شما درباره قسمت آخر تاسیان بنویسید
این تعداد نظر و کامنت از شما، باورنکردنی بود؛ متشکریم و به مرور منتشر میشود
سریال تاسیان پس از ۵ ماه و نیم به پایان رسید تا عاشقانهای دیگر از تینا پاکروان در شبکه نمایش خانگی مقابل دیدگان مخاطبان قرار گیرد. سریالی که عشقی پرفراز و نشیب و تاسیانوار را به تصویر کشید و با استقبال شما مخاطبان فیلیمو هم مواجه شد. اینجا در کنار نظرات شما، جمعبندی ستارههای این سریال را نوشتهایم.
قسمت آخر سریال تاسیان در ۳ مرداد ۱۴۰۴ پخش شد. پایانی تاثیرگذار، تراژیک و پرغم که معنای تاسیان را به تصویر کشید. پیش از اینکه درباره این قسمت بنویسیم، شما درباره پایان تاسیان نظر بدهید؛ درباره سرنوشت شخصیتهایی که ۲۳ هفته با آنها زندگی کردیم.
به دلیل استقبال شما و تعداد زیاد کامنتها، روند تایید نظرات کمی کند است ولی به مرور منتشر میشود
همه آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
بابک حمیدیان | منتهای بازیگری
حالا معلوم شد وقتی پیش از شروع سریال تاسیان، تینا پاکروان عکس بابک حمیدیان را در اینستاگرامش منتشر کرد و در تجلیل از او نوشت، یعنی چه. بازی او در همه سریال و بهویژه در قسمت آخر تاسیان، یک کلاس بازیگری کامل و حد نهایت یک نقش بود. با همه پستی و بلندیها و اکتهای بازیگریاش. تاسیانزده وصف حال پدری بود که در غروب یک روز تلخ، هیچ امیدی برای ادامه نداشت و حمیدیان این توصیف را با همه ابعادش شاهکارانه تصویر کشید.
مهسا حجازی | کشف بزرگ تاسیان
بله! سریال تاسیان اولین کار مهسا حجازی نیست که بشود عنوان «کشف» به آن داد، او حالا نزدیک به یک دهه است که با بازی در نقشهای کوتاه و بلند، فعالیت هنری میکند ولی حضور ۲۳ قسمتی در سریال تاسیان فرصتی شد تا توانایی او در اجرای نقشهای پرفزار و نشیب به چشم بیاید. حالا باید خوشحال بود که سینما و سریال ما یک ستاره جدید، جذاب و زیبا دارد که بینقص هم نیست و همین ویژگی درست و دوستداشتنیای محسوب میشود.

نازنین بیاتی | کامبک به معنای حقیقی کلمه!
سریال تاسیان برای اغلب عواملش گامی به جلو بود ولی اگر کسی حتی یک قسمت سریال را دیده باشد، متوجه میشود که بازی نازنین بیاتی، گرم و تاثیرگذار بود و او را به روزهای درخشانش در آغاز راه بازیگری بازگرداند و غبار این سالهای سخت را از چهره بازیگری او تکاند. او توانست مریم تاسیان را از یک شخصیت فرعی با عاشقانهای تُنک و کمتراکم، به موتور محرکه و -به اصطلاح نمک- داستان بدل کند و دل مخاطبان را با خود ببرد.
صابر ابر | از جنایت تا رفاقت
اولین اصل پذیرش هر شخصیتی، تلاش برای باورپذیری آن در فرم داستان است. صابر ابر این کار سخت را برای شخصیتی که باید هم نماینده ساواک باشد، هم جنایت کند، هم آبزیرکاه باشد و هم رفاقت و معرفت سرش بشود، به خوبی درآورد. ابر در همه این سالها بازی خوب کم نداشته ولی محبوبیت نقش سعید با آن پایان تراژیک، نشان داد که او به خوبی توانسته ساواکی سنگدل و خودشیفته قصه تاسیان را برای همیشه ماندگار کند.
