یادگار جنوب جنون را به تصویر کشیده است
«عشق اگر مهمتر از هوا نباشد، کم اهمیتتر از آن نیست برای زنده بودن»
به بهانه نمایش فیلم یادگار جنوب در پلتفرم فیلیمو با پدرام پورامیری یکی از نویسندگان و کارگردانان این اثر گفتوگو کردیم. در جشنواره فجر ۴۱ به نمایش درآمد و با نامزدی در ۹ بخش، ۲ سیمرغ بلورین طراحی لباس و صدابرداری و صداگذاری را از آن خود کرد و در گیشه هم ۱۲ میلیارد فروخت.
همه چیز درباره فیلم یادگار جنوب
- سینمای ایران از دهه 70 تا به امروز ملودرامهای عاشقانه زیادی را به خود دیده است و بخش مهمی از موفقیت یا شکست ملودرامهای عاشقانه به فیلمنامه آن بازمیگردد. آیا قواعدی برای این ژانر وجود دارد که باید آن را رعایت کرد؟ اساسا در نگارش چنین فیلمنامههایی چه مواردی را باید مدنظر قرار داد؟
پدرام پورامیری، کارگردان فیلم یادگار جنوب: جواب تمام ملودرامهای موفق همیشه، چه در ایران و چه در خارج از ایران موقعیتی است که نویسنده آن را طرح ریزی میکند و شخصیتهایش را درون آن موقعیت میگذارد که با فراز و فرودهای دراماتیک احساسات و عشق را برانگیخته کند، با این شیوه میتوان در دل درام و چالشهایی که شخصیتها با آن رو به رو میشوند به شکل ملموس و عینی همذاتپنداری کرد و در دو راهیهایی که قرار میگیرند به آنها حق داد.
- فیلمنامههایی که به روش غیرخطی نوشته میشوند، همواره با ریسک پسزده شدن توسط مخاطب عام مواجه هستند. یادگار جنوب هم فیلمنامهای غیرخطی دارد. برای گیر نیفتادن در این ورطه چه تدابیری اندیشیدید؟
میتوان گفت فیلمنامههای غیرخطی که سردرگمی و یا پس زدن مخاطب را به همراه دارند، این مهم وجود دارد که دلیلی چه از جهت کانسپت، فرم، و ایده مرکزی به وجود نمیآید برای غیرخطی کردن قصه و آنها در این بخش این موضوع را نادیده میگیرند و میخواهند به اصطلاح با پس و پیش کردن صحنهها و سکانسها حس هیجان را به مخاطب القا کنند و به یک افکت دراماتیک جدید برسند، اما به دلیل نبود هسته مرکزی دچار سردرگمی و خطا میشوند که به طبع مخاطب هم این مشکل را حس میکند.
پدرام پورامیری، کارگردان فیلم یادگار جنوب: ما به دنبال عاشقانهای جنون آمیز بودیم و این عاشقانه جنون آمیز همانگونه که برای شخصیتهای فیلم پُرمخاطره بود برای خود ما هم مخاطرات زیادی را به همراه داشت که بعد گذشت حدود 3 سال محقق شد و جلوی دوربین رفت
در یادگار جنوب از مرحله فیلمنامه تمام تلاش بر این بود که بر اساس ایده ناظر فیلم و بر اساس آن حسی که مخاطب برایش ایجاد میشود پیش برویم به گونهای که اگر مخاطب سوالی برایش به وجود میآید، در زمان تعیین شده پاسخش را بگیرد. در حقیقت فیلمنامه به گونهای تقسیم بندی شد که جواب سوالهای کوچک در زمان خودش داده شود و در نقاط عطف موضوع کلانتری را بازگشایی کند. اما در نهایت در فیلمنامههای غیرخطی الگوی مشخص و کلاسیکی وجود ندارد و هر نویسنده بر اساس قصه اصلی و طراحی کلی خودش میتواند شیوههای بدیعی را به مخاطب ارایه دهد.
- شما تجربه چندین کار مشترک با آقای دوماری را دارید. همچنین هر دوی شما سابقه چندساله فیلمنامهنویسی داشته و در مدیومهای مختلف دست به تجربه زدهاید. در کارهای خود چگونه به یک فصل مشترک میرسید و اساسا این همکاری دو نفره در کارگردانی و نویسنده چه مزیتها و احیانا سختیهایی دارد؟
در اصل، اساس کار مشترک در نویسندگی و کارگردانی میتواند تفاهم صددرصد نباشد و از همین نقطه میتوان به نکتهای دست پیدا کرد؛ رسیدن به فصل مشترک از دل قصه و فیلم به وجود میآید و میتوان اینگونه آن را خواند که باید هر دو طرف اول بر سر مباحث کلانتر به نتیجه برسند و بعد بتوانند بر سر جزئیات که از مباحث اصلی میآید، به هر ایدهای که در خدمت اصل موضوع است، برسند. اینگونه خود کار، مسیر یکی شدن و رسیدن به یک اصل را به وجود میآورد.
