بهترین فیلم ها درباره غذا
۱۶ اکتبر روز جهانی غذا است
رابطه بین غذا و سینما همیشه عالی بوده. غذا جزء جدانشدنی و دلپذیر زندگی آدم است و سینما هم بازتابدهنده ابعاد مختلف زندگی. بهندرت فیلمی در تاریخ سینما ساخته شده که در آن اثری از خوردن یا نوشیدن نباشد. فارغ از حضور همیشگی غذا در فیلمها، این پدیده مهم آنقدر حیاتی، سرشار از تنوع و نقشش در سلامت جسم و روان انسان پررنگ است که سینما بارها به عنوان موضوعی اختصاصی به آن پرداخته.
فیلمهای زیادی درباره غذاها و آشپزها و رابطه بین انسان و غذا ساخته شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست. به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی غذا میخواهیم در این مطلب 10+1 فیلم را که غذا در آن نقش کلیدی دارد را به شما معرفی کنیم. بعضی از این فیلمها مشخصا درباره غذا هستند و بعضی دیگر حاوی صحنههایی بهیادماندنی درباره غذا.
فیلم بنیانگذار | 2016 | The Founder
چه کسی دوست ندارد داستان تولد مشهورترین و بزرگترین رستوران زنجیرهای تاریخ را بداند؟ مکدونالدز فراگیرترین رستوران سیاره ماست و احتمالا هرکداممان که یکبار غذایش را تست کردیم، دوست داریم بدانیم یک مغازه کوچک همبرگرفروشی چگونه توانست زمین را تسخیر کند.
خوشبختانه «رابرت سیگل» نویسنده و «جان لی هنکاک» کارگردان، ارزشهای دراماتیک این ماجرا را درک کردند و بنیانگذار را ساختند. فیلم درباره «ری کروک» است، مردی که مکدونالدزی را که امروز در جهان میبینیم ساخت. هوشمندی عنوان فیلم در این است که «کروک» در واقع بنیانگذار اصلی این برند نبود، اما با نبوغی که در حیطه بازاریابی داشت توانست مکدونالدز را به آنچه که امروز هست تبدیل کند.
فیلم سوخته | 2015 | Burnt
آدام جونز سرآشپزی با استعداد و با تجربه است که به خاطر اعتیاد به مواد مخدر و رفتارهای پرخاشگرانه رستورانش را از دست داده و آشپزی نمیکند اما پس از مدتی که تصمیم به ترک اعتیاد میگیرد، شروع به جمع کردن یک تیم جدید برای افتتاح دوباره رستورانش میکند. بازی فوقالعاده بردلی کوپر در نقش یک سرآشپز درگیر با اعتیاد که اراده کرده است تا دوباره به شهرت قدیم خود برگردد فیلم را بسیار جذاب و تماشایی کرده است.

فیلم سرآشپز | 2014 | Chef
نه تنها بهترین فیلمی است که درباره غذا ساخته شده، که سرراستترین و نمادینترین آنها هم هست. «جان فاورو» در سال 2014 عزمش را جزم کرد که بهترین فیلم زندگیاش را بسازد. او فیلمنامه «سرآشپز» را نوشت، خودش آن را کارگردانی و در فیلم بازی کرد و احتمالا مهمترین فیلم قرن 21 (تا به اینجای کار!) درباره غذا را ساخت.
نکته جالب توجه درباره فیلم این است که علاوه بر اینکه درباره عشق بیحد به آشپزی است، که کاوشی خارقالعاده درباره خلاقیت، آزادی و یافتن مسیر درست نیز محسوب میشود. فیلم درباره سرآشپزی است که بعد از سالها کار در رستورانهای بزرگ پرفروش، احساس میکند کارش تجاری و عاری از خلاقیت شده، پس باروبندیلش را جمع میکند و به همراه پسرش با یک کامیون غذای سیار به دل جاده میزند تا به مردم شهرهای مختلف، غذاهای محلی بفروشد.
فیلم بخور، دعاکن، عشق بورز | 2010 | Eat, Pray, Love
فیلم براساس کتاب پرفروش زندگینامهای الیزابت گیلبرت ساخته شده است که سفر لیز با بازی جولیا رابرتس به سه کشور دیگر را روایت میکند. در این مسیر غذاهای لذیذ، آرامش درونی و عشق را تجربه میکند. او در هر سه کشور ایتالیا، هند و بالی که سفر میکند با آدمهای جدید و سنتهای مختلف روبهرو میشود و در پی جستجوی راز زندگی به مفاهیم عمیقی مثل خودشناسی و اهمیت انگیزه برای زندگی میپردازد.