پانتهآ پناهیها | همان اسطورهای که انتظار دارید
این وصف نادرستی نیست؛ «پناهیها در همای تاسیان همانی بود که باید و همه انتظار داشتند» در این چندین و چند سال، کدام نقش بد یا بازی دور از انتظار از پانتهآ پناهیها به یاد دارید؟ تقریبا هیچ! او در سریال تاسیان هم هما را چنان اسطورهای و محکم بازی کرد که محور خانواده نجات باشد. قاب نقاشیگونه کارگردان از پناهیها در قسمت آخر تاسیان، نمایش همین قدرت شگفت او در جان بخشیدن به هما بود.

به یادماندنیهای قسمت آخر تاسیان
سریال تاسیان بخشهای فنی قابل اعتنای زیادی دارد؛ طراحی لباس چشمگیر، طراحی صحنه کمنقص، گریم دیدنی و… ولی اگر فقط قسمت آخر سریال تاسیان را در نظر داشته باشیم؛ قاببندیها و سختی تصویربرداری در زیر آب یکی از ارائههای درجه یک پیمان شادمانفر بود. موسیقی سروش انتظامی در این قسمت پایانی متفاوت و شنیدنی بود. گویا او همه توانش را برای این سکانسها کنار گذاشته بود تا صحنه وداع دلدادهها به زیبایی ماندگار شود. و در کنار همه اینها، نباید از تدوین قسمت آخر گذشت؛ محمد نجاریان بسیار تلاش کرد تا این قسمت با نماهای بسیار زیاد را -تا جایی که میشود و میتواند- منظم و منطقی بچیند و مکثهای بجایی برای این قسمت بسازد.

کاش میشد اینجوری تموم نشه و پایان قشنگتری داشته باشه درسته که اسم فیلم تاسیان بود و تاسیان هم یعنی غم و اندوه ولی میشد بهتر تمومش کرد. اگر فصل دوم ساخته بشه و کاراکتران امیر و شیرین زنده باشند خیلی خوب میشه ولی این امکان وجود نداره و شدنی نیست. ولی من در کل خیلی بازی بازیگران را دوست داشتم مخصوصاً آقای هوتن شکیبا و خانم مهسا حجازی همچنین از خانم تینا پاکروان کارگردان خوب فیلم کمال تشکر را دارم❤❤❤❤
این فیلم ها ارزش دیدن ندارن بهتر است به جای آن کتاب خواند یا یک هنر مانند نوازندگی یا نقاشی یا یک زبان جدید آموخت.
این رو میگم برای کسانی که میگن مثلا چرا دختره از باباش فرار کرد مگه دوستش نداشت… یا چرا تا خون و تفنگ رو روی تابلو دید فرار کرد مگه امیرو دوست نداشت… یا چرا سعید اون نامه رو نوشت بعد اونجوری با امیر حرف زد؟
برای سوال اول چون از دست باباش عصبانی شده بود با خودش میگفت چرا نمیزاره من با کسی که دوسش دارم باشم ولی خودش می کنه؟ آدم وقتی عصبانیه کار های عجیب، شاید خطرناک یا خیلی اشتباهی کنه حتی در برابر عزیزترین فرد زندگیش!!!!
سوال دوم: چون فکر کرد اون قاتله ازش ترسید مخصوصا که قبلا تو ساواک هم کار می کرد فکر کرد دوباره به ساواک برگرده اما با این حال ازش متنفر نشده بود چون تو قسمت آخر هم گفت ازش متنفر نیستم فقط یه حالت ترسه، خشمه….
جواب سوال آخر هم اینه که اون موقع سعید از ساواک اخراج شده بود و درواقع دلیل اینکه اول سعید به بایگانی رفت بعد هم اخراج شد آمیر بود اگه اون نمیومد سوال و… تیمسار اون رو بایگانی نمی فرستاد که اون کینه به دل بگیره و سعی کنه به جای قبلیش برگرده و از تیمسار و جمشید انتقام بگیره، که بعدش هم اخراج شه، یا اصلا شاید اون شب مست بوده و چون عصبانی هم بوده نمی دونسته چی کار داره میکنه.
به نظرم، باید پدر شیرین می مرد و نباید دو تا آدم کشته می شدند.
تاسیان حس خوبی برای همه نبود چون پایانی درد ناک برای همه بود… کار خوبی نبود که اول شادی به غم تبدیل شد و از نظر من سعید نامه ای را که خواند، همان قصه ، یا کتاب تاسیان بود… همه ی ما مقصریم.. البته تاسیان با بازی درخشان صابر ابر و بابک حمیدیان زنده بود.. وقتی که سعید را از دست دادیم دیگر تاسیان فیلم نشد.
اصلا پایان خوبی نداشت و فکر نمیکردیم اینطوری بد تموم بشه.
میتونست خیلی بهتر تموم بشه تا روحیه مردم رو شاد کنه نه اینکه حال همه رو تو این شرایط بدتر کنه .
اگه میدونستم اینجور تموم میشه اصلا این فیلم رو نگاه نمیکردم و بخاطر پایان تلخش به هیچکس پیشنهاد نمیدم نگاه کنه
از نظر من تاسیان فیلم خیلی زیبا پرمعنا و پرداستانی بود که از اولین قسمتش تا آخرین قسمتش داشت حال و تفاقاتی که میتونه داخل حس تاسیان بیفته رو نشون میده و در قسمت آخرش که من خودم خیلی گریم گرفت ولی خب برای کسایی که هی میگن ای کاش پایان بهتری داشت یا با خوشحالی تموم میشد بگم که از اول فیلم تا آخرش داشتن به ما حال تاسیان رو نشون میدادند و اینجوری نیست که بخواد با شادی تموم بشه اگر از من بخوام بپرسن که چند ستاره به این فیلم میدی من از ۵ ستاره ۵ رو میدم
افتضاح بود
مردن الکی و بسیار سطحی شیرین و امیر
انگار باید میمردن به هر بهانه بیخودی
به نظرم، باید پدر شیرین می مرد و نباید دو تا آدم کشته می شدند.
تاسیان حس خوبی برای همه نبود چون پایانی درد ناک برای همه بود… کار خوبی نبود که اول شادی به غم تبدیل شد
به نظرم، باید پدر شیرین می مرد و نباید دو تا آدم کشته می شدند.
تاسیان حس خوبی برای همه نبود چون پایانی درد ناک برای همه بود…
قسمت آخر کل سناریو ی فیلم رو خراب کرد و غیر واقعی بود
مشخص بود فقط میخواستن تمومش کنن
خیلی میتونست پایان بهتری داشته باشه.
اما بازی بابک حمیدیان عالی بود
قسمت آخر کل سناریو ی فیلم رو خراب کرد و غیر واقعی بود
مشخص بود فقط میخواستن تمومش کنن
خیلی میتونست پایان بهتری داشته باشه
سلام و وقت بخیر به نظر من فیلمنامه بی ربط و غیر واقعی بعد از قسمت تصادف نجات رخ داد که واقعا فیلم عاشقانه و خوب قسمت های ابتدایی را از بین برد. و به نظرم با پایانی خوب تموم کردن این فیلم خیلی به نفع خودشون میبود چون بازدید کننده به نظرم پایان بهتری را میخواست
زیبا اما غم انگیز
بنظر بنده تاسیان پاین خوبی داشت البته که غمگین بود اما از اونجایی که سریال برپایه غم و اندوه بود،بنظرم بایستی اینجوری تمومش میشد
درکل ممنونم از تیم تولید و پلت فرم
و بازیگران درجه یک مثل نازنین بیاتی.هوتن شکیبا و…
کاش پایان بهتری داشت . حال هممون تاسیان شد .
