قسمت سیزدهم سریال زخم کاری 3 روز جمعه 16 شهریور 1403 از فیلیمو پخش شد. در این قسمت شاهد بودیم که چطور مالک به همراه سیما و سمیرا نقشه فراری دادن و حذف دختران طلوعی را کشیدند تا یک قدم به اهدافشان نزدیک شود. در ادامه مروری داریم بر مهمترین اتفاقهای قسمت سیزدهم زخم کاری 3
همه چیز درباره زخم کاری ۳؛ انتقام
بعد از حذف فرناز نوبت به انسیه رسید
حالا در قسمت سیزدهم زخم کاری 3 و بعد از آنکه فرناز به اتهام قتل اسپاد فراری شد نوبت به انسیه رسید تا با ورود شوهر سابقش به خانه پدری انسیه او را تحت فشار بگذارد تا باز هم با او وارد رابطه شود. انسیه هم از سیما کمک میخواهد و سیما به انسیه میگوید که برای آنکه از شر شوهر سابقش خلاص شود در یک لیوان آبمیوه مقداری داروی خواب آور بریزد و بعد از آنکه او بیهوش شد از خانه فرار کند. اما انسیه از ترس مواجهه با شوهر سابقش او را در حمام خانه زندانی میکند و از خانه فرار میکند. مالک هم که نقشه قتل شوهر سابق انسیه را آماده دید با ریختن زهر در لیوان شربت او را به کشتن داد تا با این اتفاق انسیه هم فکری برای فرارش بکند و سهام شرکت که به نامش است را به نام دیگر سهامداران بزند.
وکالت به سیما و فرار به سمت ترکیه
نقشه حذف خاندان طلوعی با حل پازل حذف دختران او به نقطه پایانیاش رسید و حالا بعد از اتهام قتل اسپاد توسط فرناز و قتل همسر سابق انسیه به دست او؛ آنها چارهای جز اعتماد به سیما برای واگذاری سهام شرکت و رفتن از ایران ندارند. اتفاقی که با رخ دادنش پرونده خاندان طلوعی با آن همه فر و شکوه برای همیشه بسته شده و دیگر مالک برای گذاشتن تاج پادشاهی این داستان راه هموارتری خواهد داشت.
اسپاد هنوز زنده است!
مهدویان در هر قسمت زخم کاری 3 تلاش کرد انگیزه و پیشینه هر شخصیت را در سکانسهای ابتدایی که فلاشبکی به گذشته آن شخصیت است به مخاطب بشناساند. مالک در طول این سه فصل شخصیت پر فراز و نشیبی داشت تا حدی که دیگر با آن شخصیت جنگجو و باری به هر جهت فصل اول که برای رسیدن به اهدافش از هر رفتاری فروگذاری نمیکرد فاصله گرفته است. مالک دیگر آدمها را به خاطر اینکه فقط سر راهش قرار گرفتند نمیکشد. او آنها را برای بدیهایشان به قتل میرساند. مانند همسر سابق انسیه که فردی شرور و مزاحم بود و وجودش آسیبزننده بود. با همه این اوصاف وقتی مالک خبر زنده بودن اسپاد را به سیما داد و برای بدرقه او به فرودگاه بینالمللی رفتند نشان داد مالک دیگر قصد ندارد آدمها را به خاطر منافع شخصی به قتل برساند. اسپاد زنده ماند چون هیچ گناهی نداشت. مانند میثم فرزند مالک که با همه سختیها وقتی قرار بود به کلاس کاراته برود او را به زور به کلاس کاراته فرستاد تا بزرگ شود و بفهمد همیشه آدمها حامی نیستند.
منجلاب زندگی طلوعی در قسمت سیزدهم زخم کاری 3
مسعود طلوعی مرد قدرتمند داستان زخم کاری دیگر به آخر خط رسیده است. او برای فرار از دست کسانی که میخواهند به خاطر فسادهایش او را از بین ببرند مجبور است از دل کوهستانهای پر از برف و با مشقت از مرز خارج شود تا با رسیدن به کشور ترکیه مقدمات رسیدن به یک کشور امن را فراهم کند. او که تا همین چند وقت پیش برای دیگران حسابی رجز میخواند و از صغیر و کبیر به راحتی نمیگذشت حالا باید با خواری و ذلت خودش را از مهلکه فراری دهد. حالا با رسیدن دختران طلوعی به استانبول و نزدیک شدن طلوعی به این شهر باید در قسمت پایانی سریال زخم کاری منتظر اتفاقهای مهیجی باشیم.

یک باگی که این قسمت سریال داشت . شوهر سابق انسیه از قبل خواب بود چه لزومی داشت انسیه دوباره به اون داروی خواب آور بدهه!!!
بابا مالک باید خون خار باشه عهههه
چه وضعشه اخه
البته باید دخترای طلوعی رو بکشه ها
اگه نکشه یا تو مرگشون دخیلی نداشته باشه، مالک نیس
بازم ممنون
بابا مالک باید خون خار باشه عهههه
چه وضعشه اخه
البته باید دخترای طلوعی رو بکشه ها
اگه نکشه یا تو مرگشون دخیلی نداشته باشه، مالک نیس
توی قسمت دوازدهم وقتی مالک اسپاد رو کشت خیلی از مالک بدم اومد چون اولا اسپاد کاراکتر مورد علاقم بود و به نظرم بازی عرفان ناصری در نقش اسپاد خیلی خوب بود و نقش اسپاد هم خیلی باحال بود دوما اسپاد کاره ای نبود بین این همه گرگ فقط چون عاشق فرناز شده بود سیما رو تهدید کرد اما وقتی توی این قسمت یعنی قسمت سیزدهم دیدم اسپاد اومد تو فرودگاه خیلی خوشحال شدم و فهمیدم مالک چقدر مرد و باهوشه که همچین نقشه ای ریخت تا خون اسپاد ریخته نشه!