آنچه درباره سریال روزی روزگاری مریخ باید بدانید
ساخت فضای خیالی در هر حوزهای و در هر زمانی، خالقان و شاخصههای خاصی دارد. معمولاً در دو موقعیت، فیلمسازها سراغ فضای خیال انگیز میروند؛ در حالت اول جامعه به درجهای از ثبات رسیده و دچار بیخبری و عدم هیجانات شده و فیلمساز برای جذب مخاطب و سرگرمکردن او به سمت فضاسازیهای خیالی یا ساخت اسطورهها و افسانهها میرود. حالت دوم وقتی است که جامعه دچار چالش شده و فیلمساز، محدودیتهایی را برای کارش میبیند. او برای فرار از آنچه ممیزی میداند دست به خلق دنیای خیالی میزند تا بتواند خط قرمزها را دور زده و در دنیای بیزمان و بیمکان حرفش را بزند.
هر چقدر در حالت اول جذب مخاطب اهمیت دارد در حالت دوم چیزی که اهمیت دارد نمایش تفکرات فردی فیلمساز است. فیلمسازی که خود را در تنگنای خطوط قرمز میبیند بیشتر سعی دارد حرفش را از این مسیر بزند و اینکه چند درصد مخاطبان حرفش را میفهمند برایش مهم نیست.
درباره فیلمسازان و برنامهسازان داخلی هم تا به حال چندین سریال بدون زمان و مکان ساخته شده که از قضا مورد توجه هم قرار گرفته و پیامش به مخاطب رسیده است. سریالهایی مثل شبهای برره، قهوه تلخ و… از این دستهاند. ساخت چنین فضایی قطعاً سخت و پیچیده است چون سازنده میبایست تعدد ابعاد ریز و درشت جهانی که تصور کرده است را طوری بچیند که بستر حرکت داستان و درام درون آن با چفت و بست درست پیش برود و ناگهان رها نشود.

حالا سریال روزی روزگاری مریخ را هم میتوان به جمع سریالهای خیالی موفق افزود. سریالی فانتزی و خیالی بدون زمان و مکان مشخص که تنها زاییده خیال سازندهاش است و مخاطب را به این فکر میاندازد که او موقع ساخت و خلق این اثر، در فضا بوده است! این سریال علاوه بر موضوع، با معرفی چهرههای جدید هم سعی کرده بر تازگی آن بیفزاید و دکورهای هیجانانگیز و خیالی برای آن تدارک دیده و ساخته شده و تلاش کردهاند شباهتهایی به سیارات دیگر داشته و با نمونه زندگی واقعی زمینی تفاوت داشته باشد.
شوخیهای نویسنده خیلی زیرپوستی است و اشاره به اتفاقهای روز جامعه دارد. سعی شده زمان و مکان و اسامی همگی تخیلی و بیمعنی باشد تا به کسی برنخورد. اتفاقی که زیاد در آثار نمایشی ما میافتد. اگر لهجه یکی از اقوام در کار باشد فردای نمایش عدهای آن قوم اعتراض میکند یا اگر شغلی در اثر نمایشی بیاید، آن صنف اعتراض میکند. لذا بیزمانی و بیمکانی دست نویسنده و فیلمساز را باز میگذارد تا راحت حرفش را بزند. ضمن اینکه این فضا میتواند خواستهها، آرزوها و امیدهای جامعه را هم نشان بدهد. مثلاً در همین سریال برتری جنس مونث نسبت به جنس مذکر نشان داده شده است یا اشاره به روزگاری دارد که نژادپرستی نه تنها در آن وجود ندارد بلکه جرم هم محسوب میشود.
روزی روزگاری مریخ، اشاره به اختلاف طبقات اجتماعی دارد و نشان میدهد چطور عدهای تازه به دوران رسیده یک شبه به نوایی رسیدهاند و برتری خودشان را به رخ میکشند. از طرفی در این سریال با هشدارهایی جالب توجه مواجه میشویم؛ انواع و اقسام رفتارهای خانوادگی و اجتماعی نشان داده شده که با جامعه امروزی مغایرت دارد و میفهمیم اگر در خانه و خانواده تربیت درستی در پیش گرفته نشود عاقبتش تا چند سال دیگر چه خواهد شد یا اگر از محیط زیست و زمین مراقبت نکنیم در آیندهای نه چندان دور کره زمین از بین خواهد رفت. دیدن فضاهای تخیلی غیر از خاصیت سرگرمکنندهاش نوعی طنز تلخ محسوب میشود و مخاطب را به خنده تلخ میاندازد. تلخیای که اگر تاثیرش را بگذارد فیلمساز علاوه بر رستگاری شخصی به موفقیت عمومی هم رسیده است.

سناریو سوتی هم کم نداره. مثلا تو دوره زن سالاری، کماکان همه شغلها توی دست مردان هست. تعداد هنرپیشههای زن به مراتب از مردها کمتره، حتی توی کافه و کوچه و بازار! یا توی یه قسمت گفته میشه تورم معنی نداره و قیمت ها پنجاه ساله ثابت هستن. بعد تو یه قسمت زمینهای فلان جا یهو گرون میشن و خریدارشون ناگهان به ثروت کلانی میرسه. یه جا برخورد فیزیکی جرم محسوب میشه و جای دیگه ناصر مدام شوخی دستی میکنه و خیلی چیزای دیگه
یکی از بهترین واقعا بهترین ها بود دمتون گرم امیدوارم فصل دو هم ساخته بشه
این سریال زبان حال الان هست به صورت برعکس جایی که خانمها بنا به اجازه نداشتن همسر نه حق مسافرت دارن نه تحصیل و نه کار فقط بشینن تو خونه و بچه داری کنن و …..
این سریال زبان حال الان هست به صورت برعکس جایی که خانمها بنا به اجازه نداشتن همسر نه حق مسافرت دارن نه تحصیل و نه کار فقط بشینن تو خونه و بچه داری کنن و …..
آقا این سریال اولش زیاد برام جذاب نبود، اما از جایی که ناصر رو بردن مریخ و از یخ درش آوردن باحال شد. یک مهندسی خوبی تو طراحی و چیدمان کاراکترها هست که استخوان بندی این سریال رو قوی می کنه، ترکیب گاندی و 67 و اسی و ناصر به تنهایی کافی هستن که کل سریال رو بخندیم.
1- جایی که ناصر از دستشویی رفتن صحبت می کنه و 67 از اون طرف خونه گیر میده که ” مثلا دارم شارژ میشم ها !!”
2- جایی که ناصر چانه زدن رو یادشون میده، اما گاندی میره مدرسه و اشتباهی سر نمره امتحانی چانه می زنه و نمره 13 رو تبدیل به 8 می کنه
3- جایی که ناصر تو دورهمی رباتها مجبور میشه روغن موتور بخوره.
4- جایی که تفنگ عذاب وجدان (که روی همه 24 ساعت اثر داره) روی ناصر بیشتر از یک دقیقه دوام نمیاره!
5- جایی که شرط بندی می کنن و اسی برنده میشه و ناصر جایزه اش رو بر می داره.
6- جایی که ناصر میره بنگاه املاک و ملک رو به قیمت بالا می فروشه و همه راضی و خوشحال میشن.
7- جایی که ناصر یک شماره موبایل رند رو از حفظ می خونه، اما بقیه نمی تونن، در عوض مریخی ها شماره های طولانی عجیب غریب رو به راحتی حفظ می کنن.
8- جایی که ناصر براشون کوبیده درست می کنه و میگه بزنین بر بدن، همه بچه ها سیخهای پخته شده رو می کوبن به لباسهاشون
دوباره برادران قاسم خانی اومده که بگن زنان بی عقل کوته فکر وسست عنصر هستن خجالت اور است
عالی بود عالی.قویترین سریال ایرانی طنزی که دیدم همین بود.چنتا پیام های داد به مخاطب.میحیط زیست.تبعیض جنسیتی .تبعیض نژادی.واقعا دم کل آدمای فیلم گرم
بهترین سریال کمدی ای که تو چند سال اخیر دیدم
لطفا فصل دومش رو هم بسازید
انصاف هم خوب چیزیست که شما به نسبت دیگر نقدها از سریال مریخی ها، رعایت کردید. روایت کلی فیلمنامه متفاوت و جذاب است و با توجه به اتفاقات اخیر در ایران و حتی در دنیا میتوان به قدرت پیش بینی آینده از نگاه آقای قاسم خانی پی برد. زن که اکنون جنس دومی محسوب میشود به جایگاه واقعی و برابر خود با مردان برمی گردد و در مواردی بشکلی طنزگونه انتقام خود را از جامعه ای که قرنها او را بیرحمانه عقب نگهداشته بازپس می گیرد. ژانرهای طنزگونه بیش از آنکه خنده دار باشند باید مفاهیم تلخ و خط قرمزها را بشکل زیرپوستی، عریان سازند. شاید این سریال در نهایت ثابت کند که اگر زن را در مرکز قرار دهند و وظیفه تربیت و مدیریت جوامع ر بالخره یکبار بعهده او بگذارند، ما شاهد دنیایی آرام و بدور از خشونت و تبعیض و جنگ خواهیم بود. آرمانشهری که در فضایی غیرزمینی در این سریال ترسیم شده ما با جامعه ای قانونمدارو وظیفه شناس بدور از هرگونه دروغ و فریب و سستی و تنبلی روبرو میشویم که ظاهرا بچشم ما زمینی ها ساکنینی خُل مشنگ و نااگاه می آیند اما واقعیت اینست که هنجارها در آن مکان شکسته شده و زیبایی های ظاهری در چهارچوب های غلط قرار نگرفتند. مثلا قد بلند یا اندام لاغر به نسبت قد کوتاه با مغز بزرگ یا اندام چربی دار اما مقاوم، معیاری غلط محسوب میشوند.نکته قابل توجه دیگر این سریال، نشان دادن عواقبِ غفلت و بی توجهی ساکنان زمین در مورد محیط زیست، مصرف بی رویه آب و دیگر نکاتی است که در آینده باعث نابودی زمین میشود.انتخاب بازیگران متفاوت هم نقطه قوت سریال است و البته ضعف های قابل توجهی هم بر سریال وارد است از قبیل شوخی های بیمزه و کلیشه ای،خُرد کردن شخصیت مردان( یا بهتر است بگویم شخصیت زنان) است مثل حرفهای خاله زنکی مردان در فروشگاهکه باز تقلیدی از زنان است و تیراتهام اینگونه رفتارها دوباره بسوی زنان نشانه رفته. گویی حتی تفکر قاسم خانی ها نمیتواند بری از تمسخر زنان باشد!!!
بسیار عالی و متفاوت و خلاقانه.
شاید تو کشوری این سریال جذاب باشه ولی اینجا بیشتر شبیه یه سریال بچگونه است واسه مردم
ساخت هر فیلمی روانشناسی نیاز داره، دقت، ذکاوت و…
که متاسفانه در زمینه روانشناسی ساخت و شناخت فرهنگ فیلمسازها ما ضعف دارن غالبا
و اونهایی که ضعف ندارن اگر همه چی اوکی باشه، موفق به ساخت یه فیلم ماندگار میشن
بازم دم فیلیمو گرم که از همه ی ژانرها فیلم میسازه