نقد فیلم چشمان مار یا Snake Eyes | احیای یک فرانچایز فراموش‌شده

فیلم چشمان مار، بیش از هشت سال پس از موفقیت خفیف فیلم جی.آی. جو: تلاقی به سینماها آمده، این اثر می‌تواند تا حدودی سرگرم‌کننده و به اصطلاح یک فیلم پاپ کورنی باشد.

داستان اصلی جی.آی. جو با هنرمندی هنری گلدینگ به‌اندازه کافی سرگرم‌کننده هست که بتوانید از صحنه‌های مبارزه بد و نابخشودنی آن، جان سالم به در ببرید؛ تعدادی از بدترین صحنه‌های مبارزه‌ای که می‌تواند باعث رسوایی هر فیلمی بشود. اما فیلم چشمان مار (Snake Eyes) به‌اندازه کافی عطر و طعم جذاب دارد که بتوانید این صحنه‌ها را نادیده بگیرید. برای نقد و بررسی فیلم چشمان مار با فیلیمو شات همراه باشید.


ژاپن جایی است که فرانچایزهای هالیوودی در آن، جان تازه‌ای می‌گیرند (اغلب با اگزوتیک به تصویر کشیدن کشور تا زمانی که احساس شود از بقیه جهان جداست، بنابراین این اجازه را می‌دهد که فرانچایزهای تجاری در آنجا دوباره از نو شروع شوند). این ترفند برای فیلم سریع و خشمگین (Fast & Furious) با توکیو دریفت (Tokyo Drift) و برای مردان ایکس (X-Men) با ولورین (The Wolverine) جواب داده است. این اتفاق حتی برای ۳ نیجا (۳ Ninjas) با ادامه آن در سال ۱۹۹۴ اتفاق افتاد. حداقل تا آنجا که آن فیلم چند سال بعد راه را برای هالک هوگان برای بازی در ۳ نینجا: جدال در نیمروز در مگا مانتین (۳ Ninjas: High Noon at Mega Mountain) باز کرد. و اکنون حتی به‌رغم چنین سابقه‌ای، تا حدی شگفت‌انگیز است که این موفقیت برای جی.آی. جو با فیلم چشمان مار نیز اتفاق افتاده است. یک بازگشت به منابع اولیه داستان اصلی، که بر برخی از شلخته‌ترین صحنه‌های اکشن کارگردانی‌شده که باعث رسوایی هر فیلمی می‌شوند، غلبه می‌کند. چشمان مار به روش خود موفق می‌شود فرانچایزی که به‌درستی در آستانه فراموشی قرار داشت را دوباره راه بیندازد.

هنری گلدینگ در فیلم چشمان مار

فیلم چشمان مار، بیش از هشت سال پس از موفقیت خفیف فیلم جی.آی. جو: تلاقی (G.I. Joe: Retaliation) جان ام. چو به سینماها آمده است. برای مواجهه با چشمان مار به آگاهی دقیق از فیلم‌های قبلی یا اسباب‌بازی‌های هاسبرو که از آن‌ها الهام گرفته، هیچ نیازی ندارید. یک آدم بی‌کس‌وکار در هنرهای رزمی ترکیبی، به عضویت یک گروه یاکوزا در می‌آید و سعی می‌کند که راه خود را به معتبرترین گروه نینجای ژاپن پیدا کند. فیلم چشمان مار مانند یک داستان ژانری است که منبع ارزشمند پشت آن تا رسیدن به پرده سوم تقریبا بی‌‌ربط به نظر می‌رسد؛ قهرمان بی‌نام، با لقب چشمان مار که اشاره‌ای به یک تاس به‌یادماندنی است که قاتل پدرش انداخته بود، یک قالب توخالی است که هنری گلدینگ با کاریزمای مخصوص خود به آن جان می‌بخشد. شخصیتی خوش‌چهره و جذاب که همه می‌خواهند او را در کنار خودشان داشته باشند.

فیلم خیلی زود دوباره ما را با قهرمانش، پس از گذشت ۲۰ سال، همراه می‌کند. در حالی که او در بندرگاه‌های لس‌آنجلس با درگیری و نزاع، در جست‌وجوی مردی که پدرش را کشته است، پیش می‌رود. در یک اسکله تحت اداره یاکوزا مسلسل‌ها را درون شکم ماهی‌ها جاسازی می‌کنند. همین‌جاست که چشمان مار را در میان نبردی برای تصاحب قدرت، بین دو مردی که برای به دستاوردن کنترل قبیله نینجا آراشکاگه با یکدیگر در رقابت هستند، مشاهده می‌کنیم. نبردی میان تامی آراشکاگه (با بازی اندرو کوجی)، وارث بااراده فلسفه رواقیون، که البته شخصیتی خطرناک است و کنتای (با بازی تاکه‌هیرو هیرا) بی‌پروا و جسور که در خارج به سر می‌برد.

