فیلم احمد؛ معرفی، نقد و عکسها
حضور شهید احمد کاظمی در ۱۸ ساعت اول پس از زلزله بم سوژه شده است
امیرعباس ربیعی که با ساخت فیلمهای ضد و لباس شخصی نشان داد یک فیلمساز جسور در حوزه سینمای انقلاب و دفاع مقدس است در سومین تجربه فیلمسازیاش به سراغ روایتی از 18 ساعت ابتدایی زلزله بم و حضور شهید احمد کاظمی در این فضا رفته است. در اینجا مروری داریم بر متن و حواشی فیلم احمد.
فهرست فیلم ها و مستندها درباره زلزله
خلاصه داستان فیلم احمد
فیلم احمد برای اولین بار قصهای ناگفته از ۱۸ ساعت ابتدایی حادثه تراژیک زلزله بم و اقدامی قهرمانانه در این ساعات پُرالتهاب را روایت میکند؛ یادی از رشادتهای شهید احمد کاظمی در زلزله بم. خلاصه داستان رسمی فیلم این است: «ساعتی پس از زلزله، احمد کاظمی وارد فرودگاه بم میشود…»
بازیگران و عوامل فیلم احمد
تینو صالحی، توماج دانشبهزادی، ساره رشیدی، مهیار شاپوری، عباس جلیلزاده، عماد درویشی، علی صادقیزاده، مریم ماهانی، زهرا مرادیزاده کرمانی، تصنیف حسینی، عرفان سروستانی، مینا شفیعی، سیدمحمد صفوی، آرین اویسی، احمد صمیمی، حسام ایمانی، حامد معالی مهربانی، کامبیز منصف، آرمان متیننیا، فاطمه حسینی، لیلا شیرمحمدی و مجید خوبان فهرست بازیگران فیلم احمد را تشکیل میدهند.
عوامل فیلم
امیرعباس ربیعی و رضا محبینوری فیلمنامه احمد را نوشتند و حبیب والینژاد تهیهکننده این اثر است که توسط موسسه تصویرشهر (سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران) و سازمان سینمایی سوره تولید شده است.
دیگر عوامل فیلم احمد؛ مدیر فیلمبرداری: هاشم مرادی، طراح صحنه: محمدرضا شجاعی، تدوین: حمید نجفیراد، طراح لباس: نیاز حمیدی، طراح گریم: مرتضی کهزادی، موسیقی: مسعود سخاوتدوست، اصلاح رنگ و نور: فرهاد قدسی، صدابردار: طاهر پیشوایی، صداگذار: حسین قورچیان، جلوههای ویژه بصری: محمد برادران، جلوههای ویژه میدانی: حمید رسولیان، مدیر تولید: منصور غضنفری، مدیر برنامهریزی: بهمن حسینی، مشاور فیلمنامه: فاطمه شرفالدین، عکس: امیرحسین غضنفری، مدیر تبلیغات: زهرا دمزآبادی و مدیر روابط عمومی: سپیده شریعترضوی.
به روایت کارگردان
امیرعباس ربیعی | احمد تجربهای کاملا غیرمرتبط با دو فیلم قبلیام است و موضوعی اجتماعی مرتبط با تاریخ معاصر دارد. داستان فیلم در دهه ٨٠ رخ میدهد و اتفاقی را روایت میکند که شهید احمد کاظمی فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه، در آن نقش ویژهای داشته است. امیدوارم این فیلم هم تبدیل به تجربهای جدید و متفاوت برای من شود که از همین منظر هم ساخت آن برایم یک چالش است.

