حتی ویرانگر در فیلمنامه و ساختار انیمیشن من نفرتانگیز ۴ وجود دارد که آن را فارغ از اسم و رسم مینیونها در حد یک اثر نمایشی ضعیف قرار میدهد:
اول) نخستین ایراد و عیب غیرقابل انکار من نفرتانگیز ۴، فیلمنامه ضعیف آن است، فیلمنامهای فاقد چفت و بسطهای دراماتیکی که مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد و در لحظاتی به ملغمهای تبدیل میشود که فقط در حال ایجاد موقعیت و شخصیت جدید و تازه است غافل از اینکه به کارکرد و ارتباط این شخصیتها فکری کند. در نهایت نیز با یک ارتباط بیربط، ماجرای پیرزن به شخصیت ماکسیم لو پیوند میخورد تا بتوان پایانبندی به ظاهر قابل قبولی را برای کارتون در نظر گرفت.

دوم) شخصیتپردازی ضعیف، دیگر مشکلی است که از فیلمنامه من نفرتانگیز ۴ بیرون زده و به عبارتی شخصیتها فدای موقعیتها میشوند. آنقدر موقعیت و اتفاقات کوچک و بزرگ، بیربط و با ربط در طول انیمیشن اتفاق میافتد که تماشاگر، به خاطر نمیآورد که شخصیتهای فیلم اصولا کداماند و قرار است کدام قصه را دنبال کند. تنوع و تعدد کاراکترها به نوعی به راهکاری برایعدم شخصیتپردازی و یا شخصیتپردازی ضعیف آنها سبب شده و سازندگان به پرورش کاراکترهای زیاد و آب ورنگ بخشیدن به جای عمیق و بارورکردن آنها پرداختند. شاید یکی از توجیحات طرفداران و سازندگان این کارتون این باشد که سه قسمت از مجموعه من نفرتانگیز و دو قسمت قبلتر مینیونها پخش شده و لزومی به توضیح و تبیین کاراکترها وجود ندارد این در حالی است که تماشاگری که میخواهد به تازگی این دنباله را تماشا کند دچار ابهامات زیادی در خصوص انگیزه و عملکرد کاراکترها میشود که هیچگاه پاسخش را در طول ۹۵ دقیقه اثر، پیدا نمیکند.
سوم) حضور کاراکترهای بانمک و جذاب مینیون از مهمترین دلایل اقبال به دنباله من نفرتانگیز بوده به نوعی که خارج از کار، عروسکها، ایموجیها و بازی مینیونها از پراقبالترین و محبوبترین کاراکترهای نمایشی صنعت انیمیشن در قرن بیست و یکم به شمار میرود حال آنکه در ورسیون چهارم این انیمیشن از حضور این پتانسیل جذاب به حداقلیترین شکل ممکن و بدترین فرم ساختاری استفاده شده است. مینیونها در روند کلی من نفرتانگیز ۴ به واقع، در حاشیه هستند و در بخشهایی کامل برای خالی نبودن عریضه به کار برده شدند. در بخشهایی که آن ۴ کاراکتر مینیون تداعیگر ابرقهرمانهای مارول هستند و از آن الگو پیروی کردند نیز باورپذیری و کارکرد این شخصیتهای ظریف و بامزه به کار نیامده و به نوعی، هدر و تلف شدهاند تا بتوان مدعی شد استفاده نکردن از ظرفیت مینیونهای جذاب از اصلیترین ایرادات من نفرتانگیز ۴ است.
کش دار بودن قصه را نیز میتوان به این ایرادات اضافه کرد با این حال شاهد فروش روز افزون این محصول آمریکایی در سینما هستیم تا مشخص شود در وهله نخست برند رسانهای و در درجه دوم محبوبیت انیمیشن و فانتزیهای خوش آب و رنگ در دنیای جدید تا چه حدی موثر و پولساز است.
