به بهانه ۷۶ سالگی بزرگ‌ترین فیلمساز زنده دنیا

۱۵ حقیقت سوررئال فیلم‌های دیوید لینچ

۲۰ ژانویه سالگرد تولد سلطان سوررئالیسم تاریخ سینماست

دیوید لینچ کبیر هیچ‌وقت فیلمساز گیشه نبوده و فیلم‌های پرتعدادش موفقیت مالی چشمگیری کسب نکرده‌اند، اما فیلم‌هایش همزمان هم مورد تایید منتقدان بوده و هم طرفداران پروپاقرص زیادی دارد. او طناز و شیطان است و فیلم‌ها، سریال‌ها، نقاشی‌ها و حتی مجسمه‌هایش سرشار است از نشانه‌های مرموز و بازیگوشانه مختص خود استاد.
سال ۲۰۰۳ منتقدانی از سراسر دنیا در نظرسنجی نشریه «گاردین»، دیوید لینچ را بزرگ‌ترین فیلمساز زنده دنیا معرفی کردند. چه این عنوان اغراق‌آمیز باشد و چه واقع‌بینانه، نمی‌توان منکر تاثیر عمیق او روی سینما در طول چند دهه فعالیتش شد. به مناسبت تولد این کارگردان محبوب می‌خواهیم ۱۵ حقیقت در مورد فیلم‌هایش را با شما مطرح کنیم. اگر از هواداران دیوید لینچ هستید حتما از خواندن این مطلب لذت خواهید برد.

تصادف تصادفی اتومبیل

«لورا النا هرینگ» بازیگر زن جاده مالهالند وقتی با هیجان زیاد با اتومبیلش در راه رفتن به دفتر دیوید لینچ برای انجام تست بازیگری بود، با اتومبیل بازیگر مردی که او هم در حال رفتن به یک دفتر فیلمسازی برای تست بازیگری بود تصادف کرد! این‌ که چیزی نیست! وقتی هرینگ به دفتر رسید متوجه شد در یکی از نخستین‌ صحنه‌های حضورش در فیلم باید تصادف کند.

الهام دیوید لینچ از جک نیکلسون

صحنه‌ای در فیلم جاده مالهالند که در آن «آدام کشر» شیشه جلوی ماشین تهیه‌کننده فیلمش را با چوب گلف می‌شکند، الهام‌گرفته از کاری است جک نیکلسون در سال ۱۹۹۴ با شیشه ماشین یک مرد نگون‌بخت انجام داده بود.

زندگی هالیوودی نائومی

«نائومی واتس» بازیگر زن فیلم «جاده مالهالند» دقیقا مانند نقشش در فیلم، در واقعیت هم به دنبال راهی برای ورود به هالیوود و تبدیل شدن به یک ستاره بود. بازی در این فیلم ابتدا برایش آمد نداشت! او در جریان فیلمبرداری از آپارتمان اجاره‌ای‌اش اخراج شد و بیمه درمانش را هم از دست داد و به فکر افتاد تا عطای سینما را به لقایش ببخشد. اما دوست دانایش «نیکول کیدمن» به او توصیه کرد تا زمان اکران فیلم صبر کند و بعد تصمیم بگیرد. فیلم اکران و واتس به یکی از بازیگران زن مطرح هالیوود تبدیل شد.

دیوید لینچ سلطان سوررئال سینماالهام از توئین پیکس

«جاده مالهالند» در واقع الهام‌گرفته شده از سریال موفق دیوید لینچ با نام «توئین پیکس» بود. لینچ ایده ساخت فیلم را به عنوان یک اسپین‌آف از دل سریال توسعه داد. حتی سکانس تست بازیگری در فیلم، مستقیما از فیلمنامه اپیزود دوم سریال برداشته شده بود.

 

دردسرهای یک مخمل آبی

بعد از اکران فیلم «مخمل آبی»، اهالی لندن تنها افرادِ ناراضی از فیلم نبودند. آژانس استعدادیابی‌ای که «ایزابلا روسلینی» را پرورش داده بود بعد از نمایش فیلم، به خاطر سوژه جنجالی آن جوری از فیلم متنفر شد که او را اخراج کرد! راهبه‌هایی که در دوران دبیرستان به پرورش روسلینی کمک کرده بودند که پس از اکران فیلم حسابی مضطرب شدند و با تماس گرفتن با منزل ایزابلا، به او گفتند که برایش دعا می‌کنند! بااین‌حال فیلم مقام روسلینی را از یک مدل لوازم آرایشی به یک بازیگر بااستعداد ارتقاء داد و سال‌به‌سال ارزش‌های فیلم بیشتر توسط منتقدان کشف شد.

چهره‌ها از نمای فیلیموشات

فحش بی‌فحش

«داستان استرِیت» آخرین فیلم بازیگر اصلی‌اش «ریچارد فارنس‌ورث» بود. او در طول فیلمبرداری به سرطان مغز استخوان مبتلا بود و مدت کوتاهی بعد از فیلمبرداری هم خودکشی کرد. فارنس‌ورث ابتدا بازی در فیلم را رد کرد، چون از وجود کلمات رکیک پرشمار در فیلم‌های قبلی لینچ شاکی بود، اما وقتی فهمید در این فیلم از فحش و کلمات زشت خبری نیست، بازی در آخرین نقش زندگی‌اش را پذیرفت و کاندیدای دریافت بهترین بازیگر مرد اسکار هم شد.