جایزه ها و افتخارات فیلم احمد؛ درباره حادثه بم
مرتضی کهزادی | سیمرغ بلورین چهرهپردازی | چهل و دومین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۲
محمد برادران | سیمرغ بلورین جلوههای ویژه تصویری | چهل ودومین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۲
سیمرغ گوهرشاد (ویژه وزیر فرهنگ برای زنان) | چهل ودومین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۲
ساره رشیدی | دیپلم افتخار بازیگر نقش اول زن | چهل و دومین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۲
نقد و بررسی فوری فیلم احمد
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاول منتقدان و نویسندگان سینمایی است در بارِ اول تماشای فیلم؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
علی نعیمی
قرار است در فیلم احمد چه چیزی را درک کنیم؟ ظهور یک قهرمان زمینی که قرار است جلوی یک ضد قهرمان بایستد و یک جامعهای را در برابر سختیها همچون یک منجی نجات دهد؟ ضد قهرمان کیست یا چیست؟ پدیده زلزله که یک بلای طبیعی است یا دولت مستقر که با توجه به ذهنیتهای سیاست زده فیلمساز همچون یک دیو پلید جلوی هر گونه رفتار انسانی میایستد؟ آنوقت چرا باید چنین چیزی را مخاطبی که حافظهاش درباره زلزله بم هنوز هم تازه است باور کند؟ این میزان عداوت و یک طرفه به قاضی رفتن در برابر دولتی که به گواه مخالفانش هم بهترین و کارآمدترین دولت پس از انقلاب است از کجا میآید؟ آیا ساختن تصویری یک بعدی از چهره یک قهرمان ملی که سابقه درخشانش در دوران دفاع مقدس و رشادتهایش برگ زرین تاریخ جنگ تحمیلی است جفا به این شهید والامقام نیست؟ تحریف تاریخ تا به این حد گسترده برای خوشآمد یک طیف سیاسی آیا چیزی جز دور شدن از انصاف و رسالت فیلمسازی داکیودرام است؟ نشان دادن چهره ضد تخصص و ضد علم از سپاه و تکهپرانیهای گاه و بیگاه فیلمساز به خاستگاه کارهای علمی و تصویری کاریکاتورگونه از یک فرد تحصیل کرده آیا میتواند منویات شخصیت اصلی فیلم را تصویرسازی کند؟

به نظر میرسد امیرعباس ربیعی سعی کرده است با تکیه بر طول موج احساسات ناشی از یک فاجعه انسانی و نشان دادن اصرافگونه تصویرهای دلخراش مرگ و زخم و جراحت و بیچارگی آن هم در 24 ساعت اول یک فاجعه فیلمی تاثیرگذار بسازد اما در این میان هم تلاش میکند قهرمانی را تصویر کند که یک تنه ماجرای زلزله دلخراش بم را در مقابل تمامی کارشکنیها رتق و فتق کند. این درونمایه آخرالزمانی و هالیوودی از فیلمی که شخصیت اصلیاش یک پاسدار جانبرکف است وهن چهره مردمی سپاه در میانه مردم است. اینجاست که فیلم ضد خودش عمل میکند و حتی نیتهای فیلمساز هم تصویری عکس نشان میدهد. با این همه میتوان فیلم احمد را در ادامه روند فیلمسازی فیلمساز جوانش قدمی منطقی دانست که با لباس شخصی و ضد آغاز شد و با احمد ادامه پیدا میکند.
۳ نکته از فیلم:
- بازی خوب ساره رشیدی
- شخصیت خلبان هلیکوپتر با لهجه شیرین اصفهانی
- گریم و شباهت خیلی بالای تینو صالحی به شهید کاظمی
سید مهرزاد موسوی
من تحقیق نکردم و نمیدانم غیر از گریمها و صحنهآراییهای فیلم احمد، چقدر از داستان بر اساس واقعیت بنا نهاده شده و چقدرش محصول دراماتیزه کردن نویسنده است. پس فارغ از پاسخ به این سوال مینویسم:
هیجانهای فیلم باسمهای است، نمادگراییاش روی مغز است، تاکید مداوم روی شعارهایش و نواختن مسئولان (دولتی) دل را میزند؛ اینکه در هر حادثهای (ولو کودکی در وسط باند فرودگاه) ناگهان و زورو-وار احمد سربرسد، بیشتر خندهدار از آب درمیآید تا تاثیرگذار، طعنه زدن مداوم و تمسخر تخصص، آزارنده است تا درسآموز، اینکه همه کاراکتر با «چکار داره میکنه» از تصمیمات احمد متعجب شوند ولی کار هم درست شود، بیشتر حس کارتون به آدم میدهد تا کارآمدی، تاکید بر «میشود» و طرحهایی که ناگهان روی تخته نمایش داده میشود، حس فیلم را از بین میبرد تا احساساتبرانگیز باشد.

فیلمنامه احمد به وضوح در طراحی اتفاقات و کاراکترها از کارگردانی و طراحی فنی، عقبتر است؛ بسیار عقبتر! …و کاش فیلمی که برای آن، این همه زحمت و امکانات هزینه شده و فقط یکبار ساخته میشود، فیلمنامه بهتری میداشت. با این حال فیلم احمد با برش زدن فاجعه عظیم بم در فرودگاه، هوشمندی به خرج داده و در دکوپاژ، گریم، دستاوردهای فنی و البته تا حدودی بازیها، موفق بوده است. لحظههای درخشانی هم دارد ولی میماند همان حیفِ بزرگ. احمد با رواداری و همهجانبهگری و خودداری بیشتر، فیلم ماندگاری میشد.
