پژواک ایمانی: حمید فرنهاد از یک نجابت درونی میآید
«طرفدار دو آتیشه سریال زخمکاری هستم»
پژواک ایمانی از چهرههای نوظهور سینما و تلویزیون است که از اولین حضورش در سینما با فیلم «من دیوانه نیستم» به کارگردانی علیرضا امینی تا نقشآفرینی در سریالهای محبوبی چون «رهایم کن» به کارگردانی شهرام شاهحسینی، نشان داده است که استعداد و پشتکارش آیندهای درخشان برای او رقم خواهد زد. جدیدترین فعالیت این بازیگر به فصلهای سوم و چهارم سریال «زخم کاری» باز میگردد. به همین بهانه سراغ او رفتیم که حرفهایش را اینجا میخوانید.
همه چیز درباره زخم کاری ۴؛ مجازات
- ورود شما به عرصه سینما و تلویزیون چگونه رقم خورد؟
پژواک ایمانی: من در دوران کودکی به کانادا مهاجرت کردم و آنجا تحصیلات خود را ادامه دادم و در کنار آن تئاتر را تجربه کردم. حدود 15 سال پیش به ایران بازگشتم و میتوانم بگویم و هدف زندگیم از ابتدا برایم تعریف شده بود. اولین حضور من جلوی دوربین به اوایل سال 95 باز میگردد که نقشی کوتاه در یک سریال تلویزیونی داشتم. اولین نقش سینماییام نیز به اوایل سال 96 باز میگردد در فیلم «من دیوانه نیستم» به کارگردانی علیرضا امینی. از آنجا به بعد تلاش خود را بیشتر کردم تا در پروژههای بزرگتر و جدیتری شروع به فعالیت کنم که خدا را شکر این مسیر تا به امروز هموار شد.
- خود شما از بین سینما و تلویزیون و یا نمایش خانگی، بیشتر به کدام یک برای ایفای نقش علاقهمندید؟
من هیچ زمان محدودیتی برای خود در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی قائل نمیشوم اما در این زمان اولویت من با سینما و نمایش خانگی است. آن هم به این دلیل که سینما از ابتدا مرجعی بوده است در دنیای تصویر و جادوی سینما همیشه جذابیت خاص خود را برای مخاطب و عوامل داشته است. در کنار آن شبکه نمایش خانگی خوشبختانه در چند سال اخیر به جایگاهی رسیده است که به نبود آن نمیتوان فکر کرد و به نظر من با برنامهریزی دقیقی که اتفاق افتاده است، جذابیتی را برای مردم ایجاد کردند که روز به روز به تعداد مخاطبانشان اضافه شده و در دل مردم ریشه دوانده است و با احترام زیادی که به سلیقه مخاطب قائلند توانستند موفقیت بزرگی را برای خود رقم بزنند. همچنین این حجم از احترام به مخاطب برای منِ بازیگر جذابیتی درست میکند تا با اشتیاق بیشتری کار بکنم.
- از چه طریق به سریال «زخم کاری» دعوت شدید؟ این چندمین حضور شما در شبکه نمایش خانگی است و چه تفاوتی با دیگر پروژههایتان داشته است؟
من یکی از مخاطبان دو آتیشه سریال «زخمکاری» بودم و همیشه به عنوان بازیگر دوست داشتم که اگر قرار باشد در آینده فصلهای بیشتری از این اثر ساخته شود، من هم جزو خانواده «زخم کاری» باشم. کار خود را با سریال «رهایم کن» به کارگردانی شهرام شاهحسینی در پلتفرم فیلیمو آغاز کردم که خوشبختانه این اثر هم یکی از سریالهای پُرمخاطب بود.

بعد از گذشت 7 ماه از پروژه «زخم کاری» با من تماس گرفتند و دعوت به همکاری در فصل سوم و چهارم کردند. قطعا حضور در چنین سریالی که جایگاه معتبری دارد، ریسک بزرگی برای بازیگر است چراکه دیگر بازیگران «زخم کاری» ریشههای عمیقی در دل مخاطبان خودشان داشتند و اضافه شدن کاراکتر جدیدی ممکن بود چالشهای عجیبی برای من به همراه داشته باشد. اما از آنجا که کار با محمدحسین مهدویان و عوامل «زخم کاری» جذاب و خوشایند بود، همان روز پیشنهاد ایفای نقش «حمید» را قبول و قرارداد خود را امضا کردم و به پروژه پیوستم. خدا را شکر که «زخم کاری» توانست برندینگ و جایگاه خود را حفظ و حتی مخاطبان بیشتری را جذب کند.