هنری گلدینگ و پیتر منسا در فیلم چشمان مار

ارواح سابق، قهرمان ما را با هواپیمای شخصی خود به ژاپن می‌برند. او توضیح می‌دهد: «من به چشمان شما نگاه می‌کنم و افتخار و شرافت می‌بینم.» البته وفاداری و بیعت با چشمان مار برای در امان ماندن، چندان ساده نیست تا زمانی که کنتا به چشمان مار پیشنهاد می‌دهد که میراث اسرارآمیزی که درجایی در قلعه‌ کوهستانی آراشکاگه پنهان شده را برایش بیاورد تا کنتا در ازای آن به او در مسیر انتقام کمک کند.
بیشتر فیلم در آنجا رخ می‌دهد؛ چون چشمان مار، که تنها خانواده‌اش را در دوران کودکی ربودند و او از آن موقع به دنبال مکانی برای تماس با خانه بود، در تلاش است تا شایسته بودن خود را به اعضای بدگمان قبیله تامی ثابت کند. اگرچه کمی نامشخص است که چرا تامی این‌قدر اصرار دارد چشمان مار را به‌عنوان برادر خود در آغوش بگیرد. درخشش ظریف عملکرد اخلاقی ضدونقیض کوجی (که به‌مراتب پیچیده‌تر و ظریف‌تر از مصالحی است که نیاز دارد یا شایسته آن است)‌کمک می‌کند تا ذهن مخاطب از چنین سوالات اساسی‌ای منحرف شود.

فیلم چشمان مار شامل مجموعه‌ای گسترده از بازیگران خسته‌کننده است. هرچند شخصیتی‌های فرعی ضروری و دوست‌داشتنی‌ای هستند که ترکیب مجلل و شلوغ آراشکاگه را تشکیل می‌دهند و چشمان مار را با چالش‌های سه‌گانه جنگجو روبه‌رو می‌کنند. چالش‌هایی که چشمان مار برای پیوستن به آراشکاگه باید پشت سر بگذارد. هاکورا آبه در نقش آکیکا یک کشف بزرگ است. رئیس امنیت شکاک و البته فوق‌العاده صادق آراشکاگه که بی‌اعتمادی ناپایدار او به چشمان مار (و احتمالا جذابیت خودش برای او) نزدیک‌ترین موردی است که از آن می‌توان به‌عنوان کشش عاطفی موجود در فیلم نام برد.

هنری گلدینگ در فیلم چشمان مار

پیتر منسا، بازیگر غنایی (او یک‌بار اعتباری شگفت‌انگیز برای مجموعه تلویزیونی اسپارتاکوس به ارمغان آورد. سریالی که شبکه استارز به کمک آن، در تلاشی آشکارا سرگرم‌کننده، از مجموعه‌های سبک و سطحی‌اش عبور کرد و باعث ارتقای خود شد) به‌عنوان استاد نابینا حضوری دلپذیر دارد. کسی که به چشمان مار یادآوری می‌کند که آراشکاگه برای خارجی‌های وفاداری که اصول اخلاقی آن را می‌پذیرند، می‌تواند یک پناهگاه امن باشد. علاوه بر منسا، می‌توان به ستاره‌ فیلم یورش (The Raid)، ایکو اویس اشاره کرد. او نه آخرین نفر در گروه بازیگران فیلم است و نه کم اهمیت‌تر از بقیه محسوب می‌شود. اویس پوزخندزنان چندین بار امضای شخصی‌اش را به کار می‌برد؛ مرتب دیگران را تهدید می‌کند و از ترساندنشان واهمه‌ای ندارد. او به‌عنوان استاد سخت (Hard Master) شکست‌ناپذیر، کسی است که چشمان مار در اولین مرحله از سه آزمون خود باید او را شکست بدهد.

اما افسوس، زمانی که اویس در شروع پرده دوم ظاهر می‌شود، آشکار است که شونتکه نمی‌داند چه کاری با او انجام بدهد. اویس یک هنرمند رزمی‌کار ماهر است که از خانواده‌ای از استادان اصیل سیلات (یا Silat یک واژه عمومی است که به مجموعه‌ای از هنرهای رزمی در آسیای جنوب شرقی اشاره دارد) می‌آید. او قادر است که نوعی از کرئوگرافی مبارزه را در برداشت بلند ارائه بدهد که به‌ندرت در سینمای غرب دیده می‌شود (آن‌ها واقعا این کار را انجام می‌دهند). شونتکه یک فیلم‌ساز بد استودیویی است که ظاهرا تصویربرداری صحنه‌های اکشن را با بستن دوربین به پشت یک گاو مسابقه خشمگین، که آن را در هر مسیر دلخواهی به سمت بازیگران رها می‌کند، انجام می‌دهد.