اسم پیشنهادی دیگر برای فیلم: احمد
سطح فیلم: پذیرش در جشنواره (سیمرغ گریم و…)
۳ نکته از فیلم:
- بازیگر نقش «آخوند» فیلم
- غلظت دوز احساساتگرایی نیمساعت پایانی فیلم
- «من ارگ بمم، خشت به خشتم متلاشی»
کمال پورکاوه
جدیدترین ساخته امیرعباس ربیعی ضمن بازنمایی گوشهای از مدیریت جهادی سردار احمد کاظمی در واقعه هولناک زلزله بم، میکوشد نقش سربازان سپاه در سروسامان دادن به بحرانهای اجتماعی امروزه را در مقایسه با تصمیمگیریهای دولتی برجسته سازد. فیلمساز علیرغم دستمایه غنی و دراماتیکی که در دست داشته، با شتابزدگی و سادهانگاری بیحدوحصری که به خرج میدهد نه میتواند تصویر دقیقی از شخصیت ویژه و تاثیرگذار احمد کاظمی به تماشاگر ارائه دهد و نه توانایی خلق فضای بحرانزده بم را در آن فرودگاه پرآشوب پیدا میکند.

رویکرد تصنعی کارگردان در فضاسازی فرودگاه بم که به استفاده پرتعداد از هنرورهای پرشمار و تمرکز بر روی صورت و بدنهای زخمی که عمدتا هیچ داستان دراماتیکی را هم در طی روایت فیلم نمایندگی نمیکنند، باعث شده فیلم احمد (جز در مورد اصرار برای برخواستن هلیکوپتر در شب و تصمیم دشواری که باید از جانب حاج احمد گرفته شود) کشمکش دراماتیک چندانی برای نمایشی کردن فضایی که قصد طراحی آن را داشته است در چنته نداشته باشد.
در آثاری که عمدتا حول محور بازنمایی یک فاجعه هولناک میچرخد، این کشمکش میان شخصیتها و تغییر غافلگیرکننده و پیشبینی نشده شرایط است که روایت را پیش میبرد اما در اینجا، امیرعباس ربیعی با برجستهکردن شعارهای مدنظرش، به شکل غمانگیزی روایت داستانی را قربانی محتوایی میکند که به شکل ناامیدکنندهای به فیلم سنجاق شده است.
سه نکته از فیلم:
- فیلمنامه کم افت وخیز
- بازی غیر قابل باور تینو صالحی
- مدت زمان طولانی
حمیدرضا محمّدی
«احمد» موضوع بکری دارد و به یکی از برجستهترین فرماندهان هشتسال دفاع مقدس، اما نه در جبهۀ جنگ، که در عرصهای دیگر یعنی شبانهروز نخست پس از وقوع زلزلۀ مرگبار بم در پنجم دی ١٣٨٢، درست در بیستمین سال پس از فاجعه پرداخته است. فارغ از این اختلاف نظر که آیا در نخستین ساعات پس از زمینلرزه، سپاه – و در رأس آنها، شهید احمد کاظمی – حضور داشته یا ارتش بوده و یا دولت حضور یافته، فیلم با محوریت فرماندهی امدادرسانی شهید کاظمی پیش میرود و میکوشد چهرهای مردمی از او به تصویر بکشد.
اگر از ایرادات فیلمنامه بگذریم، امیرعباس ربیعی برای این مهم توفیق یافته است و درحالیکه شاید خیلیها هنوز خواب بودند، خود را به بم رساند و در ۱۸ ساعت، چندهزار مصدوم و مجروح را با هلیکوپتر و هواپیمای نظامی و مسافربری، به بیمارستانها و مراکز درمانی شهرهای نزدیک و دور گسیل کرد. اگرچه فیلم شاید بهخاطر طولانیبودن و داشتن سکانسهای اضافی خستهکننده باشد ولی چهرهپردازی مرتضی کهزادی، فیلمبرداری هاشم مرادی و جلوههای ویژۀ بصری محمد برادران شایستۀ تقدیر است.
در میان بازیگران شاید تینو صالحی، با وجود شباهت حیرتانگیزش به احمد کاظمی، چندان موفق از آب درنیامد ولی توماج دانشبهزادی در نقش رهنما و ساره رشیدی برای ایفای دکتر صدر درخشان ظاهر شدند.
٣ نکته از فیلم:
- شباهت حیرتانگیز تینو صالحی به احمد کاظمی
- بازی درخشان ساره رشیدی و توماجدانشبهزادی
- طولانی و خستهکننده با سکانسهای اضافی

محمد تقیزاده
فیلم سینمایی احمد بیش از آنکه روایتی درباره زلزله بم و شهید احمد کاظمی باشد، فیلمی سیاسی و در جهت تخریب دولت خاتمی است. فیلمساز یا سفارشدهندگان به اشتباه تصور کرده اگر انفعال و کم کاری دولت را برجسته کند، قدرت و عظمت سپاه بیشتر به چشم میآید این در حالی است که تضعیف دولت به عنوان جزئی از حاکمیت تمامیت نظام را زیر سوال میرود و این خطای استراتژیک مهمی درباره فیلم است.
