بازیگرانی که گرفتار نفرین اسکار شدند!
از ژان دوژاردن تا روبرتو بنینی در این فهرست بدشگونهای اسکاری قرار دارند
برنده شدن جایزه اسکار باید نقطه اوج کارنامه یک بازیگر باشد؛ نشانهای از اینکه همکارانتان شما را بهعنوان بهترینِ بهترینها به رسمیت شناختهاند، جایگاهی در کتابهای تاریخ و نوید نقشهای بزرگتر در آینده. با این حال، متاسفانه، همیشه اوضاع به این صورت پیش نمیرود. اصطلاح «نفرین اسکار» به وضعیتی اشاره دارد که در آن برندگان این جایزه دچار افولی حرفهای میشوند و پس از پیروزیشان در کارنامهشان سقوط میکنند. توضیح خاصی برای این موضوع وجود ندارد و این اتفاق برای همه رخ نمیدهد، اما اگر به این فهرست نگاه کنیم، حداقل 10 بار چنین چیزی اتفاق افتاده است.
چه فیلمهایی باید برنده اسکار میشدند؟
اف. موری آبراهام | آمادئوس | 1985
اصطلاح «سندروم اف. موری آبراهام» به بازیگری اشاره دارد که در ابتدای کار خود موفقیت بزرگی کسب میکند، اما پس از آن برای حفظ این موفقیت تلاش میکند. این اصطلاح برگرفته از مسیر حرفهای مردی است که در سال ۱۹۸۵ برای ایفای نقش «آنتونیو سالیِری» در فیلم «آمادئوس»(Amadeus) جایزه «بهترین بازیگر مرد» را به دست آورد و مهمترین نفرین شده اسکار بازیگری است.
آبراهام که پیشتر در تئاتر چهرهای شناختهشده بود، نتوانست پیروزی اسکار خود را به موفقیتی بزرگ در سینما تبدیل کند. او عمدتاً پس از این موفقیت به بازی در نمایشها پرداخت و در نهایت در سالهای بعدی زندگی حرفهای خود با نقشآفرینی در فیلمهایی مانند «درون لووین دیویس»، «هتل بزرگ بوداپست» و سریال «هوملند» دوباره حضوری قوی در صفحه نمایش ایجاد کرد.
مرسدس روئل | شاه ماهیگیر | 1991
اگرچه فیلم پادشاه ماهیگیر (The Fisher King) به کارگردانی «تری گیلیام» بیشتر بر ماجراهای «رابین ویلیامز» و «جف بریجز» متمرکز بود، اما تنها بازیگری که از این فیلم برنده اسکار شد، «مرسدس روئل» بود. او برای نقش «آن»، دوستدختر تحت فشار شخصیت جف بریجز، جایزه «بهترین بازیگر نقش مکمل زن» را دریافت کرد و بر رقبایی همچون «دایان لد» و «جسیکا تندی» پیروز شد.
با این حال، پس از این پیروزی، نفرین اسکار شاملش شد و نقشهای بزرگ از دسترس روئل خارج شد و دیگر موفقیتی مشابه کسب نکرد. او در نهایت به صحنه تئاتر بازگشت و در همان سالی که اسکار گرفت، جایزه تونی را نیز از آن خود کرد، اما امروزه عمدتا به فراموشی سپرده شده است.

