فیلم ارتفاع پست هم اسم و هم رسمش اعتراضی و انتقادی است. فیلمی هشداردهنده و نگران ایران زمین در سالهای ابتدایی دهه 80 خورشیدی. فیلمی در مورد مردمان ایران زمین که عاصی و خشمگینند اما همچنان دل در گروه میهن خودشان دارند. فیلمی در مورد رفتارهای غلط صاحبان مسند و قدرت، سوءمدیریتها و کجکاریها و تعصبها و بیخردیهایی که در نهایت منجر به تراژدی شده است.
ابراهیم حاتمی کیا؛ مرور کارنامه و تعداد تماشاچیان
فیلم ارتفاع پست از استیصال مردم و اجتماع نمونهای سوار بر هواپیمای دو ملخه فیلم سخن میگوید. از ماشینی که یک چرخش پنجر شده و به سختی حرکت میکند، از موتور هواپیمایی که از کار افتاده و از سوختی که رو به اتمام است. از فرزندانی که از والدینشان خشمگینند. از فرزندانی که زندگی در ایران آن سالها را دشوار میدیدند. فیلم نسبت به حالات اجتماع سالهای آغازین دهه 80 ایران نگران است و هشدار میدهد. فیلمی که ملاکش ایران زمین است و نگرانیاش حال و روز مردمان ایران زمین، که مورد غفلت واقع شدهاند.
ابراهیم حاتمیکیا، ارتفاع پست را بعد از «آژانس شیشه ای» و «موج مرده» و قبل از «به نام پدر»، «به رنگ ارغوان» و «گزارش یک جشن» ساخته است. چرا به فیلمهای قبل و بعد از «فیلم ارتفاع پست» اشاره شد؟ به یک دلیل مشخص و آن کلمه «اعتراض» است که قبل تر در سینمای حاتمیکیا چنین برجسته نبود و بعدها هم به شکلی جهت دار و خنثی در کارهایش تکرار شد. گویی ابراهیم حاتمی کیا در آن دوره جنسی از انتقاد و اعتراض را نسبت به حالات موجود در کشور داشت که بعدتر یا نخواست یا نتوانست که استمرارش ببخشد و نیش و کنایههایش معطوف به جناح های خاصی از حاکمیتی شد (فیلم هایی مثل «خروج» و «بادیگارد» و …)

