مرور کارنامه ایرج طهماسب
او مجری، نویسنده، عروسکگردان، صداپیشه، کارگردان، شاعر، مدرس دانشگاه، فیلمنامهنویس و خالق شخصیتهای عروسکی است
ایرج طهماسب یکی از شناختهشدهترین چهرههای تلویزیون ایران است. او یکی از پیشگامان عروسکگردانی در ایران است که با مهارتش در این حوزه، شخصیتهای ماندگاری خلق کرده و با همکاری جبلی و مرضیه محبوب، کلاه قرمزی، پسرخاله، فامیل دور و ببعی را به نمادهای فرهنگی ایران بدل کرده است. در ادامه، آثار هنری مختلف او را تحلیل و بررسی کردهایم.
بهترین های کارنامه ایرج طهماسب به ترتیب سال انتشار منظم شدهاند
بهترین مسابقه ها و برنامه های نمایش خانگی
برنامه مهمونی | 1400 و 1402
مهمونی شروع همکاری ایرج طهماسب با نمایش خانگی و بهنوعی پایان حضور او در تلویزیون بود. برنامه «مهمانی» با نام سابق «مهمونی» یک مجموعه نمایش خانگی است که از نوروز 1401 کار پخش خود را آغاز کرد. این برنامه در ژانر گفتوگومحور و رئالیتی شوی عروسکی به نویسندگی، کارگردانی و مجریگری ایرج طهماسب است که به علت استقبال عمومی مخاطبان، پخش آن در نوروز سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد.
فصل اول این مجموعه، تحت عنوان «مهمونی» از طریق پلتفرم نماوا منتشر شد و فصل دوم آن نیز با همین نام به طور مشترک از پلتفرمهای نماوا و فیلیمو پخش شد. این مجموعه بینندگان بسیاری را با خود همراه کرد و در آن از شخصیتهای عروسکی جدید و متفاوتی همچون «پشه»، «بچه» و «کته» رونمایی شد که به عروسکهای خاطرهانگیز ایرج طهماسب تبدیل شدند.
در مهمونی بار دیگر خلاقیت پایانناپذیر طهماسب در اجرا و خلق ارتباط با عروسکها بروز و ظهور پیدا کرد. تاکنون فصل چهارم اعلام نشده، اما طهماسب در مصاحبهها از ادامه برنامه سخن گفته. مهمونی میلیونها بازدید در پلتفرمها داشته و بهعنوان یکی از محبوبترین برنامههای نوروزی عروسکی شناخته میشود.
کتاب سه قصه | 1395
کتاب سه قصه نخستین اثر مکتوب ایرج طهماسب است که در سال ۱۳۹۵ توسط نشر چشمه منتشر شد. این کتاب شامل سه داستان کوتاه با عناوین زیر است: مردی که خیلی چیزها داشت، دخترک و گربهاش و مردی که نقاشی میکرد.
داستانها با زبانی ساده، روان و شاعرانه نوشته شدهاند و به مسائل انسانی و عاطفی میپردازند. طهماسب با بهرهگیری از تجربهاش در خلق آثار نمایشی، قصههایی خلق کرده که برای مخاطب بزرگسال و حتی کودکان قابلفهم و جذاب است.
داستانها مضامینی چون تنهایی، عشق، فقدان و جستوجوی معنا را در قالب روایتهای لطیف و تأثیرگذار بررسی میکنند. فضای داستانها اغلب خیالانگیز و نزدیک به سبککارهای نمایشی طهماسب (مانند کلاه قرمزی) است. این کتاب به دلیل شهرت طهماسب و سبک خاص او در روایت، موردتوجه مخاطبان قرار گرفت و نقدهای مثبتی دریافت کرد. برخی منتقدان آن را اثری صمیمی و دلنشین توصیف کردهاند که نشاندهنده بعد دیگری از خلاقیت طهماسب است.