دقیقا در چه فیلمی بازی کردیم؟!

«نفهمیدن» یکی از حس‌های مشترک بسیاری از مخاطبان فیلم‌های لینچ است. حتی آن‌هایی که ادعا می‌کنند عاشق استاد هستند هم به‌درستی از مضمون بسیاری از فیلم‌های او سر در نمی‌آورند. بین فیلم‌های استاد، «امپراطوری درون» یکی از سخت‌هضم‌ترین‌هاست. آش پیچیدگی فیلم آن‌قدر شور بود که بعدها «لورا درن» و «جاستین ثرو» دو بازیگر اصلی فیلم هم اعتراف کردند که هیچ ایده‌ای درباره مضمون فیلم نداشته‌اند!

حقایقی درباره فیلم های دیوید لینچمضمون پیچیده، اسم ساده

هرقدر سوژه فیلم «امپراطوری درون» (اینلند امپایر) پیچیده باشد، وجه تسمیه آن سطحی و ساده است. اسم فیلم در واقع از دل یک مکالمه معمولی بین «درن» و لینچ درآمد. در این مکالمه درن به کارگردان گفته بود که شوهرش اهل «اینلند امپایر» کالیفرنیاست و این اسم خیلی به دل استاد نشسته بود! لینچ بعدها گفته بود «هم کلمه درون را دوست دارم. هم کلمه امپراطوری را!»

ادای دین دیوید لینچ به لینکلن

در اکثر فیلم‌های لینچ به ماجرای ترور آبراهام لینکلن اشاره شده، اما این اشاره در هیچ فیلمی به اندازه «مخمل آبی» مستقیم و واضح نیست. شخصیت «دان والنز» توسط شخصی به نام «فرانک بوث» هدف گلوله قرار می‌گیرد و خب نام فامیلی ضارب لینکلن هم بوث بود. شخصیت «جفری» هم برای جست‌وجو در شهر باید از خیابان «لینکلن» عبور کند.

تاثیر یک کلمه

ریشه ساخت «بزرگراه گمشده» به جمله‌ای در کتاب «مردم شب» نوشته «بری گیفورد» می‌رسد. لینچ در حال خواندن این کتاب بود که بعد از خواندن عبارت «بزرگراه گمشده» در یکی از جملات آن، شیفته این عبارت شد! بعد از عشق به این عبارت بود که لینچ «گیفورد» را متقاعد کرد تا در نوشتن فیلمنامه‌ای به همان نام با او همکاری کند.

مصائب آغاز کار دیوید لینچ

ساختن نخستین فیلم بلند لینچ «کله‌ پاک‌کن» ۵ سال طول کشید! لینچ برای تامین مالی خود در حین پیش‌تولید این فیلم مشاغل عجیب زیادی را تجربه کرد، از جمله رساندن روزنامه با دوچرخه به منازل مشترکین روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در محله.

دیوید لینچ در فیلم کله پاک کن

الهامات ناخودآگاه دیوید لینچ

لینچ همیشه از ماجراهای واقعی برای ساخت بسیاری از فیلم‌هایش الهام گرفته است. مثلا در مورد ساخت «بزرگراه گمشده» اعلام کرد که به‌شکل ناخودآگاه تحت تاثیر پرونده قتل همسر «او.جی.سیمپسون» (بازیکن سابق راگبی و هنرپیشه هالیوود که به اتهام قتل همسرش سال‌ها تحت محاکمه‌ای جنجالی و طولانی بود) قرار داشته است، زیرا هر دو داستان در مورد شوهر حسودی است که زنش را می‌کشد و قتل را انکار می‌کند.

استفاده غیرابزاری

«لورا درن» قانونی داشت تا در هیچ‌کدام از فیلم‌هایش در صحنه‌های غیراخلاقی ظاهر نشود. او فقط یک بار به صورت ملایم این قانون را برای بازی در فیلم «از ته دل وحشی» شکست، آن‌هم چون اعتقاد داشت صحنه موجود در فیلم قرار نیست بهره‌برداری از بدن یک زن باشد و جزئی طبیعی از جریان فیلم است.

فیلمه‌الوداع!

«بزرگراه گمشده» آخرین فیلم زندگی تنی چند از بازیگران قابل توجه سینمای آمریکا بود و همگی بعد از این فیلم در هیچ فیلم سینمایی دیگری ظاهر نشدند. از جمله: ریچارد پرایر، جک ننس و رابرت بلیک.

جایزه به دیوید لینچ در دقیقه ۹۰

فیلم «از ته دل وحشی» نخل طلای کن را برد، ولی نه به آسودگی! اولا مراحل فنی فیلم دقیقا یک روز قبل از شروع نمایش آن در جشنواره کن تمام شد! ثانیا لینچ که قصد داشت حلقه فیلم را با چمدانش به داخل هوایپمای خطوط هوایی «سوئیس ایر» ببرد، سر این ماجرا کلی با کارمندان ناراضی این ایرلاین جروبحث کرد و نهایتا هم با کمی تاخیر به «کن» رسید!

تماشای آنلاین فیلم های دیوید لینچ

این‌ها را هم بخوانید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم