شما درباره قسمت آخر تاسیان بنویسید
این تعداد نظر و کامنت از شما، باورنکردنی بود؛ متشکریم و به مرور منتشر میشود
سریال تاسیان پس از ۵ ماه و نیم به پایان رسید تا عاشقانهای دیگر از تینا پاکروان در شبکه نمایش خانگی مقابل دیدگان مخاطبان قرار گیرد. سریالی که عشقی پرفراز و نشیب و تاسیانوار را به تصویر کشید و با استقبال شما مخاطبان فیلیمو هم مواجه شد. اینجا در کنار نظرات شما، جمعبندی ستارههای این سریال را نوشتهایم.
قسمت آخر سریال تاسیان در ۳ مرداد ۱۴۰۴ پخش شد. پایانی تاثیرگذار، تراژیک و پرغم که معنای تاسیان را به تصویر کشید. پیش از اینکه درباره این قسمت بنویسیم، شما درباره پایان تاسیان نظر بدهید؛ درباره سرنوشت شخصیتهایی که ۲۳ هفته با آنها زندگی کردیم.
به دلیل استقبال شما و تعداد زیاد کامنتها، روند تایید نظرات کمی کند است ولی به مرور منتشر میشود
همه آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
بابک حمیدیان | منتهای بازیگری
حالا معلوم شد وقتی پیش از شروع سریال تاسیان، تینا پاکروان عکس بابک حمیدیان را در اینستاگرامش منتشر کرد و در تجلیل از او نوشت، یعنی چه. بازی او در همه سریال و بهویژه در قسمت آخر تاسیان، یک کلاس بازیگری کامل و حد نهایت یک نقش بود. با همه پستی و بلندیها و اکتهای بازیگریاش. تاسیانزده وصف حال پدری بود که در غروب یک روز تلخ، هیچ امیدی برای ادامه نداشت و حمیدیان این توصیف را با همه ابعادش شاهکارانه تصویر کشید.
مهسا حجازی | کشف بزرگ تاسیان
بله! سریال تاسیان اولین کار مهسا حجازی نیست که بشود عنوان «کشف» به آن داد، او حالا نزدیک به یک دهه است که با بازی در نقشهای کوتاه و بلند، فعالیت هنری میکند ولی حضور ۲۳ قسمتی در سریال تاسیان فرصتی شد تا توانایی او در اجرای نقشهای پرفزار و نشیب به چشم بیاید. حالا باید خوشحال بود که سینما و سریال ما یک ستاره جدید، جذاب و زیبا دارد که بینقص هم نیست و همین ویژگی درست و دوستداشتنیای محسوب میشود.

نازنین بیاتی | کامبک به معنای حقیقی کلمه!
سریال تاسیان برای اغلب عواملش گامی به جلو بود ولی اگر کسی حتی یک قسمت سریال را دیده باشد، متوجه میشود که بازی نازنین بیاتی، گرم و تاثیرگذار بود و او را به روزهای درخشانش در آغاز راه بازیگری بازگرداند و غبار این سالهای سخت را از چهره بازیگری او تکاند. او توانست مریم تاسیان را از یک شخصیت فرعی با عاشقانهای تُنک و کمتراکم، به موتور محرکه و -به اصطلاح نمک- داستان بدل کند و دل مخاطبان را با خود ببرد.
صابر ابر | از جنایت تا رفاقت
اولین اصل پذیرش هر شخصیتی، تلاش برای باورپذیری آن در فرم داستان است. صابر ابر این کار سخت را برای شخصیتی که باید هم نماینده ساواک باشد، هم جنایت کند، هم آبزیرکاه باشد و هم رفاقت و معرفت سرش بشود، به خوبی درآورد. ابر در همه این سالها بازی خوب کم نداشته ولی محبوبیت نقش سعید با آن پایان تراژیک، نشان داد که او به خوبی توانسته ساواکی سنگدل و خودشیفته قصه تاسیان را برای همیشه ماندگار کند.
پانتهآ پناهیها | همان اسطورهای که انتظار دارید
این وصف نادرستی نیست؛ «پناهیها در همای تاسیان همانی بود که باید و همه انتظار داشتند» در این چندین و چند سال، کدام نقش بد یا بازی دور از انتظار از پانتهآ پناهیها به یاد دارید؟ تقریبا هیچ! او در سریال تاسیان هم هما را چنان اسطورهای و محکم بازی کرد که محور خانواده نجات باشد. قاب نقاشیگونه کارگردان از پناهیها در قسمت آخر تاسیان، نمایش همین قدرت شگفت او در جان بخشیدن به هما بود.