به نظر من تاسیان خیلی غیر واقعی بود و نامهای که سعید نوشت اثری در فیلم ایجاد نکرد و فقط میخواست با احساسات مردم بازی کنه یا مثلاً موقعی که شیرین فرار کرد شیرین پدر خودش را میشناخت میدونست که اگه بره پدرش نمیتونه تحمل کنه پس چه جوری یه انسان توی دنیای واقعی میتونه اینجوری پدرش رو ترک کنه و بره اونور و شاد باشه در کل سریال تاسیان به خاطر تابو شکنی هایی که داشت سریال عالی ای بود و بازی فوق العاده بابک حمیدیان که واقعا محشر بود و خیلی دوست داشتم به نظر من که جا داره یک بار دیگه این سریال رو بشینی و دوباره ببینی فقط به خاطر بازی بابک حمیدیان با بازی شاهکار ایشون حیف بو سریال این قدر غیر واقعی و فانتزی باشه
داستان بسیار عالی و بازی ها فوقالعاده زیبا مخصوصا آقای بابک حمیدیان فوقالعاده روان و طبیعی بازی میکردن،فقط قسمت اخرش یه جوری بود،انگار یهویی خواستن تمامش کنن و قرار نبوده فعلا تموم بشه،ولی خب باز هم میگم داستان بسیار عالی و بازی ها فوقالعاده زیبا انجام شد.چقدر هم از افرادی مثل امیر بدم میاد
سریال خیلی قشنگی بود اما پایان بندی خیلی مزخرفی داشت و پایانش میتونست بهتر باشه من تاسیان رو خیلی دوست دارم اما پایانش اصلا جالب نبود و داستان میتونست ادامه دار باشه و تکلیف کسایی مثل رجب زاده معلوم نشد یا اینکه چه اتفاقی برای قاتل شیرین میافته داستان میتونست ادامه دار باشه اما پایانش خیلی خیلی افتضاح بود خیلی خیلی افتضاح
به نظر من تاسیان خیلی غیر واقعی بود به نظر من نامهای که سعید نوشت اثیری در فیلم ایجاد نکرد و فقط میخواست با احساسات مردم بازی کنه یا مثلاً موقعی که شیرین فرار کرد شیرین پدر خودش را میشناخت میدونست که اگه بره پدرش نمیتونه تحمل کنه پس چه جوری یه انسان توی دنیای واقعی یتونه اینجوری پدرش رو ترک کنه و بره اونور و شاد باشه در کل سریال تاسیان به خاطر تابو شکنی هایی که داشت سریال عالی ای بود و بازی فوق العاده بابک حمیدیان که واقعا محشر بود و خیلی دوست داشتم به نظر من که جا داره یک بار دیگه این سریال رو بشینی و دوباره ببینی فقط به خاطر بازی بابک حمیدیان با بازی شاهکار ایشون حیف بو سریال این قدر غیر واقعی و فانتزی باشه
پایان بسیار افتضاح و غیر واقعی،انگار فقط میخواستن سریال رو به هر قیمتی تموم کنن،این پایان چند سوال رو تو ذهن مخاطب بدون جواب میذاره،سرنوشت امید چی شد؟چرا شیرین به امیر اجازه نداد براش توضیح بده؟پسردایی حوری چی شد؟چرا سعید اون نامه رو نوشت؟چرا امیر رفت کارخانه؟و اینکه چرا همه مردن ،شیرین و بابای مریم و نادر و سعید و امیر،میتونست فیلمنامه به گونه ای بود ک حتی با مرگ شیرین و امیر قصه روند جالب تری رو طی میکرد
واقعا پایان گندی داشت اصلا انتظار نداشتم اینطوری تمومش کنید تمام فیلم های ایرانی پایانش شده جدایی مرگ نرسیدن واقعا چیکار میکنید با روح و روان مخاطب . تو ایران زندگی کردن همینطوریش غم انگیز هست ی فیلم بسازید حداقل از لحاظ روحی شما دیگه با ما بازی نکنید. به شخصه دیگه فیلم ایرانی نمیبینم
سلام
نظرات رو خوندم
یکی نوشته بود افسانه پدری نوشته سر پسر رو می برید و در کل همه میخواستن این دو به هم برسن و پایان خوش
ولی در زندگی واقعی فهمیدم که اگه یکی از طرفین راصی نباشه زندگی پایان خوشی نداره
