در روزگاری که سریالهای ایرانی گاه از پیوند با ریشههای فرهنگی و تاریخی فاصله میگیرند، «تاسیان» ساخته تینا پاکروان، با نگاهی دقیق و پرجزئیات به هویت ایرانی در دهه پرالتهاب پنجاه، تلاشی ارزشمند در جهت یادآوری گذشتهای پر از زیبایی و تلخی است. پاکروان با ظرافتی خاص توانسته است تصویری زنده و ملموس از فضای آن دوران ارائه دهد؛ دورانی که جامعه ایران در آستانه تغییرات بزرگ سیاسی و اجتماعی قرار داشت، اما در دل این تغییرات، هنر و ادبیات همچنان میدرخشید.
آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
از همان قسمتهای ابتدایی، «تاسیان» با نمایش چهرههایی چون بهرام بیضایی و عباس کیارستمی، نه صرفاً به عنوان نمادهای فرهنگی، بلکه به عنوان شخصیتهایی زنده و تاثیرگذار، به مخاطب یادآوری میکند که دهه پنجاه صرفاً دهه اعتراضات سیاسی نبود، بلکه دهه شکوفایی اندیشه، هنر و رفاقتهای عمیق نیز بود. اشاره به حضور احمدرضا احمدی و مسعود کیمیایی در میانه داستان – با بازی امیرحسین آرمان – فضای آن دوران را واقعیتر و ملموستر میکند؛ به ویژه زمانی که سریال به توقیف فیلم «گوزنها» توسط ساواک اشاره میکند، عمق خفقانی که هنرمندان در آن سالها تجربه میکردند، بیشتر برای مخاطب امروز قابل لمس میشود.
از دیگر نکات قابل توجه، گفتوگوی احمدرضا احمدی درباره رفاقت و بیثمر بودن کارهای سیاسی است؛ جملهای که در دل آشفتگیهای اجتماعی، نوری از امید و انساندوستی را به تصویر میکشد. در دل این روایت، سریال نشان میدهد که حتی زیر سایه سانسور و سرکوب، دوستی، عشق و خلاقیت همچنان میتوانند زنده بمانند.

اما شاید اوج شاعرانگی و لطافت سریال در قسمت یازدهم باشد؛ جایی که امیر، برای التیام دردهای روحی مریم و شیرین پس از وقایع تلخ اخیر، تصمیم میگیرد با ماشین جیپ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آنها را به سفری کوتاه به روستاهای اطراف تهران ببرد. انتخاب قصه «ماهی سیاه کوچولو» نوشته صمد بهرنگی برای روایت در این سفر، بسیار هوشمندانه است: داستان ماهی کوچکی که شجاعت عبور از محدودیتها و جستوجوی آزادی را دارد، با حال و هوای شخصیتهای سریال و فضای اجتماعی آن دوران به شکلی استعاری و هنرمندانه درهم میآمیزد.
قسمت یازدهم، با فضای سرشار از حسهای عاشقانه، زلال و انسانی، یک بار دیگر یادآوری میکند که در دل سختیها، هنوز میتوان خوشبختیهای کوچک و واقعی را جستجو کرد؛ خوشبختیهایی که نه در شعارهای سیاسی یا هیاهوی بیرونی، بلکه در مهربانی، دوستی و امید جاری هستند.
در نهایت، «تاسیان» نه تنها یک درام تاریخی یا عاشقانه است، بلکه روایتی چندلایه از هویت ایرانی، هنر، ایستادگی و رویای رهایی است. تینا پاکروان با انتخابهای جسورانه و وفاداری به فضای فرهنگی و هنری دهه پنجاه، موفق شده اثری خلق کند که هم ارزشمند است و هم دلنشین؛ سریالی که گذشته را با نگاهی عاشقانه و دقیق بازخوانی میکند و در عین حال، در دل آن گذشته، نوری برای امروز میتاباند.

نقد شما رو خواندم خود من همزمان با اتقلاب ۱۵ ساله بودم خواهرهام بزرگتر بودند بعضی چیزها اغراق شده
یکی سیگار کشیدن دخترها
و دوستی دختر وپسر به این راحتی نبود
تا بو بود اگر هم بود اشکار نبود
جامعه نمی پدیرفت البته کارگردان سراغ طبقه مرفه رفته
در محیط ماکه میشه گفت متدسط رو به بالا بودیم چتین چیزی نبود
عالیه این سریال عااااااااااااالی
پاکروان با ساخت سریال تاسیان خاطره خوب خاتون رو از بین برد . خیلی از بازیگران این سریال برا نقشهای انتخاب شده مناسب نیستند