۷ حقیقت درباره شارون تیت که احتمالا نشنیدهاید
۹ آگوست سالگرد این مرگ وحشتناک است
53 سال از سالگرد جنایت وحشیانه «چارلز منسون» و گروه تبهکارش که چند هیپی روانپریش بود میگذرد. منسون دیوانه و گروهش نهتنها با کاردآجین کردن یک زن باردار و مهمانان منزلش یکی از بدترین جنایات تاریخ لسآنجلس را رقم زدند، که یکی از سوپراستارهای آینده را هم از تاریخ سینما گرفتند.
تیت که بیاندازه زیبا بود، هنوز 26 ساله نشده بود که بدنش توسط خانواده منسون مثله شد و مرگش تاثیری عمیق روی روان همسرش «رومن پولانسکی» گذاشت. زندگی کوتاه او فرازونشیب زیادی داشت و خیلیها تیت را یک بلوند کمهوش میدانستند، اما به شهادت نزدیکانش انسانی باهوش، مهربان و مراقبت بود.
به مناسبت سالروز قتل شارون تیت، هفت حقیقت درباره زندگی او جمعآوری کردهایم که احتمالا پیشتر جایی نخواندهاید.
تماشای آپولو 11 در کنار خانواده
به گفته خواهر شارون تیت، آخرین باری که شارون و خانوادهاش هم را ملاقات کردند، درست یک ماه قبل از کشته شدن تیت بود. در روزی که قرار بود آپولو 11 روی ماه فرود بیاید، تیت خانوادهاش را به منزل دعوت کرده بود تا این رویداد را به صورت زنده از تلویزیون تماشا کنند. آنها ابتدا مدتی را در استخر گذراندند و بعد این رویداد تاریخی هیجانانگیز را از تلویزیون تماشا کردند. پس از فرود آمدن آپولو، خانواده او منزلش را ترک کردند و از او پرسیدند آیا به چیزی احتیاج دارد یا نه. تیت آن زمان هفت ماه و نیمه باردار بود و موقع خداحافظی از خانواده، با خوشحالی به شکمش نگاه میکرد.
عزم راسخ پدر نظامی شارون تیت
پدر شارون تیت یک سرهنگ ارتش آمریکا بود و آنها بخش زیادی از عمرشان را در کشورهای مختلف سپری کرده بودند. پس از قتل شارون، پدرش «پل» از هیچ تلاشی برای پیدا کردن قاتلان جگرگوشهاش خودداری نکرد. او از ارتش استعفا داد، خودش را به شمایل یک هیپی درآورد و مثل یک ماموریت مخفی ماهها خودش را بین این جماعت علاف جا زد تا سرنخی از قاتلان دخترش پیدا کند. مقامات پلیس هیچوقت از شواهدی که او جمعآوری کرده بود استفاده نکردند، اما پل و همسرش هربار که یکی از اعضای زندانی گروه منسون درخواست بخشش میداد، فوری در دادگاه حاضر میشدند و شدیدا با آزادی مشروط این اوباش مخالفت میکردند.

حسادت الیزابت تیلور
شارون تیت کارش در عرصه تصویر را از بازی در نقشهای کوچک تلویزیونی آغاز کرده بود، اما مدیربرنامههایش سال 1964 او را وارد عالم سینما کرد. آن زمان مدیربرنامه تیت، یکی از تهیهکنندگان فیلمی به نام «مرغ دریایی» به کارگردانی «وینسنت مینلی» بود که در آن «الیزابت تیلور» و همسرش «ریچارد برتون» همبازی بودند. قرار بود تیت در این فیلم نقش کوتاهی داشته باشد، اما تیلور که احساس میکرد ممکن است زیبایی خیرهکننده تیت ولو در یک نقش کوتاه باعث کمرنگ شدن حضور خودش شود، زیرآب تیت را زد و نقش او را از فیلم حذف کرد.
شارون تیت؛ ملکه زیبایی ۴ ماهه!
شارون ماری تیت، دختر سرهنگ ارتش ایالات متحده پل تیت و همسرش دوریس، در 24 ژانویه 1943 به دنیا آمد و چهار ماه بعد در ابتدای تابستان همان سال موفق شد اولین جایزه زیبایی زندگیاش را دریافت کند! ظاهرا مادر یا مادربزرگ او عکسی از تیت را برای یک مسابقه زیبایی مربوط به نوزادان ارسال کرده بودند و تیت موفق شد جایزه 50 دلاری زیباترین نوزاد را ازآن خودش کند. تیت بعدها در نوجوانی هم در اکثر مسابقات زیبایی منطقهای پیروز شد و جوایز متعددی به خانه برد.
زیبایی که اهل آرایش نبود
شارون تیت جز در هنگام حضور در مراسم عمومی، دست به لوازم آرایشی نمیزد. او در زندگی شخصی کاملا بدون آرایش تردد میکرد و به گفته خواهرش فقط وازلین به لبهایش میمالید. به خاطر علاقه زیاد به این ماده چربکننده، تیت همیشه چند قوطی وازلین در کیفها و ماشینش ذخیره داشت. گفته میشود تیت هیچوقت با صورت آرایش کرده به تختخواب نرفت و اگر هم مجبور بود آرایش کند، قبل از خواب تمام صورتش را از مواد شیمیایی پاک میکرد.
او ضمنا از کفش بیزار بود و از آنجایی که حضور بدون کفش در بسیاری از جاها ممنوع محسوب میشد، تیت یک بند چرمی دور انگشتان پایش میپیچید تا این قانون را دور زده باشد.

الهامبخش ساخت یک عروسک
عروسکهای معروف «باربی» را که میشناسید، یکی از محبوبترین انواع این عروسک به نام «دختر مالیبویی» با الهام از هیکل و صورت شارون تیت ساخته شد. این نامگذاری به این دلیل بود که تیت در سال 1967 در فیلم «موج نساز» نقش شخصیتی به اسم «مالیبو» را بازی میکرد. بعد از مرگ دلخراشش کمپانی باربی تصمیم گرفت این عروسک را که نماد یک دختر کالیفرنیایی بود، به افتخار تیت طراحی کند. کمپانی آنقدر به تیت وفادار بود که حتی برای این عروسک کفش نساخت، چون میدانست تیت از کفش خوشش نمیآید.
ازدواج شارون تیت و رومن پولانسکی که به مرور بهتر شد
شارون تیت و پولانسکی بعد از بازی تیت در فیلم «قاتلین نترس خونآشام» به کارگردانی پولانسکی با هم به یک قرار ملاقات عاطفی رفتند. ظاهرا هیچکدام از آنها در این قرار از آن یکی خوشش نمیآمد و حتی کلمات زیادی بینشان ردوبدل نشد. این ملاقات در واقع یک حرکت تبلیغاتی بود که مدیربرنامه تیت آن را ترتیب داده بود تا شهرت موکلش را بیشتر کند.
ازدواج آنها با دشواری شروع شد، اما پس از مرگ تیت مشخص شد که پولانسکی چقدر عاشق همسرش بوده و او را یک همدم باهوش و دلسوز میدانسته. پولانسکی سالها بعد درباره زنش نوشته بود: «جدای از آشپزیاش که شبیه به رویا بود، شارون موهایم را کوتاه میکرد. هر زمان که مجبور بودم راهی سفر شوم چمدانم را با دقت میبست و همیشه میدانست باید چه چیزهایی داخل آن بگذارد. حتی امروز نمیتوانم چمدانی را ببندم یا باز کنم، بدون اینکه به شارون فکر نکنم.»