مل گیبسون در فیلم جدید «راهزن» یا «سارق» (Bandit) همدست یک سارق بانک است؛ شخصیتی با نام تامی کِی که رباخوار است و به گیلبرت گالوان جونیور (با بازی جاش دومِل) کمک میکند تا با 59 سرقت، به رکورد بیشترین سرقت متوالی در تاریخ کانادا دست پیدا کند. گفتوگویی که در ادامه میخوانید توسط گرنت هرمانز انجام شده و در «اسکرین رنت» منتشر شده است؛ و مل گیبسن درباره این فیلم و داستان حقیقی باورنکردنیاش، فیلمهای مستقلی که او را تحت تاثیر قرار دادهاند، «سلاح مرگبار 5» (Lethal Weapon 5) و مواردی دیگر صحبت کرده است.
- من دیروز این فیلم را دیدم و باید بگویم که واقعا غافلگیر شدم. هیچ پیشفرض و انتظاری نداشتم و فقط از آنچه دیدم حیرت کردم. شما مجذوب چه چیزی در این پروژه شدید؟
مل گیبسون: خب، میدانید که حقیقت گاهی وقتها از داستان و خیال هم عجیبتر میشود. من هم در این مورد دیدم که داستان این مرد جذابیت خودش را دارد و واقعا عجیبوغریب هم هست که توانسته به چنین رکوردی دست پیدا کند. در این موضوع هم حرفی نیست که در دهه 1980 امنیت مثل امروز نبود اما باز هم او باید خیلی باهوش میبود تا بتواند روزی سه سرقت بانک را انجام دهد و تا مدتها قصر در برود؛ حتی از جنبهای میتوان او را یک جادوگر به حساب آورد. بهعلاوه، فکر میکنم سرنوشت او حکایتی اخلاقی هم هست چون در نهایت تقاص کارش را داد.
- بله، قطعا همینطورست. شخصیت شما از جهتی شمایل پدرگونه شخصیت جاش دومل است اما در عین حال، شخصیت متمایزی است و برای خودش داستانی دارد. چطور توانستید به قلب شخصیتتان راه پیدا کنید؟
این شخصیت بر اساس فردی واقعی شکل گرفته است که صاحب یک باشگاه رقص بود. او شیفته جواهرات و حلقهها بود. در ضمن خیلی به کسبوکارش اهمیت میداد و اگر مشتری بدی پیدا میشد حسابش را میرسید. از این رو بود که بازی در قالب این شخصیت واقعا برایم چالشبرانگیز بود. او بهنوعی یک آدمبد حسابی بود که فقط منافع خودش را در نظر میگرفت. این شخصیت در فیلمنامه خیلی خوب نوشته شده بود و میشود او را تا حد زیادی مخلوقی از روزگار خودش قلمداد کرد.
- سرگذشت این شخصیت و رابطهاش با گیلبرت را در اختیار شما قرار دادند یا خودتان برای شناخت او دست به کار شدید و تحقیق کردید؟
خب، این شخصیت خیلی خوب مستند شده بود و بهراحتی میشد دربارهاش مطالعه کرد و او را شناخت؛ حتی ویدیویی از صحبتهای او موجود است. پس من خیلی خوب با ریتم و شیوه نگاه و کیفیت صدایش آشنا شدم؛ و انجام تحقیقات و شناخت او برای من کار سادهای بود، بهخصوص که همه چیز با رایانه و در اینترنت در دسترس شماست.

- رسیدن به چنین رابطهای با جاش چطور بود؟ چون شیمی خیلی خوبی دارید و در فیلم حسابی بازیگوشی میکنید.
جاش دومل درست مثل شخصیتی که بازی میکند یک حرفهای است. او حرفهای و بسیار بااستعداد است چون فقط کارش را میکرد. اینطور نبود که برای بازی در این فیلم و کسب آمادگی لازم، زمان زیادی در اختیار داشته باشیم. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و پیش رفت. البته خود فیلم چنین به نظر نمیرسد و فیلم خوشساختی از کار درآمده است که باید کارگردانش را برای این موضوع تحسین کرد. همکاری با جاش دومل واقعا آسان و مفرح بود و هیچ مشکلی در همبازی شدن با این آدم فوقالعاده نبود.
- این همان فضای ایدهآلی است که همه دوست دارند سر صحنه هر پروژهای حاکم باشد. همبازی شدن با نِستور کاربونِل در نقش جان اسنیدز هم چنین بود؟ و شیمی شما بلافاصله در معدود صحنههایی که با هم دارید جواب داد؟
بله، نستور هم آدم باحالی است و حرفهای. همه حرفهای بودند و آمدند و کارشان را بهخوبی انجام دادند. من مدتهاست که نستور را میشناسم و فکر میکنم الان با پسرم در فیلمی همکاری دارد. شما این آدمها را به خاطر دارید چون خوب هستند و همکاری با آنها راحت است و بااستعدادند. همین موضوع درباره الیشا کاتبرت هم صادق است.
- از آنجایی که به تولید سریع «راهزن» اشاره کردید، یاد فیلمهای بسیار متنوعی افتادم که در طول سالها کار کردهاید. ساخت فیلمهای مستقل را چطور با حضور در پروژههای بلاکباستر قیاس میکنید؟
خب، گفتن حقیقت به شما واقعا دلچسب است. مدتهاست که درگیر ساخت فیلمهای مستقل هم هستم و گاه حتی تجمل بیشتری هم دارند؛ اما در کل دنیای سختتری است. به عنوان مثال، یک بار در فیلمی بازی کردم که باید نُه روزه فیلمبرداری میشد. فقط نه روز. دیوانهوار بود و اصلا فرصت نمیکردید از کارتان سر دربیاورید. در ابتدا از ساخت چنین فیلمهایی که برخی هم در هجده یا بیست روز فیلمبرداری میشوند، شوکه شده بودم اما پس از دیدن کار چندتا از این کارگردانها فهمیدم که میشود اینطوری هم به فیلم خوب یا قابلقبولی رسید.
- فکر میکنم فیلم اکشن و علمیتخیلی «رتبه رییس» (Boss Level) هم چنین باشد. این فیلم را هم خیلی تصادفی دیدم و بلافاصله شیفتهاش شدم.
میتوانید حدس بزنید که این فیلم را در چند روز فیلمبرداری کردیم؟ چیزی بگو.
- اگر بخواهم حدسی بزنم… شاید 26 روز.
بله، همین حدود زمان برد که از نظرم حیرتانگیز است چون فقط کافی است نگاهی به دنیای فیلم بیندازید و ببینید چقدر بزرگ و پرایده است.

- نقدهایی را خواندهام که تا اینجا درباره «راهزن» نوشته شدهاند؛ اغلب مثبت هستند. هیچیک از این نقدهای اولیه را خواندهاید؟
نه، هیچکدام را ندیدهام. معمولا توجه زیادی نمیکنم چون عادت کردهام که برخی میگویند خوب است، بعضی آن را بد میدانند و گروهی هم میگویند نه خوب است و نه بد! بیشتر وقتها پنجاه پنجاه میشود و در ضمن، شما هرگز نمیتوانید نظر همه را جلب کنید و مورد تحسین همه قرار بگیرید. پس در کل وقت و اعصابم را حفظ میکنم و با خودم میگویم: خب، برخی فکر میکنند بهتر از چیزی است که هست، بعضی هم میگویند افتضاح است. برای همین واقعا خودم را اذیت نمیکنم. البته نقدهای خوب این فیلم را خواهم خواند (میخندد).
- من به عنوان طرفدار پروپاقرص شما، خوشحالم که خبر راه افتادن پروژه «سلاح مرگبار 5» منتشر شد و شما قرارست آن را کارگردانی بکنید. میدانم که نمیتوانید اطلاعات زیادی در خصوص این فیلم در اختیارم قرار بدهید اما هر خبر تازه یا دستاولی میتواند جذاب باشد.
مل گیبسون: همه چیز خیلی خوب پیش میرود و ما فیلمنامه بسیار خوبی داریم که من هم روی آن کار کردهام. البته ریچارد دانر خالق اصلی است و ریچارد وِنک که واقعا به قالب خوبی برای این مجموعه فیلم رسیدهاند. پس از درگذشت ریچارد، این افتخار به من رسید که با نویسنده فیلمها بنشینم و با هم چند نسخهای از فیلمنامه را کار کنیم و بکوشیم در همان حالوهوایی عمل کنیم که فکر میکنیم دانر ممکن بود این قسمت را کارگردانی کند. من واقعا او را خیلی خوب میشناختم.
ما تلاش کردهایم تا همان حالوهوا را زنده کنیم و تا حد زیادی از آنچه به آن رسیدهایم راضی و خرسندیم. تنها تاخیری که حالا به پروژه خورده است متوجه تغییرات سازمانی در کمپانی «وارنر» است و روسای جدیدی که دارند کارشان را آغاز میکنند؛ و همانطور که میدانید همه نیروهای قبلی از قلعوقمع میکنند و بیرون میاندازند تا آدمهای جدیدی را به کار بگیرند. پس همیشه زمان میبرد تا این کمپانیها دوباره نیرو بگیرند و این بار چنین تاخیری شامل حال ما شده است؛ اما کاملا مطمئن هستم که این پروژه راه میافتد و آن را خواهیم ساخت. احتمالا در سه ماه اول سال جدید میلادی آن را فیلمبرداری میکنیم.
منبع: اسکرین رَنت
