گوهر خیراندیش در نخستین شب برنامه «هفت شب با فیلمهای ماندگار سینمای ایران» به مناسبت روز ملی سینما، از خاطرات تلخ و ناگفتههای فیلم «بانو» گفت؛ از یازده سال توقیف و افسردگی بیتا فرهی تا شکستگی ترقوه خودش سر صحنه و بحثهای فلسفی با داریوش مهرجویی.
در شب نخست اکرانهای ویژه روز ملی سینما درباغ کتاب، گوهر خیراندیش، بازیگر کهنهکار سینما ناگفتههایی تلخ و صریح از پشت صحنه فیلم «بانو» را روایت کرد. او که به واسطه برنامه «هفت شب با فیلمهایماندگار سینمای ایران» با کیوان کثیریان گفتگو میکرد، از یازده سال توقیف و افسردگی بیتا فرهی گرفته تا آسیبدیدگی جسمی خود سر صحنه، نوشتن بخشی از فیلمنامهو آوازخوانی با صدای خروسی در یکی از صحنههای بحثبرانگیز. این بازیگر در حضور تماشاگران، از فلسفه نگاه داریوش مهرجویی به انسان و جامعه گفت و تأکید کرد:«بانو» هنوز هم پس از ۳۴ سال، زنده و قابل تأمل است.
چکیده نقدهای منتشرشده در زمان نمایش فیلم بانو
گوهر خیراندیش پس از اکران «بانو» با گریه رویصحنه حاضر شد و با یادی از هنرمندان درگذشته که در این فیلم ایفای نقش کردند گفت: «چرا من باید مانده باشم و عزیزانم نباشند؟ ما میگوییم مرگ حق است اما من هیچ حقیدر مرگ این دوستان نمیدیدم. چه در مرگ بیتا فرهی عزیز که بیماریاش اشتباه تشخیص داده شد، چه از قطعه قطعه شدن استاد بزرگم داریوش مهرجویی، چه از مرگ خسرو شکیباییبخاطر بیماری کبد، چه فردوس کاویانی عزیزم و حالا از نبود همه آنها اندوهگین هستم.»
او درباره اکران مجدد این فیلم پس از سه دههگفت: «پس از ۳۴ سال این فیلم خوش ساخت هنوز هم تازگی دارد و جای حرف و بررسی درباره آن وجود دارد. «بانو» بارها مورد توجه بوده و از منظر سینمایی و فلسفی قابل تأملاست؛ زیرا «بانو» هیچگاه به سادهسازی مسائل نپرداخته و سعی کرده تصویری واقعی و بیپیرایه از زندگی و روابط انسانی ارائه دهد. او در این زمینه گفت که هدف فیلم بیان حقیقتهاییاست که معمولاً کمتر دیده میشوند و این موضوع یکی از دلایل ماندگاری و ارزش فیلم است.»
این بازیگر افزود: من به واسطه اینکه از نهم دبستان با جمشیداسماعیلخانی آشنا بودم و در تئاتر بازی میکردم و همچنین رشتهام در دانشگاه بازیگری بود، این موقعیت را داشتم که فیلمها و فیلمنامههای زیادی بخوانم. زمانی که فیلمنامه«بانو» را خواندم به ایشان گفتم این اثر با نگاهی به ویریدیانا اثر بونوئل نوشته شده است، ایشان ابتدا قبول نکردند اما بعد گفتند اقتباس آزاد صورت گرفته است اماهمانجا متوجه شدند که قرار است با یک بچه پررو سر و کله بزنند.»
بهترین فیلم ها و کتاب های داریوش مهرجویی
او ادامه داد: «من و استادم آقای مهرجویی دائم درباره ابعاد فلسفی، سیاسی و هنری فیلم باهم بحث میکردیم و هر دقیقه از این اتفاقمانند یک کلاس درس برای من بود.»
خیراندیش درباره این موضوع که چگونه داریوش مهرجویی به او پیشنهاد داده تا در فیلم «بانو» ایفای نقش کند توضیح داد: «آقایمهرجویی اثری به نام «بیشرح بینهایت»را از من دیده بودند که در آن اثر مرحوم محمدعلی کشاورز حکیم بودند، خانم گلچهره سجادیه در آن ایفای نقش میکردند و همسرمن هم هرمز هدایت بود. داستان این اثر در هر قسمت متفاوت بود در یک قسمت همسرم یک کیسه توهم داشت و آن را گم کرده بود. آقای مهرجویی هم آن قسمت را دیده بود. حتیبعدا گفتند از همان لحظه که دیدمت تو را برای این نقش انتخاب کردم».
گریم سنگین در بانو
او درباره گریم سنگینش در این فیلم توضیح داد: «آقای مهرجویی از من تست بازیگری نگرفتند؛ از طرفی هم در ابتدا فکر میکردند که منزیر بار چنین گریم سنگینی نمیروم و به همین دلیل به آقای عبدالله اسکندری گفته بودند که به من چیزی نگویند اما نمیدانستند که من عاشق ایفای نقشهای متفاوتهستم. این علاقه به ایفای نقش متفاوت در سریال«آینهها» آغاز شد. اگر میدیدم یک نقشی وجود دارد و به من نزدیک نیست، علاقه بیشتری پیدا میکردم که آن را ایفا کنم.چون فکر میکردم بازیگری یعنی در آن نقشی که به آدم میدهند جوری بازی کنی که باور پذیر باشد.»
خیراندیش درباره جزییات گریمش گفت: «جمشیداسماعیلخانی، همسرم سر صحنه آمد و گفت نمیتوانید زشتش کنید این زن بسیار زیباست. از نظر او من زیباترین زن بودم اما مادرم میگفت به بچهام نگویید زشت بگویید بانمک. آقای اسکندری برای گریم این فیلم سر پستونک را میبریدند و در بینی من فرو میکردند تا پف بیشتری داشته باشد و بتوانند آن را سیاه کنند، با لاکهای مخصوص، دندانم رازرد کردند از طرفی هم روی پوستم موادی گذاشتند که تا سوخته و سیاه به چشم بیاید و به چشمهایم هم پودر و کرم میزدند تا قی کند.»
پنج صفحه ازفیلمنامه «بانو» را من نوشتم
این هنرمند با اشاره به اینکه نگارش بخش کوچکی از فیلمنامه را برعهده داشته است بیان کرد: «سلطانعبدالحسینخان پدربزرگ جمشید است و به واسطه داستانکهایی که بلد بودم و اینکه نمیتوانستم ترکی یا حتی با لهجه ترکی صحبت کنم به آقای مهرجویی پیشنهاد دادم که با لهجهشیرازی صحبت کنم ایشان گفتند نمیشود و من یک داستانی سر هم کردم که هاجر به این دلیل لهجه شیرازی دارد و آقای مهرجویی قبول کردند واجازه دادند که من پنج صفحه از فیلمنامه را بنویسم.»
این بازیگر با اشاره به نقش موسیقی در فیلم «بانو» گفت: «موسیقی جایگاه ویژهای در این اثر داشت. بهویژه در فضایی که تفاوتمیان شخصیتها و موقعیتها پررنگ شده بود. صدایی درخشان در فضا شنیده میشد، اما همانطور که فضا پیچیده و لایهلایه بود، برخورد با آن نیز ساده نبود. من در بخشیاز فیلم، نقشم را بهگونهای ایفا میکردم که گویی در برابر آیینهای ایستادهام و خودم را مینگرم. اجازه داده شده بود که شخصیت من، نگاه مخاطب را نسبت به مفهوم”خانه” و حضور زنانه در آن، به شکلی تازه باز کند.»

سر یکی از سکانسها دچار شکستگی ترقوه شدم
گوهر خیراندیش با اشاره به تجربه بازی در فیلم «بانو» ساخته داریوش مهرجویی، به پشت صحنه سخت و پرتنش این اثر اشاره کرد و با یادآورییکی از صحنههای دشوار گفت: «آن صحنهای که ما در برف هستیم. باید با آقای کاویانی دعوا میکردیم که او مانع رفتن هاجر شود. به واسطه همین دعوایی که با آقای کاویانیداشتیم در زد و خوردها در آن صحنه ترقوه و کتف من دچار شکستگی شد و البته به واسطه حضور طولانی مدت در برف تا مدتها کلیه درد شدید داشتم.»