روایت فیلم بلاتکلیف است و مدام بر اساس خاطرات و داستانکهای مختلف به تصویر در آمده است از این رو انسجام و ارتباط درستی میان رخدادها وجود ندارد. فیلم به جهت برخی قهرمانی بازیهای احمد کاظمی و همرزمانش جذاب شده و موسیقی و بازسازی اتفاقات سبب خوشریتم شدن فیلم شده، در عمل بلاتکلیفی در روایت به شدت محسوس است. قهرمان فیلم موضع مشخصی ندارد و مدام در حال تخریب دولت است. از سوی دیگر از او چهرهای قانونمدار میبینیم که مشخص نمیشود روحیه جهادی و کنشگری فردی وی با چنین رویکردی چگونه سازگار شده است.
وقتی شخصیتپردازی و فیلمنامه ضعیف باشد، نمیتوان انتظاری از تینو صالحی در نقش احمد داشت از این رو شاهد تحرک فیزیکی زیاد از قهرمان فیلم هستیم فارغ از اینکه کنش قهرمانانه درستی از آن شاهد باشیم. صحنه نجات دختر بچه در مقابل هواپیما بیش از آنکه اکشن و قهرمانانه باشد، کمدی ناخواسته درآمده است.
۳ نکته از فیلم:
- سیاست زدگی
- نقض روایت
- بازی بد قهرمان

چند نکته درباره فیلم
- تینو صالحی، هنرمند تئاتر، بازیگر نقش شهید کاظمی است که پیش از این در فیلمهای چهارراه استانبول، میدان سرخ، دل، عصبانی نیستم و سریال مختارنامه حضور داشته است. این مهمترین نقشآفرینی این بازیگر آیندهدار سینمای ماست.
- این فیلم محصول مشترک سازمان سینمایی سوره حوزه هنری و موسسه تصویرشهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است.
- نکته مهم فیلم ادامه مسیر فیلمسازی امیرعباس ربیعی با محوریت تاریخ معاصر است که با ساخت فیلم لباس شخصی شروع شد و با فیلم ضد ادامه پیدا کرد.
- فیلم «لباس شخصی» ساخته این کارگردان هنوز هم فرصت اکران پیدا نکرده و برخی شنیدهها حکایت از توقیف آن دارد.
اطلاعات کامل جشنواره فیلم فجر 42
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فجر
حبیب والینژاد | تهیه کننده: از تکتک عوامل تشکر میکنم که برای این پروژه تلاش کردند. برای چنین پروژه دشواری، برخی ارگانها پای کار آمدند. حوزه هنری طول این پروژه کنار ما بود و در کنار آن، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران هم بسیار از ما پشتیبانی کردهاند. امروزه، خدمت به مردم ایران را وظیفه خودم میدانم. در این فیلمها داریم از بزرگانی یاد میکنیم که برای مردم جنگیدهاند. یکی از دوستان شهید احمد کاظمی خواب او را دیده بود که گفته بود «بم من را نجات داد.» بم یعنی خدمت به مردم.

امیرعباس ربیعی | کارگردان: مدتی پیش، شروع به مطالعه پیرامون شهید احمد کاظمی کردم و در پژوهشها به صفحهای برخوردم که درباره حضور این شهید در بم و فعالیت ایشان نوشته بود. از همان جا قلاب من روی این داستان گیر کرد. زیرا احساس کردم این قصه نیاز امروز ماست. به واقع احمد کاظمی مدیر تراز جمهوری اسلامی است.
رضا محبینوری | نویسنده: آقای ربیعی حدود ۸ ماه پژوهش را انجام داده بود و پس از گفتگوهای بسیار، نوشتن این پروژه نصیب من شد. احمد کاظمی از ۲۱ سالگی لشکر تاسیس کرده و تا پایان عمرش سراسر درخشندگی دیده میشود. بارها و بارها با کمک بسیاری از عزیزان ازجمله هادی مقدمدوست کار را بازنویسی کردیم. پرتره «احمد» داستان واقعی است و حرفهایی جدی و قابل تامل در آن زده شده است. تلاش کردیم داستان بگویم و کاراکتری را خلق کنیم که مردم آن را بپذیرند و دوست داشته باشند.
در فرایند فیلمنامه، باید بیش از ۷۰ درصد به شخصیتپردازی تمرکز کنیم. متن ساختار و اسکلتی دارد که اگر به دل نویسنده ننشیند یعنی قوام آن قصه شکل نگرفته است. «احمد» درباره قصه تلخ زلزله بم است و ما باید وجوه شهید کاظمی مانند مردمداری، هیبت، مهربانی و… را در این فیلم نشان میدادیم. درست است که نمیتوان تمامی ابعاد شخصیتی این شهید را نشان دهیم؛ اما تلاش کردیم تا حدودی بخشهایی از هیبت و عطوفت ایشان را بازنمایی کنیم.