فیلم کلاه قرمزی و بچهننه | 1391
کلاه قرمزی و بچهننه سومین و تاکنون آخرین فیلم بر اساس شخصیت کلاه قرمزی است که به نویسندگی مشترک حمید جبلی و ایرج طهماسب و کارگردانی ایرج طهماسب تولید و ساخته شده است.
این ورسیون از مجموعه فیلمهای کلاه قرمزی ایرج طهماسب نسبت به قبلیها بیشتر اجتماعی بود و جنبههای کمیک کمتری داشت. طهماسب سعی داشت با حفظ برند کلاه قرمزی دیگر عروسکها را نیز ارتقا و جایگاه بخشد و از سوی دغدغههای اجتماعی فرهنگی خود را انتقال دهد.
داستان کلاه قرمزی و بچهننه حول محور کلاه قرمزی و دوستان عروسکیاش میچرخد که درگیر ماجراهای طنزآمیز و احساسی میشوند. در این فیلم، کلاه قرمزی و پسرخاله با یک بچه عروسکی جدید به نام بچهننه (عروسکی با رفتارهای کودکانه و وابسته) مواجه میشوند که چالشهای جدیدی برای آنها ایجاد میکند. داستان با محوریت خانواده، مسئولیتپذیری و روابط عاطفی پیش میرود و با طنز ساده و دلنشین، پیامهای اخلاقی را منتقل میکند. آقای مجری (طهماسب) نیز در نقش شخصیت محوری، تلاش میکند این گروه عروسکی را مدیریت کند.

فیلم رفیق بد | ۱۳۸۶
رفیق بد را ایرج طهماسب با همکاری حمید جبلی (همکار همیشگی او) ساخته. فیلم به موضوعات دوستی، خیانت، مسائل روانی و روابط انسانی میپردازد و با طنز تلخ و دیالوگهای هوشمندانه، مخاطب را به تأمل وامیدارد.
داستان رفیق بد حول محور دو دوست دوران کودکی به نامهای حبیب (ایرج طهماسب) و عزیز (حمید جبلی) میچرخد. حبیب پس از سالها دوری از ایران، به کشور بازمیگردد و سراغ دوست قدیمیاش میرود که در یک آسایشگاه روانی بستری است.
این فیلم یکی از آخرین همکاریهای سینمایی گسترده این دو دوست ۵۰ساله قبل از توقف پروژههای مشترک به دلیل مسائل مالکیت عروسکی بود. بر اساس این فیلم، یک نسخه رادیویی نیز ساخته شد که با صدای طهماسب و جبلی، در آرشیوهای رادیوایران موجود است.

فیلم زیر درخت هلو | 1384
این فیلم یکی از آثار متفاوت طهماسب است که برخلاف مجموعههای عروسکی مانند کلاه قرمزی، اثری غیرعروسکی و با بازیگران انسانی است. فیلم با همکاری حمید جبلی در نویسندگی و بازیگری ساخته شده و فضایی طنزآمیز با چاشنی مسائل اجتماعی و خانوادگی دارد.
فیلم در زمان اکران با رقابت فیلمهای تجاری مواجه شد و بهاندازه پتانسیلش دیده نشد، اما در سالهای بعد در شبکههای خانگی و پلتفرمها محبوبیت بیشتری یافت.
زیر درخت هلو نشاندهنده توانایی ایرج طهماسب در خلق اثری خارج از قالب عروسکی است که همچنان امضای او (سادگی، طنز صمیمی و نگاه انسانی) را حفظ کرده. همکاری مجدد او با حمید جبلی، چه در نویسندگی و چه در بازیگری، به فیلم کیفیتی خاص بخشیده است. این اثر برای کسانی که به کمدیهای خانوادگی با چاشنی فرهنگ ایرانی علاقهمندند، گزینهای جذاب است.

فیلم کلاه قرمزی و سروناز | 1381
این فیلم با بودجه نه چندان بالا و با تکیه بر خلاقیت سازندگان، یکی از پرفروشترین آثار سال ۱۳۸۱ شد. با میانگین بلیت ۵۵۰ تومان، بیش از ۵۵۰ میلیون تومان فروش داشت و رکورددار گیشه آن سال لقب گرفت.
شخصیتپردازی و طنز ساده اما جذاب کلاه قرمزی، با صداپیشگی و عروسکگردانی حمید جبلی، همچنان ستاره اصلی فیلم است.فضای خانوادگی و پیامهای اخلاقی فیلم با محوریت ارزشهای خانوادگی مانند دوستی، وفاداری و کمک به دیگران ساخته شده است. داستان تلاش کلاه قرمزی برای نجات سروناز و حل مشکلات عمویش، به کودکان درسهایی درباره اهمیت خانواده و همکاری میدهد، بدون اینکه شعاری یا خستهکننده شود. این پیامها با طنز و لحن شاد فیلم به شکلی طبیعی منتقل میشوند.
از منظر سینمایی، کلاه قرمزی و سروناز نمونهای موفق از سینمای عروسکی ایرانی است که با بودجه محدود، توانسته اثری سرگرمکننده و ماندگار خلق کند. کارگردانی ایرج طهماسب با تکیه بر شناخت عمیق از مخاطب کودک و استفاده از طنز بومی، فیلم را به اثری متمایز تبدیل کرده است.
در مقایسه با کلاه قرمزی و پسرخاله (1373)، این فیلم داستان پیچیدهتری دارد، اما به اندازه آن اثر عمیق و نوستالژیک نیست.

فیلم دختر شیرینیفروش | 1380
فیلم با فضایی طنزآمیز و عاشقانه، به روابط خانوادگی و سوءتفاهمهای خندهدار میپردازد و از آثار محبوب طهماسب در سینمای غیرعروسکی محسوب میشود. دختر شیرینیفروش در فضایی شهری و با حالوهوای فرهنگ ایرانی دهه ۷۰ روایت میشود و حس نوستالژیک قویای را منتقل میکند.
زیر درخت هلو، برخی مخاطبان انتظار فضایی مشابه کلاه قرمزی داشتند، اما دختر شیرینیفروش به دلیل سبک کمدی رمانتیک و بزرگسالانه، مخاطبان متفاوتی جذب کرد.
فیلم به دلیل داستان منسجم و بازیهای قوی مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه در بیستمین جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۰) شد. حضور فاطمه معتمدآریا و حمید جبلی در جایگاه زوج اصلی، شیمی قوی و طنز دلنشینی به فیلم بخشیده است. بازیگران مکمل مانند رضا کیانیان و رامبد جوان نیز به جذابیت فیلم افزودهاند.

فیلم یکی بود یکی نبود | 1379
این فیلم اقتباسی از داستان خاله پیرزن و مهمانان ناخوانده است برخلاف مجموعههای عروسکی مانند کلاه قرمزی، این فیلم برای مخاطبان بزرگسال ساخته شده، اما همچنان حالوهوای صمیمی و ساده آثار طهماسب را حفظ کرده است.
طنز فیلم از نوع خانوادگی و موقعیتمحور است که با دیالوگهای روان و بازیهای طبیعی بازیگران، فضایی صمیمی خلق میکند. این سبک شباهتهایی به دیگر آثار غیرعروسکی طهماسب مانند دختر شیرینیفروش و زیر درخت هلو دارد. داستان یکی بود یکی نبود حول محور یک زوج میانسال با بازی حمید جبلی و فاطمه معتمدآریا میچرخد که در زندگی روزمره خود با چالشهای خانوادگی و اجتماعی روبرو هستند. فیلم با طنز موقعیت و دیالوگهای هوشمندانه، ماجراهای این زوج و تعاملات آنها با دیگران را به تصویر میکشد. سوءتفاهمها، روابط خانوادگی و تلاش برای حفظ هویت در میان مشکلات زندگی، از مضامین اصلی فیلم هستند. فضای داستان ترکیبی از طنز و لحظات احساسی است که به سبک خاص طهماسب، با سادگی و صداقت روایت میشود.

فیلم عینکدودی | محمدحسین لطیفی | 1378
عینکدودی با حضور ایرج طهماسب در نقش اصلی، یکی از آثار برجسته لطیفی در اوایل کارنامهاش است و به مسائل خانوادگی و اجتماعی با طنز موقعیت میپردازد.
ایرج طهماسب در فیلم عینک دودی نقش سینا، یکی از دو شخصیت اصلی داستان را ایفا میکند. این فیلم کمدی – اجتماعی که به مسائل خانوادگی و روابط زناشویی میپردازد، فرصتی برای طهماسب فراهم کرد تا تواناییهای خود را در نقشی غیر عروسکی و خارج از قالب آشنای کلاه قرمزی به نمایش بگذارد.
نقش سینا، مردی میانسال، متمول و درگیر چالشهای زناشویی، نیازمند بازی ظریف و متعادل بود که طهماسب بهخوبی از عهده آن برآمد. او بافاصله گرفتن از تصویر آشنای خود بهعنوان مجری یا عروسکگردان، شخصیتی باورپذیر و ملموس خلق کرد که هم طنزآمیز بود و هم احساسی.
همکاری او با محمدحسین لطیفی و فاطمه معتمدآریا، به خلق یکی از آثار خاطرهانگیز سینمای ایران در دهه ۷۰ کمک کرد.

فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله | 1373
نام ایرج طهماسب بدون تردید باشخصیت استثنایی و شیرین کلاه قرمزی گرهخورده است. رابطه او با کلاه قرمزی، در نقش آقای مجری، یکی از جذابترین روابطی است که مخاطب ایرانی به یاد میآورد. رابطه پدرانه آقای مجری و کلاه قرمزی و وجوه آموزشی و فرهنگی این مجموعه سبب شد که این برنامه نه فقط برای کودکان، بلکه برای بزرگسالان نیز جذاب و تماشایی باشد.
زوج هنری طهماسب و جبلی با ساخت مجموعه «کلاه قرمزی»، روند برنامهسازی تلویزیون ایران را تغییر دادند. این مجموعه برنامهها که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۴ در ایام نوروز پخش میشدند، شخصیتهای عروسکی جدیدی همچون «ببعی»، «پسرعمهزا»، «جیگر»، «دیبی»، «فامیل دور»، «آقای همساده» و «عزیزم ببخشید» را هم به علاقهمندان معرفی کردند. تمام شخصیتهای جدید بهشدت با استقبال بینندگان مواجه شدند و همین امر بار دیگر بر هوشمندی و ذکاوت این دو هنرمند مردمی، در شناخت سلیقه مخاطب صحه گذاشت.

مجموعه صندوق پست | 1372
«صندوق پست» که با نام «جغجغه و داداشش» نیز شناخته میشود، عنوان برنامه تلویزیونی است به کارگردانی و مجریگری ایرج طهماسب و نویسندگی حمید جبلی و طهماسب و تهیهکنندگی پروین شمشکی که نخستینبار در سال ۱۳۷۲ از شبکه اول سیما پخش شد اما کمتر در کارنامه هنری ایرج طهماسب به آن اشاره میشود.
چالش این برنامه، خواندن نامههای ارسالی بچهها بود. «صندوق پست» ترکیبی از نمایش و اجرا بود و در آن کوشش شده بود تا بهجای نصیحت مستقیم، از روش آموزش غیرمستقیم استفاده شود.
این برنامه «کلاه قرمزی»، ماندگارترین شخصیت عروسکی تاریخ تلویزیون را به بینندگان معرفی کرد و بهنوعی پیشزمینه شروع پروژههای بعدی طهماسب در مقام آقای مجری یعنی کلاه قرمزی و پسرخاله و مهمونی بود.

فیلم النگ دولنگ | 1370
ایرج طهماسب در النگودولنگ عمدتاً بهعنوان کارگردان فعالیت کرد و نقشمحوری در خلق و هدایت فضای طنزآمیز و آموزشی برنامه داشت. او با تجربهاش در عروسکگردانی از سریالهایی مانند مدرسه موشها و خونه مادربزرگه، به طراحی صحنهها و تعاملات شخصیتها کمک کرد.
علاوه بر کارگردانی، طهماسب در جایگاه بازیگر مهمان در برخی قسمتها نقشآفرینی کرد، اغلب در نقشهای فرعی انسانی یا عروسکگردان، مانند مهمانان داستان یا شخصیتهای کمکی که به پیشبرد قصه کمک میکردند. این نقشها کوتاه اما تأثیرگذار بودند و به او اجازه داد تا امضای طنز صمیمی و سادهاش را در برنامه بگنجاند. برای مثال، در سکانسهایی که النگودولنگ با بزرگترها تعامل داشتند، طهماسب با ظاهرشدن بهعنوان یک شخصیت راهنما، درسهای اخلاقی را با طنز منتقل میکرد.
نقش ایرج طهماسب در النگودولنگ، هرچند بیشتر پشتصحنهای بود، در کسوت کارگردان و بازیگر مهمان، نشاندهنده استعداد او در خلق محتوای کودکانه است. او با تمرکز بر طنز سالم و آموزشی، برنامه را به اثری ماندگار تبدیل کرد که هنوز هم برای والدین و کودکان جذاب است. این سریال، یکی از گامهای کلیدی در مسیر حرفهای طهماسب به سمت شهرت با کلاه قرمزی محسوب میشود.

سریال آرایشگاه زیبا | مرضیه برومند | 1369
این سریال کمدی رمانتیک که از شبکه دوم پخش شد، یکی از آثار ماندگار دهه ۶۰ و ۷۰ تلویزیون ایران است و طهماسب در آن با بازیگرانی چون رضا بابک، مهرانه مهین ترابی، پرویندخت یزدانیان و راضیه برومند همبازی بود.
یکی از نقاط قوت بازی طهماسب در آرایشگاه زیبا، طبیعی بودن او در ایفای نقش است. او با استفاده از لحن آرام، نگاههای معنادار و زبان بدن ساده، شخصیتی خلق کرده که باورپذیر و نزدیک به زندگی واقعی است.

فیلم زیر بامهای شهر | اصغر هاشمی | 1368
زیر بامهای شهر با حضور ایرج طهماسب در نقش اصلی، یکی از آثار اولیه طهماسب در سینمای غیر عروسکی محسوب میشود و در زمان اکران با استقبال نسبی مخاطبان روبرو شد.
داستان زیر بامهای شهر حول محور اسد دادوند و نامزدش میچرخد که برای ازدواج، شرط پیداکردن خانهای مناسب گذاشتهاند. اسد پس از تلاشهای فراوان، با کمک برادرش امین، خانهای اجارهای پیدا میکند که متعلق به مردی عیالوار به نام گلدوست با بازی علیرضا خمسه است.
فیلم به دلیل اشاره به مشکلات مسکن در ایران پس از انقلاب، بحثبرانگیز بود و برخی آن را نمادی از چالشهای شهری دانستند.
فیلم خونه مادربزرگه | مرضیه برومند | 1366
ایرج طهماسب در خونه مادربزرگه بهعنوان عروسکگردان و صداپیشه حضور داشت. او در عروسکگردانی و صداگذاری برخی از شخصیتهای فرعی مانند حیوانات و مهمانان خانه نقشآفرینی کرد و به خلق فضای زنده و پویای سریال کمک کرد. این همکاری، ادامهای بر کار طهماسب با برومند در سریال مدرسه موشها (۱۳۶۰-۱۳۶۳) بود و نشاندهنده مهارت او در عروسکگردانی پیش از شهرت با کلاه قرمزی است.
طهماسب در پشتصحنه نیز فعال بود و بهعنوان یکی از اعضای کلیدی تیم عروسکگردانی، به هماهنگی حرکات و صداها کمک کرد. عکسهای پشتصحنه نشان میدهد که او در کنار فاطمه معتمدآریا، حمید جبلی و دیگران، بخشی از جمع صمیمی عروسکگردانها بوده است.
خونه مادربزرگه نمونهای درخشان از عروسکگردانی ایرانی است که با سادگی و خلاقیت، ارزشهای خانوادگی را آموزش میدهد. نقش طهماسب در آن، پلی به سمت کارهای بعدیاش مانند کلاه قرمزی زد و نشاندهنده استعداد او در خلق شخصیتهای زنده و دوستداشتنی است. این سریال برای والدین و کودکان، فرصتی عالی برای مرور خاطرات کودکی است.

فیلم خط پایان | محمدعلی طالبی | 1364
این فیلم اولین تجربه بازیگری طهماسب در سینما محسوب میشود و پیش از شهرت او با مجموعههای عروسکی مانند مدرسه موشها (۱۳۶۳) و کلاه قرمزی ساخته شده است. طهماسب در این فیلم با بازیگرانی چون پرویز پورحسینی، حمید جبلی، بهزاد رحیم خانی، فهیمه راستکار و ناصر گیتی جاه همبازی است.
طهماسب نقش جوانی را بازی میکند که درگیر تعارضات درونی و بیرونی خانوادهاش و شخصیتی که نماد نسل جوان در حال گذار از سنت به مدرنیته است. این نقش که بر اساس فیلمنامهای از محمدعلی طالبی، سید غلامرضا موسوی و محمدعلی سپانلو نوشته شده، فرصتی برای طهماسب فراهم کرد تا از تجربه تئاتریاش در یک اثر سینمایی جدی استفاده کند.
بازی ایرج طهماسب در خط پایان، نقطه شروعی درخشان برای ورود او به سینماست و نشاندهنده پتانسیل او بهعنوان بازیگری دراماتیک است. او با خلق شخصیتی واقعی و احساسی، به موفقیت فیلم در جشنوارهها و استقبال مخاطبان کمک کرد و پایهای برای نقشهای متنوع بعدیاش گذاشت.
اگر دوست دارید به کلکسیونی از بهترین فیلم ها و سریال های کارنامه ایرج طهماسب در فیلیمو دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید



