همه باید انتخابشان را بکنند
شبکۀ اچبیاو در بازاریابی فصل دوم خاندان اژدها به شدت روی تعبیر «سبزپوشها در برابر سیاهپوشها» مانور میدهد. آیا با این کار از هدف اصلی داستان به کل دور شدهاند یا اینکه دقیقاً به خال زدهاند؟ فصل دوم از پیشدرآمد سریال بازی تاج و تخت، محصول شبکۀ اچبیاو، بهزودی منتشر میشود و اچبیاو با یک کمپین تبلیغاتی، توجهها را به خود جلب کرده و درخواست کرد که «همه باید انتخابشان را بکنند.»
همه چیز درباره سریال خاندان اژدها؛ معرفی و نقد
فصل اول سریال ما را با جناحهای رقیب در سلسله تارگرینها آشنا کرد و فصل دوم نشانمان میدهد که وقتی به جنگ میروند چه اتفاقی میافتد. سیاهپوشها از ادعای حاکمیت ملکه رنیرا تارگرین حمایت میکنند درحالیکه سبزپوشها از ادعای حاکمیت برادرناتنی جوانِ رنیرا، یعنی پادشاه اگان تارگرین دوم حمایت میکنند. تریلرهای دوئل تیم سبزپوشها و تیم سیاهپوشها را مشاهده کردهایم. پوسترهایی که کاراکترها را در دو جناح مختلف این کشمکش قرار میدهد را نیز دیدهایم. بهعلاوۀ ویدئویی که اخیراً منتشر شد و بازیگران دلایلی آوردند برای اینکه رنیرا حاکم بهتری میشود یا اگان.
برخی از این بازیگرها بیشتر از بقیه تمایل به تغییر مداوم نظراتشان دارند. ویدئوی مذکور برای یکی از نویسندههای سریال یعنی «بندتا گدو» بر نظراتش در وبسایت «مریسو» بسیار تأثیرگذار بود. او دلایلش برای مخالفت با شیوۀ بازاریابی شبکۀ اچبیاو در این سریال را اعلام کرد؛ اولاً به این دلیل که درگیری بین طرفدارها را «در حد لالیگا» بالا میبرد و ثانیاً به دلیل اینکه «کل تاریخچۀ کتاب رقص اژدهایان را پایین آورده تا جایی که تبدیل به یک مسابقۀ فریادکشی بر سر اینکه حق با چه کسی است، شده و از مقصود اصلی این کتاب فرسنگها دور شده است.» در اینجا قصد بررسی این دو نکته را داریم و این استدلال را مطرح میکنیم که بازاریابی تا حد زیادی باید در راستای حفظ ارزشهای داستانی باشد که قرار است ارائه شود.

نکتۀ اول این است که بازاریابی فصل دوم سریال خاندان اژدها سهلانگارانه است چرا که این خطر را به وجود میآورد که بحث و جدل جامعۀ طرفداران بالا بگیرد. این اتفاق پس از انتشار تریلرهای دوئلی در ماه مارس رخ داد. من آن زمان هم با این طرز فکر مخالف بودم و همچنان هم هستم.
«گدو» از دیدنِ رشتۀ پیامهای مردمی در اینترنت، ابراز تأسف میکند؛ چرا که کار به جایی رسیده است که وقتی طرفداران خاندان اژدها دربارۀ جزئیات سریال محبوبشان به بحث میپردازند، که فینفسه کاملاً طبیعی است؛ به هم القاب زشت نسبت میدهند. در طول این سالها جامعۀ طرفدارهای آنلاین از تمام اقشار، شهرتی برای سمّی بودنِ طرز برخوردشان گرفتهاند. اما مهم است بدانید که اکثر این درگیریها – حداقل فعلاً – در اعماق اینترنت و جایی که اکثر طرفداران سریال هرگز پا در آنجا نمیگذارند صورت میگیرد. کامنت برتر زیر تریلر «تیم سیاهپوشها» در توئیتر، «هر چیزی جز تیم سیاهپوش اشتباه است» میباشد که توسط «پیتزافروشی دومینو» گذاشته شده و ۴۳۴ لایک گرفته است. کامنت برتر بعدی شخصی است که سکانس «ورمیتور» از قسمت آخر فصل اول خاندان اژدها را کلیپ کرده و ۳۸۹ لایک گرفته است. در تریلر «تیم سبزپوشها» کامنت برتر گیفی است از پاتریک (در باب اسفنجی) که «هو میکند» و ۳۱۸ لایک گرفته است.