تینو صالحی | بازیگر نقش احمد کاظمی: این نقش چالش بزرگی برای من بود. در شروع کار آقای ربیعی به من کمک کردند و اطلاعاتی را در اختیار من گذاشتند. با هم بررسی کردیم و تمرینهای طولانی و خوبی داشتیم تا بتوانیم نقش را آماده کنیم. از توماج هم تشکر میکنم. یکی از سختترین کارها مسئولیت این نقش بود. سخت از این نظر که به عنوان نقش اصلی فیلم و چنین کاراکتری حضور داشتم. ۲۰ سال است که در تئاتر کار میکنم و باید جوابگویی افرادی میبودم که من را میشناختند. اینها مجموعه استرسهایی بود که داشتم.
توماج دانشبهزادی | بازیگر: امیدوارم همیشه آزاد و آباد و شاد باشید. این چند ماهی که در خدمت یک گروه درخشان از کوچک گرفته تا بزرگ بودیم و از همهشان تشکر میکنم. اگر همدلی و همراهی و تلاش این دوستان نبود، این پروژه سخت به ثمر نمیرسید. تینو صالحی را ۲۳ سال است که میشناسم و حضورش به عنوان کاراکتر شهید کاظمی دل من را قرص کرد تا بتوانم کار خودم را انجام دهم. حدود ۴ ماه تمرین فشرده داشتیم و این خاصیت آثار امیرعباس ربیعی است. نقشی که در این فیلم بازی کردم، بسیار دشوار بود.
ساره رشیدی | بازیگر: من تلاش کردم با لهجه بمی در فیلم صحبت کنم اما این لهجه بهقدری سخت بود که کارگردان گفت این لهجه را فعلا کنار بگذاریم و به همین دلیل این کاراکتر لهجه بمی ندارد. با این حال، من لهجه بمی را دوست دارم و بسیار آهنگ زیبایی دارد. من از ۱۵ سالگی کار تئاتر کردم و اولین کار تصویر من نیز یک سریال برای شبکه فارس بود که البته به پخش نرسید. من میخواهم کمکم تمامی ژانرها را بازی و تجربه کنم. خوشحالم که آقای ربیعی به اعتماد کردند و نقش جدیای به من دادند و امیدوارم به همه بازیگران کمدی اعتماد شود.

حمید نجفیراد | تدوینگر: کمترین کاری که در این پروژه کردم، بخش تدوین بوده است. زیرا در پروژه «احمد»، ۸۰ نفر تلاش کردند و این اثر هنوز برای من تمام نشده و دوست داشتم باز هم ادامه پیدا کند. از نظرم ما باید قطعا استراحتی به خودمان بدهیم و کمی از زمان فیلم را کم کنیم.
مسعود سخاوتدوست | آهنگساز: کرمان سرزمین مادری من است و هنگام زلزله بم، در کرمان دانشجو بودم و باید بگویم که این حادثه دلخراش شبیه قیامت بود. لحظهای چشم ما خشک نمیشود و به قامت اشک میریختیم. پیش از این، بخشی از آن اتمسفر را در فیلم شیار ۱۴۳ تجلی بخشیدم و حدود ۷ سال بعد با فیلم «احمد» به آن حال و هوا بازگشتم.
حسین قورچیان | صداگذار: همزمان ما سعی میکردیم کارهای فنی را انجام دهیم و هم با زمان محدودی که داشتیم، مراقب بودیم چیزی کم نگذاریم. فیلمهای جنگی امسال در جشنواره زیاد است و امیدوارم فیلم ما در این بین گم نشود. البته متاسفانه در سالن برج میلاد، صداها مشکل دارد و باعث میشود تاثیرگذاری فضای فیلم کمتر شود.
طاهر پیشوایی | صدابردار: فیلم پر از شلوغی و تنشهای دیالوگی بود. زمانی که فیلمنامه را خواندم، برایم پر از قصه بود. تمام روایت «احمد» بر اساس حس بازیگران است. حتی حساسیتهای کارگردان در زمینه صدابرداری بسیار بود و برای او میکروفونی تهیه کردیم که خوانندهها روی سن از آن استفاده میکنند تا صداها را خوب بشنوند.
مرتضی کهزادی | طراح چهرهپردازی: ۱۴ نفر از بازیگران مختلف را برای نقش شهید احمد کاظمی تست گریم زدیم اما مورد قبول کارگردان نبودند. درنهایت با افتخار در کنار تینو صالحی عزیز بودیم. طی ۲۰ سالی که در این فضا فعالیت میکنم، صادقانه میگویم که «احمد» سختترین آن بود. دست تکتک عوامل و همراهان خود را میبوسم.
پوستر فیلم احمد
طراحی پوستر فیلم احمد کاری است از محمد روحالامین.



