حالا و با نمایش سریال بی گناه که لیست بلند بالایی از بازیگران و عوامل حرفهای سینما و تلویزیون را با خود به همراه دارد، بیش از گذشته میتوان به تاثیرگذاری خانواده کیایی (مصطفی، محسن و میلاد) و نقش آنها در سینمای امروز و تولید و اجرای پروژههای متعددی که در قالب سریال روانه شبکه نمایش خانگی کردهاند پی برد.
آنها موفق به گردآوری تیم فعالی شدهاند که از هسته اولیه یک طرح دوخطی تا شکل دهی به فیلمنامه (محسن کیایی هم بهعنوان بازیگر و هم بهعنوان فیلمنامهنویس فعالیت چشمگیری در این زمینه دارد) و سپس تولید و اجرای آن (مصطفی کیایی هم در مقام کارگردان و هم در جایگاه تهیهکنندگی تسلط خوبی بر روی اجرای پروژهای کوچک و بزرگ دارد) با اتکا به استانداردهای رایج و قابل قبول این روزها، مهارت و انسجام خاصی از خود نشان داده و حتی برای جنبه رسانهای و تبلیغاتی پروژه مورد نظر هم ایدههای اجرایی و خلاقانه خوبی را در نظر میگیرند (میلاد کیایی سالها است که در زمینه روابط عمومی و تبلیغات فعالیتی چشمگیر دارد).
آنها درست همانند یک شرکتی که تمام خدمات تولیدی و اجرایی را از صفر تا صد به مخاطب خودش ارائه میدهد، با اتکا به موفقیتهایی که در این زمینه پیدا کردهاند (فیلم سینمایی مطرب به کارگردانی مططفی کیایی یکی از پر مخاطبترین فیلمهای چند سال اخیر سینمای ایران شناخته شده و سریال همگناه هم یکی از پر بینندهترین سریالهای شبکه نمایش خانگی به شمار میرود) حالا به چنان وزنه قابل اعتنایی تبدیل شدهاند که به راحتی میتوانند اعتماد سرمایهگذار و اشتیاق تماشاگر را برای اجرای یک پروژه جدید با خود همراه داشته باشند.

سریال بی گناه که تشابه اسمیاش به سریال همگناه، گمانهزنیهایی مبنی بر دنبالهسازی آن مجموعه موفق را به ذهنها متبادر میساخت، با اعلام اسامی عوامل دستاندرکار و حضور برادران کیایی در خط مقدم تولید و بازیگرانی که در هر دو مجموعه حضور ثابتی دارند، به حدس و گمان علاقهمندان برای تولید ادامه سریال پرمخاطب قبلی، پروبال بیشتری میداد. در این بین حضور مهران احمدی که بعد از کارگردانی دو فیلم پر فروش مصادره و سگ بند به جایگاه در خور اعتنایی در این زمینه دست پیدا کرده بود، بی گناه را به یکی از کنجکاویبرانگیزترین سریالهای شبکه نمایش خانگی در این روزها تبدیل میکرد.
اما نمایش اولین قسمت از سریال بیگناه، ضمن کشیدن خط بطلانی بر تمام آن حدس و گمان اولیه، از تجربهای جدید در کارنامه محسن کیایی (به عنوان سرپرست نویسندگان فیلمنامه) خبر میدهد که این بار کوشیده است یک داستان معمایی تودرتو را با اتکا به روابط پیچیده خانوادگی و با استفاده از تکنیک ارائه اطلاعات به صورت قطره چکانی به تماشاگر عرضه کرده و او را در تعلیق روابط و شناخت شخصیتها و سرنوشت آنان شریک نماید.
سریال بیگناه در همان قسمت اول، تماشاگرش را در برابر سیل عظیمی از حوادث و روابط پیچیده و تودرتو قرار میدهد که گهگاه میتواند به سردرگمی تماشاگر نیز بینجامد. اما با پیشرفت داستان و شناخت بیشتری که از شخصیتها به دست میآید، حواث بوجود آمده نیز روندی منطقی به خود گرفته و باعث میشود که مخاطب برای پیگیری سرنوشت کاراکترهای پرتعداد داستان، اشتیاق فراوانی برای تماشای قسمت بعدی از خود نشان دهد.
داستانی که با حرص و طمع و اشتیاق به ثروتاندوزی آغاز میشود، با خیانت و قتل و داستانی عاشقانه ادامه پیدا کرده و با عبور از حوادث بسیار و اتکا به کاراکترهای پر تعدادش به موضوعات پر از بحث امروزه نیز نقب میزند و مسائلی چون جنبش میتو، احداث مزرعه بیت کوین و گروههای موسیقی زیرزمینی و کلیپهای ویدئویی ساخته شده از آنها را هم پیش میکشد.

تکیه فیلمنامهنویسان سریال بر روی طراحی یک خانواده پرجمعیت که هر کدام از اعضای آن درگیریها و خرده داستانی برای روایت کردن دارند، در کنار رفت و برگشتهای زمانی که به تماشاگر از حوادث گذشته و تاثیرات آن در اتفاقات امروزه خبر میدهد، همه و همه باعث شده سریال بیگناه با مجموعه روایتهای گوناگونی به سراغ مخاطب بیاید که درهمتنیدگی آنها، ذهن و هوش بینندگانش را برای درک صحیح اتفاقاتی که به وقوع پیوسته است به بازی میگیرد.
شاید برگ برنده سریال، همان ابهام و معمایی باشد که نویسندگانش در سایه ارائه تدریجی اطلاعات (که منجر به باز کردن بسیاری از گرهها و ابهامات در قسمتهای بعدی میشود) و وارد ساختن شخصیتهای جدیدی که تصور ابتدایی ما را درباره درام پیش رو را برهم میزنند، به آن دست پیدا کردهاند. ابهامی که همچون موتور محرک داستان عمل کرده و همچون یک داستان پلیسی و کارآگاهی، مخاطب را برای کشف دغدغههای کاراکترهایی همچون منوچهر و شخصیت پر از راز و رمزی چون استاد فرشباف کنجکاو میکند.
هنوز راه زیادی تا پایان سریال ۲۲ قسمتی بیگناه مانده است و بنابراین باید به انتظار نشست تا با نمایش قسمتهای بیشتری از این سریال، شاهد پیچشها و کشمکشهایی باشیم که رفتار دیروز و امروز شخصیتها را به یکدیگر پیوند میزند.

سریالی خاص جذاب و پر تنش بود و خیلی خیلی دوسش داشتم و دارم خیلی دلم میخواد که فصل دوم با همین میزان جذابیت و تمیزی و کیفیت ساخته بشه حتما و ما لذت ببریم سپاس گذارم
سریالی خاص جذاب و پر تنش بود و خیلی خیلی دوسش داشتم و دارم خیلی دلم میخواد که فصل دوم با همین میزان جذابیت و تمیزی و کیفیت ساخته بشه حتما و ما لذت ببریم سپاس گذارم
سریال خیلی قشنگ با بازی های خیلی عالی بود تمام قسمت های فیلم بیننده رو دنبال خودش می شکشیدمن لذت برم کاش رو قسمت آخر بیشتر فکر و کار میشد قسمت آخرش به هیچ سئوال پاسخ نداد و چند تا سئوال ذهنمو مشغول کرد: 1- حالا که ناهید مرده چرا مهتاب بعد از کندن قبر هیچی نگفت.2- بهمن چرا به این سادگی کشته شد و کسی دنبالش نمی گرده ،3- ناهید تو چایی چیزی داد بهمن مرد یا رشید با حرفاش باعث سکته بهمن شد یا هردو؟4- رشید بجز بهمن ، پلیس دوره شاه و قاتل بهرام رو هم کشته چرا مجازات نمیشه5- ابریشم که به نظر میرسه موضوع رو فهمیده چرا به روی رشید نمیاره6- فروغ کجا رفت؟7- مهتاب داره کجا میره؟8- پیرمرد که با نشون دادن فیلم یلدا آبروی خودشم میره با اغفال دخترای جون6- زندگی پروین و عطا و بچه ها چی میشه7- سهرا ب چی شد؟ فقط جانا و منفرد عاقبت بخیر شدن؟؟
تا آخرین قسمت های این سریال پر تعلیق و پر کشش امیدوار بودم با یک پایان بندی منطقی و منسجم پیامی در خور و آموزنده دریافت کنم که متاسفانه با مرگ فاجعه بار( از نظر تکنیکی و روائی) بهمن نشد.
“افتخار فرش ایران” که “رشید فرشباف” بود گند زد به کل داستان رفت.
شاید پر بیراه نباشد که بگوئیم رشید قصه ی ما به نوعی این هنر و صنعت ملی را هم ناخودآگاه زیر سوال برد…
حیف ک دیر با این سریال اشنا شدم و لذت انتظار کشیدن هفتگیش رو از دست دادم … عالی❤ من الان قسمت ۱۷ هستم .خیلی ناراحت شدم بهمن عموی فروغه و نمیتونن ازدواج کنن تازه فروغ دوباره عاشقش شده بود طفلک بهمن .. امیدوارم ابریشم الکی گفته باشه ولی فکر نکنم ابریشم از این دروغا بگه اون مثل رشید نیست ..فکر کنم اخرشم یک بلایی سر بهمن بیاد 😔😔 حیف ۳۰ سال از عمرش ک عاشق یکی که بهش محرم بود شد و دیر اینو فهمید کاشکی که همون عاشق مهتاب میشد
فیلم رو شروع می کنند آب و لعاب بهش می دن .سپس نمی توانند خوب جمعش بکنند . جالبه ک خودشون رو هم خیلی حرفه ای بحساب میارن و طلب پول حرفه ای بگیر هم دارند
اقای احمدی برو نقش شکیب رو بازیکن بهتره و موفق تری
حیف این همه وقت که گذاشتم برا این سریال بی یر و ته
سریال بی گناه خیلی بد تموم شد کلا نصفه موند جوری شده دیگه فیلم ایرانی نبینیم اون از گیسو معلوم نبود چی شد نصفه نیمه تموم شد اون از پایان بد مانکن اینم از بلاتکلیفی بی گناه…قشنگ با روح و روانمون بازی میکنن
من و همسرم دنبال کردیم. سریال بسیار خوبی بود. پیچیدگی های خاص خودشو داشت اما عالی ، روان و پر از درس زندگی اول برای والدین ، و بعد برای جوانها. کاش رشید هم به سزای اعمالش رسیده بود
به نظر من پایان بدی داشت اون کسی که به مهتاب زنگ زد و گفت جواب سئوالاتت پیش منه کی بود؟ چراکشته شدن بهمن به این راحتی پنهان موند یا ابریشم نفهمید مهتاب کیه؟ و رشید با قتل بهمن چرا باید راحت زندگیشو بکنه واقعا به شعور بیننده توهین میشه؟ چرا وقتی نمیتونن سریال و جمع کنن اینقدر ادامه و طولش دادن. واقعا از دست کارگردانش ناراحتم
یعنی وقت تلف کردن این سریال ببینی . مثل همیشه چند قسمت اول با هیجان شروع میشه بعد چند قسمت تهیه کننده پولش تموم میشه و به بدترین حالت ممکن سریال جمع میکنن. خیلی خیلی خیلی خیلی گنگ بی مفهوم تمام شد
بسیار پایان افتضاحی داشت اصلا تکلیف خیلی از شخصیت ها مشخص نشد و به شعور بیننده توهین شده .کشتن بهمن چه راحت بود و رشید به زندگیش ادامه میده در حالیکه مقصر تمام بدبختی هاست.کلا نتونست سر و ته سریال رو جمع کنه.یلدا که با صداقت به اون پیرمرد رسیدگی کرد چرا باید بی آبرو میشد
حیف اون همه وقت و هزینه ای که صرف شد….
فیلم بی گناه افتضاح ترین فیلم ایرانی…
چه پایان مزخرف وضعیفی !!رشید چه مسخر ه تبریه شد وبهمن چه راحت متحول شد واقعا حیف به این سریال زیبا وبازیگران خوبش
تموم نشده که!