رضا میرکریمی فارغ از تنوع ژانری و میل به تجربهگرایی که در فرم و پردازش مضمون دارد، درنهایت یک جهان سینمایی مشخص و ویژه خود را شکل داده که میتوان کموبیش آن را در ذیل سینمای تألیفی قرار داد. در واقع او فیلمسازی است که جهان سینمایی خودش را خلق کرده و تداوم میبخشد که در آن هم ردی از تجربههای دینی در دنیای جدید و بهنوعی حفظ اصالت اخلاق و دینداری انسانگرا در تجربه مدرنیته پیداست، هم توجه به روزمرگیها و تلاش برای معنابخشی به تجربههای زیسته در فرآیند زندگی. بهعبارتدیگر میتوان او را راوی انسان در بستر زندگی روزمره دانست که برای حفظ و صیانت از دغدغهمندیهای اخلاقی و باورمند خود میکوشد. او موقعیت دشوار و پیچیده زندگی روزمره را به زبانی ساده روایت میکند و فیلمهایش همواره واجد درونمایههای انسانی و اخلاقی است. آخرین فیلم سیدرضا میرکریمی تا اینجا «نگهبان شب» است که گرچه متفاوت از آثار پیشین اوست اما میتوان آن را در ادامه همان جهان سینمایی میرکریمی تعریف کرد. قصه فیلم درباره داستان کارگری روستایی است بهنام رسول که برای امرارمعاش چارهای جز کنار خیابان ایستادن و یافتن کار روزمزدی در خیابانهای شهر ندارد.
فیلم نگهبان شب؛ معرفی، نقد و بررسی
به نظر میرسد میرکریمی این بار خواسته تا در فضای سینمای اجتماعی با همان رویکردهای اخلاق گرا به روایت قصه خود دست بزند. گرچه برخی «نگهبان شب» را فیلم سیاسی میرکریمی میدانند که سویه انتقادی پنهانی دارد اما خودش آن را نفی کرده و میگوید: «هدف اصلی فیلم سیاسی نیست، هدف خود آدمهای فیلم و مخصوصا شخصیت اصلی هستند.». این البته دور از واقعیت نیست. در سینمای میرکریمی آدمها به مثابه شخصیت فدای کلیت قصه و ساختار و ژانر نمیشوند و میتوان آنها را به مثابه عناصر مستقلی از ساختار دراماتیکی اثر در کانون توجه و تحلیل قرار داد. چنانکه اینجا «رسول» در چنین موقعیتی قرار میگیرد و فیلمساز انگار قصه خود را به موازات ویژگیها و تحولات شخصیتی او صورتبندی میکند.
فیلم را میتوان در ذیل سینمای کارگری هم قرار داد اگر بتوان چنین عنوانی را به مثابه شکلی از سینما پذیرفت. دقیقا به همین دلیل، رسول فیلم نگهبان شب را میتوان یکی از ماندگارترین کاراکترهای کارگر دانست که فیلمساز به بازنمایی جزیی زیست- جهان او پرداخته است. به عبارت دیگر «نگهبان شب»، روایتی دقیق و جزئینگرانه از زندگی جوانی از طبقه کارگر جامعه است بدون اینکه بخواهد از مصائب این طبقه مثل فقر بهمثابه عنصری تزئینی یا سانتیمانتال بهره ببرد. آنچه فیلم آخر رضا میرکریمی را غنا میبخشد، بهاندازه بودن روایت و عناصر و مولفههای نمایشی و مصالح داستانی آن است. گرچه ریتم قصه کمی کند است که شاید این کندی متاثر از وسواس و اهتمام فیلمساز به پرداختن جزئیات در صحنه و کنشها باشد اما میتوان با ان همراه شد تا به لایههای درونی و زیرمتنهای قصه راه یافت.

در واقع میرکریمی برای روایت قصه خود بهواسطه تاکیدی که بر جزئیات دارد مسیر آرامی را برای بیانگری و رسیدن به نقطهپایان طراحی میکند و در نهایت چه پایان شاعرانهای را با پرواز با چتر قهرمان برمیگزیند. فیلمساز تلاش کرده تا قصه خود را در یک خوانش جامعه شناختی در بستر فضای امروز و اکنونیت تاریخی روایت کند. ارجاعات فیلم به مسائل سیاسی و اقتصادی روز در پسزمینه و بافت درونی داستان برآمده از همین نگاه است که به قصه عمق و غنای بیشتری میبخشد. فیلم «نگهبان شب» با حوصله ساخته شده و با حوصله باید به تماشای آن نشست. فیلم بدون اینکه دچار شعارزدگی بشود، اخلاق را در جامعه بیاخلاق امروز برجسته میکند و گویی در پایان فیلم با پرواز رسول، احساس رهایی ناشی از کاتارسیس را میتوان تجربه کرد.
چیزی شبیه به تجربه رستگاری. فیلم را همچنین میتوان از منظر روانشناختی هم مورد خوانش قرار داد. از این منظر، کارگردان تجربه ترس را میانجی روایت روانشناختی خود از شخصیت اصلی قصه قرار میدهد تا اعتماد به نفس پایین رسول را ناشی از همین ترسی بداند که به مانعی بازدارنده در زندگی او شده است. در واقع ضعف شخصیتی رسول نقطه عزیمت درام قرار میگیرد تا در نهایت به میانجی فراز و نشیب داستان به تحول شخصیتی او پرداخته شود تا در وحله نهایی به پوست اندازی و دگردیسی او میشود. همینجا باید به بازی خوب تورج الوند اشاره کرد که به خوبی توانسته شمایل یک کارگر ساده و تلاطمهای او را به نمایش بگذارد. «نگهبان شب» را میتوان به نوعی روایتی از جوانان طبقه فرودست در حسرت یک زندگی معمولی دانست.