مادرم دختر خان بود عاشق پسری فقیر شد با هزاران مکافات باهم ازدواج کردن
مکافات بیشتری بعدا دامن خانواده ما رو گرفت
در نهایت پدرم باعث مرگ زود هنگام مادرم شد
دقیقا سریال تاسیان
اتفاقا ما شمالی هستیم و ملک اربابی داشتیم و تمام این مکانها تداعی ملک اربابی بود
همیشه پایان خوش سریال پایان خوش برای خانواده نیست
این اتفاقها تمام شدنی نیست ومدام تکرار میشه در دنیای امروز
بسیار سریال واقع بینانه و عالیی بود
تشکر از همه عوامل تولید واجرا و پخش،
خدا قوت ♥️♥️♥️🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥲🥲🥲🥲
با وجود پایان غیر قابل منتظره و غمگینی که داشت و باعث اعتراض بینندگان شد اما یکی از چیز هایی که باعث شد خیلی از تاسیان خوشم بیاد این تابو شکنی موقع تصادف جمشید نجات بود. محسن درباره این میگفت که زن نباید کار کنه مگه زن میتونه کارخونه اداره کنه و… امیر جلوش وایستاد و تمام توانش رو گذاشت که شیرین ثابت کنه حرفش اشتباهه! و همچنین بازیگران فوق العاده ای داشت و طراحی صحنه عالی بود مخصوصا اتاق شیرین:) و این سریال نشون داد اون عشقی اگر عشقه نباید باعث آسیب به طرف و خانواده اش رو بشه(مقایسه عشق امیر و شهرام). و با عصبانیت و اجبار نمیشه به جایی رسید و باید با ملایمت صحبت کرد فقط! (مثل هما که همیشه با حرفاش طرف رو آروم میکرد و سعید که گفت شاید اگر همه مینشستیم و حرف میزدیم اینطوری نمیشد)و اینکه آدم هر چقدر هم عاشق باشه همیشه اولویتش باید خانواده اش باشه.(فرار شیرین و اتفاقات بعدش).
عالی بود در تاریخ ایران
واقعا بهترین سریال در طول تاریخ ایران هس که ساخته شده و واقعا عالی بود
همه گفتن پایان اصلا در ذهن نمی گنجید ولی بنظر من این نقطه قوت سریال بود اینکه پایان فیلم رو ۱ درصد هم نتونی حدس بزنی خودش خیلی فوق العاده است و اینکه ای کاش فصل دومی وجود داشت برای دیدن حال تاسیانی خانواده ها و همینطور مشخص شدن تکلیف نامه و رجب زاده ولی حیف که نقشهای اصلی نیستن😪 و این که همه گفتن چرا پایان انقدر غمگین اتفاقا بنظرم پایان بسیار فوق العاده بود که با حال تاسیانی تموم و من چقدر سرش گریه کردم واقعا تاسیان بود
تنها سریالی بود که انقدر تونستم جذبش بشم و اگر پایان بهتری داشت خیلی عالی تر میشد! و حتی اگر هم قرار بود آخرش به همین شکل تموم بشه تاسیان بشه کاش مرگشون خلاقانه تر بود. خیلی داستان های متفاوتی میشد برای مرگشون طراحی کرد تا اینکه بخاطر هول دادن بابکی که از اول تا آخر عملا هیچ نقشی نداشت و خفه شدن توسط محسن بمیرن…
حقشون این نبود
سلام عرض ادب و احترام
مسأله فقط خانم پاکروان نیست، کل سینمای ایرانه
قسمت اول که سریال شروع شد، گفتم احسنت که بالاخره یک کارگردان پیدا شد، که متوجه پردازش واقعیت نسبت به فیلم باشه و چند قسمت همینطور هم بود.
خانم پاکروان عزیز سلام و احترام مجدد
ذهن به میدان های وسیعی از دنیای پیرامون وصله که وقتی خسته میشه، رشته کار ازش در میره، بدن انسان یک دیوایس انتقال دهنده ی اطلاعات هستش که متاسفانه خسته که میشه پردازش میاد پایین، لذا اگر از روی سریال یک نمودار کیفیت بر مبنای زمان رسم کنیم، از روی بررسی این نمودار بنده برای شما، یک نمودار خستگی ذهنی کارگردان بر مبنای زمان رسم خواهم کرد.
