معرفی و نقد فیلم بیلبورد
آناهیتا درگاهی و امین حیایی بازیگران این فیلم هستند
فیلم بیلبورد اولین ساخته سعید دشتی است که نگاهی انتقادی به مسئله شهرت در سینما دارد و آناهیتا درگاهی بازیگر اصلی این فیلم است. در اینجا نگاهی به متن و حاشیه این فیلم میاندازیم.
اطلاعات کامل چهل و چهارمین جشنواره فجر ۱۴۰۴
خلاصه داستان فیلم بیلبورد
خلاصه داستان فیلم بیلبورد را میشود اینطور تعریف کرد؛ یک سوپراستار سینما به دلیل مشکلی که در خانوادهاش ایجاد میشود تمام اعتبار خود در سطح جامعه را از دست میدهد… در این فیلم با یک فیلم در فیلم موجه هستیم که خود سینما و حاشیههایش را سوژه کرده است.
بازیگران و عوامل فیلم بیلبورد
سعید دشتی کارگردان فیلم بیلبورد به تهیه کنندگی محمدرضا مصباح و مهدی فتاحی است.
امین حیایی و آناهیتا درگاهی بازیگران اصلی این فیلم هستند. مهتاب سعید، عباس کریمی، مرتضی علیآبادی، نازنین بیوک، محمدرسول صفری، نفس جافری، مسعود سقلاطوننیا، مارال مهاجر، سعید محمدی و با حضور محمود گبرلو، دیگر بازیگران فیلم سینمایی «بیلبورد» را تشکیل میدهند.
سعید دشتی پیش از این کارگردانی نمایشهای «تهران/پاریس/تهران»، «نیوجرسی»، «پدرخوانده» و «کلکسیونر» و همچنین فیلمهای کوتاه «لیبیدو» و «زنی که شاعر بود» را در کارنامه خود ثبت کرده است و این اولین فیلم سینمای او به حساب میآید.

درباره فیلم از زبان سعید دشتی؛ کارگردان
- فیلم بیلبورد یکی از معدود آثاری است که بهصورت کاملاً مستقل و در بخش خصوصی تولید شده و هیچگونه بودجهای از نهادها و ارگانها دریافت نکرده است. برای من، بهعنوان اولین تجربه فیلم بلند سینمایی، این استقلال اهمیت زیادی داشت.
- نسبت میان خانواده و فضای کاری، بهویژه در حرفهای مانند سینما، مسئلهای است که سالها ذهن من را درگیر کرده و تلاش کردهام این دغدغه را در بستر داستان روایت کنم. طبیعتاً بخشی از این نگاه، حاصل زیست شخصی و تجربههایی است که خودم در این فضا داشتهام.
- حدود یک ماه درگیر پیشتولید بودیم و در مجموع، فرآیند تولید فیلم طی ۳۰ تا ۳۵ جلسه فیلمبرداری انجام شد.
نقد و بررسی فیلم بیلبورد
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد تقی زاده
فیلم «بیلبورد» ساخته سعید دشتی، تلاشی جسورانه و قابلتقدیر برای ساخت تریلر معمایی-اکشن با لایههای روانشناختی در سینمای ایران است. همین تلاش برای ارائه اثری ژانری و دمیدن هوای تازه، فارغ از نتیجه نهایی، نقطه قوت و امیدبخش فیلم محسوب میشود.
فیلم با ریتمی خوب و موقعیتی مرموز آغاز میشود و نوید یک تریلر مهیج را میدهد. بااینحال، در میانه راه دچار ضعف اساسی در فیلمنامه و ریتم میگردد. ایده مکالمه از طریق ایرپاد و تعلیق هویت گوینده، بیجهت کش داده شده و با تکرار مکررات، به عاملی خستهکننده تبدیل میشود و از شدت هیجان اولیه میکاهد. ورود امین حیایی تا حدی به فیلم جان میبخشد و پایانی با حالوهوای فلسفی درباره زندگی و مرگ نیز ایده جالبی است، اما اتصال محکمی با کل قصه ندارد.
در این میان، بازی آناهیتا درگاهی نقطه درخشان و غیرقابلانکار فیلم است. او پس از سالها فرصت یافته تا در نقشی اول، پرانرژی و کنشگر ظاهر شود و از این فرصت به بهترین شکل استفاده کرده است. ضعفهای احتمالی در عملکردش بیشتر به شخصیتپردازی ناپایدار فیلمنامه بازمیگردد.
بهطورکلی، وجود چنین آثاری برای تنوع بخشیدن به سینمای ایران و جذب مخاطب عام ضروری است. «بیلبورد» با ایدهای نو و استفاده از ظرفیتهایی مانند عشق، نفرت و مکافات عمل، مسیر درستی را آغاز کرده، اما به دلیل ضعف در پرداخت میانی و فیلمنامهای که نتوانسته ایده اولیه را تا انتها با ثبات همراهی کند، به وعدههای خود کاملاً عمل ننموده است. بااینحال، نفس همین جسارت و قدم اول را باید غنیمت شمرد و از چنین حرکتهای غیرارگانیکی حمایت کرد تا با درس گرفتن از اشتباهات، زمینهساز خلق آثار ژانری قویتر در آینده شود.
۳ نکته از فیلم:
- بازی آناهیتا درگاهی
- تنوع ژنریک در سینمای ایران
- عدم توانایی در میانه و پایانبندی

سعیده نیکاختر
نام فیلم اشاره به بیلبوردهای شهری دارد که تصویری از سلبریتیای مشهور روی آن حک شده. فیلم با یک صحنه کوبنده از صحنه فیلمبرداری شروع میشود و در ادامه بازی دختربچهای مدرسهای را میبینیم که دیالوگهایش اندازه دهانش نیست. اغراق از همینجا شروع میشود. فیلمساز تمام حرف فیلم را از زبان همین دختربچه میزند و باقی فیلم زیادهگوییست. روایت کشدار و بیدلیل فیلمساز تلاشی مذبوحانه برای از بین بردن وجهه یک بازیگر مغرور و کمابیش بیاخلاق است.
آناهیتا شمس، با بازی آناهیتا درگاهی، درگیر یک بازی ناخواسته میشود که شخصی، دخترش برکه را گروگان گرفته و کمر همت بسته تا آبرویش را ببرد. این بازی آبروبری چند وقتی است که به جان سلبریتیها افتاده و در سالی که گذشت با این پدیده چندباری درباره زندگی خصوصی چند شخصیت معروف هنری، روبرو بودیم. اما فیلم در جایی غیرقابل باور میشود که شخص گروگانگیر یک پروسه پیچیده و غیرضروری را برای بیآبرو کردن آناهیتا به کار گرفته و اصلاً نیازی به این همه کار نبود. دوربینهای متعدد در دستشویی پردیس ملت، دوربین در ماشین، دوربین در چند خانه و لوکیشن، دوربین در بازار سید اسماعیل و حرکات نمایشی دیکته شده همهوهمه غیرضروریاند. دست آخر متوجه میشویم همه این تجهیزات به سبب یک انتقامجویی شخصی انجام شده است. یعنی مسئله فیلمساز اعتراض و دادخواهی اجتماعی در خصوص زیادهرویهای رفتاری و اخلاقی سلبریتیها نیست و تنها میخواسته به هدف خودش برسد. سؤال اینجاست که اگر فضای مجازی نبود شخص گروگانگیر، چگونه به هدفش میرسید؟
- طراحی صحنه اغراقآمیز
- شاهین چه شد؟
- آقای کارگردان اگر سینماییها فاسدند شما را واردش شدی؟

