۱۰ حقیقت جذاب درباره مریلین مونرو
یک ژوئن سالگرد تولد این ستاره بیبدیل تاریخ سینماست
احتمالا خودش هم تصور نمیکرد روزی نامش به عنوان یکی از اسطورههای صنعت سینما جادوانه شود. در نوجوانی چهرهاش آنچنان خاص نبود، به اضافه اینکه در 16 سالگی هم ازدواج کرد و ازدواجش هم موفق نبود و به طلاق انجامید. قبل از ورود به هالیوود رزومه کاری قابل افتخاری نداشت و بیشتر از جذابیتهای ظاهری و جسمیاش برای رفتن روی جلد مجلات آنچنانی بهره میبرد. اما کمکم استعدادش کشف شد و بهجای دوربین عکاسی، آمد مقابل دوربین فیلمبرداری.
مثلی هست که میگوید «درخشانترین ستارهها زودتر میسوزند و خاموش میشوند.» به مناسبت تولد این ستاره درخشان هالیوود که زود خاموش شد، ۱۰ حقیقت جالب درباره زندگی مریلین مونرو گردآوری کردهایم.
مریلین مونرو را خیلیها به عنوان نماد جنسیت و سمبل زن «بلوند خنگ» میشناسند. «بیلی وایلدر» کارگردان اسطورهای هالیوود طی خاطرهای از کار با او (که مشکل یادگیری داشت) گفته بود: «در یک برداشت بسیار ساده، مریلین باید یک جمله بسیار کوتاه میگفت. اما بارها این جمله را غلط گفت و دهها بار صحنه را فیلمبرداری کردیم. دستآخر رفتم سراغش و به او گفتم مریلین اضطراب نداشته باش، انقدر صحنه رو میگیریم تا جمله رو درست بگی، پاسخ مریلین به من این بود: چرا باید اضطراب داشته باشم؟!»
اما مونرو حقیقتا باهوش بود. همین وایلدر در موردش میگفت ممکن است برای ادای یک جمله بارها تلاش کند، اما سرانجام آن جمله ساده را جوری میگوید که در توان هیچ بازیگر دیگری نیست.
نورما جین هستم
مریلین مونرو نام هنری او بود. این ستاره فقید هالیوود با نام «نورما جین بیکر» به دنیا آمد و زمان آغاز کاری هنریاش هم میخواست با نام «نورما جین» فعالیتش را شروع کند، اما در نهایت «مریلین مونرو» را انتخاب کرد. مشهور است که او در ابتدا موقع نوشتن اسمش، هجی درست آن را هم نمیدانست و همیشه جای بین حروف i و y را در نام کوچکش قاطی میکرد.
ازدواج اجباری مریلین مونرو
او به خاطر فقر خانوادهاش بخش عمدهای از کودکیاش را در نوانخانههای کودکان میگذارند. زمانی هم که 16 سال داشت، خانوادهاش تصمیم گرفتند به منطقهای دیگر نقل مکان کنند و از آنجا که نمیتوانستند دخترشان را همراه خودشان ببرند، از همسایه خود «جیمز دوهرتی» خواستند با مریلین ازدواج کند و به این ترتیب اولین ازدواج مونرو شکل گرفت.
این فرزند منه!
مادر مریلین به شکل شدیدی از اختلال دوقطبی رنج میبرد و در سنین میانسالی در یک مرکز روانپزشکی بستری شد. همین مادر بود که زمانی که فرزندش تنها دو هفته داشت، او را به نوانخانه سپرد. زمانی که مریلین به شهرت رسید، مادرش به همه میگفت این دختر فرزند من است، اما همه فکر میکردند مجنون شده و کسی حرفش را باور نمیکرد.
مریلین مونرو بهجای ادری
«ترومن کاپوتی» نویسنده داستان «صبحانه در تیفانی» اصرار داشت که مریلین مونرو باید جای شخصیت اصلی زن فیلم را در اقتباس سینمایی داستانش به کارگردانی «بلیک ادواردز» بازی کند. او حتی یک سکانس آزمایشی بازی کرد که به گفته کاپوتی «به شکل خارقالعادهای خوب بود». اما مربی بازیگری مونرو شاگردش را از قبول کردن این نقش منصرف کرد، چون اعتقاد داشت نقش مناسب او نیست! این نقش سرانجام به یکی دیگر از اسطورههای نوظهور هالیوود به نام «ادری هپبورن» رسید. کاپوتی اصلا از انتخاب هپبورن راضی نبود، اما هپبورن در این فیلم درخشید و اسکار هم گرفت.

ترس مریلین مونرو از دوربین
«دان ماری» بازیگر هالیوود میگفت مریلین مونرو به هیچ عنوان از حضور جلوی دوربین راحت نبود. او همیشه به خاطر استرسی که داشت دیالوگهایش را فراموش میکرد و نکات فنی را هم جلوی دوربین رعایت نمیکرد. ضمنا همیشه قبل از اینکه جلوی دوربین برود بدنش از استرس جوش میزد.
پرونده در نهاد امنیتی
مونرو به دلیل وصلتش با «آرتور میلر»، نمایشنامهنویس معتبر آمریکایی که تمایلات کمونیستی داشت، زیر نظر افبیآی بود و در این نهاد پرونده داشت. مونرو در سال 1955 یکبار درخواست کرده بود که از اتحاد جماهیر شوروی بازدید کند! او جوری تحت کنترل بود که بعدا وقتی خانهاش را به یک زوج فروخت، آنها از منزل مریلین مونرو تجهیزات کامل شنود کشف کردند.
کلکسیونر کتاب
او را «خنگ» میدانند، اما کتابخوان بسیار قهاری بود و مجموعهای شامل 430 کتاب در کتابخانهاش داشت. وقتی از او پرسیدند کتابها را بر چه اساسی انتخاب میکند، میگفت وقتی به کتابفروشی میرود، کتابی را بهطور تصادفی برمیدارد و یک پاراگراف از میانه کتاب را میخواند؛ اگر از آن پاراگراف خوشش آمد کتاب را میخرد.
هدیهای از طرف سیناترا
«فرانک سیناترا» خواننده افسانهای آمریکا یک سگ از نژاد «تریر» به مونرو هدیه داده بود. وقتی مونرو خودکشی کرد، منشی سیناترا این سگ را به سرپرستی گرفت.

سوءاستفادههای جنسی
ظاهر زیبای او باعث شد تا در سالهای نخست کارش بارها تحت آزار و سوءاستفاده جنسی مدیران استودیوها و تهیهکنندگان قرار بگیرد. مریلین مونرو سرانجام هنگام عقد قرارداد با یک استودیوی مهم وقتی فهمید شرط مدیر برای عقد قرارداد، سوءاستفاده جنسی از اوست، قید قرارداد و مبلغ قابل توجهش را زد و به بهرهکشی جنسی خوکهای استودیویی از خودش پایان داد.
همسر وفادار مریلین مونرو
«جو دیماجو» بازیکن مشهور بیسبال، آخرین همسر مریلین مونرو بود. آنها تنها یک سال پیوند زناشویی بسته بودند که مونرو بر اثر مصرف زیاد داروهای آرامبخش از دنیا رفت. مونرو وصیت کرده بود که همسرش هر هفته یک دسته گل رز بر سر مزارش بفرستد. «دیماجو» هم به مدت 20 سال (تا زمان مرگش) به این عهد وفا کرد که هیچ، که هیچگاه تن به ازدواج مجدد نداد و اعتقاد داشت روزی بالاخره مریلین را ملاقات میکند.
خیلی دلم می خواد مثل اون لاکچربازی دربیارم
خیلی خوشگل بوده به نظرم با عمل جراحی خوشگل تر شده آرایش های بی نقص به نظرم با هزار رنگ مختلف این مدلی برای ما خانم ها بهتره با صدای لطیف زنانه
پوچ
اطلاعات خيلى خيلى اشتباه داشت ،درضمن مراين وصيت نكرده بود همسرش براش گل ببره بلكه خود همسرش از عشقى كه بهش داشت اينكارو انجام ميداد درضمن ارتورميلر اخرين همسر مراين بود
اطلاعات خيلى غلط داشت
جو دی ماجو همسر دوم مرلین بود و آرتور میلر آخرین همسر اون