طبیعتا بر کسی پوشیده نیست که حاتمی کیا به عنوان یک فیلمساز نزدیک به جریان مطلوب حاکمیت شناخته می شود. حال چه میشود که حاتمی کیا سراغ ساخت فیلمهایی که در بالا قید شد رفته است.
فیلمهایی در مورد مطالبات نسل جوانان بعد از جنگ از پدرانشان و اعتراض به راه و رسم بهروز نشده آنها («به نام پدر» و «موج مرده») ، فیلمهایی در مورد اعتراض به کجرویها و انحراف و منفعتطلبیها در دل بخشی از جریان حاکمیت («آژانس شیشه ای» و «به رنگ ارغوان») و حتی فیلمی در مورد رخدادهای سیاسی و اجتماعی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 خورشیدی («گزارش یک جشن»). خود «فیلم ارتفاع پست» هم به شکلی عیان از عاصی و دلخور بودن مسافران که همانا نمایندگان مثالی تفکرات و روحیات حاکم بر جامعه آن سالهای ایران (آغاز دهه 80) هستند، سخن می گوید و البته که در نهایت جانب مسافران و نه ماموران امنیتی را میگیرد. این در سینمای دوران اول و دوران متاخر حاتمیکیا کمی عجیب و متفاوت است.
اما سوال اینجاست که کار به کدام مرحله رسیده بوده است که نه تنها فیلمسازان نه چندان نزدیک به حاکمیت که همواره رگههایی از انتقادات سیاسی و اجتماعی در آثارشان وجود داشته، بلکه کسی همچون ابراهیم حاتمی کیا هم از آسیبها، اعتراضات و نگرانیهای اطراف جامعه ایرانی سخن میگوید؟ مگر نه اینکه هواپیمای مثالی فیلم «فیلم ارتفاع پست» که در نهایت در یک ناکجا آباد پرت و پلا که بیش از آنکه بوی آرمان شهر بدهد، به فضایی مرگآلود شبیه است، فرود اضطراری دارد، هواپیمایی است که شبیه سرزمین ایران است و مسافرانش همگی ساکنان ایران زمین.
حاتمیکیا از چه نکتهای در فیلمش سخن میگوید؟ قاسم (حمید فرخ نژاد) به همراه همسر و فرزند و خانواده اش سوار بر هواپیمایی میشوند با هدف ربودن هواپیما و سفر به سمتی جایی که بتوان زنده بود و زندگی کرد. مسافران از وضعیت زندگی و آیندهشان در سرزمین مادری خسته شدهاند. سفری انتحاری و پر خطر و از سر خشم و استیصال به سرزمینی که بتوان در آنجا آرامش داشت و به دغدغه به زندگی ادامه داد را آغاز میکنند. همین خلاصه داستان کوتاه از فیلم ارتفاع پست به خودی خود جنبه اعتراضی و انتقادی فیلم را عیان میکند.
حاتمیکیا در تمام سالهای فیلمسازیاش جنسی از مستقیمگویی و کنایه و حتی شعار را دنبال میکرده است. در فیلم ارتفاع پست اما این رگه با قوت وجود دارد با یک تفاوت مهم و آن اینکه فیلمنامه فیلم ارتفاع پست حاصل همکاری حاتمیکیا و اصغر فرهادی است. ارتفاع پست کمتر درشتگو است، حجم دیالوگهای مستقیم فیلم کاهش پیدا کرده و مفاهیم انتقادی و اعتراضی در فیلم در دل داستان و شخصیتها تنیده شده و به شکلی دراماتیکتر از پیش روایت شده است.
جدای از وجوه تکنیکی و مهم فیلم مثل فیلمبرداری و کارگردانی دشوار آن در دل دکور یک هواپیمای کوچک و البته انتخاب و اجرای خوب بازیگران، در کنار فیلمنامه منسجم و خوشکیفیت فیلم که بارها و بارها در مورد آن گفتهام و گفتهاند و شنیدهاید و البته که مهم و قابل بررسی مجدد است، سراغ گرفتن از جایگاه این فیلم و مفاهیم مطرح شده در آن در دل کارنامه سینمایی حاتمیکیا بعد از ۲۰ سال که از ساخت و اکرانش میگذرد، اهمیت بهسزایی دارد. ویژه از آن منظر که بررسی حالات اجتماع این روزهای ایران تماشای دوباره این فیلم را ضروری نشان میدهد.

اما مهمتر از آن مهر تاییدی مجدد است بر اهمیت نقش اصلاحگر سینما و سینماگران، که باز برای ما برجسته میشود. سینما و سینماگرانی که اگر مجال پیدا کنند، میتوانند نبض اجتماع ایرانی را پیدا کنند و در نقش یک کنشگر اجتماعی ظاهر شوند تا مفاهیمی را پیشاپیش و قبل از گسترش پیدا کردن به سطح وسیع اجتماع و تبدیل شدن به یک مسئله مهم به مردم و مسئولان گوشزد کنند. سینما و سینماگر میتوانند زبان گویای مردم باشند و مسائل و مشکلات را پیش از آنکه به معضل بدل شوند به گوش همگان برسانند بلکه فکری برای برطرف کردن آن صورت گیرد.
فارغ از اینکه فیلم «ارتفاع پست» را کدام نام ساخته و چه و چه (که به ظن این قلم حاتمیکیا لزوما در بخش عمده آثارش زبان گویای اجتماع ایرانی نبوده است)، باید پذیرفت فیلم «فیلم ارتفاع پست» به خوبی حالات و مشکلات اجتماع ایرانی را ۲ دهه پیش ازاین به خوبی دیده و به زبان سینما بیان کرده است ولی خب گویا چندان گوش شنوایی در کار نبوده است.

نویسنده چ جوری میتونه از طرف مردم کارگردان مردمی رو مشخص کنه
جالبع این همه از حتکمیت عقده دارین دولت اصلاح طلبارو نباید نقد کرد هرچه هست حاکمیت؟ پول مملکتو میخورین با رانت اومدین بالا😉جفتکم می ندازی فیلیمو……..تف به نونی که میخوری رسانه ی احمق