- از نقش خود برایمان بگویید. چه ویژگیهایی داشت و برای ایفای آن با چه چالشهایی مواجه بودید؟
«حمید فرنهاد» از یک نجابت درونی میآید که قبل از مرگ پدرش زندگی آرامی داشته است و بعد از مرگ مشکوک والدش آنقدر اسم خانواده برایش مهم بوده که شاید کمتر به انبار پُرباروت توجه میکرده است و جرقه «مالک» باعث میشود این انبار به آتش کشیده و «حمید» با «مالک» همسو شود. در روند داستان ما نزدیک شدن این 2 شخصیت را به هم میبینیم و اعتماد کاملشان به یکدیگر و هرچه قصه جلوتر رفت، این دو نفر رفیقتر شدند. یکی از بزرگترین چالشهایی که این نقش برای من داشت این بود که اکثر سکانسهایم با جواد عزتی بود که قطعا یکی از محبوبترین شخصیتها بود و من همیشه نگران این بودم که مردم نقش «حمید» را پس بزنند و قبول نکنند که خدا را شکر این اتفاق نیفتاد. البته در فصل سوم «حمید» باید در زمان کم یک اعتماد قابل قبولی را به «مالک» میکرد که این مساله نیز یکی دیگر از چالشها بود. خوشبختانه با کمک کارگردان و جواد عزتی رفاقت در پشت صحنه به شکلی تشکیل شد که در جلوی دوربین نیز این اتفاق رقم بخورد.
- نقشی که در این سریال ایفا کردید چه تفاوتی با نقشهای پیشین شما داشت؟ برای رسیدن به آن چه کارهایی انجام دادید؟
نقشهایی که تاکنون بازی کردم، هیچ کدام شبیه هم نبودند و تفاوت داشتند اما یکی از نقشهایی که خودم دلی دوستش داشتم «حمید» در «زخم کاری» است چراکه حس میکنم کاراکتریست که لابهلای کلی نقش خاکستری متفاوت عمل میکنند و روند داستان را شیرینتر جلو میبرد.
- تعامل شما با محمدحسین مهدویان چگونه بود؟ از همبازی شدن با جواد عزتی برایمان بگویید و اینکه چه قدر در بازی شما تاثیرگذار بود؟
محمدحسین مهدویان بسیار هوشمندانه با بازیگران خود در پروژه برخورد میکند و شاید اگر بخواهم در یک جمله بگویم در بهترین زمان ممکن بهترین حرف را به بازیگر خود میزند که آن بازیگر به بهترین حس و درک برای نقش برسد. ایشان بسیار فرد راحتی برای صحبت کردن سر صحنه است باتوجه به اینکه یکی از باسوادترین کارگردانان است، به صبحت تک تک بازیگران گوش میدهد، تجزیه و تجلیل میکند، به چالش میکشد، حرف میزند. به نظر من یکی از جذابترین موارد این است که بازیگر باید بتواند تمام موارد ذهنش را بیرون بریزد و با کارگردان در میان بگذارد تا بهترین چیز شکل بگیرد و آن را ارایه کند.

جواد عزتی بازیگر به اصطلاح شش دانگی است که سر تمام سکانسها حواسش به همه موارد هست، حس بازیگر مقابلش به تمام موارد دیگر اولویت دارد و تلاش خود را میکند که اگر در سکانسی با بازیگر دیگری تعامل دارد او را به جایگاه درستی از فهم سکانس برساند و بعد آن را اجرا کنند. ایشان بسیار من را کمک کرد و واقعا ایشان سر هر پروژهای که باشد امتیازی است برای پروژه و عوامل و دیگر بازیگران و شانسی بود که من داشتم و بدان افتخار میکنم. این نقش برای من یکی از بهترین اتفاقهای کارنامه کاریام محسوب میشود و واقعا همیشه به این افتخار میکنم که توانستم در خانواده «زخم کاری» باشم.
- از بازخورد مخاطبان برایمان بگویید.
از بازخورد مردم در کوچه و خیابان و فضای مجازی مشخص است که جای خود را در دل مردم باز کرده است و خوشحالم که مخاطبان به ما و سریال لطف داشتند. من از این جمعه تا جمعه بعد مرتب از ادامه سریال میپرسند و منتظر آن هستند. باید قدردان مردم باشیم.
- اگر از نگاه مخاطب به این سریال نگاه کنیم، این اثر برحسب کدام ویژگیهایش میتواند مخاطب را با خود همراه کند؟ فصل چهارم چه تفاوتهایی با فصل سوم دارد؟
سریال «زخم کاری» جزو معدود سریالهایی است که با ریسکهای محمدحسین مهدویان به یکی از جذابترین سریال های ایرانی بدل شده است. شما به ندرت در سریالهای ایرانی میتوانید ببینید که بدمن ماجرا شخصیت زن باشد. همچنین به ندرت کاراکتر خاکستری کاریزماتیکی را مثل «مالک» میبینید که بتواند مخاطب را جذب کند و همچنین المانهای دیگری که این سریال دارد. این اثر هر قسمتش همراه با هیجانات زیاد و داستانهای کوچکیست که می تواند مخاطب زیادی را با خود همراه کند. یکی از تفاوتهای فصل سوم با فصل چهارم این است که انگیزه به ثمر رساندن فکرهای ذهنی کاراکترها را دارد. ما در قسمت آخر از فصل سوم انتقامی را توسط «مالک» میبینیم که به خیال راحتی میرسیم انگار که در فصل چهارم زندگی جدیدی شروع میشود. هیجان از اینجا شروع میشود که هیچ چیز متکی بر امروز به بعد کاراکتر نیست و گذشته کاراکترها باعث میشود داستانهای جدیدی به وجود بیاید که میتواند هیجان بالاتری داشته باشد و به نتیجه رسیدن افکار ذهنی شخصیتها را نشان دهد. من فکر میکنم فصل چهارم نیز موفق خواهد بود.

- این روزها اغلب بازیگران اعم از جوان و چهره به بازی در آثاری که از پلتفرمها پخش میشود، روی آوردهاند. اگرچه با وجود ریزش مخاطب تلویزیون همچنان تعداد تماشاگران این رسانه قابل مقایسه با پلتفرم ها نیست. دلایل این اتفاق چیست؟
خوشبختانه با توجه به رقابتی که پلتفرمها با هم داشتند باعث شده شاهد برنامههای متنوع با ظرافت و حساسیت بیشتری باشیم. همچنین باتوجه به قدرت انتخاب مخاطب برای تماشای اثر دلخواه در زمان دلخواه باعث شده است بینندههای دقیقتری داشته باشد و همین مساله انگیزه بهتری برای بازیگران جوان ما ایجاد کرده است تا در آثاری ویژه پلتفرمها حضور پیدا کنند. از سوی دیگر استانداردهای یک اثر در پلتفرم نسبت به تلویزیون متفاوت است و من فکر میکنم تلویزیون به علت نداشتن رقابت کافی با مجموعه دیگری باعث شده است که یک خط مشخصی را جلو ببرد و شاید کمتر نگاهشان به سلیقههای جدیدی که وارد جامعه شده، داشته است.
- هماکنون مشغول چه کاری هستید؟
پیشنهاد حضور در چندین کار را داشتم اما مشغول جمعبندی هستم. من سعی میکنم در زندگی کاریام هر قدمی را محکمتر از قدم قبلی بردارم تا زمانی که به رزومه کاری خودم برگشتم با سر بالا از خود دفاع کنم برای همین همیشه با فکر بیشتر و محتاطانهتر رفتار کنم و تصمیم بگیرم.

هم خوب از پس نقشش برامد هم نجابت دلنشینی تو قیافه ش هست. ایشالله هرجاهست موفق باشن
من که اصلا خوشم نیومد ازشون نه از بازی نه از شخصیت
اتفاقا بازیگر خوب ومودبیست که شخصیت از سروروش میباره وهمین باعث میشه که اگر نقش منفی هم بازی کنه هم باز بدل میشینه
چقدر این بازیگر ضعیفی هست، دوستش ندارم