او درباره علت حضور طولانی در برف توضیح داد: «قرار بود کرمعلیخان مانع رفتن هاجر شود و این کشمکش برای ممانعت از رفتن او باید در برف اتفاق میافتاد. از طرفی هم فنها روشن بود و صدای بسیار بلندی داشت در اینمیان ما هر چه میگفتیم صدای خوبی نداشت همین موضوع باعث شد که ما از سر ناچاری هفت بار آن صحنه را ضبط کنیم که در آخرین برداشت به واسطه برخورد ضربات مشت آقایکاویانی به من دچار شکستگی در ناحیه کتف شدم و خوشبختانه بخش اعظم آن فیلم را برداشت کرده بودیم و آن شکستگی تاثیری روی کار من نگذاشت.»
با صدای خروسی آواز خواندم
خیراندیش همچنین به یکی دیگر از صحنههای خاص فیلماشاره کرد که در آن آواز میخواند و درباره واکنش داریوش مهرجویی به این پیشنهاد گفت: «یک صحنه دیگر هست که من آواز میخوانم. به آقای مهرجوییگفتم که میخواهم آواز بخوانم و ایشان گفت پس میخواهی فیلم را توقیف کنند؟ فحش رکیک که میدهید، فردوس به تو دست زده و گردن بیتا هم پیدا است؛ اما من میخواستمبخوانم. آقای مهرجویی گفت بشین بخوان ببینم چه میکنی و من هم چون میدانستم که نباید با صدای خودم بخوانم به صورت آزمایشی همانجا در جمع نشستم و شروع به خواندنکردم آقای مهرجویی هم خوشش آمد، همه را از اتاق بیرون کرد و گفت فیلمبرداری را انجام دهند.»
او اضافه کرد: «فیلمبرداری آغاز شد، صدایم راته گلو انداختم و با صدای خروسی همین آهنگ را خواندم و ناگهان دیدم آقای مهرجویی از شدت خنده اتاق را ترک کرد. آن صحنه که آخر نواختن میخندم بخاطر همین ماجرا استو بعد، آقای حسندوست این خندههای واقعی من را حذف نکرد و در تدوین گذاشت.»
«بانو» 11 سال توقیف بود
در ادامه، بازیگر باسابقه سینما به فضای سنگین بعد از توقیف این فیلم پرداخت و در پاسخ به این پرسش که آیا خانم فرهی پس از توقیففیلم دچار افسردگی شد، گفت: «بسیاری به اشتباه میگویند که این فیلم 7 سال توقیف بود اما «بانو» ۱۱ سال توقیف شد و همین باعث شد خانم فرهی حدود 4 سال افسردگی بگیرد،چون قرار بود «بانو» نسخه زنانه «هامون» باشد.»
او ادامه داد: «نکته هم این بود که آنها میگفتنداین فیلم نمادی از ایران است و آقای مهرجویی میخواهد نشان دهد آدمهایی آمدند تاایران را غارت کنند و آن را تخریب کنند. در حالیکه آقای مهرجویی دیدگاه فلسفیتری داشتند و میخواستند نتیجه ناسپاسی را نشان دهند که در هر طبقه اتفاق میافتد. اوهمیشه نگاه انسانی داشتند و تلاش داشتند این موضوع را نشان دهند.»
او در پایان یادآوری کرد: «اکنون هم محل فیلمبرداری این فیلم، موزه موسیقی شده است.»
شایان ذکر است به مناسبت روز ملی سینما، پلتفرمسینما تیکت برنامه «هفت شب با فیلمهای ماندگار سینمای ایران» را از 15 تا 21 شهریور 1404 با حضور عوامل فیلمها و گفتگو و خاطرهبازی با آنها برگزار میکند. اولینشب این رویداد به اکران فیلم سینمایی «بانو» به کارگردانی داریوش مهرجویی اختصاص داشت و مهمان ویژه این برنامه هم گوهر خیراندیش بود. در شب دوم فیلم «مکس» بهکارگردانی سامان مقدم از ساعت 19.30 پخش میشود که «فرهاد آئیش» مهمان برنامه خواهد بود.