با سلام امروز و صرفا در جهت حمایت از آثار فاخر هنری در حوزه اسطورههای ملی و دفاع مقدس باتفاق خانواده برای دیدن فیلم احمد به سینما رفتیم که با کمال تاسف شاهد فیلمی بسیار بسیار ضعیف و با فیلم نامه ای بسیار ضعیفتر بودم که هر چند نام فیلم و تبلیغات آن در دفاع از شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی است، ولی ظاهرا تلاش نموده است آبروی سپاه، بسیج و روحانیت و بوبژه چهره فاخری همچون این شهید بزرگوار را ازبین ببرد. بقدری فیلم نامه ضعیف و بد تهیه شده بود که در دقیقه 50 باتفاق خانواده بلند شدیم و از سینما خارج شدیم و به حال بسیج و سپاه و شهدای مظلومی همچون شهید احمد کاظمی با آن همه خدمات فاخر و ارزشمند اشک ریختم. اینکه به طرق مختلف و گاهی بدست خود نیروهای به ظاهر انقلابی تعمدا به ذهن مخاطب چنین القا می کنند که سپاه و بسیج نه فقط با دولت که با ارتش هم در شرایط بحرانی نظیر زلزله بم مشکل دارند و اگر کاری در شرایط بحرانی کشور نیز می شود کار سپاه است و بس! گاهی فکر می کنم عمدی دست های متعددی در کار است تا در جامعه چنین القا شود که سپاه و بسیج و روحانی جماعت افرادی کودن و …هستند، که …
یاد این جمله افتادم که اگر خواستی کسی را خراب کنی، بهش حمله نکن، کافی است از او بد دفاع کنی !
این فیلم یه بازیگر عالی داره به نام توماج دانش بهزادی که نقش رهنما رو بازی میکنه….نقش حاج احمد که ول معطل ه…دختره هم همش گریه میکنه…یه بازیگره ترسناکی هم داره نقش عباس…این کاملا معلومه بچه هیاتی و دیوونه اس…بخدا به زور آوردنش جلو دوربین…بازیگرم نیس….آی عشق کردیم باهاش…حرفاش حرف بود…اشکی ریختیم به عشق حاج احمد و یارانش….و مردم بیچاره بم…اللهم احفظ قائدنا سیدعلی خامنه ای
این فیلم یه بازیگر عالی داره به نام توماج دانش بهزادی که نقش رهنما رو بازی میکنه….نقش حاج احمد که ول معطل ه…دختره هم همش گریه میکنه…یه بازیگره ترسناکی هم داره نقش عباس…این کاملا معلومه بچه هیاتی و دیوونه اس…بخدا به زور آوردنش جلو دوربین…بازیگرم نیس….آی عشق کردیم باهاش…حرفاش حرف بود…اشکی ریختیم به عشق حاج احمد و یارانش….و مردم بیچاره بم…اللهم احفظ قائدنا سیدعلی خامنه ای
این فیلم یه بازیگر عالی داره به نام توماج دانش بهزادی که نقش رهنما رو بازی میکنه….نقش حاج احمد که ول معطل ه…دختره هم همش گریه میکنه…یه بازیگره ترسناکی هم داره نقش عباس…این کاملا معلومه بچه هیاتی و دیوونه اس…بخدا به زور آوردنش جلو دوربین…بازیگرم نیس….آی عشق کردیم باهاش…حرفاش حرف بود…اشکی ریختیم به عشق حاج احمد و یارانش….و مردم بیچاره بم…اللهم احفظ قائدنا سیدعلی خامنه ای
بهتر گفت منتقدین این فیلم از جایی بودجه گرفته اند تا به تطهیر دولت اصلاحاتی بی کفایت بپردازند؛ رشادت های سردار جان بر کف شهید احمد کاظمی با وجود بی لیاقتی و بی کفایتی دولت سرطانی اصلاح طلب ستودنی است.
فیلم بسیار خوش ساخت و تاثیر گذار بود. به نظرم مهم نیست که جزئیات چه بود هر چند همه قصه های کوتاه فیلم هم اثر گذار بود، مهم اصل ماجرا یعنی همان ۱۸ ساعت اول بعد از زلزله بود و کار بزرگی که شهید کاظمی کرده بود و کمتر کسی از این ماجرا اطلاع دارد. حیف که در دوره رکود سینما این فیلم ساخته شده.
واقعا در حیرتم از این همه نقد که اتفاقا بنظرم وارد نیست. چطور میشود که مخاطب این فیلم که عموم جامعه است، این فیلم را این قدر دوست دارد ولی یک عده منتقد، چنان از این فیلم ایراد میگیرند که همان مخاطب عام، کاملا متوجه میشود که منتقدان از چه سوختهاند. میترسم قسم بخورم ولی چقدر دلم میخواست سوگندی ضمیمه این جمله پیشرویم میردم که : “اگر دولت وقت زمان زلزله بم، شخصی از جریان اصولگرایان بود، هیچ کدام از این نقدها، به این فیلم وارد نمیشد!”
بازی واقعی آقای صالحی در نقش حاج احمد چنان بر دل مینشست، تو گویی لحظاتی را مهمان این شهید شدهایم. سایر بازیگران هم بسیار عالی بودند. حتی آقای رهنما در فیلم.
اگر زندگی حاج احمد، فقط همین یک روز بود، حقیقتا شهادت کوچکترین حق ایشان از این دنیا است.
چقدر مشتاق دیدن سایر روزهای زندگی این شهید بزرگوار شدم.
دست کارگردان محترم، تهیه کننده زحمت کش و تمام عوامل اجرایی این فیلم درد نکند و انشاالله نزد خداوند این شهدا، ماجور باشند که این فیلم پر زحمت را این چنین محشر ساختهاند.
چقدر جای حاج احمد در این روزهای کشور ما خالی است.
از سیاست زدگی عجیبی که در نقد برخی منتقدان بود متعحب شدم!! (بیشتر پروژه بود تا نقد) ای کاش کمی فضای کشور از این سیاست زدگی خارج میشد و همگان بدون تعصب به سمت آبادانی کشور حرکت میکردند!
فیلم احمد 8 از 10
جلوه بصری 7 از 10
نویسندگی 9 از 10
چهره پردازی 9 از 10
فیلم برداری 7 از 10
موسیقی 7 از 10
بازیگری 8 از 10
کارگردانی 8 از 10
فیلم احمد از اون فیلمهایی هست که دوبار یا سه بار دیدنش آدم رو خسته نمیکنه ..باوجود زمان زیاد فیلم آدم دلش میخواد دوباره بشینه ونگاه کنه ،برای مخاطب بسیار جذابه ونگاه متفاوتی به اون میده هم نسبت به زلزله بم و هم نسبت به تلاشهایی که اونجا صورت گرفته ..
یکی از بهترین فیلمهایی که دیدم فیلم احمد بود روایت بسیار متفاوتی از زلزله بم و به تصویر کشیدن تلاشهای شهید احمد کاظمی ،خیلی زیبا روایت شده از هرج ومرج درون فرودگاه و چالش هایی که وجود داره ،از مشکلاتی که باهاش سرو کله میزنن تا مدیریت قوی حاج احمد، از کار تمیز تشکیلاتی تا گوش به فرمان بودن از حمایت حاج احمد از دولت در فضای بحران تا عمق ارتباط عاطفی حاج احمد با مردم ،از لحظات تلخ ودر دوراهی قرار گرفتن برای تصمیمات مهم ..تا بفکر آبروی نیروها بودن …بسیار فیلم جذابی بود بنظرم در اتاریخ انقلاب فیلمی جذاب تر از فیلم احمد ساخته نشده فیلم در عین جدیت نکات طنز زیادی داشت مخاطب هم میخنده هم درکنارخنده گریه میکنه. ،گاهی اوقات در دل گریه شروع به خندیدن میکنه …خدا قوت به عوامل اجرایی
به نظر میرسه بیشتر از اینکه سازندگان فیلم از جایی بودجه و سفارش گرفته باشن تا دولت وقت رو تخریب و ارگانی خاص رو پروموت کنن، منتقدین از جناحی خاص خط گرفتن تا به هسته اصلی فیلم بتازن و دولت وقت رو تطهیر کنن. این چنین طرفداری کورکورانه و متعصبانه از ناکارآمدی دولت که همگی در زمان زلزله بم به خاطر داریم، ریشه در چه چیزی داره؟ نقدها بسیار متعصبانه، یکطرفه و بیارزشن. کاش به همین سادگی تخصص خودمون رو نفروشیم!
امام خامنه ای عزیز تقریبا 35 تا 40 سال پش چه زیبا بیان میکنند :
… من بارها گفتهام که روشنفکرى در ایران، بیمار متولد شد. مقولهى روشنفکرى، با خصوصیاتى که در عالم تحقق و واقعیت دارد – که در آن، فکر علمى، نگاه به آینده، فرزانگى، هوشمندى، احساس درد در مسایل اجتماعى؛ بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است – در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب متولد شد. چرا؟ چون کسانى که روشنفکران اول تاریخ ما هستند، آدمهاى ناسالمیند….
حالایک نگاهی به متن های منتقدین بندازین. واضحه توش مرضه ( بیمار و ناسالم و معیوب )
خیلی جالبه وقتی میری تو صفحات فیلمهای کاملا ضد ایرانی و ضد اسلامی میبینی که خیلی قشنگ گفتن این نقد اجتماعیه و چقدر کارگردان قشنگ تونسته بیان کنه و ….
بعد نوبت به حقایق و اصول که میشه یک سری بعنوان منتقد میان و هرچی میتونن با سلاح تکنیک های سینمایی میتازن به نقد فیلم. خوش انصافی هم حدی داره بابا جان. شماها که اینقدر تکنیک بلدین برید یکم فیلمهای هالیوودی رو نقد کنید که خدا شاهده در کنار برخی قوت هاش پر از اشکالات فنی هست.