کارگردان بایستی احساسات بیننده رو بسازه، هرچه واقعی تر باورپذیرتر،
در سینمای امروز کره، پردازش تخیل و فانتزی طوری به تصویر کشیده میشه که انگار واقعیت اون تخیل هستش، و ما در دنیای غیر واقعی زندگی می کنیم.
شما در چند قسمت پایانی واقعیت رو شبیه به تخیل به تصویر کشیدید، یعنی دقیقا برعکس.
اگر هم علم و معلومات ساخت یک فیلم واقع گرایانه در دسترس شما نیست، تنها ابزار شما ذهن و خلاقیت شماست،
با دیدن قسمت های یک و دو سریال ۲۴ از فصل اول، قبل از استارت قسمت های پایانی، حس واقع پردازی در خودتون رو زنده می کردید و بعد ادامه میدادید، بسیار بهتر بود.
قصد بی احترامی ندارم، فقط چون حس کردم نسبت به بقیه عزیزان دنبال رفع ایراد هستید عرض کردم، و همچنان دنبال دیدن اصل سریال از قسمت پانزدهم به بعد هستم، چون اینی که ما دیدیم، از قسمت پانزدهم به بعد وارد تله فیلم شد و یک درصد هم حس مستند ازش نگرفتم، درصورتی که خود بنده در چنین فضایی بزرگ شدم و دیدم چیشده بعدش
حال هوای زمان قدیم خیلی عالی به تصویر کشیده شده بود حس خوبی بود تؤ اون زمان بودن .
ولی متاسفانه امیر و شیرین با نادانی خودشون حرص آدم در میوردن بخصوص امیر که باعث دردسر های زیادی برای بقیه شد
خیلی تلخ بود واقعا تماشاگر را غمگین و ناراحت کرد بهتر بود پایان بهتری داشت و شخصیت امیر را این قدر سلطه جو و متزلزل نشون نمیداد
واقعاً لازم بود اینقدر تلخ تمومش کنی؟
سریال قشنگی بود با بازیگر هایی عالی ، اتفاقا پایان بدی نداشت ، غم انگیز بود اما غیر واقعی نه
همه چیز تقصیر جمشید بود که باعث شد شیرین فرار کنه باعث انقد فاصله بیفته و در آخر همه غمش برای خودش موند
سلام وقتتون بخیر این سریال را دوست داشتم ولی متاسفانه قسمت آخر بصورت اقرار آمیز وخیلی بد تمام شد در این قسمت قشر کارگر بصورت وحشی وقشری که هیچی حالیش نیست معرفی کردی کارگران شاید بخاطر ندادن حقوق اعتصابات انجام بدند اما هیچوقت بخاطر اضافه نکردن حقوقشان محل کسب و کارشان راآتش نمیزنند و یا بدتر هیچوقت به خانه کارفرمایان حمله نمیکنند و اهل خوانواده را بقتل نمیرسانند بنظر من این توهین بزرگی به قشر کارگر بود و متاسفانه در این کشور هر کسی هر جور بتونه کارگران را زیر پا له میکنه
واقعا هیچ یک از سریال های ایرانی نتونستن پایانشو درست جمع کنن مثلا همون پوست شیر و …
واقعا مزخرف تر از این نیست نحوه مرگ شیرین لااقل ی تیر بهش میزدنح
سلام
سریال تاسیان سریال خوبی بود سپاسگزارم از کارگردان و ازآقای هوتن شکیبا و صدبرابر ودیگران
نقش آفرینی امیر وسفید عالی بود وهمچنین هما ومریم و شیرین وپدرشیرین و همه بازیگران این فیلم
عالی بود ولی قسمت آخر خیلی استرس داشت و بدتموم شد
سرکار خانم تینا پاکروان در این سریال اشک ما را در آوردند و این واقعا هنر ایشان و بازیگران را به ما نشان میدهد . دوست دارم دوباره کاری از ایشان ببنیم چون من سریال تاسیان و خاتون را که هر دو تاریخی بودن را خیلی دوست داشتم و امیدوارم کاری دیگر از ایشان ببينم.