هنری گلدینگ و هاکورا آبه در فیلم چشمان مار

تضمین کردن چنین رویکردی می‌تواند سخت باشد. اما پارامونت هر کاری که انجام بدهد، قطعا در مقابل آنچه فیلم‌های آشفته و بی‌ربط سراغ آن می‌روند، ارزشش را دارد. فیلم‌هایی که حتی جذاب‌ترین صحنه‌های مبارزه خود را به ایده‌ای انتزاعی از خشونتی کارتونی و اغراق‌شده تقلیل می‌دهند. اما حتی دوران شکوفایی عجیب و غیرمنتظره دوربین فیلم‌برداری لرزان نمی‌تواند شما را به‌اندازه کافی برای مزخرفات دادائیسمی که هر از گاهی در صحنه‌های درگیری شخصیت‌ها با یکدیگر در چشمان مار نمایش داده می‌شود، آماده کند. چراکه هیچ صحنه مبارزه‌ای در این فیلم وجود ندارد که اگر با آیفون گرفته می‌شد، لذت‌بخش‌تر باشد. مانند آیفونی که کارآموز تولید فیلم آن را روی یک سینی گرم آلومینیومی سیب‌زمینی روی میز خدمات تدارکات قرار داده است.

برای یک فیلم پاپ‌کورنی درباره درخشان‌ترین مبارز در جی.آی. جو، نتیجه کاملا گمراه‌کننده و ضعیف است. شخصیتی که دو ویژگی بارز او در فیلم این است که لباس‌هایی مانند یک نینجای ناهنجار به تن دارد و درصحنه‌های قلع‌وقمع کردن کاراکترهای بد فیلم، ناخوش و خسته به نظر می‌رسد. اشتباهات تلاقی هرچقدر که باشد، از جان ام. چو همین‌قدر برمی‌آید. فیلم چشمان مار هر چقدر که ویژگی‌های مثبت داشته باشد، شونتکه آن‌قدر اشتباه می‌کند که تقریبا به نظر می‌رسد سعی داشته که فیلم را به‌عمد از درون خراب کند (کاری که جی.‌آی. جو: ظهور کبرا آن را با شدت بیش‌تری انجام می‌دهد).

فیلم چشمان مار

یک تفسیر سخاوتمندانه‌تر این خواهد بود که شونتکه به ساخت یک بلاک‌باستر تابستانی نادر تمایل داشته است. فیلمی که تا حد زیادی از مهمل‌های غیرواقعی و طراحی‌های سنگین سی‌جی‌آی (CGI) به نفع چیزی فیزیکی‌تر و ملموس‌تر خودداری کند. و در اصل چشمان مار به هر دوی این دلایل، اغلب به شکل خوبی متفاوت به نظر می‌رسد. لباس‌ها سرگرم‌کننده و جذاب هستند. به‌عنوان مثال، کت‌وشلوار نینجایی سفید رنگ و لباس با طرح پوست مار آکیکو، کار طراح لباس فیلم یعنی لوئیز مینباخ را در بهترین سطح خود نشان می‌دهد. لوکیشن‌های ژاپنی برانگیزاننده هستند. سخت است که بتوان میان فیلمبرداری در امتداد ساحل رود سومیدا و توکیوی جعلی‌ای که در استودیوی ضبط ساخته شده است، تفاوت آشکاری را بیان کرد. چون رویکرد اخیر باعث شده که حتی فیلم‌هایی با بودجه‌های کلان، مانند اف۹ (F9) و انتقام‌جویان: پایان بازی (Avengers: Endgame)، در مقایسه، ارزان به نظر برسند. فیلم از یک تیم قوی و بسیار گرم و صمیمی بهره می‌برد. به‌گونه‌ای که شما را غافلگیر می‌کند هنگامی‌که می‌بینید چشمان مار در یک نمای دور توسط هشت شخصیت دوست‌داشتنی و لذت‌بخش دیگر محاصره شده است. هرچند برخی از آن‌ها در فیلمنامه ایوان اسپلیوتوپولوس، جو شراپنل و آنا واترهاوس در فضای مناسبی قرار ندارند. مانند بچه‌ای که به شکلی ناموزون سعی دارد همزمان با همه اکشن فیگورهای خود بازی کند.

با این حال، صحنه‌های اکشن فیلم به شکل غیرقابل توصیفی دردناک هستند و شخصیت‌پردازی در فیلم چشمان مار به‌صورت غیرمنتظره‌ای قوی است، به‌گونه‌ای که هر وقت شمشیرها بیرون می‌آیند شما ناامید می‌شوید. خبر خوب اینکه چالش سوم بسیار بحث‌برانگیزی که در پایان پرده دوم در انتظار چشمان مار است، صرفا یک دوئل دیگر نیست. همچنین خبر بهتر این است که چشمان مار، تامی، آکیکو و بقیه اعضای گروه، هنگام تماشای بخش‌هایی از فیلم که واقعا می‌توانید آن‌ها را ببینید، به شکل قابل‌اطمینانی سرگرم‌کننده هستند. شخصیت‌هایی که در یک دنباله بالقوه شکوفا خواهند شد (با یک تیم متفاوت در پشت دوربین)، به‌شرطی که پارمونت این فرانچایز یکنواخت و ساکن متعلق به خود را به‌گونه‌ای تغییر بدهد که بتواند ناکامی‌های قبلی را جبران کند.

تماشای فیلم چشمان مار

مصاحبه با لورنزو دی بوناونتورا همزمان با انتشار تریلر نهایی فیلم Snake Eyes

بهترین فیلم های اکشن سال ۲۰۲۱


منبع: IndieWire

ممکن است به این مطلب‌ها نیز علاقه‌مند باشید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم