ادبیات کهن و اغلب قصههای قدیمی، قابلیت به روز شدن و تبدیل به آثار نمایشی شدن را دارند؛ به ویژه سریالها که فضای فوق العادهای را برای بسط و گسترش داستان در اختیار فیلمنامهنویسها قرار داده و اجازه شخصیتپردازی مناسب را به آنها میدهد. از طرف دیگر، نقاط عطف زیادی در این قصهها وجود دارد که پیچ و خم خوبی به سریال داده و تماشاگر را ترغیب به تماشای ادامه آن میکند. با این حال، کمتر فیلمنامهنویس، کارگردان و مهمتر از آن تهیه کنندهای سراغ این دسته قصهها میروند که مهمترین دلیل آن هم بحث هزینه تولید است که افراد یاد شده را به سمت کمدیهای امروزی و کمهزینهتر سوق میدهد. سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی که تاکنون پنج قسمت از آن از طریق پلتفرم فیلیمو در اختیار مخاطبان قرار گرفته، از معدود سریالهای پلتفرمی است که نگاهی امروزی به کتاب هزار و یک شب و شهرزاد قصهگوی آن انداخته و برداشتی آزاد از آن ارائه کرده است. با تکیه بر جادویی به نام خیال که از منبع اصلی خود نشات گرفته و به نوعی برگ برنده سریال یاد شده به حساب میآید.
اطلاعات کامل سریال هزار و یک شب
پس از شروع جذاب و سراسر تنش قسمت نخست که بیش از هر چیز روی معرفی شخصیتهای اصلی میچرخید، داستان با ریتم آرامتری پیش رفته، داستانکها شکل گرفته و قوت بیشتری پیدا میکنند. ماجرای گم شدن آشیان که نقطه عطف قسمت نخست به حساب میآید، قصه را جلو برده و روی دیگر شخصیت ها از جمله نیلوفر تاثیر میگذارد. اولی ما به ازای شهرزاد و نیلوفر هم خواهرش به نظر میرسد که تماشاگر علاقمند به ادبیات را به کتاب ارجاع میدهد.
از نمونههای درخشان بازیگری میتوان به هدیه تهرانی و پرویز پرستویی اشاره کرد که سکانس مواجهه این دو با یکدیگر در قسمت پنجم عالی از کار درآمده و یک دوئل تمام عیار را برای تماشاگران خود خلق میکنند
ماجرای مربوط به گذشته مسعود مدبر و سمیر تجنگی و علاقه مشترک آنها به یک دختر، داستانک قدرتمندی را شکل داده که هر چه قصه جلوتر میرود سروشکل بهتری پیدا میکند. اولی از نظر دومی، گناهکار بوده و حال باید پس از ورشکستگی مالی نیلوفر را هم به سمیر پیشکش کند! در حالی که از زاویه دید مسعود، ماجرا این گونه نبوده و وجوه به شدت خاکستری سمیر نیز آن را تایید میکند. داستانک دیگر نیز مربوط به سمیر و همسرش رحیمه است که خشک، سرد و بیروح بوده و نوعی طلاق عاطفی در آن موج میزند. طاها دیگر شخصیت کلیدی سریال است که در ناپدید شدن زنانی که قصد خودکشی داشتهاند دست داشته و به داستانک یاد شده به عنوان برادرزاده سمیر پیوند می خورد. مادری کردن رحیمه برای طاها، لایه دیگری به او بخشیده و در تقابل با سمیر قرار می دهد. نقطه عطف قسمت پنجم هم بر این اساس شکل گرفته و تعلیق خوبی به سریال میبخشد.
ازدواج سمیر و نیلوفر، دیگر نقطه عطف کلیدی هزار و یک شب به حساب میآید که قصه را وارد فاز جدیدی میکند. در عین حال وجود سروش نیز هیجان و تعلیق بیشتری به آن بخشیده و یک مثلث را رقم میزند که میتواند با اضافه شدن طاها، به یک مربع عشقی تبدیل شود. دسیسهچینی و رکب زدن شخصیتها به یکدیگر، جزو ایدههای قدیمی و امتحان پسداده سینمایی به حساب میآید که در قسمت چهارم هزار و یک شب نیز شاهد آن هستیم. بیهوش کردن سمیر و ریختن سس و … به جای خون برای ترساندن و فراری دادن نیلوفر از خانه مجردی سمیر، ایده خوبی برای پیچ و تاب دادن به داستان و شکل دادن حادثه محرکی است که تماشاگر را منتظر تماشای قسمت بعدی نگه میدارد.
پناه بردن نیلوفر به خانه دکتر پرنیان (استاد سروش) که به شکل غیرمستقیم به تنه اصلی داستان پیوند خورده، مانع تازهای پیش روی نیلوفر به عنوان قهرمان سریال قرار داده که از یک سو نگران کشته شدن سمیر بوده و از سوی دیگر خود سمیر هم به دنبال او میگردد. از طرف دیگر، داستانکی هم با محوریت دکتر پرنیان و دخترش که فیلم سیاهی از او پخش شده شکل گرفته و به محبت مادرانهاش نسبت به نیلوفر و تلاش برای نجاتش از وضعیت به وجود آمده، لایه دیگری میبخشد. نبی هم دیگر شخصیت مکمل سریال به حساب میآید که هم رفاقتی قدیمی با مسعود مدبر داشته و هم به واسطه زندانی بودن دخترش در ترکیه به دلایلی همچنان نامعلوم، با سمیر هم همکاری میکند. شخصیتی که میتواند در قسمتهای بعدی، نقش پررنگتری پیدا کرده، گرهای انداخته و یا گرهای باز کند.
همراه شدن طاها با نیلوفر و تصمیم این دو برای خروج از مرز، نقطه عطف بعدی کار به حساب میآید که تعلیق خوبی هم بر آن حاکم است. چرا که سمیر تجنگی نیز از طریق یکی از آدمهایش رد آنها را تا مرز زده و عقوبت سختی در انتظار طاها است. مصطفی کیایی در این سریال که به واسطه سرمایهگذار ترکیهای خود ابعاد بینالمللی هم پیدا کرده، قصهای پیچیده و پر از داستان فرعی را برای روایت انتخاب کرده و به مرور گرههایی به آن میاندازد تا قصه در عرض گسترش پیدا کند. کیایی، گروه بازیگران خوبی را متناسب با نقشها انتخاب و گردهم آورده است. از نمونههای درخشان آن نیز میتوان به هدیه تهرانی و پرویز پرستویی اشاره کرد که سکانس مواجهه این دو با یکدیگر در قسمت پنجم عالی از کار درآمده و یک دوئل تمام عیار را برای تماشاگران خود خلق میکنند. در میان نقشهای مکمل نیز محمد بحرانی در نقش نبی، متفاوت از آب درآمده و میتواند سکوی پرتاب تازهای برای او در عرصه بازیگری باشد.
