رفتن سراغ آثار بزرگ سینمایی یا ادبی، برای برداشت، ادامهسازی یا تبدیل کردن فیلم به سریال، ریسکی بزرگ است. اثر بزرگ و مشهور، الهامبخش و احتمالا جانمایه مناسبی برای ساختن اثری دیدنی است، اما دو خطر وجود دارد؛ اول این که همه ساخته شما را تقلیدی و قلابی بدانند، دوم این که نتواند توقعات را برآورده کند و حتی بیش از لیاقتش به آن حمله شود. فارگو Fargo برادران کوئن – ساخته 1996- فیلمی ستایش شده و از شاهکارهای سینماست. در کارنامه خود برادران کوئن هم یکی از بهترینهاست. حالا رفتن سراغ دستمایهای مشابه و تلاش برای ساختن یک سریال از سوژه دل شیر میخواهد که البته شبکه FX آن را داشته و البته ریسکش هم جواب داده. انتخابی که میتوانست فاجعهبار باشد اما زیبا و تماشایی است.
اطلاعاتی درباره فصل پنجم سریال فارگو
شاید اگر فیلم اتان و جوئل کوئن را دیده باشید، سریال فارگو برایتان نوعی بازی و ور رفتن با موضوع به نظر برسد. هرچند که بعید است این احساس در بلندمدت ادامه پیدا کند؛ سریال با وجود شباهتهای اولیه مثل مکان واقع شدن اتفاقات سیزن یک، از فیلم فاصله میگیرد. فیلم برادران کوئن بیشتر تلخ و سیاه و جنایی است اما سریالی که ساخته شده، معجون درجه یکی از ژانرهای درام، جنایی و کمدی است. یکجور شکلات تلخ معرکه که هرچه در تماشا و چشیدن آن پیش میروید، اگرچه نوستالژی «فارگو»ی اساتید را برایتان زنده میکند، فاصلهاش هم با آن بیشتر میشود.
اینجا با اثری طرفیم که مشابهتش با روح اثر اصلی غیرقابل انکار است. بیرون کشیدن دل و روده شخصیت انسان که در عین بیرحمی میتواند رئوف باشد و در اوج دلسوزی میتواند بزرگترین جنایتها را انجام دهد؛ در بیخیالی کامل. گاهی با هوش سیاه و چنان ظرافتی که انگشت به دهان شوید. نزدیک شدن سریال به ژانر معمایی اینجاهاست که اتفاق میافتد. اما در سراسر آن، جریان نرم و شیرینی از طنز روان است که حتی در هولناکترین لحظات میتواند لبخند را روی لبانتان بنشاند. آدمهای احمقی که احمق دنیا آمدهاند و احمق از دنیا خواهند رفت. حتی بچههایشان هم ممکن است این حماقت وراثتی را تا آخر عمر با خود حمل کنند و با آن دنیا را به جایی سبکتر و احمقانهتر تبدیل کنند. همین جاست که قهرمانهای معمولا سنگدل و تیزهوش وارد میشوند، توفانی از خون به پا میکنند و میتوانند قند توی دل ما آب کنند. قهرمانهایی که همگی شباهتهایی با نقش خاویر باردم در فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» دارند.
رفتن سراغ سریال فارگو با همه این پیشزمینهها باز هم تصمیم سادهای نیست. حتی اگر بدانید که برادران کوئن به عنوان مشاوران اجرایی پشت کار بودهاند و اینجا کمی خیالتان را راحت کند. ماجرا این است که سریال بیناژانری فارگو اگر نتواند تبدیل به یکی از بهترین خاطرات زندگیتان شود، ممکن است در همان اپیزودهای اول فراریتان بدهد. مشکلات دیگری هم در کار است، اما اجازه بدهید آنها را در قسمت تعریف و تمجید از سریال یا بخش رنده کردن مرور کنیم!

در سریال فارگو با چی طرفیم؟
سریال مشهوری که شهرتش را وامدار فیلم کالت کوئنهاست، حالا خودش هم تبدیل به اثری کالت شده. هرچند که طرفداران فیلم و سریال احتمالا همگی از یک طیفاند. پخش سریال فارگو از سال 2014 شروع شده و سیزن پنجم در همین سال 2023 عرضه شده که البته پخش آن تا سال آینده میلادی طول خواهد کشید.
فصل اول سریال درباره یک فروشنده بیمه به نام لستر نایگارد است که در شهر کوچکی در مینهسوتا زندگی میکند. برای او و همسرش اتفاقات وحشتناکی میافتد که پای قاتلی حرفهای و پلیس را به زندگیشان باز میکند. سریال پیگیری پنهانکاری خلافکارها و جستوجوی پلیس است که به شیوهای متفاوت و بدیع روایت میشود. فصل دوم ماجرای خانوادهای قاچاقچی و ایتالیایی را روایت میکند که در لوئیزیانا امپراتوری کوچکی دارند و بعد با خانوادههای رقیب درگیر میشوند و باز هم کارآگاهی وارد میشود که قرار است معرکه را پایان دهد.
هر فصل به همین ترتیب داستان گنگهای ایرلندی و ایتالیایی یا سیاهپوست و درگیریشان را دنبال میکند و با فصل قبل بیارتباط است. ماجراها هم در دهههای گذشته میگذرد غیر از همین فصل پنجم که تقریبا امروزی است. روایتهایی هم که از فصلها گفتیم پوسته ماجراست و بیشتر شخصیتها و ارتباطاتشان با هم و تصمیمات آدمها و لحظاتی که به وجود میآیند است که هویت سریال را تعریف میکند و آن را تماشایی میکند.
سریالی که در هر قسمت کارگردان متفاوتی دارد. از آدام برنشتاین در فصل اول مایکل آپندال در سیزن دو تا نوه هاولی که از سیزن سوم تا همین سیزن پنجم را ساخته است. بازیگران هر فصل هم تغییر میکنند. نامهای بزرگی مثلی بیلی بابن تورنتون و مارتین فریمن و کرستن دانست (مرد عنکبوتی) و جسی پلمونز (برکینگ بد) تا جونو تیمپل (تد لاسو) و جان هام (تاپ گان: ماوریک)… میبینید که سازندگان برای استخدام بازیگر کم نگذاشتهاند. فضای سریال هم همیشه یا تعادل و ثباتی در آستانه انفجار را روایت میکند یا همه چیز روی هواست. با همان حس و حال کوئنی. ریشخند دنیا در حالی که روی تخت تشریح داریم جای گلوله و زخم تیرها بر پیکرهاش را نگاه میکنیم.
بهترین سریال های جنایی که باید دید
چرا سریال Fargo تماشایی است؟
اینجا بدون اغراق با یکی از بهترینهای تاریخ تلویزیون طرفیم. داستانهایی ظریف و پر پیچ و خم با دیالوگهایی که خیلی وقتها ارزش یادداشت کردن دارند. دیالوگهای هوشمندانه یا طنازانه و درجه یک. صحنهپردازیها و فیلمبرداری هم حرف ندارد. یکدست و همیشه در اوج. لانگشاتها از جادههای برفی و کشتزارهای دردندشت آمریکایی همان تریک کوئنهاست و شما را مجذوب میکند. بازسازی دهههای گذشته هم با وسواس تمام انجام شده. تاکید روی جزییات و تبدیل کردن یک قطعه کوچک به عنصر مهم و تاثیرگذاری در درام، شیوهای است که در برکینگبد هم دیده بودیم و کار را سینمایی میکرد.
اینجا هم خلاقیت موج میزند؛ در تمام ابعاد ساخت سریال. از امتیازات اصلی سریال Fargo، نوآوری در داستان آن است. هر فصل از سریال داستان جدیدی را به تصویر میکشد که در هیچکدام از آنها شخصیتها و داستان با فصل قبلی تکرار نمیشود. این نوآوری در داستان باعث شده تا سریال Fargo مدام جذاب و پرهیجان باشد و تماشاگران را بیوقفه سورپرایز کند.
استفاده از صحنههای زیبا و با کیفیت، موسیقی مناسب و نورپردازی عالی، فضایی را برای داستان فراهم میکند که تماشاگران احساس دلزدگی نکند. به خصوص که ترکیب ژانرها انگار میخواهد شما را مفتون خود کند تا جایی برای پس زدن نماند. بازیگری عالی یکی دیگر از قوتهای سریال فارگو است. بازیگرانی همچون از مارتین فریمن و ایوان مکگرگور تا بازیگرانی که در هر فصل جلوی دوربین آمدهاند با تشخص کامل داستان را به دنیایی واقعی تبدیل کردهاند. برای همه اینها که گفتیم هم هست که سریال جوایز زیادی از امی و گلدن گلوب برده.
چرا ممکن است سریال فارگو را نبینیم؟
از مهمترین ایراداتی که به سریال میگیرند، پیچیدگی داستان و تعدد شخصیتهاست که ممکن است بیننده را گیج کند. به خصوص بینندگان بعضا خنگ آمریکایی که طبیعی است از چنین وضعیتی استقبال نکنند. در بعضی از فصلها، توسعه شخصیتها به نظر کافی نبوده است و شخصیتهای داستان به نظر سطحی و کمعمق میآیند. جاهایی که آدم انتظار دارد دوربین دنبال کاراکتر جذاب برود و کمی بیشتر از او نشان بدهد، اما در عوض مسیر دیگری را رفته.
یک ایراد بزرگ دیگر سریال فارگو هم فاصله زمانی بین فصلهاست. در 8 سال گذشته کلا 4 فصل از سریال پخش شده که طبیعتا برای بینندگان پیگیر روی اعصاب است و ممکن است اصلا خیلیهایشان از دنیا رفته باشند! سریالی که دوست دارید هر سال و سر وقت ببینید ولی شلخته و دیر به دیر پخش میشود. حتی تکلیف فصلهای بعد هم مشخص نیست. همین الان بطور دقیق نگفتهاند که فصل ششم و هفتمی در کار خواهد بود یا نه. مسخرهتان که نیستیم!
سریال از IMDB امتیاز 8.9 گرفته. نویسندگان و کاربران روتن تومیتوز به سریال از 94 تا 86% امتیاز دادهاند. متاکریتیکیها هم به سریال امتیاز 84 دادهاند و کاربران سایت 8.8 را برای آن در نظر گرفتهاند.

من یک آدم معمولی هستم واخلاقی بااین سریال اشناشدم الان قسمت۷ازفصل اول هستم خیلی برام جالبه ولی هنوزنفهمیدم مالووبراچی دنبال کیه اولش آقای هس رو زد بنظرمیاومدتصفیه حسابه نمیدونم چراتمومش نمیکنه