به یادماندنیهای قسمت آخر تاسیان
سریال تاسیان بخشهای فنی قابل اعتنای زیادی دارد؛ طراحی لباس چشمگیر، طراحی صحنه کمنقص، گریم دیدنی و… ولی اگر فقط قسمت آخر سریال تاسیان را در نظر داشته باشیم؛ قاببندیها و سختی تصویربرداری در زیر آب یکی از ارائههای درجه یک پیمان شادمانفر بود. موسیقی سروش انتظامی در این قسمت پایانی متفاوت و شنیدنی بود. گویا او همه توانش را برای این سکانسها کنار گذاشته بود تا صحنه وداع دلدادهها به زیبایی ماندگار شود. و در کنار همه اینها، نباید از تدوین قسمت آخر گذشت؛ محمد نجاریان بسیار تلاش کرد تا این قسمت با نماهای بسیار زیاد را -تا جایی که میشود و میتواند- منظم و منطقی بچیند و مکثهای بجایی برای این قسمت بسازد.

واقعا متاسفم خانم پاکروان کدوم عقده ی درونیتون رو تو قسمت آخر پیاده کردین؟؟!!! فکر اعصاب ملت رو نکردین؟!
فقط اگه جمشید سکته میکرد میمرد اون 3تاهم تو اتاق از گشنگی با زجر میمردن تکمیل میشد
واقعا سریال آخر رو خیلی افتضاح تموم کردن.یه پایان ناتموم….
خسنه نباشید به تمامی عوامل ساخت این سریال زیبا،
از اسم (تاسیان) مشخص بود که این سریال پایان غمانگیزی باید داشته باشه…
مزخرف و آشغال بود
وقت هدر دادن
قیمت آخر خیلی بی سرو ته تمام شد جالب نبود
قیمت آخر خیلی بی سرو ته تمام شد
پایان غمگین و خیلی قشنگی داشت اگه با پایان شاد تموم میشد نمیپذیرفتم چون اینقدر کارنامه تک تک ادماش پر بود که بعد انقلاب گیر بیفتن پس بهترین پایان از نظر من بود
درود و خدا قوت به تک تک عوامل.
سریال واقعاً درخور مخاطب بود و ممنونم از توجه به این موضوع. واقعاً احساسات رو خیلی خوب منتقل کردن، هم بازیگرا، هم روایت ها و هم اتفاق ها. نقطه قوت این سریال شاید میشه گفت انتخاب های درست در هر زمینه بوده. (بابک حمیدیان، ارادتمندم شدیداً، جیگرم برات کباب شد :).
اما از نگاه حرفهای اگر بگذریم، به عنوان یک مخاطب دلم میخواست پایان کامل تر باشه. نه حتی متفاوت، فقط کامل تر باشه. مثلا بدونم خانواده امیر، امید، حوری، رجبزاده چی شدن. سکانس های مربوط به مرگ شیرین و امیر کوتاهتر و منسجم تر میبودن، وضعیت کارخونه مشخص میشد که سوخته و…
همهی ما با تاسیان آشنا شدیم، اما احساسات دیگری هم بودن در این سریال که ناقص باهاشون روبرو شدیم و ای کاش کامل میشدن. خانم پاکروان، پرچمتون بالاست. با تموم شدن سریال تازه فهمیدیم که چرا جلوی پخشش رو گرفتن!
باسلام، واقعا پایان بندی خوبی نداشت، از طرفی رگه های سیاسی سریال در آخر سریال کمرنگ شد چون از اول هم داستان سریال در بستر حوادث و موضوعات سیاسی و تاریخی روایت شده بود انتظار میرفت این روند ادامه یابد … کلا پایان بندی بخصوص از مرگ خسرو به بعد خیلی ناراحت کننده و غیرقابل پذیرش بود … ای کاش پایان سریال با این داستان خوب و جذاب و پرکشش بهتر میشد. اینکه پایان هر اثر غمناک باشد آن سریال جذاب تر میشود اشتباه رایج و غلطی است.