خیلی ناراحت شدم و در این حال عاشقش شدم کسایی که عشقشون از دست دادن براشون تلخه و دهه نوردهی بیشتر عاشقش شدن
خیلی ناراحت شدم و در این حال عاشقش شدم کسایی که عشقشون از دست دادن براشون تلخه و دهه نوردهی بیشتر عاشقش شدن
در مجموع سریال بی نظیری بود چه از لحاظ داستان و چه از لحاظ واقعیت پذیری . اینکه تو لوکیشن ها به جزئیات خیلی توجه میشه خیلی عالی بود.
ولی واقعا پایان خوبی نداشت. من نفهمیدم نامه ای که خسرو نوشت چی شد؟ چرا شخصیت های اصلی داستان باید بمیرند؟ یعنی میخواهید به معنی تاسیان ارتباط بدید؟
امیدوارم اگر فصل بعدی داره بیننده سورپرایز بشه مثل زنده بودن شیرین و امیر
امیر یک عاشق واقعی نبود که عاشق واقعی از جان خودش میگذره برای خوشبختی معشوق.اون فقط یه خودخواه بود که حس مالکیتش به معشوق باعث شد همه را به فنا بده حتی معشوقش و.اما خانم پاکروان یه جایی نشون داد که شیرین به این آگاهی نسبت به امیر رسیده ولی چرا باز شیرین و کشوند در سکانس آخر سمت امیر مسخره بود. ای کاش شیرین در همون آگاهی مونده بود و سمت پدرش بود تا زنده بمونه و این بشه بزرگترین درس عاشقی صحیح برای ببینده
سلام و عرض خسته نباشید خدمت دست اندرکاران این سریال
متاسفانه سریال برای اینکه به یک تراژدی هنری و به قول معروف تاسیان تبدیل بشه روند داستان رو غیر منطقی و به دور ا واقعیت پیش برده و قسمت اخر که اصلا شاهکاری لود واسه خودش یهو تحول شخصیتی میدیدی روی شخصیت های فرعی یا مثلا اون ضربه ای که شیرین باهاش مرد مگه میشه با یه هل دادن عادی و افتادن روی زمین شخص بمیره
در کل واقعا حیف به این سریال که میتونست خیلی ماندگارتر بمونه به باد
سلام به نظرم اگه سریال فصل دوم هم داره،
چه شخصیتهای در فصل دوم خواهند بود؟
چون همه نقش اصلی ها که از بین رفتند؟!؟!؟
پایان بسیا غم انگیزی داشت همش بحث درگیری اخرش ک دوتا عاشق ومعشوق بهم نرسیدن و ازبین رفتن و اینکه پایان یه فیلم اگ خوش تمام بشه و دونفر بهم برسن و شیرین تر تمام میشد فیلم جذاب تر بود چون آخر یه فیلم مهم تمام شدن فیلم هست ک چطوری تمام بشه اگ امیر وشیرین بهم میرسیدن بدون هیچ بحث واگ پایان بهتری داشت خیلی به دل مخاطب ها مینشست حالا درسته از اسم فیلم تاسیان ک جدایی هست باید طبق اسم فیلم و داستان میرفت جلو ولی کاش پایان بهتری داشت نه با عم تمام میشد
واقعا حیف هزینه هایی که برای دیدن این سریال شد ، اولش نصفه نیمه قابل قبول ، آخرش شخمی تخیلی و بی سر و ته
مزخرف خیلی پایانش مسخره بود…
مزخرف خیلی پایانش مسخره بود
من واقعا چیزی ندارم بگم
فک کنم پول تینا پاکروان داشت تموم میشد گفت سریع داستان رو جمع کنیم
سریالی مثل سریال تاسیان که انقدر معروف که به بچه ۴ ساله تا ۶۰ ساله میگفتی میشناخت زدن …توش
به نظرم جوری که باید میشد این بود که شیرین ازش میپرسید
نپرسید سناریو بعد
