معرفی و نقد فیلم سه دختر او
فیلم His Three Daughters تجربه دلخراش مواجه با مرگ یک عزیز را به تصویر میکشد
درام تازه نتفلیکس، فیلم سه دختر او به کارگردانی آزازل جیکوبز، درباره سه خواهر با بازی کری کان، الیزابت اولسن و ناتاشا لیون است که در آخرین روزهای زندگی پدرشان، گرد هم آمدهاند. این فیلم غمگین، تجربه دلخراش مواجه با مرگ یک عزیز را به تصویر میکشد. زمانیکه هیچ کاری از دست آدم برنمیآید جز اینکه تلاش کند تا آخرین روزهای زندگی آن فرد با آرامش سپری شوند. این فیلم همچنین به پیچیدگیهای روابط عاطفی افراد یک خانواده در زمان مواجهه با یک بحران میپردازد. هنگامیکه دلخوریها و آسیبهای گذشته سر باز میکنند.
بهترین فیلم های خواهر برادری سینما
خلاصه داستان فیلم سه دختر او
خلاصه داستان فیلم سه دختر او His Three Daughters از این قرار است؛ سه خواهری که رابطه چندانی با هم ندارند، در آپارتمانی در نیویورک دور هم جمع میشوند تا از پدر بیمار خود در آخرین روزهای زندگیاش مراقبت کنند و همچنین تلاش دارند تا رابطه از هم گسیختهشان با هم را بهبود بخشند. آیا آنها بعد از پدرشان، همدیگر را خواهند داشت؟
بازیگران و عوامل سازنده فیلم سه دختر او
آزازل جیکوبز، پسر فیلمساز بزرگ سینمای تجربی کن جیکوبز، نویسنده، کارگردان و تدوینگر سه دختر او است. او فعالیت حرفهای خود را با تولید فیلمهای مستقل و کم بودجه شروع کرد. سه دختر او، هفتمین فیلم بلند داستانی آزازل است. فیلمهای آزازل عموما با واکنشهای مثبتی از جانب منتقدان همراه شدهاند و سه دختر او نیز از این قاعده مستثنا نیست. تری، عاشقان و خروج فرانسوی، سه فیلم مطرح دیگر کارنامه جیکوبز هستند. او همچنین ۱۲ قسمت از مجموعه کمدی دالی و ام را کارگردانی کرده است.
فیلمبردار لیدی برد گرتا گرویگ، سم لوی، پشت دوربین سه دختر او حضور داشته، و آهنگساز برزیلی، رودریگو آمارانته، موسیقی متن آن را ساخته است.

بازیگران فیلم سه دختر او
کری کان در نقش بزرگترین خواهر به نام کیتی حضور دارد. آدمی رک گو که تمایل دارد به موضوعات به شکل منطقی و سیاه و سفید نگاه کند. کان که با بازی در نقش مارگو دان در فیلم دختر گمشده از دیوید فینچر به شهرت رسید، در سریالهای تلویزیونی شناخته شدهای مانند بازماندگان، فصل دوم سریال گناهکار و فصل سوم فارگو، هنرنمایی کرده است.
الیزابت اولسن، خواهر کوچکتر، کریستینا را به تصویر کشیده است. او به عنوان آخرین فرزند خانه تلاش میکند خواهرانش را کنار هم نگه دارد. مخاطبان اولسن را بیشتر با نقش واندا ماکسیموف در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی MCU مانند انتقام جویان: جنگ ابدیت، دکتر استرنج در چند جهانی دیوانگی و واندا ویژن، میشناسند.
خواهر وسطی خانواده، ریچل با بازی ناتاشا لیون است. از دید خواهرانش او آدمی خودخواه و بیتفاوت با رفتارهایی بچگانه است، اما در واقعیت او بوده که از زمان تشخیص سرطان پدرش، همیشه در کنار او بوده است. در حالیکه دو خواهر دیگر به خاطر دور بودن محل زندگیشان و مشغلههای خانوادگی خود اکثر اوقات حضور نداشتند. سریالهای عروسک روسی، پوکر فیس و نارنجی مد جدید است، از جمله آثار مطرح لیون به عنوان بازیگر هستند.
از دیگر بازیگران سه دختر او میتوان به رودی گالوان در نقش یک پرستار مراقبت تسکینی، جوان آدپو در نقش دوست پسر ریچل به اسم بنجی و جی او. ساندرس در نقش پدر خانواده اشاره کرد. ساندرس حضور کوتاهی در فیلم دارد و تنها در چند صحنه ظاهر میشود، اما تاثیر عمیقی از خود به جا میگذارد.

نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم His Three Daughters
شیکاگو سان تایمز | امتیاز: ۱۰۰ از ۱۰۰
ریچارد روپر | اگرچه شاید فیلم در ظاهر مملو از لحظههای احساسی آشکار و نخ نما باشد، اما هرگز مصنوعی و بیش از حد احساساتی به نظر نمیرسد.
نیویورک تایمز | امتیاز: ۹۰ از ۱۰۰
مانولا دارگیس | زنان جیکوبز همزمان که به گذشته چنگ میزنند، به آینده نیز نگاه میکنند. هر چند این زمان حال است که برای آنها دشوار و پیچیده میشود. جیکوبز این حقیقت را به زیبایی در فیلمی به تصویر میکشد که درباره رنج از دست دادن و البته درباره تلاش برای ادامه دادن به زندگی است.
اسلش فیلم | امتیاز: ۸۰ از ۱۰۰
کریس اوانجلیستا | فیلم بدون بازیهای فوقالعاده کری کان، الیزابت اولسن و ناتاشا لیون، قطعا به اثری دیگر تبدیل میشد. هیچ کدام از بازیها نمایشی و مصنوعی به نظر نمیرسد؛ و همه چیز واقعی احساس میشود.
مجله اسلنت | امتیاز: ۷۵ از ۱۰۰
استیون اسکیف | فیلم سه دختر او به آرامی شما را غافلگیر میکند و تحت تاثیر قرار میدهد؛ زیرا فیلمنامه پرحرف و پر از تکگویی جیکوبز، همزمان از طریق اشارههای جزئی و با حذف برخی چیزها، احساسات بسیاری را منتقل میکند.
توتال فیلم | امتیاز: ۶۰ از ۱۰۰
جین کراودر | آزازل جیکوبز بعد از فیلم به شدت سبکمند و کنترل شده خروج فرانسوی، با درامی آرام درباره روابط خواهری و مرگ والدین، بازگشته است.
سان فرانسیسکو کرونیکل | امتیاز: ۵۰ از ۱۰۰
میک لازال | یک فیلم نسبتا خوب که به خاطر یک سکانس عالی، خودکار یک ستاره به آن اضافه میشود. بسیاری از این فیلمها حتی همین یک سکانس را هم ندارند.

نقد فیلم سه دختر او برگرفته از سایت اسکرین دیلی
رابرت دنیلز | درام اشکانگیز سه دختر او به خوبی متوجه این موضوع است که اندوه به فضا نیاز دارد. فیلم عمدتا در یک لوکیشن فیلمبرداری شده، آپارتمانی ساده و معمولی در نیویورک که با گذشت هر ثانیه، تنگتر میشود. سه خواهر با شخصیتهای متفاوت در روزهای پایانی زندگی پدرشان گرد هم آمدهاند: کیتی عبوس (دختر بزرگ خانواده)، ریچل بامزه و حساس و کریستینا، کوچکترین و آرامترین خواهر. آزازل جیکوبز در اینجا داستانی از برخوردهای پرتنش و پیچیده میان شخصیتهای متفاوت، دلخوریهای حل نشده و زخمهای گذشته روایت میکند که در میان درها، دیوارها و اتاقهایی که آکنده از غیاباند، شدت میگیرند.
