حالا زمان پرواز قوهاست

شما درباره قسمت آخر تاسیان بنویسید

این تعداد نظر و کامنت از شما، باورنکردنی بود؛ متشکریم و به مرور منتشر می‌شود

سریال تاسیان پس از ۵ ماه و نیم به پایان رسید تا عاشقانه‌ای دیگر از تینا پاکروان در شبکه نمایش خانگی مقابل دیدگان مخاطبان قرار گیرد. سریالی که عشقی پرفراز و نشیب و تاسیان‌وار را به تصویر کشید و با استقبال شما مخاطبان فیلیمو هم مواجه شد. اینجا در کنار نظرات شما، جمعبندی ستاره‌های این سریال را نوشته‌ایم.

قسمت آخر سریال تاسیان در ۳ مرداد ۱۴۰۴ پخش شد. پایانی تاثیرگذار، تراژیک و پرغم که معنای تاسیان را به تصویر کشید. پیش از اینکه درباره این قسمت بنویسیم، شما درباره پایان تاسیان نظر بدهید؛ درباره سرنوشت شخصیت‌هایی که ۲۳ هفته با آنها زندگی کردیم.

به دلیل استقبال شما و تعداد زیاد کامنت‌ها، روند تایید نظرات کمی کند است ولی به مرور منتشر می‌شود 

همه آنچه درباره سریال تاسیان می‌دانیم

بابک حمیدیان | منتهای بازیگری

حالا معلوم شد وقتی پیش از شروع سریال تاسیان، تینا پاکروان عکس بابک حمیدیان را در اینستاگرامش منتشر کرد و در تجلیل از او نوشت، یعنی چه. بازی او در همه سریال و به‌ویژه در قسمت آخر تاسیان، یک کلاس بازیگری کامل و حد نهایت یک نقش بود. با همه پستی و بلندی‌ها و اکت‌های بازیگری‌اش. تاسیان‌زده وصف حال پدری بود که در غروب یک روز تلخ، هیچ امیدی برای ادامه نداشت و حمیدیان این توصیف را با همه ابعادش شاهکارانه تصویر کشید.

مهسا حجازی | کشف بزرگ تاسیان

بله! سریال تاسیان اولین کار مهسا حجازی نیست که بشود عنوان «کشف» به آن داد، او حالا نزدیک به یک دهه است که با بازی در نقش‌های کوتاه و بلند، فعالیت هنری می‌کند ولی حضور ۲۳ قسمتی در سریال تاسیان فرصتی شد تا توانایی او در اجرای نقش‌های پرفزار و نشیب به چشم بیاید. حالا باید خوشحال بود که سینما و سریال ما یک ستاره جدید، جذاب و زیبا دارد که بی‌‌نقص هم نیست و همین ویژگی درست و دوست‌داشتنی‌ای محسوب می‌شود.

مرگ شیرین در سریال تاسیان

 نازنین بیاتی | کام‌بک به معنای حقیقی کلمه!

سریال تاسیان برای اغلب عواملش گامی به جلو بود ولی اگر کسی حتی یک قسمت سریال را دیده باشد، متوجه می‌شود که بازی نازنین بیاتی، گرم و تاثیرگذار بود و او را به روزهای درخشانش در آغاز راه بازیگری بازگرداند و غبار این سال‌های سخت را از چهره بازیگری او تکاند. او توانست مریم تاسیان را از یک شخصیت فرعی با عاشقانه‌ای تُنک و کم‌تراکم، به موتور محرکه و -به اصطلاح نمک- داستان بدل کند و دل مخاطبان را با خود ببرد.

صابر ابر | از جنایت تا رفاقت

اولین اصل پذیرش هر شخصیتی، تلاش برای باورپذیری آن در فرم داستان است. صابر ابر این کار سخت را برای شخصیتی که باید هم نماینده ساواک باشد، هم جنایت کند، هم آب‌زیرکاه باشد و هم رفاقت و معرفت سرش بشود، به خوبی درآورد. ابر در همه این سال‌ها بازی خوب کم نداشته ولی محبوبیت نقش سعید با آن پایان تراژیک، نشان داد که او به خوبی توانسته ساواکی سنگدل و خودشیفته قصه تاسیان را برای همیشه ماندگار کند.

پانته‌آ پناهی‌ها | همان اسطوره‌ای که انتظار دارید

این وصف نادرستی نیست؛ «پناهی‌ها در همای تاسیان همانی بود که باید و همه انتظار داشتند» در این چندین و چند سال، کدام نقش بد یا بازی دور از انتظار از پانته‌آ پناهی‌ها به یاد دارید؟ تقریبا هیچ! او در سریال تاسیان هم هما را چنان اسطوره‌ای و محکم بازی کرد که محور خانواده نجات باشد. قاب نقاشی‌گونه کارگردان از پناهی‌ها در قسمت آخر تاسیان، نمایش همین قدرت شگفت او در جان بخشیدن به هما بود.

شروع و پایان سریال تاسیان
نمای پایانی سریال تاسیان و یک بازگشت به سکانس اول از آن امضاهای دیدنی تینا پاکروان بود

به یادماندنی‌های قسمت آخر تاسیان

سریال تاسیان بخش‌های فنی قابل اعتنای زیادی دارد؛ طراحی لباس چشمگیر، طراحی صحنه کم‌نقص، گریم دیدنی و… ولی اگر فقط قسمت آخر سریال تاسیان را در نظر داشته باشیم؛ قاب‌بندی‌ها و سختی تصویربرداری در زیر آب یکی از ارائه‌های درجه یک پیمان شادمانفر بود. موسیقی سروش انتظامی در این قسمت پایانی متفاوت و شنیدنی بود. گویا او همه توانش را برای این سکانس‌ها کنار گذاشته بود تا صحنه وداع دلداده‌ها به زیبایی ماندگار شود. و در کنار همه این‌ها، نباید از تدوین قسمت آخر گذشت؛ محمد نجاریان بسیار تلاش کرد تا این قسمت با نماهای بسیار زیاد را -تا جایی که می‌شود و می‌تواند- منظم و منطقی بچیند و مکث‌های بجایی برای این قسمت بسازد.

دانلود و تماشای سریال تاسیان

نظرتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

1,039 نظر
  1. Mehrave می‌نویسد

    من کاری به فیلم ندارم چرا کراشمو کشتین آخه؟

  2. قاسم دانش می‌نویسد

    بنظرم این سریال از بدترین کارها طی سالهای گذشته بوده و ضعف آن از سناریو خیلی دم دستی و ساده شروع و تا کارگردانی بسیار ضعیف آن و خراب کردن هنرپیشه های با آیم و رسم و….هست و واقعا تمامی قسمت های آن را تا پایان تحمل کردم. حیف از این سرمایه گذاری که برای آن به این کارگردان ضعیف سپرده شد.

  3. ایلیا آتش برگ می‌نویسد

    عالی بود. شخصیت پردازی، روایت و موسیقی همه چی واقعا عالی بود با پایان بندی احساسی، منطقی و محشرش واقعا خوب بود دست خوش واقعا

  4. پدر می‌نویسد

    سرکار خانم پاکروان
    داستان فیلم تو قسمت های ۱۷ ، ۱۸ که یک پسر دست دختری رو بگیره ببره دوردست و تا خط بره و حتی دختر حالت تهوع داشته باشه بی اذن پدر و خانواده و …… فقط اساعه فرهنگ غلط و اشتباهی است که نمونه اون رو تو سریال های سخیف ترکیه ای میشه پیدا کرد .
    بعد تازه از در و دیوار خونه هم بالا بری .
    مگه میشه ؟ معرفت یک ساواکی از این آدم شارلاتان به ظاهر عاشق بیشتر بود .
    خیلی به دور از واقعیت و فرهنگ ما ایرانی هاست .
    میشد این سریال رو خیلی بهتر با پرداختن به سایر بازیگران و … حتی تا ۵۰ قسمت ساخت و نمایش داد .
    پایانش خوب نبود مثل ۹۰ درصد فیلم و سریال های دیگر

  5. ژینا می‌نویسد

    ۲۳ هفته باهاشون زندگی کردیم عاشق شدیم و امروز باهاشون مردیم:))
    کاش کاش کاش پایان بهتری داشت و اینجوری نمیشد
    واقعا بعد از تاسیان دیگه اون آدم قبلی نمیشیم حالمون تاسیانه:))

  6. ژینا می‌نویسد

    ۲۳ هفته باهاشون زندگی کردیم عاشق شدیم و امروز باهاشون مردیم:))
    کاش کاش کاش پایان بهتری داشت و اینجوری نمیشد
    واقعا بعد از تاسیان دیگه اون آدم قبلی نمیشیم حالمون تاسیانه:)

  7. مهدی می‌نویسد

    با سلام خدمت دست اندرکاران سريال تاسیان.چند قسمت آخر خیلی خوب نبود بخصوص دو قسمت آخر.لازم بود اینقدر تراژیک و غم انگیز تموم بشه.حیف این همه بازیگر تراز اول که به خاطر این فیلمنامه و آخر افتضاح دور هم جمع شده بودند.باز هم خداقوت میگم.بازی آقای ابر و خانم حجازی و بیاتی عالی بود.

  8. ... می‌نویسد

    واقعا غم انگیز بود

  9. بیتا فضایلی می‌نویسد

    دوبار دیدمش، واقعااا تاسیان شدم برای لحظه ای که شیرین خونریزی کرد و قطره قطره خونش می‌ریخت و امیر میدید، اشک ریختم برای غصه ی تک تک آدمای خوب فیلم، عشقی که میتونست اگر امیر از حرف زدن با پدرش و پدر شیرین نمی ترسید و از راه درست پیش می‌رفت آخر داستان نورماه رو بغل پدر و مادرش می ذاشت نه غصه شون رو

  10. علیرضا می‌نویسد

    درسته پایان غم انگیزی داشت و اصلا دلچسب مخاطب نبود ولی به خانم پاکروان خسته نباشید و خداقوت میگم همینطور تمام دست اندرکاران ساخت این سریال که با تمام محدودیتها و مشکلات سریالی جذاب و با بیننده حداکثری تولید کردند، سکانسهای حرفه ای، بازیگران مطرح و ساخت مکانهای متناسب و با هزینه کرد بالا، برای همگی آرزوی موفقیت دارم.

  11. امید می‌نویسد

    اول از همه تشکر میکنم از اقای هوتن شکیبا،خانوم مهسا حجازی که این فیلم رو به تنهایی زیبا کردند.
    درمورد اخر فیلم واقعا دل من گرفت خانوم پاکروان کاش فصل دوم این سریال نوشته بشه و خیلی چیز ها مشخص بشه مثلا اخرش امید چیشد،سر انجام زندگی خانواده نجات چیشد…

  12. پدرام می‌نویسد

    فیلم هندی هندی فقط آخرش یه رقص هندی کم داشت

  13. Mohammad Reza می‌نویسد

    به نظرم بهترین پایان بود
    به دلیل اینکه اگه امیر یا شیرین زنده میموند، آدم رو تا چند وقت به خاطر سرنوشت اون تو فکر میزاشت ،
    در ضمن تاسیان در اصل برتی مریم بود ، چون تمام بدبختی ها رو سر مریم بود . اول پدرش ، بعد نامزدش ، و در آخر هم بهترین رفیقش
    همه رفتن ولی دردش بیشتر برای مریم موند….

  14. ام می‌نویسد

    ناراحتم کرد
    ای کاش پایان بهتری داشت

  15. ام می‌نویسد

    ناراحت کننده بود
    ای کاش پایان خوبی داشت

  16. طاهری می‌نویسد

    متاسفانه پایان بسیار بدی داشت.
    از قسمت تصادف نجات به بعد موضوع داستان کاملا غیرقابل باور شد.
    اینکه چطور شیرین با اون همه شکی که به امیر داشت، باهاش فرار کرد؟ مگه عاشق پدرش نبود؟ مگه میشه یه دفعه همه چیز رو فراموش کنه و بدترین بلا رو سر پدرش بیاره؟
    سعید که اون نامه رو نوشته بود چرا اون حرفها رو زد؟ برای اینکه امیر عصبانی بشه؟
    شیرین که عاشق امیر بود فقط با یه نگاه فهمید امیر قتل کرده و از دستش فرار کرد، چرا؟؟؟ چرا نموند امیر حرف بزنه؟ امیر چرا رفت کارخونه؟ چرا همه رو تحریک کرد، اون که مشکل اصلیش با خود شیرین بود که نمی خواستش.
    کلا متن داستان بسیار غیرواقعی و مسخره بود و فقط به خاطر بازیگرهاش دنبالش می کردم. واقعا نا امید شدم، چون با این همه نقاط قوت فیلم، اگر فقط متن کمی بهتر نوشته میشد، قطعا رضایتمندی بیشتری داشت.

  17. محسن می‌نویسد

    سلام و خسته نباسید به عوامل سریال و همچنین تشکر از پلتفرم فیلیمو
    قسمت پایانی سریال خیلی افتضاح بود نیازی نبود این همه غم و اندوه باشه این همه غیر واقعی تموم بشه صاحبین اثر باید احساسات تماشاگر رو هم در نظر بگیرن در این قسمت از اول تا اخر سریال همش غم بود همش منظر بودی یکی بمیره در طی یک قسمت به طرز وحشتناکی دچار سردرد شدیم حیف سریال به این خوبی به این شکل تموم شد کاش یکمی ته داستان خوب و خوش بود تا تماشاگر با احساس خوب‌ و لطیف تموم شدن داستان رو میدید

  18. پرنیان می‌نویسد

    سلام خدمت شما عزیزان
    اول اینکه خیلی ممنون از پلتفرم تان که خیلی فیلم های خوبه میذاره.
    من خیلی خیلی سریال تاسیان رو دوست داشتم و دارم ولی اصلا دوست نداشتم که اینطوری تموم بشه. طوری بود که ۹ بار قسمت ۲۲ رو کامل دیده بودم و سه بار کامل هم از قسمت ۱ تا ۲۳ . البته قسمت های دیگه رو هم زیاد دیده بودم. به نظر من از قسمت ۱۹‌به بعد سریال تاسیان تازه شروع شد و حس واقعی تاسیان رو به ما نشون میداد .
    من نمیخواستم در آخر امیر و شیرین بمیرن😭 من فقط بخاطر امیر و شیرین و اینکه همدیگه رو میبینن یا پیش هم هستن میدیدم . اگر این پیامم را به خانم پاکروان عزیز میرسانید میخواستم ازشون تشکر کنم که فیلمی قشنگ رو تهیه کردین با اینکه آخر فیلم خیلی بد تموم شد ولی در انتخاب بازیگر، در نویسندگی درجه یک بودند ولی خواهشن آخرش رو بد تموم نکنید 😅
    خانم پاکروان عزیز شما درجه یک هستید و امیدوارم در کار های دیگر خود موفق باشید.

  19. تیزبین می‌نویسد

    سلام درخصوص سریال تاسیان آنچه بیش از همه تاثیرگذار بود اینکه؛ به نظرم این سریال داستان عشق نبود بلکه داستان رفاقت بود. این سریال نشان داد حتی یک ساواکی هم می تواند یک رفیق شفیق باشد رفاقت از عشق هم قوی‌تر است. به نظرم قهرمان داستان خسرو بود که همه چیزش را برای رفاقت داد.

  20. ح.محمدی می‌نویسد

    اتفاقا خیلی پایان خوب و منطقی و باور پذیری بود….
    و البته پر از غم

  21. پدر می‌نویسد

    با نهایت احترام برای سرکار خانم پاکروان
    این داستان تو فرهنگ ما ایرانی ها منسوخ و مردود است .
    بنده اگر جای آقای جمشید نجات بودم همون ابتدای کار و پس از عدم فهم آقای امیر یوسفی حسابگر و شارلاتان ، حتما سر ایشون رو روی سینه شون قرار میدادم تا خانواده اینطور متلاشی نشود .
    در مجموع سریال خوبی بود .
    ممنون از زحمات شما و تیم همراهتون

  22. محسن می‌نویسد

    از جمشید نجات شروع میکنم جمشید نجات حکایت بسیاری از دلسوزان و میهن پرستانی بود (خانواده محترم خسروشاهی موسس شرکت مینو موسس ایران خودروی…) که قبل از انقلاب و در حین انقلاب تمام شرکتشان که در اختیار مردم بود از بین رفت و دیگر شرکتها شرکت نشدند
    از امیر که فقط یک مثال میشه براش زد و اونم اینه که چاه کن همیشه جاش ته چاه است یعنی کسی که با نقشه این چیزها م حیلیه جلو میاد تمام حیله هاش برای خودش بر میگرده
    از دختران ساده و پاکی که در ایران زندگی میکنن و بعضی اوقات با تصمیمات و عشقهای پوشالی گیر مسائل این چنینی می‌شوند
    و از خانواده های پایین شهری و بالای شهری با استانی که تماما فدایی سیاست شدند و چقدر این حال روز برای ما آشناست

  23. سمانه می‌نویسد

    روانی ها

  24. سمانه می‌نویسد

    خیلی بد تموم شد

  25. النا می‌نویسد

    خیلی عالی بود غم انگیز بود ممنونم از سناریست عالی خانم پاکروان عالی بود ولی دردناک مرسی که این سریال رو ساختین مثل خاتون بی نظیر بود

  26. حنا می‌نویسد

    واقعا نمی‌دونم چی بگم چرا اینقدر با روح و روان مردم بازی می‌کنید اگه یه سریال این همه مخاطب داره معنیش این نیست که مخاطب‌ها منتظر یک اتفاق غیر منتظره و غمگینن یعنی اینکه مردم علاوه بر یک سریال یا فیلم با کیفیت به یک امیدی ون رو دنبال می‌کنند به امید یه اتفاق خوب یه پایان خوب…
    درست فیلم و سریال‌ها گوشه‌ای از زندگی زندگی هم بالا و پایین داره خوشی و ناخوشی داره سختی و آسونی داره اما همه تلاش می‌کنند یه پایان خوب بسازن دارم در مورد پایان حرف می‌زنم یه پایان پر امید پایانی که امید رو تو زندگی همه زنده می‌کنه.
    به امید فیلم و سریال هایی با این کیفیت اما زیبا و امیدوار…

  27. محسن می‌نویسد

    از جمشید نجات شروع میکنم جمشید نجات حکایت بسیاری از دلسوزان و میهن پرستانی بود (خانواده محترم خسروشاهی موسس شرکت مینو موسس ایران خودروی…) که قبل از انقلاب و در حین انقلاب تمام شرکتشان که در اختیار مردم بود از بین رفت و دیگر شرکتها شرکت نشدند
    از امیر که فقط یک مثال میشه براش زد و اونم اینه که چاه کن همیشه جاش ته چاه است یعنی کسی که با نقشه این چیزها م خیلیه جلو میاد تمام خیل‌هاش برای خودش بر میگرده
    از دختران ساده و پاکی که در ایران زندگی میکنن و بعضی اوقات با تصمیمات و عشقهای پوشالی گیر مسائل این چنینی می‌شوند
    و از خانواده های پایین شهری که تماما فدایی سیاست شدند و چقدر این حال روز برای ما آشناست

  28. آتنا عليان می‌نویسد

    خیلی قسمت بدی بود امیر و شیرین باید به هم میپرسیدن و جمشید میمرد

  29. آرتمیس ساروقی می‌نویسد

    سریال خوبی نبود و ارزش دیدن نداشت…!
    با سناریویی که در ذهنم ساختم صدها کیلومتر فاصله داشت…
    تکلیف ی سری از کاراکتر ها مشخص نشد.
    حوری و پسرداییش. رجب زاده فرار کرد؟ همینقدر ساده؟
    خانواده امیر میدونن امیر مرده؟
    واقعا پایان بندیش با توجه به شروعش اصلا خوب نبود…
    تقاضای فصل دوم هستیم.
    از تمامی عوامل سریال خصوصا کارگردان و بازیگران و عوامل پشت صحنه تشکر میکنیم و خواهان فصل دوم هستیم.،

  30. BARAN می‌نویسد

    خدا وکیلی یه فیلم فانتزی عاشقانه که خیلی دوست داشتم چون هم سطح کیفی متن فیلم و هم ظاهر فیلم واقعا یه تجربه ی متفاوت رو برام به نمایش گذاشت و هم عاشقانه بودن رو تماشا کردم و خیلی دوست داشتم.. مخصوصا لحظه ی رویایی که حین مرگ امیر به تصویر کشیدن واقعا احساسی بود …ولی…انتظار به تصویر کشیدن تاسیان شاید در نظر من و خیال بافیام این بود که شیرین این تاسیان رو بعد از مرگ امیر و با به دنیا آوردن فرزندش و با غم بزرگ کردن بچشون لحظه به لحظه با تمام وجودش حس کنه که متاسفانه تمام تصوراتم با مرگ اول شیرین و بعد امیر بهم ریخت ..و در آخر باز هم تشکر میکنم که، شاید به جرأت فقط یه خانم کارگردان میتونست واقعا این همه زیبارو به تصویر بکشه ..سپاسگزارم 😊💐

  31. Asma Mohavar می‌نویسد

    تاسیان فقط سریال ساده نبود تاسیان شاهکار بود
    تاسیان سمفونی از عشق،رفاقت،غم،وفاداری و خیانت بود
    این سریال با بازی های دقیق و داستان عشقی عمیق تونست توی دل مخاطب ها جا باز کنه
    شاهکاری بود که از دل تاریخ این خاک تونست عشقی پاک و ساده رو به نمایش بزاره
    و اسم برازنده ش که تاسیان بود،اسمی که حال تمام اون نقش ها رو توصیف میکرد
    ممنونیم از خانم پاکروان و تمام عوامل هنرمندی که زحمت کشیدند و تلاش کردند تا همچین شاهکاری رو به نمایش بزارن

  32. محمدرضا می‌نویسد

    به نظر من در قسمت آخر مانند قسمت های دیگر می‌توانست پایان خوشی داشته باشد تا پایانی غمناک و ناراحت کننده

  33. نوشاد می‌نویسد

    افتضاح بود

  34. اروین می‌نویسد

    سلام واقعا متاسفم برای خانم پاکروان.انتظار بیشتری از ایشون میرفت.

  35. کاربر :) می‌نویسد

    پشت صحنه ندارید براش؟

  36. Pooria می‌نویسد

    در کل سریال بسیار زیبایی بود و از تمام عوامل و بازیگران از کیفیت بالای سریال تشکر میکنم.من از این سریال حسابی لذت بردم.ممنون از شما🙏🏻

  37. Pooria می‌نویسد

    اما سریال بسیار زیبایی بود و از تمام عوامل و بازیگران از کیفیت سریال تشکر میکنم.من از این سریال کلی لذت بردم.ممنون از شما🙏🏻

  38. Pooria می‌نویسد

    سلام.به نظر من می تونست پایان زیبا تر و بهتری داشته باشه.البته پایان بسیار باز بود.نه سرنوشت هما و بچه هاش رو فهمیدیم نه جعفر نه مامان بابای امیر نه جمشید و نه رجب زاده و حوری.به نظرم میشه با فصل ۲تاسیان رو ادامه داد.ولی در کل خیلی غمگین بود.🥲

  39. ایران خانوم می‌نویسد

    با عرض سلام و خسته نباشید به عوامل تاسیان و فیلیموی عزیز.
    از زمان آغاز پخش این سریال تا حالا که ناباورانه به ایستگاه خودش رسیده
    هم‌قدم شدیم با داستانِ عشقِ شیرین و امیر.. امروزمون واقعاً واقعاً تاسیان شد غروبِ جمعه امروز. و دیگه نمیتونم چیزی بنویسم قوهای این دریاچه پرواز کردند و رفتند. همین!

  40. محیا می‌نویسد

    همیشه اخر سریال تینا پاکروان دوری و جدایی اتفاق میوفته این هم از تاسیان و ان هم از خاتون، بهترین کارگردان تینا پاکروانه ولی اخر سریال هاش باز می مونی اون از سیبری این هم از مرگ

  41. X می‌نویسد

    ضمن تشکر از تمام عوامل و بازیگران سریال تاسیان، جا داره نظر خودم رو درباره این سریال اعلام کنم.
    سریال تاسیان با تمام نقص هایی که داشت واقعا سریال بسیار خوبی بود و قطعا ارزش یکبار دیدن رو داره.
    به نظر من این سریال میتونست خیلی پایان بندی بهتری داشته باشه ولی باید یک یا دو قسمت دیگه ادامه پیدا می‌کرد، چون قسمت آخر سریال خیلی گنگ تموم شد و فقط سرنوشت بسیار غم انگیز امیر و شیرین مشخص شد و بقیه نامعلوم.

  42. آریا می‌نویسد

    واقعا پایان بندی خوبی نداشت و خیلی سطح پایین سریال به پایان رسید و واقعا غیر قابل باور بود

  43. مینا می‌نویسد

    متاسفم دو قسمت پایانی سریال مثل فیلم های هندی پر از اتفاقات بی منطق و عجیب بود انگار حتما باید می مردند بدون منطق

  44. M می‌نویسد

    لطفاً صفحه فیلم سینمایی مرد عینکی رو هم تو فیلیموشات درست کنید

  45. نیما می‌نویسد

    با درود فراوان
    اول از همه جا داره که از همه عوامل از بازیگر گرفته تا عوامل پشت صحنه و البته کارگردان تشکر کنیم و خسته نباشید بگیم
    در رابطه با این قسمت به نظرم یکم عجول رفتار شده در رابطه با پایان بندی قصه
    اول اینکه سرنوشت خیلی از شخصیت ها نیمه کاره موند((حوری-حامد رجب زاده-رضا یوسفی نیا-مریم و…)) و نفهمیدیم آخر سر چی شد
    دوم اینکه درسته شدت و مقدار غم تو صحنه های آخر این قسمت زیاد بود ولی مرگ و میر های این قسمت که بشه شیرین و امیر یکم غیر باور و غیر منطقی شده و به صورت واضح بگیم تئاتر گونه شد
    چطور میشه که با یه افتادن ساده مرد؟ یا چطور میشه حتی بدون اقدام خفه کرد توسط شخص ثانی تو استخر ۱/۵ متری درجا مرد؟
    جا داشت در حد یه قسمت برای سرنوشت بقیه کاراکتر ها وقت گذاشت
    سوم در رابطه با روابط عاشقانه در ۲ قسمت اخیر یکم به جاده خاکی پیچید و غیر منطقی نمایان شد
    ولی در کل اگه بخوایم رک و راست باشیم
    از ۲ سریال ساخته شده از مجموعه روزی روزگاری ایران خانم تینا پاکروان هر دو اثری قابل تحسین بود
    ولی سریال خاتون علی رغم پایان بندی نامفهوم ماندگارتر
    سریال تاسیان با تمام نقض و ایراد ها یه اثر خوب میشه توصیف کرد

    خسته نباشید به تیم تولید سریال و پلتفرم فیلیمو

  46. سمانه می‌نویسد

    ای وای ای وای ای وای… چه پایانی شد

  47. آرنیا می‌نویسد

    خیلیی قشنگ بود واقعا ولی انتظار اینقدرغم نداشتمممم

  48. Mehrnoosh می‌نویسد

    مهمترین باگ سریال این بود که در نهایت شیرین نغهمید که همه این اتفاقات زیر سر امیر بود، از دستگیر شدن جمشید نجات، تا خودکشی شوهر خواهرش و همه اون کارهایی که امیر انجام داد و در نهایت به طرز مسخره و اغراق آمیزی مُرد، در حالی که سرش به جایی نخورد! تکلیف رجب زاده چی شد؟ تینا پاکروان به زور سعی کرد که پایان تراژیک رقم بزنه که معنای واژه تاسیان رو برسونه، اما نه تنها معناشو نرسوند، بلکه عشق فانتزی و اغراق آمیز امیر و شیرین منزجر کننده بود، تا جایی که شیرین مُرد، هیچ حس غم برای بیننده ایجاد نکرد، بلکه خیلیها از مُردن شیرین خوشحال شدن.
    تنها غمی که وجود داشت برای بابک نجات بود و حقیقتا تنها نقطه قوت سریال بازی زیبای بابک حمیدیان بود.

  49. علی می‌نویسد

    🤮🤮🤮🤮
    حیف وقتی که گذاشتم و اینو دیدم
    فانتزی های افسانه ای ذهن نویسنده از قبل انقلاب

  50. آنی می‌نویسد

    حق جمشید نجات نماد کسایی که با تلاش خودشون به جایگاهشون رسیده بودن این نبود
    امیر اگه واقعا شیرین رو دوست داشت هیچوقت نمی‌رفت کارخونه که باعث و بانی مرگ شیرین باشه
    بابک باید میمرد ولی زنده موند
    یسری مشکل با این قسمت داشتم
    اول اینکه شیرین چجوری مرد دقیقا؟ بابک که خیلی یواش هلش داد و سرش نه به یه چیز تیز خورد نه حتی به لبه استخر
    تکلیف رجب زاده چیشد؟ فرار کرد؟ همنقدر ساده؟
    تاسیان با یه نگاه واقع گرایانه به خریت مردم ساده اون زمان تونسته یه تصویر درست از قبل انقلاب نشون بده ولی عشق بیش از حد فانتزی و یسری چیزای غیر منطقی خرابش کرده.