اون محسن باید یه تیر به پاش میزد دیگه مثل قناری بلبل زبونی نکنه بعد به خدا نه شیرین نه امیر میمردن چون همه از محسن میترسن فرار میکردن چرا چون گوندشونو زده
چرا میگم محسن چون محسن حلش داد تو اب شیرین دستشو دراز کرد بعد اون دراز اومد حلش داد و تمام
محسن نزد یه سناریو دیگه
شیرین با یه اهنی چیزی میزد تو سر اون درازه اونجا مثل باغ میمونه فیلشم مال سال ۵۶ اتفاقش
نصف چیزا اون موقع اهنی بوده
بهد محسن نگاهش میکرد امیر سریع اون تفنگو بر میداشت و از اب میرفت بیرون اما اینجوری که کردن انگاری امیر شنا کردن بلد نبود نمیدونم چرا
خانم پاکروان نمیشد مثل سریال های دیگه ایرانی نمیکردی چون اخر سریال ها همشه یا یکی از عشق میمیره یا دوتا عاشق میمیرن
همیشه اخر فیلم ها ناراحت کنندس
ولی از جایی فیلم به نظرم اشغال شکه اشغالی داشت ازش میبارید که سعید مرد
سلام
سریال تاسیان اگرچه شروع خوبی داشت ولی بد پیش رفت و بسیار بد تمام شد. عشق کلیشهای میان دو طبقه کاملا مجزا، شخصیت پردازیهای ضعیف و باگهای زیاد در داستا.ن و نا تمام ماندن سرنوشت بسیاری از شخصیتهای داستان.
نکته ضعف اصلی سریال رفتارهایی نا متناسب با شخصیت های داستان از سوی آنها بود. شیرین تنها دختر نجات با آن همه وابستگی به پدرش، دختری فهمیده و نوگرا، چگونه می تواند بک ماه خانواده را در بیخبری رها کند و حتی یک تلفن به دختر عمه و بهترین دوستش نزند؟
امیر عاشق که پسری کتابخوان و با معلومات نشان داده میشود، چگونه می تواند این همه نابخردانه زندگی عشقش را تباه کند؟ همین شخص که از دزدی محسن و دارو دستهاش خبر دارد چگونه در زمانی که در کارخانه است مچ آنها را نمیگیرد و شرشان را کم نمیکند؟ چون کارگردان محسن ذا برای قسمت آخر میخواهد. سعید چهرهای تیره که برادر دوستش را شکنجه کرد، برای انتقام از دوستش نجات را با خودرو پدرش زیر گرفت و… چگونه در اوج انتقام گیری نامهای سراسر منطق و استدلال برای شیرین میفرستد و به چهرهای مثبت تبدبل میشود؟ تمام سریال مملو از این تناقضات شخصیتی است. به نظر تنها کسی که شخصیتپردازی درست در کنار بازی روان و خوبی داشت، مادر امیر بود.
نقطه ضعف دیگر نا تمام ماندن سرنوشت شخصیتها است. رجب زاده، و خانواده امیر، یک باره از داستان محو میشوند. پدر و برادر امیر اصلا سراغش را نمیگیرند و به حال خودش رهایش میکنند.
باگهای داستان هم جای خود دارد. رجب زاده را که به راحتی میتوان در داخل خیابان دستگیر کرد چرا باید منتظر رفتنش به خانه حوری ماند، مگر فراری یا پنهان شده است؟ این سکانس فقط برای آنست که نادر را باید کارگردان به طریقی بکشد.از دیگر باگها که بسیار زیاد است میگذریم.
تنها نکته مثبت سریال طراحی صحنه و لباس و آرایش بازیگران است که مخاطب را پای سریال مینشاند. کارگردان سعی دارد با حداقل حجاب، برقراری تماس فیزیکی بین بازیگران و شکستن برخی تابوها مخاطب جذب کند که در این رابطه موفق عمل کرده است