قسمت سوم سریال یاغی به کارگردانی محمد کارت روز پنجشنبه 12 خرداد 1401 از فیلیمو پخش شد. در این قسمت شاهد اتفاقات و رخدادهایی در ماجرای جاوید بودیم که مسیر زندگی او را پس از ماجرای رفتن ابرا و خانوادهاش به آلمان دستخوش تغییر کرد. در ادامه مروری داریم بر نکات مهم قسمت سوم سریال یاغی.
معرفی کامل و اطلاعات سریال یاغی
بازی دیدنی
در میان بازی بازیگران که تنوع در گویش و رفتار و جایگاه اجتماعی آنها باعث شده است جهانهای موازی شخصیتها را بیشتر و بهتر درک کنیم بازی خلیل یکی از دوستان جاوید در قسمت سوم سریال یاغی بیش از همه به چشم آمد. نوع گویش و ادای دیالوگها در سکانسهایی که همراه جاوید به دنبال آدرسی از باشگاه بهمن هستند به خصوص سکانس برخورد با علی برادر حمید توانایی بازیگران فرعی در اجرای نقشهای خودشان را بهتر از قبل نمایان میکند.
چهره جدید قسمت سوم سریال یاغی
در قسمت سوم شاهد حضور متفاوت طناز طباطبایی در نقش طلا هستیم. طلا همسر بهمن است. آنطور که از معرفی طلا بر میآید او زنی جاه طلب و سلطه جو است که البته به همسرش و زندگی با او علاقه دارد. قطعا در قسمتهای آینده حضور طلا در پیش بردن درام داستان موثرتر خواهد بود.
سکانس دیدنی قسمت سوم سریال یاغی
تنوع سکانسهای سریال یاغی به نحوی است که انتخاب سکانس دیدنی از میان تصاویر و صحنههای مهم برای مخاطب کار دشواری است. اما شاید یکی از نقاط عطف داستان در قسمت سوم سریال یاغی را بتوانیم عنوان سکانس دیدنی هم به آن بدهیم. سکانسی که جاوید بعد از پیگیریها و سماجتهایش توانست رضایت بهمن را برای کشتی مجدد با حمید جلب کند و در میان اضطراب و فشار نگاه آدمهای داخل سالن کشتی به مصاف حمید رفت و او را مغلوب کرد. این سکانس با چینش درست کنشهای قصه در دیگر فصول داستان به خوبی مخاطب را با موفقیت قهرمانش همراه میکند و جاوید و انگیزههایش را باور میکند.
نکته فنی
طراحی صحنه در سریال یاغی یکی از نکات مثبت و مهم سریال است که استانداردهای سینمایی و ظرافتهای ساختاری آن کاملا محسوس و قابل ارزیابی است. استفاده از لوکیشنهای متنوع و بهرهمندی از جغرافیای مختلف شهر توانسته است هویت بصری سریال را به عنوان یکی از بازوان قدرت در پیشبرد داستان شناسایی کرد. طراح صحنه سریال با درک درست از آدمهای داستان و تفاوت فرهنگی و اجتماعی شخصیتهای داستان به خوبی توانسته است فضاسازی در قصه را به سمت داشتههای کارگردان جلو ببرد. سکانس پرنده فروشی و یا کمپ ترک اعتیاد از یک سو و سکانس بیلیارد بازی کردن طلا و جشن سالگرد ازدواج از سوی دیگر توانایی این موضوع را در قسمت سوم سریال یاغی نشان میدهد.
اقتباس یا برداشت آزاد؟
رمان سالتو نوشته مهدی افروزمنش همان رمانی است که محمد کارت با برداشتی آزاد از شخصیت اصلی آن فیلمنامه سریال یاغی را نوشته است. رگههایی از این برداشت از رمان را در سکانس پایانی قسمت سوم به عنوان نخ تسبیح اصلی داستان شاهد بودیم. درک درست کارت در دریافت داستان سالتو و برداشت منطقی از آن با توجه به شناخت دقیق از جغرافیای زیسته آدمهای داخل داستان یاغی را به اثری به ظاهر مستقل و وفادار به عنصر اصلی داستان نشان میدهد.
باور به شدن
جاوید بعد از فراق ابرا تلاش به این باور رسیده است تنها چیزی که میتواند او را به زندگی امیدوار کند رهایی از سرنوشتی است که گذشته او برایش رقم زده است. او در این مسیر با تمام درک خودش از زندگی تلاش میکند مغلوب تلخیها نشود. امید بذر هویتی است که جاوید را برای رسیدن به سعادت در مسیرهای مهمی قرار میدهد. هر چند سخت. هر چند تلخ. اما پسرک یاغی قصه ما به خوبی میداند عشق بهایی است که او را به سمت آزادی فرا میخواند.