- تمام داستانهایی که شما و آقای دوماری چه در فیلم کوتاه، چه برای کارگردانی خودشان در سینمای بلند و چه برای محمد کارت نوشتهاید، در یک فضای بهخصوص شهری میگذشت که متعلق به طبقات متوسط روبه پایین یا حتی گاهی فرودست بود و فرم رئالیستی داشت اما یادگار جنوب تجربه کاملا متفاوتی برایشان بهحساب میآمد. اساسا این اثر چه تجربهای را برای شما رقم زد؟
به نظر میرسد که هر فیلمساز و یا فیلمنامهنویسی میتواند در طول مسیر فیلمسازیاش فضاهای متفاوتی را تجربه یا حداقل برای خودش جهان جدیدی را ترسیم کند، بازیگوشی یکی از جذابیتهای این شغل است که به واقع نمیشود آن را نادیده گرفت، هر قصهای جهان خودش را دارد و اگر آن قصه در جهان خودش ساخته شود، میتواند تاثیر عمیقتری را روی مخاطب بگذارد. همه شیوهها ابداع شدهاند که بتوان به واسطه آنها جهان فیلم و قصه را به مخاطب بهتر القا کرد.

- در مصاحبهای گفته شده بود که شما و آقای دوماری میخواستید خودتان را به چالش بکشید و فیلمی بسازید که برای خودتان و سینمای ایران متفاوت باشد. برای ساخت یادگار جنوب با چه چالشهایی مواجه بودید؟
ما به دنبال عاشقانهای جنون آمیز بودیم و این عاشقانه جنون آمیز همانگونه که برای شخصیتهای فیلم پُرمخاطره بود برای خود ما هم مخاطرات زیادی را به همراه داشت که بعد گذشت حدود 3 سال محقق شد و جلوی دوربین رفت، چون هر آن چیزی که از حدود این سازوکار جواب پس داده خارج شود، سختی زیادی را با خود به همراه دارد. اینجا باید از تهیهکننده، سرمایهگذاران، بازیگران و همه دوستانی که در کنار ما بودند، تشکر کرد چراکه آنها هم از این سازوکار نترسیدند و ما در کنار یکدیگر با عشق این فیلم را تولید کردیم.
- یادگار جنوب علاوه بر تهران در قشم نیز تصویربرداری شده است. چه قدر در شهرهای دیگری جز تهران امکانات کافی برای ساخت فیلم وجود دارد؟ و اساسا چه قدر فیلمسازان این ریسک را می پذیرند که دوربین خود را خارج از پایتخت ببرند تا اثری خلق کنند؟
ما کشوری هستیم که در هر اقلیمش میتوان قصههای ناب و کم نظیری را پیدا کرد، قصهای که با فرهنگ منطقه هم گره خورده و ناخوداگاه دوربین خودش را به آنجا کشانده و تو را مجبور میکند که فرهنگ و قصهاش را در جغرافیای خودش فیلمبرداری کنی.
- این روزها که عده زیادی معتقدند تنها راه بازگشت سرمایه ساخت اثر کمدیست، جایگاه ملودرامهای عاشقانه در سینما کجاست و چه قدر میتواند موفق به جذب مخاطب شود؟
سینما در شکل درستش به همه ژانرها نیاز دارد و باید این تلاش انجام شود که هر گونه سلیقهای بتواند نیاز خودش را در مارکت سینما پیدا کند، رونق اصلی این صنعت در همگانی بودن است. نه صرفا کمدی بد است و نه صرفا فیلمهای دیگر ژانرها، ما به همه اینها در کنار هم نیاز داریم تا این صنعت بتواند از همه ورودیهای خودش تنفس کند.
- یادگار جنوب چه حرفی برای مخاطبان دارد؟
عشق را فراموش نکنیم، زندگی بی آن همچون زندانی است که خودت زندانبان آن هستی که در دام خودت گرفتار شدهای.
- اگر بخواهید از مخاطب دعوت کنید این اثر را در اکران آنلاین ببیند، میگویید به چه دلیل؟
جنون را در «یادگار جنوب» ببینیم که ناملایمات زندگی خدایی ناکرده از یادمان نبرده باشد که عشق اگر مهمتر از هوا نباشد، کم اهمیتتر از آن نیست برای زنده بودن (برای آن کسی که میخواهد زنگی کند نه فقط نفس بکشد.)