بنده یکبار در سربازی با حاج احمد صحبت کردم و اینقدر همین چند ثانیه صحبتم با ایشون و توجه و تواضع و احترامی که ایشون به بنده گذاشتند چنان بر من تاثیر گذاشت که الان با بغض دارم این مطلب را مینویسم. مشو زنهار از این گفتار در تاب–برو مقصود از آن گفتار دریاب**مپیچ اندر سر و پای عبارت–اگر هستی ز ارباب اشارت** نظر را نغز کن تا نغز بینی–گذر از پوست کن تا مغز بینی** کجا گردی ز ارباب سرائر–نظر گر بر نداری از ظواهر** چو هر یک را از این الفاظ جانی است–به زیر هر یک از اینها جهانی است** تو جانش را طلب، از جسم بگذر–مُسمّا جوی باش از اسم بگذر
وقتی پول میگیری که حتی از (آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است) دفاع کنی… ،
یک روایت کاملاً زیبا و صحیح ، بازیگری و طراحی صحنه بی نقص و ستودنی.. اگر به این منتقدین پول بیشتری هم داده میشد حتی وجود شهید کاظمی و سپاه رو به کل نفی میکردن😶☹️
جای تعجب است که عزیزان منتقد که عموما از زمین و زمان سیاست کشور و مسئولان نقد دارند و شاکی اند اما در اینجا که فیلمساز ضعف مدیریت بحران کشور و بی عرضگی برخی مسئولان بیخیال اصلاح طلب را به نمایش گذاشته است شاکی اند که چرا دولت بظاهر مقتدر احمد خاتمی را زیر سوال برده است… آقایان اسناد تاریخی این اتفاق موجود بوده و نیاز به تطهیر ندارد…
شخصیت و بازی شهید کاظمی صبوری و متانت ایشون عالی بود و شباهت خیلی زیادی به شهید کاظمی داشتن فیلم پر از احساسات متفاوت بود با گریه دختر بچه برای از دست دادن مادرش اشک میریختم و پا به پای گریه احمد در آخر فیلم هم گریه میکردم و در عین حال بعضی جاها میخندیدم. منقدینم مشخصه از کجا دارن فشار میخورن که مهم نیست از نظر یک بیننده فیلم تمام احساسات رو در من ایجاد کرد و بازی اون خانوم امدادگر هم فوق العاده بود.
و واقعا حس اینکه مردم اون شهر چه مصیبت سنگینی رو پشت سر گذاشته بودن رو به خوبی روایت کرده بود
بیان تاریخ خیلی هم خوبه؛ بشرطی که تمام وکمال باشه؛ اولین یگانه که بر بالای شهر بم ظاهر شد هوانیروز ارتش بود وتا روز آخر کمک رسانی پا دررکاب بود و پرواز میکرد. در هر صورت خدمت به مردم مصیبت دیده از جانب هر سازمانی باشه ستودنیست.
چقدر منتقدین سیاسی هستن! اون زلزله و بی عرضگی دولت وقت برای همه مشهود بود نمی دونم چرا منتقدین شما که اون موقع قطعا بچه بودن بهشون برخورده
الحمدلله مستندات بی عرضه گی دولت وقت موجوده، اگر نبود این منتقدین طرفدار دولت فخیمه چکار می کردند. در ضمن بهتره فیلم تبلیغات هاشمی رفسنجانی انتخابات 1384 زا یکبار ببینند تا متوجه شوند بهترین دولت بعد انقلاب از نظر بزرگشون چی بوده
چقدر منتقدین بی طرفانه! نقد کرده بودن. کاملا مشخصه که همشون برای دفاع از دولت وقت “دستور گرفته بودن” تا میشه فیلم رو بکوبن. من که میدونم این نظر رو تایید نمیکنین. ولی حداقل خودتون بدونین اکثریت مثل شما نیستن.
نظرات منتقدان مختص به خودشونه و همونطور که نوشته شده، نظرات دستاول اوناست. شاید در طول زمان تغییر کنه و مطمئنا نظر فیلیموشات نیست.
چقدر کار فوق العاده بود. ده دقیقه اول فیلم حس میکردم یک فیلم ضعیف با سوژه هدر داده شده خواهم دید اما تا شهید احمد کاظمی از پله هواپیما پایین آمد قصه کم کم جان گرفت. قصه بسیار تراژیک است اما دیالوگ های طنز کاراکتر ها بسیار خوب از آب درآمده و در بین بغض و اندوه، لحظهای خنده بر لبانتان میآورد. در یک سوم پایانی من همراه احمد، اشک می ریختم و نماز صبح احمد آخر فیلم حال همه را خوب کرد
چرا تیزر فیلمها رونمیذارین
هر کدوم با کیفیت به دستمون برسه، منتشر میکنیم و معمولا تیزر فیلمها همزمان با پخش در جشنواره منتشر میشه.
یه سوال این علی صادقی همون علی صادقی کمدین مشهوره یا یک بازیگر که اسمش متشابه است لطفاً پاسخ بدید
یه بازیگر دیگه است…