فیلم جولی و جولیا | 2009 | Julie & Julia
منتقدی این فیلم را «پدرخوانده 2» فیلمهای غذایی نامیده بود! فیلمی جذاب که لذت آشپزی را از دو زاویه روایت میکند؛ با روایت داستانهای دو شخصیت اصلی فیلم که یکی «جولیا چایلد» (مریل استریپ) سرآشپز و مجری تلویزیونی مشهور است و دیگری «جولی پاول» (ایمی آدامز) که یک فودبلاگر است. این دو یک عشق مشترک دارند: غذاهای فرانسوی.
حالا چرا فیلم با پدرخوانده مقایسه شده؟ به خاطر روایت موازی آن. از طرفی میرویم به دهه 50 و زمانی که جولیا در اوج دوراه حرفهای خودش کتابی مینویسد که در آن دستور 524 غذای فرانسوی گردآوری شده، از این طرف در سال 2002 جولی تصمیم میگیرد تمام آن 524 غذا را شخصا درست کند.
فیلم راتاتویی | 2007 | Ratatouille
آیا بین شما کسی هست که این شاهکار پیکسار-دیزنی را تماشا نکرده باشد؟ راتاتویی (در ایران مشهور به «موش سرآشپز») محبوبیتی فراگیر در دنیا داشت و آنقدر خوش رنگولعاب، گرم، گیرا و بامزه است که میتوان بارها آن را تماشا کرد.
فیلم درباره خلاقیت است. درباره نوآوری و در عین حال حفظ سنتها! در خیابانهای پاریس و در گله موشهای خیابانی، موشی متفاوت و خوشسلیقه به نام «رمی» وجود دارد که برعکس همقطارهایش اهل آشغالخوری نیست و از خوردن غذای معمولی بیزار است. رمی در هر فرصتی سری به آشپزخانه یک رستوران مشهور میزند و غرق تماشای شکوه آشپزخانه و هنر سرآشپزها میشود. در همین حال آشنایی او با یک آشپز بیدستوپا تبدیل میشود به یک دوستی سازنده. رمی به دوست جدیدش کمک میکند تا غذاهای معرکه درست کند و رفیقش هم بهشت مواد غذایی رستوران را در اختیار رمی و رفقایش قرار میدهد.
فیلم ماهی ها عاشق می شوند | 2006 | The Fish Fall in Love
گزاف نیست اگر استان گیلان را پایتخت غذایی کشور بنامیم. تنوع غذایی این استان و سفره رنگین گیلانی عقل و هوش انسان را زایل میکند. ترش تره، میرزاقاسمی، باقلاقاتق، ماهیکولی و ماهی سفید، کال کباب، کباب دوش، واویشکا و چندین و چند غذا و پیشغذای دیگر از جمله شاهکارهای خوراکی این استان زیباست. حالا تصور کنید کارگردان خوشسلیقهای، جغرافیای سینمایی و زیبای بندرانزلی را با کلی غذای مدهوشکننده و یک عاشقانه ملایم و بامزه ترکیب کرده و یکی از بهترین کمدی-رمانتیکهای سینمای ایران و بهترین فیلم غذایی سینمای ما را ساخته است.
ساخته دکتر «علی رفیعی» درباره زندگی است. درباره، زن، زندگی، زیبایی، عشق و غذا و هرآنچه که باید برای به دست آوردنش در زندگی جنگید. بار اولی که فیلم را در اکران جشنوارهای دیدم، از شدت گرسنگی به زاری افتادم و پس از پایان فیلم سریع خودم را رساندم به یک رستوران ایرانی تا کمی از سنگینی بار غذاهای رنگین داخل فیلم کم کنم!
سریال سوپرانوها | 1999 – 2007 | The Sopranos
انتخاب ویژه ما در بخش بهترین فیلم های درباره غذا، یک سریال است! سریالی که درباره مافیا و قتل و کشتار است، اما غذا در آن نقش بسیار مهمی دارد. مافیا از ایتالیا به آمریکا آمد. ایتالیاییهای فقط مافیا را به ینگه دنیا نبردند، بلکه بخش مهمی از فرهنگ غذایی آمریکا را هم با بردن قهوه، پیتزا و پاستا شکل دادند. کیست که نداند ایتالیاییها با چه عشقی غذا میخورند و چقدر نسبت به دستور پخت پیتزا و پاستا حساسیت و وسواس دارند؟
بنابراین وقتی فیلم یا سریالی درباره آمریکاییهای ایتالیاییتبار ساخته میشود، محال است اثری از غذا در آن نبینیم. سکانس حضور سران مافیا در زندان خانگی در «رفقای خوب» را به یاد دارید؟ هرکدام از آن جانیان آدمکش با وسواس بخشی از آشپزی را بر عهده گرفته بود و اعضا حسابی از خجالت شکمهای بزرگشان درمیآمدند.
حالا همان عشق و وسواس را بسط دهید به سریالی که 6 فصل ادامه داشته! تمام سریال پر است از صحنههای غذا خوردن جمعی. ضیافت بزرگی از گوشت و پاستا و پیتزا و بیکن و خرچنگ برپاست. دیدن سریال بدون اینکه خوراکی دم دست آدم باشد، خبط بزرگی است! همه دائما و با ولعی بیمارگونه در حال خوردنند. مدام صدای کشیده شدن کارد و چنگال روی بشقابها را میشنویم و بخش زیادی از مکالمات کلیدی سریال در رستوران و سر میز غذا اتفاق میافتد! سوپرانوها از هر جهت عالی است، از جمله به لحاظ غذا.

فیلم بخور، بیاشام مرد زن | 1994 | Eat Drink Man Woman
اگر به دنبال داستانی شیرین و دلنشین از یک درام خانوادگی تایوانی هستید این فیلم انتخاب مناسبی برای شماست. داستان زندگی یک آشپز بازنشسته چینی و سه دخترش را روایت میکند و در این حین به مشکلات خانوادگی و چالش های پیچیده هر فرد در خانواده میپردازد. غذا در این خانواده به نمادی از عشق و ارتباط خانوادگی تبدیل شده است. مادر خانواده برای دخترانش غذاهای چینی سنتی و مختلفی درست میکند که قطعا در زمان تماشای فیلم شما را گرسنه میکند.

فیلم اجاره نشین ها | 1986 | The Tenants
بهترین کمدی تاریخ سینمای ایران درباره غذا نیست، اما سکانسی در دل خود دارد که احتمالا ایرانیترین و بومیترین سکانس سینمای ایران درباره «دورهم بودن» و احترام به غذاست. مهرجویی که در فیلمهای دیگری مثل «مهمان مامان»، «لیلا» و «درخت گلابی» هم بارها ارادتش به غذا و سفره ایرانی را ثابت کرده، در سکانس غذاخوری اجارهنشینها سنگ تمام میگذارد.
ماجرا از این قرار است که اجارهنشینهای آن ساختمان لکنته تصمیم میگیرند برای دلجویی از کارگران ساختمانی، آنها را به ضیافتی دعوت کنند. چون این دعوت ناگهانی بوده، کسی آمادگی چندانی برایش ندارد، اما هر همسایه هرچه در خانه دارد را رو میکند تا اعضای ساختمان پیش کارگرها شرمندهتر نشوند: آقای قندی هندوانه و خربزه میآورد، عباسآقا از قصابی خودش گوشت چرخکرده سفارش میدهد، خانم توسلی هم ترتیب ظرف و میوه را میدهد.
همه چیز به شکل معجزهآسایی شکل میگیرد: سفره پهن میشود، خانم جان برنج دم میکند، عباس آقا کباب سیخ میزند و بقیه مردها در پشتبام بساط منقل راه میاندازند و بساط عیش فراهم میشود.

فیلم ویلی ونکا و کارخانه شکلاتسازی | 1976 | Willy Wonka & The Chocolate Factory
سالها قبل از اینکه «تیم برتون» برود سراغ اقتباس مدرنی از کتاب «چارلی و کارخانه شکلاتسازی» نوشته «رولد دال»، «مل استوارت» متوجه ظرفیتهای سینمایی محشر این داستان فانتزی شد. ماجرای «ویلی ونکا و کارخانه شکلاتسازی» رویای کودکی و حتی بزرگسالی همه ماست! رویای حضور در بزرگترین کارخانه ساخت شکلات و آبنبات و غذا که در آن دریاچه و آبشار شکلات جاری است و هر سوی آن بهشت هلههولههای شیرین است.
ماجرا را هم که میدانید؟ ویلی ونکا صاحب نابغه-دیوانه یک کارخانه شکلاتسازی تصمیم میگیرد به پنج کودک شانس بازدید از کارخانه رویاییاش را بدهد و به همین دلیل پنج بلیت طلایی داخل پنج بسته شکلات جاسازی میکند. نسخه قدیمی هرچند از رنگورو و جلوههای ویژه نسخه تیم برتون برخوردار نیست، اما یک کلاسیک بسیار دیدنی است.





