۲۰ نقل قول جذاب از گروچو مارکس
۲ اکتبر سالگرد تولد این کمدین مشهور هالیوود است
گروچو مارکس و برادرانش در بزنگاه مهمی در هالیوود ظهور کردند. در دورهای که «کلام» وارد سینما شده بود و کمدینها دیگر میتوانستند از یکی از مهمترین عناصر طنز هم برای تولید کمدی استفاده کنند و کارشان صرفا محدود به اکتهای فیزیکی نباشد.
تا پیش از ظهور گروچو مارکس و برادرانش یا زوج «لورل و هاردی»، دوره کمدی صامت و اسلپاستیک (بزنوبکوبی!) در انحصار غولهای مستعدی نظیر «چارلی چاپلین»، «باستر کیتون» و «هارولد لوید» بود و این ابرستارهها تنها بهواسطه تصویر و حرکت قادر به خنداندن مخاطبان بودند.
با ورود صوت به سینما، کار برای کمدینها هم راحت شد و هم سخت. راحت از این جهت که ابزار بیشتری برای ارتباط با مخاطب در اختیار داشتند، سخت از این جهت که این جنس از کمدی نوزاد بود و هنوز کسی نمیدانست چطور باید کلام را در قالب کمدی در سینما به کار بگیرد. در چنین شرایطی برادران مارکس ظهور کردند و پایهگذار سبکی جدید در ژانر کمدی شدند: کلام + اسلپاستیک. گروچو مارکس نابغه مغز متفکر این گروه بود و بار طنز کلامی را به دوش میکشید و آنها موفق شدند با استفاده توامان از کلام و تصویر، نامشان را در تاریخ سینما ثبت کنند.
گروچو کمدین متفکری بود و نبوغ و تفکرش در نوع طنزی که ایجاد کرده جاری است. او را میتوان یکی از قلههای Sarcasm یا طعنهزنی و لیچارگویی دانست. از آنجایی که تعداد فیلمهای برادران مارکس خیلی زیاد نیست، میشود در همین یک جمله، سه فیلم «سوپ اردک»، «شبی در اپرا» و «شبی در کازابلانکا» را ۳ شاهکار آنان نامید و شما را به تماشای آن دعوت کرد و بهجای فهرست کردن فیلمهای آنها، رفت سراغ مرور نقل قولهای جذاب گروچو مارکس که سرشار از هوشمندی و تیزبینی است! بعضی از این نقل قولها از دل دیالوگهای او در فیلمهایش استخراج شده.

- سیاست یعنی هنر ایجاد کردن مشکل، بسط دادنش به همه جا، تشخیص دادن اشتباه مشکل و درمانش با راهحلهای غلط!
- ذهنتون همیشه باز باشه، اما نه اونقدر که مغزتون بریزه بیرون.
- من هرگز عضو کلوپی که حاضر باشه آدمی مثل من رو به عضویت بپذیره نمیشم!
- اگه براتون سخته که به خودتون بخندید، من با کمال میل این کار رو براتون انجام میدم.
- من یه سری اصول دارم و اگه باهاشون حال نمیکنید، به یه ورم، چون دوستان دیگهای هم دارم.
- طرف ممکنه شبیه به یک احمق حرف بزنه و مثل یه احمق رفتار کنه، اما نذارید گولتون بزنه: اون واقعا یک احمقه.
- من – نه اتفاقات پیرامونم – این قدرت رو دارم که خودم رو خوشحال یا ناراحت کنم. این منم که انتخاب میکنم خوشحال باشم یا نه. دیروز مرده، فردا هنوز از راه نرسیده. من فقط یک روز فرصت دارم: امروز! و انتخابم اینه که توش خوشحال باشم.
گروچو مارکس: من هرگز عضو کلوپی که حاضر باشه آدمی مثل من رو به عضویت بپذیره نمیشم!
- من گیاهخوار نیستم، بلکه حیواناتی رو که گیاهخوارن میخورم.
- تنها دو چیز در دنیاست که بدون برنامهریزی ساخته میشه: شورش و خانواده. برای هر چیز دیگهای در دنیا نیاز به برنامهریزی هست.
- غیرممکنه بتونید چیزی بسازید که «ضداحمق» باشه. چون احمقها بسیار مبتکر و خلاقن.
- وقتی میافتید زندان، دوست خوب اونیه که سعی کنه از زندان درتون بیاره بیرون، ولی دوست عالی اونیه که تو سلول بغلی داره بهتون میگه «عجب حالی داد لعنتی!»
- اگه نمیتونید خوش بگذرونید یعنی یهجای کارتون میلنگه.
- نسلهای آینده تا حالا چه غلطی واسه ما کردن؟!
- میانسالی یعنی شب برید تو تختخواب به این امید که صبح حالتون بهتر باشه. کهنسالی یعنی شب برید تو تختخواب به این امید که صبح بیدار شید.
- این یه مشاهده خاص جدید نیست، اما جهان پر از افرادیه که فکر می کنن میتونن با تصویب یه قانون گند بزنن به زندگی دیگران.
- پول خوشبختی نمیاره، ولی بهتون امکان میده تا بدبختیتون رو خودتون انتخاب کنید.
- نمیتونم بگم که با شما مخالف نیستم!
- خوشا بهحال ترکخوردگان، چون نور درشون جریان داره. (مثل همان دیالوگ مد روز بین مولانا و شمس است: مولانا: پس زخمهایمان چه؟ شمس: از آنجا نور وارد میشود.)
- اجازه ندید ترس از خار، شما رو از رسیدن به گل سرخ بازداره.
- در جواب کمپانی «برادران وارنر» (تولیدکننده فیلم «کازابلانکا») که به استفاده از کلمه کازابلانکا در فیلم «شبی در کازابلانکا» اعتراض کرده بودند: ما هم بابت استفاده از کلمه «برادران» تو اسم کمپانیشون ازشون شکایت داریم!