احسان ناظم بکایی

خودزنی در اولین گام. سعید دشتی در اولین فیلم بلند سینماییاش، آب پاکی را روی دست سینما، عوامل و بازیگرانش ریخت و آنها را فاسد و… معرفی کرد. خب اگر سینما چنین است پس چرا دشتی برای رسیدن به سطح اول آن چنین تقلا میکند؟
بیلبورد، فیلمی کشدار است که ماجرای تهدید تلفنی و تغییر صدای کودک ربا از اواسط فیلم دیگر رعب و هیجانی ندارد. منطق او هم در چیدن چنین نقشه پیچیده انتقامجویانهای غیرعادی است و راههای سادهتری برای نابود کردن یک سلبریتی زن وجود دارد.
بیلبورد با توجه به بازی امین حیایی شباهت زیادی به فیلم مزاحم سیروس الوند دارد که ۲۴ سال پیش ساخته شد و حیایی نقشی شبیه همین نقش فیلم بیلبورد را بازی کرد. حیایی با بازی در بیلبورد عملاً خود را به ۲۴ سال پیش پرت کرد و سازندگان هم نتوانستهاند به خوبی از او بهره ببرند چون خیلی دیر رونمایی میشود.
۳ نکته از فیلم:
- جشنواره در جشنواره
- با سپاس از بازیگر نقش شاهین
- رسم سلبریتی کشی
احسان طهماسبی
نخستین فیلم بلند سعید دشتی، ایدهای جسورانه و البته وسوسهبرانگیز دارد. پرداختن به موضوع شهرت یکی از مناقشهبرانگیزترین حواشی پیرامون هنر و هنرمند است که کمتر در دل یک روایت جنایی مورد توجه فیلسازان سینمای ایران قرار گرفته است. بیلبورد، شروع کوبندهای دارد و در تلاش است الزامات و مولفههای یک درام معمایی و روانشناسانه را موردتوجه قرار دهد. بهره گیری از تمهیدات تکنیکی و میزانسنهای متعدد، فیلم را به تریلری شهری بدل کرده که بیپروا و با ریتمی مناسب مخاطب را با خود همراه میکند. دشتی در نمایش شهرت و تصویر اجتماعی سلبریتی و حقایق زندگی واقعی، علاوه بر اینکه از دانش تئاتری خود در برخی سکانسها بهره گرفته است، در استفاده از الگوها و قالبهای کاملا تصویری، همچون فیلم در فیلم نیز استفاده مناسبی میکند. از سویی دیگر، بیلبورد برای آناهیتا درگاهی به چالش مهمی در بازیگری نیز بدل شده است و یکی از متفاوتترین نقش آفرینیهای او در این فیلم رقم میخورد؛ چالشی که درگاهی تا حد قابل قبولی از عهده آن برآمده است. در مجموع فیلم در خلق یک موقعیت بحرانی موفق بده و تا حدودی از عهده کار برآمده است و در نهایت با وجود ضعفهایی که در فیلمنامه داشته، به فیلمی قابل قبولی و مهمتر از آن به چالشی برای عوامل فیلم بدل شده است.
۳ نکته از فیلم:
- یکی از شانسهای فیلمهایی با این مضامین، مجاب کردن سرمایهگذار است. بیلبورد هم از این شانس بهرهمند شده است.
- یکی از نکاتی که میتواند به عاملی برای عدم تمایل مخاطب برای پیگیری داستان این فیلم بدل شود، عدم شناخت صحیح مخاطب عادی سینما از پشت پرده این هنر است.
- بیلبورد، چالشی سینمایی از یک کارگردان شناخته شده تئاتر.
عکس های فیلم بیلبورد







واقعا عجیب چرا این فیلم بی کیفیت اجازه ساخت گرفته؟
چجوری اثری با این درجه بی کیفیتی اسپانسر پیدا میکند
این سالها کل فیلم اولی ها کاملا فیلمهاشون افتضاح هست
حتی تا چندمین فیلمشون هم بد است . فیلم اولی خوب و نابغه هم داریم اما خیلی خیلی کمیابند باید کشف شوند
آقا خواهشاً برید مطالعه کنید آقایان پر مدعای فیلمساز !
جزور چرت ترین و مزخرف ترین فیلمایی بود که دیدم. حیف پول و وقت و اعصاب ادم.