هارولد راسل | بهترین سالهای زندگی ما | 1946
هارولد راسل زندگی خارقالعادهای داشت. او هر دو دست خود را در جنگ جهانی دوم از دست داد و آنها را با قلابهای فلزی جایگزین کرد. پس از جنگ، تصمیم گرفت وارد عرصه بازیگری شود و برای فیلم بهترین سالهای زندگی ما (The Best Years of Our Lives) جایزه «بهترین بازیگر نقش مکمل مرد» را برد. این نخستین بار بود که فردی غیرحرفهای در عرصه بازیگری موفق به دریافت جایزه اسکار شد.
پس از این دستاورد حیرتانگیز، راسل مدرک مدیریت کسبوکار گرفت و به چندین سازمان خیریه پیوست. او تا سال ۱۹۸۰ در هیچ فیلم دیگری ظاهر نشد و در سال ۲۰۰۲ در سن ۸۸ سالگی درگذشت، در حالی که داستانی شگفتانگیز از خود به جای گذاشت.
روبرتو بنینی | زندگی زیباست | 1997
بازیگر ایتالیایی، روبرتو بنینی، زمانی که در سال ۱۹۹۸ جایزه «بهترین بازیگر مرد» را برای فیلم زندگی زیباست (La Vita è Bella) به دست آورد، سر و صدای زیادی به پا کرد. این نخستین بار بود که یک اجرای غیرانگلیسیزبان موفق به دریافت این جایزه شد، اما برخی معتقد بودند که آکادمی این جایزه را تنها برای تجلیل از خود به او داده است.
اگرچه بنینی در کشور خود همچنان یک ستاره بزرگ باقی ماند، اما نفرین اسکار شامل حالش شد و موفقیت بینالمللی او نوسانات زیادی داشت. فیلم او ببر و برف (The Tiger and the Snow) با استقبال بدی مواجه شد و نسخه ۲۰۰۲ او از پینوکیو (Pinocchio) یکی از بدترین فیلمهای ساختهشده تاریخ شناخته میشود.
ژان دوژاردن | آرتیست | 2012
زمانی که فیلم هنرمند (The Artist) در مراسم اسکار ۲۰۱۲ جایزههای متعددی را برد، بسیاری از ناظران نگران بودند که این فیلم صامت بهعنوان یک حقه گذرا در نظر گرفته شود. همین نگرانی درباره ژان دوژاردن نیز وجود داشت، کسی که با شکست دادن بازیگرانی همچون «جرج کلونی»، «گری اولدمن» و «برد پیت»، جایزه «بهترین بازیگر مرد» را به خانه برد.
دوژاردن پس از این موفقیت تصمیم گرفت بر پروژههای کشور خود، فرانسه، تمرکز کند و گهگاه در فیلمهایی مانند گرگ والاستریت (The Wolf of Wall Street) و مردان آثار ماندگار (The Monuments Men ) ظاهر شد. اگرچه این تصمیم شایسته تحسین است، اما جالب است تصور کنیم که اگر او مسیر دیگری را انتخاب میکرد، حرفهاش به کجا میرسید.
مارسیا گی هاردن | پولاک | 2000
کسی انتظار نداشت مارسیا گی هاردن جایزه «بهترین بازیگر نقش مکمل زن» را برای نقشآفرینی در فیلم پولاک (Pollock) دریافت کند. او پیش از مراسم در هیچیک از جوایز مهم نامزد نشده بود، بنابراین این پیروزی غافلگیرکننده باید بهانهای برای جشن گرفتن میبود.
متاسفانه، حرفه هاردن پس از این موفقیت رو به افول گذاشت. همانطور که خود او در سال ۲۰۰۳ گفت، این جایزه «از نظر حرفهای فاجعهبار بود. ناگهان نقشهایی که پیشنهاد میشد و دستمزدها کمتر شد. هیچ منطقی در کار نبود.» با این حال، او توانست در سال ۲۰۰۹ یک جایزه تونی را از آن خود کند.

هاینگ اس. نور | میدانهای کشتار | 1984
برای فیلم میدانهای کشتار (The Killing Fields) که درباره رژیم سرکوبگر خمرهای سرخ در کامبوج بود، هاینگ اس. نور، یکی از بازماندگان واقعی این دیکتاتوری، در یکی از نقشهای اصلی انتخاب شد. این تصمیم عاقلانه بود، زیرا نور جایزه «بهترین بازیگر نقش مکمل مرد» را برای بازی احساسیاش در نقش خبرنگار دث پرن به دست آورد.
اما این بازیگر تازهوارد نتوانست از این نقش کار جدی دیگری کسب کند و نام او تا سال ۱۹۹۶، زمانی که بیرون از خانهاش توسط سه دزد کشته شد، از سرفصلها خارج شد. شایعاتی مبنی بر این بود که او به دستور خمرهای سرخ کشته شده، اما هرگز اثبات نشد.