افتتاحیه پرشور فیلم، اعتماد جیکوبز به بازیگران باتجربهاش را نشان میدهد. کان در نقش کیتی مقابل پس زمینهای خالی قرار دارد. در حالیکه دوربین روی کیتی متمرکز است، او خواهرش ریچل که یک قمارباز ورزشی است را به خاطر اینکه پدرشان را مجبور به امضای فرم دیانآر (فرم عدم احیا) نکرده، سرزنش میکند. بعد از آن، جیکوبز به چهره بیحالت ریچل و سپس به کریستینا که سعی در میانجیگری دارد، برش میزند. کیتی میگوید «نمیخواهد از کاه کوه بسازد»، هرچند در ادامه ماجرای امضای فرم دیانآر را به مسئلهای بزرگ تبدیل میکند.
در ابتدای فیلم، خواهرها آنقدر دور و متفاوت از یکدیگر هستند که سم لوی فیلمبردار هر کدام از آنها را در ترکیببندیهایی مجزا به تنهایی به تصویر میکشد. حداقل ده دقیقه طول میکشد که کیتی و کریستینا با هم در یک قاب قرار بگیرند؛ همین اتفاق بین کریستینا و ریچل کمی بیشتر طول میکشد، در حالیکه ریچل و کیتی (خواهرانی که بیشترین فاصله را از هم دارند)، آخرین زوجی هستند که در یک قاب با یکدیگر چهره به چهره میشوند.

در فضاهایی که شخصیتها تنها هستند، این صدا است که خلاء را پرمیکند. مثال بارز آن صدای ممتدی است که از مانیتور علائم حیاتی در اتاق پدرشان به گوش میرسد. همچنین میتوان به صدای مکالمهها اشاره کرد. ریچل برای اجتناب از درگیری با کیتی بیشتر وقت خود را یا به کشیدن ماریجوانا در بیرون از خانه میگذراند یا به شنیدن مکالمههایی که در پشت دیوارهای اتاقش در جریان است، سپری میکند. کریستینا که دلش برای خانه و دختر کوچکش تنگ شده، تماسهای تلفنی محبتآمیزی با او دارد، در حالیکه کیتی در تلاش برای آشتی با دختر نوجوان سرکش خود، مکالمههای تنشآمیزی انجام میدهد.
در همه این مدت پدر که در عنوان به او اشاره شده، غایب است. پدر آنها، وینسنت، بیشتر زمان فیلم در خارج از قاب دیده نمیشود، در حالیکه بیهوش و در آستانه مرگ در اتاقی غوطهور در نور قرمز بسر میبرد. لوی در بیرون از آن اتاق، صحنههای آپارتمان را با رنگهای گرم به تصویر میکشد و به این ترتیب، تنشی پنهان را به جو پرتشویش میان آنها اضافه میکند.
در اجراهای سه بازیگر اصلی، برخی کنشهای برنامهریزی شده و اغراقآمیز شاید به چشم آید، اما به مرور، این رفتارهای خاص بخشی از شناسه هر کدام از این شخصیتها تبدیل میشود. از جمله لبخندها و چشمکهای رندانه اولسن قبل از خروج از صحنه، تلاش لیون برای محافظت از جنبه درونی خالص و آسیبپذیر ریچل، و واکنشهای جدی و سرسختانه کان که شخصیت سرد و گرم چشیده کیتی را برجسته میکند.
اگرچه شاید سه دختر او در لحظاتی برای تاثیرگذاری بیشتر، آگاهانه و حسابشده قلب مخاطب را هدف قرار دهد، اما آنقدر خالصانه و لطیف است که به سختی میتوان به یاد عزیزان از دست رفته اشک نریخت. کنکاش حزنانگیز سه دختر او پیرامون سوگ و روابط خواهرانه، مرثیهای عمیق درباره اثر ویرانگری است که مرگ یک والد بجا میگذارد.
امتیاز سایت های سینمایی به فیلم
| وب سایت | امتیاز |
| ImdB | ۷.۲ از ۱۰ |
| کاربران متاکریتیک | ۷.۴ از ۱۰ |
| کاربران راتن تومیتوز | ۸۵ درصد رضایت |
| منتقدان راتن تومیتوز | ۹۸ درصد رضایت بر اساس ۱۴۲ نقد |
| منتقدان متاکریتیک | ۸۴ درصد رضایت بر اساس ۳۹ نقد |
تیزر و پوستر فیلم سه دختر او

