شاید بهترین تعبیر برای توصیف اهمیت و جذابیت برنامه سپنج، همان فرش گرانمایه و تاریخی زیرپای مجری و مهمانان برنامه است. مجموع قسمتهای سپنج (همچون تکههای فرش چندپارهی ارزشمند) در کنار هم، گنجینهای ارزشمند از مفاهیم انسانی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی را تشکیل میدهد. از این رو است که لذت تماشای این برنامه گفتوگو محور، با پیگیری این مجموعه نفیس و رسیدن به تجمیع این اپیزودها تکمیل میشود و همانند همان فرش قیمتی، تماشای هر قسمت (بخوانید هر برش) مخاطب را به وجد میآورد.
صفحه اینستاگرام فیلیمو را هم دنبال کنید
از سویی دیگر تنوع افکار، اندیشهها و دیدگاههای فرهیختگان مدعو، سپنج را به محفلی برای مواجهه مخاطبان با رویکردهای متعدد بدل کرده است؛ هرچند که نخ تسیبح تمامی این قسمتها، گذشتن از روزمرگی و یافتن معنا و مفهوم زندگی است. از این رو و برای اثبات حقانیت این ادعا، بررسی سه قسمت متاخر این مجموعه (سیونه، چهل و چهلویک) در این یادداشت خالی از لطف نبوده و تفاوت اتمسفر و تنوع دیدگاههای سه مهمان (بهاءالدین خرمشاهی، رضا بابک و مینو محرز) با سه شیوه زیست متفاوت (ادبیات، سینما و پزشکی) میتواند الگویی برای مواجهه این برنامه در تببین دیدگاههای مهمانان فرهیخته در تثبیت غایت متعالی سپنج یعنی افروختن چراغ راه در برابر تاریکیهای پرپیچ و خم زندگی باشد.
سیونهمین قسمت این برنامه، معطوف به گفتوگو و مزین به کلام حافظ شناس و قرآن پژوه بزرگ معاصر، بهاءالدین خرمشاهی است. او حافظ و قرآن را دو مکتب قدسی دانسته و در این برنامه، از پیوند نزدیک این دو میگوید. درستکار، طنازانه، خرمشاهی را بر سر سخن میآورد و بحث را به سوی روانشناسی معنوی زندگی (که یکی از مهترین اهداف این مجموعه نیز هست) میبرد. بازپرسش سوال فلسفی “آمدنم بهر چه بود”، دکتر خرمشاهی را ترغیب به توضیح علتهای دوری او از فلسفه میکند و برای ذکر اهمیت و جدیت تفأل از حافظ، خاطرهای شیرین از تفألزدنهای خود برای غیر میگوید و در لفافه از آداب تفأل برای مخاطبان میگوید. هرچند که هیجانزدگی مجری فهیم برنامه، علی درستکار، با طرح سوالات متعدد از این چهره تاثیرگذار حوزه ادبیات مشهود بود و طرح پرسش مهم موارد و مفاهیم متضاد کتاب قرآن و دیوان حافظ، مهمان را فروتنانه وادار به یادآوری اثرات و جوانب پیری و فراموشی کرد، اما برخورد پسندیده و متواضعانه میزبان، ثبت لحظهای دوست داشتنی را در این قسمت رقم زد.

حال و هوای اپیزود چهل، اما بسیار متفاوتتر از قسمتهای سیونه و چهلویک است. قابل پیشبینی بود که حضور بازیگری طناز، فرهیخته و کهنه و گزیده کار همچون رضا بابک (که اغلب مردم حضور او را در تلویزیون با مجموعههای طنزی همچون آرایشگاه زیبا (مرضیه برومند) به یاد می آورند)، نوع دیگری از فرزانگی را با خود به همراه خواهد آورد. بابک با بازگوکردن تجربههای شخصی و ملموس خود از دوران کودکی و نوجوانی و بروز سرخوردگی ناشی از دیده نشدن در آن روزگار مدخلی برای بازگویی تنشهای روحی تا آفرینشهای هنری یافت و نمایش را ابزاری برای ادامه هستی و تحمل رنج بار امانت آن دانست.
علی درستکار با طرح پرسشهایی همچون “قیمت انسان چقدر است” و یا “اخلاق در پزشکی چگونه است” در تلاش بود تا بحث مطروحه در خصوص گسترش امراض عفونی و واگیر را به سمت و سویی انسانیتر و عمیقتر هدایت کند. موضوعی که تا حد قابل قبولی به نتیجه دلخواه نزدیک شد
او در این قسمت توانست روزگار از دست رفته خود را به آنچیز خواستی از روزهای مانده زندگی پیوند دهد و زبان کودکی را بهترین ابزار برای این عبور معرفی کرد. او از مرگ برای رسیدن به حیات گفت و هنر را التیام بخش دانست و “چرا” و “چگونه” را از میان شعرهای خود برای معشوقه از دنیارفتهاش به مخاطب فهماند. شیطنتها و کودکانگیهای رضا بابک در سپنج، با تقلید صدای عروسک “حنایی” مجموعه خونه مادربزرگه (مرضیه برومند) خاتمه یافت تا ثبت و ضبط متفاوتی از مهمانهای این برنامه در خاطر مخاطبان فهیم آن باقی بماند.
اما علی درستکار در اپیزود چهلویکم کار دشواری را پیش رو داشت. از یک سو، حضور دکتر مینو محرز و روحیه به ظاهر سرسخت و مردانه او (که تاحدی وامدار مهارت و جدیت او در امر پزشکی و دور بودن از فضای لطیف و شاعرانه علومانسانی است) و از سویی دیگر جذابیت شنیدن رخدادها و تازهای پزشکی از زبان متخصصی که سالها در حوزه عفونی حامی و همراه مردم بوده است، میتوانست سپنج را از مسیر اصلی خود دور کرده و اصرار درستکار بر نورتاباندن به وجوه تاریک رمزآلود و فلسفی گفتگوهای احتمالی را کمفروغ کند. از این رو، این مجری – کارشناس با طرح پرسشهایی همچون “قیمت انسان چقدر است” و یا “اخلاق در پزشکی چگونه است” در تلاش بود تا بحث مطروحه در خصوص گسترش امراض عفونی و واگیر را به سمت و سویی انسانیتر و عمیقتر هدایت کند. موضوعی که تا حد قابل قبولی به نتیجه دلخواه نزدیک شد و در نهایت توانست توجه مخاطب را به خود جلب کند.
تشریح محتوای گفتوگوهای این سه قسمت از مجموعه سپنج را میتوان تایید و تاکیدی بر مبحث ابتدایی نگارنده در این یادداشت دانست و بر این نکته اشاره کرد که گفتوگوهای معنادار سپنج، فرای نوع و میزان اعتبار علمی و تخصصی مهمانان، میتواند به گونهای در راستای اهداف برنامه قرار گیرد تا با تجمیع این دیالوگها، به اتحادی در رسیدن به فرمت دلخواه و نهایی برنامه رسید.
* از شاهنامه فردوسی