در حال حاضر، کاراکترهای هر دو طرفِ درگیری، به خود این باور را قبولاندهاند که میتوانند بر رقیبشان تسلط پیدا کنند. به خود میگویند چارهای جز حمله ندارند، یا میگویند باید برای خیر و صلاح قلمرو بجنگند، یا اینکه باید از دشمنانشان انتقامی بگیرند که این انتقام به نفع همه است
این دسته از پیامها کُریخواندن است اما دلیلی برای کُفریشدن به وجود نمیآورد. اگر بیشتر به پایین اسکرول کنید، پیامهای توهینآمیزتری را پیدا میکنید و حتی یک فرد در منشنهایش با لفظ «بیعرضههای تیم سبزپوش» بد و بیراه گفته بود. این رفتار احمقانهای است اما اکثر طرفدارها هرگز به این مرحله از رقابت ناسالم نخواهند رسید و فکر میکنم منطقی نیست که از اچبیاو بخواهیم مسئولیت افرادی را بپذیرد که چون تفسیر فرد دیگری از سریال، به مذاقشان خوش نیامده حاضرند به او توهین کنند. این اتفاق در هر صورت رخ میدهد. اکثریت مردم با جهتگیری ازپیشتعیینشده درگیر این تبلیغات میشوند: این داستانی است از دو جناح که با هم میجنگند. جناح محبوبتان را انتخاب کنید.همه باید انتخابشان را بکنند… البته فعلا.
مشکل اساسیتر من با این نکته است که مقصود اصلیِ کتاب «رقص اژدهایان» از دست رفته و نامی اغراقآمیز به کشمکش وحشیانۀ حزبی بین سیاهپوشها و سبزپوشها داده شده.
«گدو» ظاهراً با این مسئله مشکل دارد که بازاریابی این سریال، طرفداران را تشویق به بحث دربارۀ حق و باطل سوق میدهد. این کاملاً با پایان «رقص اژدهایان» تفاوت دارد که در بهترین حالت، پیروزیِ پُر هزینهای برای طرفینِ جنگ بود. بدون آنکه بیشازحد داستان سریال را لو بدهم باید بگویم که هر دو جناح سبزپوشها و سیاهپوش در انتهای جنگ، تعدادشان بسیار تقلیل مییابد. عدۀ کثیری میمیرند و تارگرینها دیگر هرگز به اوج قدرتی که پیش از جنگ به آن دست یافته بودند، نخواهند رسید. گدو میپرسد: «با این اوصاف، آیا واقعاً نکتۀ اصلی داستان این است که حق با کدام تیم است؟ یا اینکه عطش تاج و تخت و قدرت، منجر به مرگ و تخریب میشود، حتی برای دو فردی که در ابتدا این نزاع را شروع کردند؟»
با این موضوع موافقم که «رقص اژدهایان» برای هر دو طرف مخرب است. این داستان در نهایت یک اثر تراژدی است و ظاهراً سریال هم از این نکته آگاه است. رینیس تارگرین در تریلر «سیاهپوش» میگوید: «وقتی میل به کُشتار و به آتشکشیدن کنترل انسان را به دست میگیرد و منطق فراموش میشود، حتی یادمان نمیآید که چه چیزی شروعکنندۀ جنگ بوده است.» این سریال میداند که هیچکدام از طرفین، صحیح و سالم از این جنگ بیرون نخواهند آمد، اما مشکل آن است که کاراکترها نمیدانند.
در حال حاضر، کاراکترهای هر دو طرفِ درگیری، به خود این باور را قبولاندهاند که میتوانند بر رقیبشان تسلط پیدا کنند. به خود میگویند چارهای جز حمله ندارند، یا میگویند باید برای خیر و صلاح قلمرو بجنگند، یا اینکه باید از دشمنانشان انتقامی بگیرند که این انتقام به نفع همه است، یا هر بهانۀ دیگری که مردم وقتی تصمیمشان را برای توسل به خشونت گرفتهاند و نمیخواهند منصرف شوند، میآورند. روی هم رفته، آنها از آیندهنگریِ کافی برخوردار نیستند تا جنگ را همانگونه که هست ببینند. اکنون زمان تعمق و تأمل نیست. اکنون زمان انتخابکردن است.
به همین دلیل، شعار تبلیغاتی «همه باید انتخابشان را بکنند» لحن درستی دارد. رنگ و بوی داستانی را دارد که در فصل دوم قرار است تماشا کنیم. زمانی میرسد که کاراکترهای خسته از جنگِ طاقتفرسا، به گذشته فکر میکنند و برایشان این سؤال پیش میآید که آیا ارزشش را داشت؟ شاید آنموقع، شعار تبلیغاتی بتواند رویکرد حزنآلودتر و تأملبرانگیزتری داشته باشد. اما در حال حاضر، رنیرا به دنبال انتقام مرگ پسرش «لوک» است. کاراکترهایی مثل «بیلا» و «ایموند» مشتاقاند تا شایستگی خود را ثابت کنند. موجی از هیجان در راه است و اچبیاو از طرفداران دعوت به مشارکت کرده است. با تلنبار شدنِ اجساد و جاریشدنِ رودهای خون، شاید طرفداران نیز همچون کاراکترهای سریال، این هیجان را زیرِ سؤال ببرند.