ای کاش نمی مردن
سلام خانم پاکروان عزیز
سریال زیبایی بود من از سریال دهمه ۴۰ و ۵۰لذت می برم
فکر نمی کردم پایان ای مدلی تموم بشه چون از قبل اسپویل شده بود و من فکر میکرد شیرین اینا فرار می کنند و انقلاب بشه و هیچ وقت همو نبین.
خیلی آخرش مسخره تموم شد چرا باید با حول دادن بابک باید شیرین زب مغزی ش و بمیره و چرا باید امیر با دیدن مرگ شیرین اون هم توی استخر کم عمق باید قرق شه و اون هم بمیره و تکلیف هوری و رجب زاده چی شد و اصلا مریم با مرگ نادر چی کار کرد و اصلا فصل دوی قرار درست شه یا نه
عرض خسته نباشید خدمت تمام پرسنل سریال و آرروی موفقیت برای سریال های بعدی
پایان به شدت غمگین و احساسی داشت
و همچنین غیر قابل پیشبینی
هم ناراحت شدیم هم لذت بریم
حقیقتا مرگ شیرین مرگ مفتی بود و الکی الکی رفت به دیار باقی
قشنگ بود حقیقتا اون لحظه که امیر توی استخر افتاده بود و میخواست که به شیرین برسه یاد صحنه تایتانیک که جک تو آب بود افتادم و واقعا پایان بی نظیری داشت حقیقت عشقم همینه که هرگز عاشق و معشوق بهم نمیرسن ولی باور مردم به چیز دیگست و همه انتظار دارن که مثل فیلمای مزخرف تلویزیونی که آخر همشون ازدواجه همه چی به خوبی و خوشی به پایان برسه آخرای قسمت آخر وقتی نجات شیرینو کنار سرو میذاره یاد قسمت اول میوفتم که سرو مثل جنازه پهن رو زمین بود
انگار میخواست بگه سرو که نماد آزادی بود اوایل زنده بود و حالا با مرگ شیرین و اتفاقات مربوط به اون دوران آزادی هم میمیره
سلام
خیلی بد تموم شد
ای کاش سرنوشت بقیه کارکتر ها رو هم میگفت که چی میشه ، حوری ، رجب زاده ، خانواده امیر و سعید ، امید ، سپیده ، شهرام
خیلی یهویی سریال تموم شد ، و ای کاش میگفت که بعدش جمشید میمونه ایران یا میره فرانسه یا اصلا دق میکنه آیا ؟
سلام خیلی ناراحت کننده بود
میشه گفت سریال شاهکاری بود ، به هرحال از یه سریال درام باید همچین پایانی رو انتظار داشت ، و خانم پاکروان به شکل کاملا عالی این درام رو به نمایش گذاشت جوری که پایانی سوگوارانه داشت ، با این حال با اینکه میدونم درام بود ولی خب مثل همه میگم کاش پایانی بهتر داشت و این جور با روح روان بازی نمیکرد ، این سریال روایتی از عشق و رفاقت و غم بود وَ به معنای واقعی کلمه ، تاسیان بود
باسلام
شروع خوب
پایانی طبق معمول سریالهای ایرانی مزخرف
اگه امسال این بابک تو این جامعه نباشن همه چی حله
سلام.خیلی خدا قوت ، بخصوص به بابک حمیدیان… عالی بود عالی. اما نمیدونم چطور تونستید چهره ی واقعی ساواک و دوران طلایی ایران رو نشون بدید… کاش هیچ وقت پای امیرها به زندگی شیرین باز نمی شد که ما اینگونه بدبخت نمی شدیم. ایران به خاک نشسته… از خریت متعصبین و خیانت چپی ها… ما هر روزمون تاسیان هست. و اما خانوم پاکروان ، درود به وجود نازنینتون ، دست مریزاد، به هر نیتی […] ،باز هم این سریال قشنگ و عالی بود.
البته من از اولشم میدونستم هوتن شکیبا عاشق بشه دختره رو بدبخت میکنه نه تنها خودش بلکه خانوادشو😂😂😂
فقط امید چی شد؟
رجب زاده؟
چرا پایان انقدر غم انگیز بود من فکر میکنم وقتی نویسنده قادربه خلق پایانی منحصر به فرد نیست گزینه مرگ شخصیت هارو انتخاب میکنه
با سلام
برخلاف اینکه همه از قسمت آخر فیلم ناراضی بودن باید بهتون بگم که آنچه دیدید کارگردان نویسنده حتی نتوانستند اون شدت هجوم وتخریب وبه آتش کشیدن خانه و زندگی ومکان کسب رو در زمان وقوع انقلاب به تصویر بکشن زمان شروع انقلاب چه ادارات وچه خانه ها وچه کارخانه های که به آتش کشیده نشد وچه خون هایی که به حق وشاید هم به ناحق ریخته نشد شما آنچه که در قسمت انتهای تاسیان دیدید باید گفت.قطره ای در دریای مطلاطم آن زمان به تصویر کشیده شده بود ….پیروز و پایدار باشید.
اسم فیلم تاسیان بود و طبیعتاً میبایست با غم و اندوه، به پایان میرسید.به نظرم پیام اخلاقی این فیلم این بود ،ادم نباید هر آدم بیخودی رو وارد زندگیش کنه.ورود امیر به زندگی شیرین،باعث این اتفاقات ناگوار شد.مردی که بدون اجازه پدر،دختر مردم رو عقد میکنه،اینده روشنی نداشت
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه بازیکران و عوامل فیلم از کارگردان تا تدارکات،حمل و نقل…..
واقعا قسمت اخر افتضاح تمام شد هر چند ما بیننده ها خوب میدانیم علتش چی بود ولی حیفه این همه زحمت و سریالی به این خوبی اینجور تمام بشه.منتظر کارهای بعدی خانم پاکروان عزیز هستیم.
تاسیان به خاطر فرار از مرزهای فیلم سازی در ایران خیلی مورد توجه قرار گرفت اما شروع در چند قسمت آخر فقط همه داشتن همدیگه رو میگرفتن تو قسمت آخر همه چیز بی منطق و الکی تموم شد
ای کاش خانم پاکروان بشینه تو خونه دیگه فیلم نسازه😭
واقعا چرا چون سریالتون ببینده ی زیادی داره دلیل بر این میشه که با احساسات مخاطب بازی کنید . نه به اون شروع نه به این پایان
چرا عشق و اینجوری نشون میدید حتما باید نقش های اصلی حذف بشن تا داستان ماندگار بشه؟
قسمت آخر پرازغم بود….
با سلام
باید بگم شروع جذابی داشتین خانم پاکروان ولی از وقتی امیر و شیرین همو دیدن تا قسمت اخر گند زدین به همه سناریو ها
کم بود تاسیان تو این فیلم ؟
مردن منوچهر سامان
مردن سعید
بچه حوری ….
لازم نبود انقدر عشق رو هم به سخره بگیرین
مسخرست ادم با یه افتادن بمیره یا تو یه استخر یک و نیم متری یهو وقتی خفه نشده بمیره
مضحکه شهرام بیخیال بشه
و اینکه بابک تو خونه حوری نبود چطوری اومد بیرون اصلا ؟
حوری چیشد رجب زاده رفت ؟ به همین سادگی ؟ مگه میشه اخه
فیلمی بسازین که با واقعیت زندگی و ذهنی بشه کنار اومد
اینجا هند نیست و ایرانه جوری ایران رو به سخره گرفتیدکه واقعا چیزی جز تاسف نمیتونم بگم پایان مسخره ای بود
انتظار یه فیلم قوی داشتیم نه بازی کردن با روح و روان ملت
چطور دختریه شیرین باباشو ول کرد ؟
چطور پدریه حاضر نشد با دل بچش کنار بیاد ولی با دلش زن گرفت؟
بقیه چیشدن؟ هما و بچه هاش
حوری
اصلا سپیده چیشد رفت ؟ همینجوری ؟
خانواده امیر چیشدن
امید کجاست؟
و هزاران نقص در فیلم شما
ای کاش خانم پاکروان بشینه تو خونه دیگه فیلم نسازه😭
ای کاش خانم پاکروان بشینه تو خونه دیگه فیلم نسازه😭
متأسفانه قسمت آخر غمگین تمام شد کاش امیر و شیرین به هم می رسیدند
با سلام خدمت خانم پاکروان عزیز وهمه عوامل تولید سریال تاسیان
من از اول نتونستم با شخصیت امیر ارتباط بگیرم. از همون اول محبتش ازاردهنده بود. مخبت شهرام خیلی عمیق و حقیقی بود و ناراحت بودم که شیرین اینو نمیفهمه. هیچجوره نمیشد با شیرین همذاتپنداری مرد که عاشق امیر شده، نه شهرام. بهترین اتفاق فیلم هم مرگ امیر بود.
مسئلهٔ بعد اینکه چرا آخر سریال انگار سرهمبندی شده بود؟ چرا نباید شخصیت امیر لو بره و چرا باید مثل قهرمانها میمرد؟ رجب زاده کلی از بچهها رو به کشتن داد پس چرا سرنوشت خودش معلوم نشد؟ وقتی امیر رفته بود خونه که تابلوی نقاشی شیرین رو بیاره، وقتی درو باز کرد یه نامه چندلاخورده، لای در بود که افتاد پایین، اما اصلا معلوم نشد اون چی بود. سرنوشت امید چی شد؟ هدف فقط این بود که امیر و شیرین ته سریال بمیرن؟ به هر قیمتی؟
به نظر من کل سناریوی داستان و عشق شیرین و امیر برای رقم زدن صحنه ی آخر بود که چطور یه کارآفرین و کسی که عمرشو برا این مملکت گذاشته بود فدای ایدئولوژی افراد وطن فروشی مثل رجب زاده و امثال او شدند که با افکار مسمومشون ذهن دانشجوها و کارگرها رو انقدر شستشو دادند که به راحتی با یک تحریک،نمکدون بشکنند. نجات کسی بود که از کارگری به اینجا رسیده بود. رجب زاده حتی شاگردهای خودشو تنها گذاشت و رفت و باعث کشته شدن نادر شد و در آخر این دانشجوها و جمشید نجات فدا شدند. شاید این مهم ترین چیزی بود که تاسیان نشون داد. و رفاقت دوست امیر که در نامه اش هیچ چیز بدی از امیر ننوشته بود هم زیبا بود.
دوست نداشتم آخرش تا این حد تلخ و ناگوار به پایان برسد تاسیان و حسش رو در کل داستان بارها دیدیم و متوجه شدیم ولی تهش به این شدت نیاز نبود
فیلم خیلی جالب شروع شد اما رفته رفته فیلم به سمت غیرقابل باوری حرکت کرد در ابتدا شیرین یه دختر عاقل و فهمیده به بیننده نشون داده میشه اما در ادامه در جریان فیلم شیرین طوری رفتار میکنه که رفتارهاش سرشار از سفاهت و حماقت است ، دختری که کورکورانه عاشق میشه ، خیلی راحت به کسی که کوچکترین اطلاعاتی از واقعیت زندگیش نداره دلبسته میشه ، به پدرش حق نمیده که عشقی برای خودش داشته باشه و وقتی میفهمه پدرش با حوریه پدری که این همه سال براش زحمت کشیده رو رها میکنه و میره و در این مدت پدرش میشه یه مرده متحرک و اصلا شیرین در اون مدت فکر نمیکنه چی داره از نگرانی به سر پدرش میاد و بدون اجازه پدرش ازدواج میکنه و اما اتفاقات بسیار غیر قابل باور قسمت آخر که از هر طرف بهش نگاه میکردم نمیتونستم بپذیرمش ، کارگرانی که با وجود این همه علاقه به نجات با خودش و خانوادش اینطوری رفتار کردن و خودشون طلبکار میدونستند خوب اگه اینا میخواستند بمونن کار کنن چرا کارخونه رو آتیش زدند وقتی کارخونه آتیش بگیره دیگه کجا میخوان کار کنن متاسفانه با دیدن قسمت آخر احساس کردم هدف کارگردان فقط این بود که با یه پایان بسیار تلخ و عجیب فیلم رو فقط غیر منتظره تموم کنه
واقعا ما با ذوق این فیلم رو دنبال میکردیم و انتظار یک پاپان خوب رو داشتیم ولی متأسفانه فقط با احساسات ما بازی کرد
سریال قشنگی بود ولی یه سری چیزها مشخص نشد و اینکه پایانش خیلی ناراحت کننده بود
داستان تاسیان با سرنوشت ایران مقایسه شده. بسیار عالی.
سرایل تاسیان خیلی خوب و پرقدرت شروع شد، بسیار زیبا و حرفه ای اونزمان و به تصویر کشید. طراحی لباس و صحنه و دکور بی نظیر بود. اما از یه جایی به بعد داستان الکی کش دار شد و افت کرد. اما بازم چیزی که بیننده رو مجاب میکرد ادامه داستان و ببینه سرنوشت شیرین و امیر و عشق آتشین این دوتا بود. مرگ غیر واقعی شیرین تیر خلاصی بود به این سریال
طرف از طبقه چهارم میفته نمیمیره؛ سعید و شیرین چطور با یه هل دادن مردن؟؟؟ وسط اونهمه درگیری با اسلحه، اینا چرا با هل دادن مردن؟ حداقل کاش شیرین تیر میخورد، طبیعی تر بود.
معنی تاسیان مگه دلتنگی برای عزیز ازدست داده نیست؟ پس قاعدتا باید بین امیر و شیرین یکیشون زنده می موند تا این دلتنگی نمود پیدا کنه. اینکه جفتشون مردن، انگار سریال کاملا تباه شد…
تکلیف نامه ی سعید چی شد؟ چرا هما نداد به شیرین؟ سرنوشت رجب زاده چی شد؟ قسمت آخر ببیننده رو با هزاران سوال بی پاسخ رها کرد
ای کاش پایانش شاد بود
بدون یه فیلمنامه منسجم و متفاوت. یه کلیشه که بارها توی فیلم ها و سریال های دیگه چه ایرانی و چه خارجی دیدیم. و کاملا مشخص بود هدف از ساخت این سریالی که همه بازیگرا به هر بهونه ای دست همو میگرفتن و همو لمس میکردن و ساواکی چقد نایس و مهربون بود و قبل انقلاب همه چی عالی، بعد انقلاب همه چی داغون شد چی بود! در اینکه در راه انقلاب خیلی جوونا پرپر شدن هیچ شکی نیست اما همونایی که انقلاب میخواستن جونشون رو دادن و خانم پاکروان کاملا مشخصه که میخواست چه منظوری رو برسونه! سریال ارزش یه قسمت دیدن هم نداشت و فقط بخاطر بازیگرا و جذابیت بصری دنبال میشد. امیدوارم دیگه یا نبینیم آثارشونو یا با آثار فاخر اموال مملکت و مردم رو برای فیلم سازیاشون هدر بدن.
خیلی بد شد شد فیلم هندی نههههه با روح روانم بازی کردی تینا
تا تونسته بودن غم و غصه گنجونده بودن و چقققد بعضی جاها غیر عادی غم و غصه بود
بسیارفیلم عالی بودوخسته نباشیدبه خانم پاکروان وبیشترجذابیت فیلم به بازی اقای عزیزوبهترین هنرمندبابک حمیدیان بودمرحباوسپاسگزاریم
درود. داستان تاسیان با داستان ایران مقایسه شده بود. دقیقا به همین روش شورش یک گروه نادان و نمک نشناس باعث نابودی ایران شد.
وقتی سریال رو خوب شروع میکنید مخاطب توقع پایان قشنگ داستان داره که در نهایت امیر و شیرین بهم برسن نه اینکه بازیگر های نقش اول سریال کشته بشن.
میتونست قشنگ تر تموم بشه
به نظر من قشنگترین سریال با بهترین بازیکنان و داستان بسیار زیبا و شروع و پایانی منسجم و بی نقص .من که لذت بردم .بابک حمیدیان معرکه بود و نقش خانم پناهیبان .بقیه هم عالی .قسمت لباس .صحنه عالی بود .خانم پاکروان دستتون درد نکنه واقعا .ممنون
سریال قشنگی بود ولی کاش اینجوری تموم نمیشد
ای کاش پایان بهتری داشت خیلی غمگین تمام شد امیدوارم فصل دوم هم داشته باشه
با سلام و خسته نباشید
به نظر من، سریال تاسیان، واقعا سریال تاثیر گذار و جالبی بود، ولی قسمت آخر، واقعا غم انگیز بود. و اینکه امیر هم به اون حالی که نمیخواست دچارش بشه، رسید. ولی شخصیت سعید، ثابت کرد که رفاقت این نیست که یک ذره با طرف باشی و بعد ولش کنی، نشون داد که باید برای رفیقت همه چیزتو بدی.
امیر با کشتن سعید، نشون داد که برای عشقش می جنگد، ولی این بیشتر به نظر می رسد که شیرین را کنترل می کند.
در هر حال، از تمام تلاش ها و زحماتتون ممنون.