مونیک | گرانبها | 2009
مونیک هیکس، که با نام هنری یککلمهای خود، مونیک، شناخته میشود، پیش از حضور در فیلم گرانبها (Precious) ساخته لی دنیلز، یک استندآپ کمدین بود. برای بازی در نقش «مری لی جانسون»، مادر بدرفتار شخصیت اصلی، او جایزه «بهترین بازیگر نقش مکمل زن» را برد و به چهارمین زن آفریقایی-آمریکایی تبدیل شد که این جایزه را دریافت میکند.
با این حال، دوران کمپین تبلیغاتی فیلم برای مونیک دردسرهایی به همراه داشت. او با تهیهکنندگان بزرگی مانند «اپرا وینفری» و «تایلر پری» دچار اختلاف شد. شاید همین درگیری با دو چهره بزرگ هالیوود باعث شد که نفرین اسکار دنبالهاش باشد و دیگر نتواند نقشهای بزرگی در سینما به دست آورد. با این حال، مونیک به فعالیتهای کمدی و حضور در تلویزیون ادامه داد و توانست جایگاه ثابتی در این عرصه پیدا کند، اما هیچگاه به موفقیتی مشابه آنچه با گرانبها به دست آورد، نرسید.

میرا سوروینو | آفرودیت توانا | 1995
«میرا سوروینو» در سال ۱۹۹۵ برای بازی در فیلم آفرودیت توانا (Mighty Aphrodite) به کارگردانی وودی آلن، جایزه «بهترین بازیگر نقش مکمل زن» را از آن خود کرد. او در نقش «لیندا اش»، یک کارگر جنسی و مادر فرزندخوانده شخصیت آلن، توانست تحسین منتقدان را برانگیزد و بر رقبایی چون جون آلن و کیت وینسلت غلبه کند.
با این حال، علیرغم محبوبیت فیلم «رومی و میشل» (که مشهورترین نقش زندگی سوروینو محسوب میشود) که به یک اثر کالت تبدیل شد، سوروینو دیگر موفق به تکرار چنین موفقیتی نشد. او بهجای اینکه در سینما بدرخشد، به یک فعال برجسته در زمینه مبارزه با قاچاق انسان تبدیل شد. علاوه بر این، سوروینو یکی از چهرههای اصلی بود که در جریان افشاگریهای مربوط به جنبش «می تو» علیه «هاروی واینستین» صحبت کرد و از تجربیات شخصی خود در مواجهه با او پرده برداشت.

شر | ماهزده | 1987
اگرچه جایگاه «شر» که خواننده بسیار مطرحی هم بود،؛ بهعنوان یک نماد فرهنگی پس از برنده شدن جایزه «بهترین بازیگر زن» برای فیلم ماهزده (Moonstruck) همچنان تقویت شده، اما دوران بازیگری او دیگر هرگز به اوج این موفقیت نرسید. این فیلم که در آن با «نیکلاس کیج» همبازی بود، یکی از بهترین لحظات کارنامه او بهعنوان یک بازیگر محسوب میشود.
برخی از فیلمهای بعدی او البته با استقبال منتقدان مواجه شدند و فیلمهای بدی هم به شمار نمیآمدند، ولی هیچکدام نتوانست شر را به جایگاهی که پس از «ماهزده» به دست آورده بود برساند. با این وجود، برای یک ستاره پاپ، برنده شدن یک جایزه اسکار در این سطح، یک دستاورد استثنایی است و هیچکس نمیتواند این افتخار را از او بگیرد و آن را یک نفرین اسکار محسوب کرد!

همه آنچه میدرخشد، طلا نیست
اگرچه برنده شدن جایزه اسکار یکی از بزرگترین افتخاراتی است که هر بازیگری میتواند به دست آورد، اما این موفقیت همیشه به معنای تضمین آیندهای درخشان نیست. نفرین اسکار، همانطور که در این فهرست مشاهده شد، میتواند به دلایل مختلفی از تصمیمات حرفهای تا شرایط خاص، حرفه بازیگران را تحت تاثیر قرار دهد.
در حالی که برخی از این بازیگران بهطور کامل از صحنه سینما محو نشدند و حتی در زمینههای دیگری مانند تئاتر یا فعالیتهای اجتماعی موفق بودند، هیچکدام نتوانستند مجددا به جایگاهی نزدیک به افتخار بزرگشان در اسکار دست یابند. این واقعیت یادآور میشود که در دنیای سینما، موفقیت تنها به جوایز بستگی ندارد، بلکه به تصمیمات آینده، شانس، و شرایط زمانه نیز مرتبط است.



