بستن
تاریخچه جستجو
      فیلتر
      همه
      همه
      اکشن
      تاریخی | مذهبی
      عاشقانه
      خانوادگی
      مستند
      کمدی
      انیمیشن
      فیلم تئاتر
      علمی تخیلی
      وحشت
      تاک شو
      فیلم کوتاه
      دوبله ترکی
      فقط HD
      مرتب‌سازی بر اساس
      زبان فیلم
      کشور سازنده

      جزیره شاتر Shutter Island

      IMDB 8.1/10
      کارگردان: Martin Scorsese
      %92
      2139 رای ثبت شده
      این فیلم را به لیست فیلم های نشان شده اضافه کنید. لیست فیلم‌های نشان شده شما

      سایر عوامل فیلم جزیره شاتر

      نقد های فیلم جزیره شاتر

      • هرچند فیلم تازه ی استاد مسلم فیلم سازی، «مارتین اسکورسیزی» یعنی شاتر آیلند، قطعاً برتر از اغلب اسکاری های امسال بوده، اما در اکران هم زمانش با «آلیس در سرزمین عجایب»، نتوانست در گیشه برنده ی رقابت باشد، با این حال نباید باعث شود از ارزش های این فیلم چشم پوشی شود. باید حتماً این فیلم را که بر اساس رمانی از «دنیس لهان» ساخته شده، دید و از هنر استاد لذت برد.
        تدی دنیلز (لئوناردو دی کاپریو) یک مامور پلیس آمریکایی در میانه های دهه ی پنجاه میلادی است. او به همراه ماموری دیگری به نام چاک اُل (مارک روفالو) به جزیره ی شاتر آیلند اعزام می شود که بیماران روانی خطرناک و مجرم در آسایشگاه آن بستری هستند. ماموریت این دو، یافتن زنی به نام ریچل (امیلی مورتیمر) است که متواری شده و بخاطر قتل سه فرزند خود را پس از دریافت خبر مرگ همسرش، در شاتر آیلند بستری بود. تدی در آن جا بیمار دیگری را هم می شناسد که باعث وقوع فاجعه ای در زندگیش شده. اولین چیزی که به نظر تدی و همکارش می رسد، رفتار غیرعادی تمام ساکنان شاترآیلند است که تدی را مجبور می کند…
        فکر نمی کنم هیچ کدام از سینما دوستان، شاهکارهای اسکورسیزی، «راننده ی تاکسی» و «گاو خشمگین» را فراموش کنند. پس حق تمام طرفدارانش هست که از او انتظار برترین ها را داشته باشند. شاید شاتر آیلند برترین اثر او نباشد اما قطعاً می تواند جزو کارهای خوبش قرار گیرد. به نظر من، شاتر آیلند از حیث روایت، داستان پردازی و نوع شخصیت پردازی و چند لایه ای بودن کاراکترها، چندین پله بالاتر از «جدا مانده» قرار می گیرد.
        شاتر آیلند، یک فیلم در ژانرهای درام/ معمایی/ جنایی/ ترسناک است. اما نه از گونه ترسناک هایی مانند «هوک» و «اره». جدیداً هالیوود در کارهای تازه ی ترسناک و سطح بالای خود، درس های فیلم های شرقی ترسناک موفق را به کار می بندد. ترس هایی که در ذهن ایجاد می شود، درونی است و جنبه ی خونریز و خشن خارجی نمی یابد، ترس از روبرویی با حقیقتی که از آن فراری هستیم، شاید این چیزهای ترسناک در بیان وحشت آور نباشد اما با کیفیت استفاده ی آن ها در فیلم آن ها را هول انگیز می کند. اسکورسیزی هم به عنوان یک کارگردان درجه ی یک، صحنه های هولناک خونریزی، در آوردن چشم، تکه تکه کردن آدم ها توسط یک هیولا یا صحنه های «بووی» را برای رازآلود و ترسناک کردن کار خود استفاده نمی کند. او مستقیماً داوری بیننده را در مورد محیطی که به تدریج قهرمان داستانش در آن گرفتار می آید نشانه می رود، مدام چیزهایی را عرضه می کند که می تواند داوری بیننده را درباره ی اتفاقات ۱۸۰ درجه تغییر دهد. در این فیلم، بسیار شاهد تاثیر سبک هیچکاکی بر اسکورسیزی هستیم. هرچند در این جا آن بازی نور و سایه که بازیگر همیشگی فیلم های هیچکاک بودند و در فیلم های نوآر آن دوران رسم بود را نمی بینیم، اما روایتی به همان میزان محکم و غافلگیر کننده را شاهد هستیم. مشخص ترین صحنه ی هیچکاکی فیلم، سکانس راه پله ی فانوس دریایی است که فیلم «سرگیجه» را به یاد می آورد.
        اما شاهکار استاد در پایانی است که برای داستانش در نظر گرفته و بیننده را میخکوب می کند. هرچند، پس از دیدن فیلم مدام با خودم می گویم اگر در نمای پایانی دوربین استاد کمی دورتر می رفت، از غاری که تدی با ریچل واقعی ملاقات می کند، ریچل واقعی را نشان می داد که با حسرت و نفرت به ساختمان فانوس دریایی می نگرد می توانست بیننده را تا مرز جنون پیش ببرد و برترین اثر رازآلود و ترسناکی شود که تا کنون دیده اید. فیلم را ببینید و این نما را مجسم کنید تا مو به تنتان راست شود!
        البته، شاتر آیلند تنها فیلمی نیست که پایانی متفاوت دارد. در ویکی پدیا، صفحه ای موجود است که درباره ی پایان متفاوت شرح کاملی نوشته. برخی آثار سینمایی از این دست را پیش تر دیده ایم که از دید من چنین رتبه بندی ای می یابند:

        ۱٫ دیگران (The Others)- الخاندرو آمنه بار

        ۲٫ رهایی از شائوشنک (Shawshank Redemption)- فرانک دارابونت

        ۳٫ Memeto – کریستوفر نولان

        ۴٫ حس ششم (The Sixth Sense)- ام. نایت شیامالان

        ۵٫ باشگاه مشت زنی (Fight Club)- دیوید فینچر

        ۶٫ تاوان (Atonement)- جو رایت

        ۷٫ آسمان وانیلی (Vanilla Sky)- کامرون کرو

        ۸٫ پرستیژ (The Prestige)- کریستوفر نولان

        برگ برنده ی اسکورسیزی، تیم بازیگری عالی اوست که ستاره ی درخشانش لئوناردو دی کاپریو است. دی کاپریو برای اسکورسیزی، حکم «رابرت دنیرو»ی امروزی فیلم هایش را دارد، نوعی وابستگی میان آنان به وجود آمده که میان «برتون» و «جانی دپ» دیده می شود. دی کاپریو نسبت زمانی که آن پسر ۲۳ ساله ی موطلایی بود که اشک دختران نوجوان را بخاطر «تایتانیک» در می آورد خیلی عوض شده. او فیلم به فیلم درخشان تر می شود و بسیار افسوس می خورم که شاتر آیلند در اسکار امسال حاضر نبود، بازی فوق العاده ی دی کاپریو بسیار ستایش بر انگیز است. این فیلم را برای ارج نهادن به دیدن یک فیلم خوب، باید تماشا کرد.
        منبع: نقدفارسی

      • جزیره شاتر نام فیلمی است ساخته مارتین اسکورسیزی در سال ۲۰۱۰ و برگرفته از نول دنیس لهان با همین نام که در سال ۲۰۰۳ نوشته شده است. این فیلم توانست نظر منتقدان و علاقمندان را به خود جذب کند.
        جزیره شاتر جائی است در نیو انگلند و در نزدیکی بوستون که در جنگهای داخلی آمریکا بعنوان یک پادگان از آن استفاده می شده و این لوکیشن اصلی فیلم است که محل نگهداری بیماران روانی خطرناک یا بقول داستان، تیمارستان نگهداری مجرمان دیوانه است. جزیره شاتر مقصدی است بدون بازگشت و اینگونه تصور می شود که اینجا آمدن یعنی به جهان دیگری پا گذاشتن و در آن بودن احساسی کلاستروفوبیک (ترس از فضاهای بسته) را ایجاد می کند.
        اولین تصویری که می بینیم یک کشتی است که از بین مه هویدا می شود و بدنه ای به رنگ فولاد دارد و اینها در کنار هم بعلاوه موسیقی متن و هوای ابری که کل این تصویر را احاطه کرده سردی را به ما منتقل می کند و بدنبال آن به داخل کشتی وارد می شویم و با دریازدگی و تهوع و استفراغ شخصیت اول فیلم مواجه می شویم. و در اولین دیالوگهائی که رد و بدل می شود تدی، شخصیت اول فیلم، به دوستش می گوید که دچار مشکل روحی است که از دو سال پیش و بعد از مرگ همسرش دچار آن شده. اسکورسیزی از همه اینها یعنی موسیقی متن، دکوپاژ و صحنه آرائی، فیلم برداری ماهرانه، دیالوگها و جلوه های ویژه استفاده می کند و حسی مشمئز کننده، رمز و رازگونه، اسرارآمیز و ترسناک را به مخاطب القا می کند و تا آخر این فضای سرد وجود دارد و آنقدر ماهرانه مخاطب درگیر این اختلال احساسات می شود که بدون اینکه همذات پنداری اتفاق بیفتد داستان فیلم را دنبال می کند. وی از تمام توان خود برای بازی با ادراک مخاطب نیز استفاده می کند و این بازی او با حس ها و ادراک، نکته ای بود که تنها در این زمینه است که اسکورسیزی می تواند نمره خوبی بگیرد. به هر حال، در این فیلم ما نمی دانیم چه چیزی گم شده اما می دانیم گمشده ای وجود دارد. از این منظر فیلم در ژانر تردیدآمیز هیجانی قرار دارد.
        البته می توان گفت که در کارنامه فیلم سازی اسکورسیزی، اعتماد بنفس او در این مرحله به بالاترین حد خود رسیده و در نتیجه، موجب کاهش اضطراب وسواس او شده، بطوری که تنها به کمال گرائی بسنده کرده است. شاید اگر اسکورسیزی اضطراب وسواس خود را در این کار نیز حفظ کرده بود در اسکار ۲۰۱۰ توسط کمپانی سازنده شرکت داده می شد و فیلم در فوریه اکران نمی شد.
        جزیره شاتر، سال ۱۹۵۴... یک مارشال ایالات متحده، تدی دنیلز (لئوناردو دی کاپریو) و همکارش چاک آئول (مارک روفالو) به تیمارستان اشکلیف در جزیره شاتر وارد می شوند که این تیمارستان مختص مجرمان روانی است و مأموریت دارند در مورد مفقود شدن زنی بنام راشل سولاندو تحقیق کنند. راشل بیماری است که از اتاقش ناپدید شده در حالیکه هیچ راهی برای فرار وجود ندارد. دکتر کاولی (بن کینگزلی) که سرپرست تیمارستان است توضیح می دهد که بیمار گم شده پس از آنکه سه فرزندش را در آب غرق و خفه کرده در آنجا بستری شده است. در حین تحقیق درباره راشل تدی به یک برج فانوس دریایی می رسد که نگهبانان می گویند آنجا را بازرسی کرده اند. تدی در مصاحبه با کارکنان تیمارستان متوجه می شود که روانشناس راشل که دکتر شیهان نام دارد صبح همان روز برای تعطیلات از جزیره خارج شده. تدی می خواهد پرونده کارکنان را ببیند اما دکتر کاولی مخالفت می کند. شب در خواب، تدی همسرش دولورس (میشل ویلیامز) را می بیند که به او می گوید راشل از جزیره خارج نشده است. صبح روز بعد در حین مصاحبه با بیمارانی که با راشل گمشده در یک جلسه گروه درمانی شرکت داشتند یکی از بیماران بطور مخفیانه به تدی می گوید «فرار کن!» کمی بعد در صحبت با همکارش چاک دلیل اصلی آمدنش به اشکلیف را پیدا کردن فردی بنام آندرو لیدیس عنوان می کند. تدی که کمی اعتماد بیشتری به چاک پیدا کرده می گوید که آندرو لیدیس فردی آتش افروز است که موجب آتش سوزی خانه تدی شده و همسر او در آتش سوزی مرده است. در ادامه فیلم، دکتر کاولی به تدی خبر می دهد که راشل پیدا شده. تدی برای مصاحبه با راشل به اتاق وی می رود و راشل که دچار توهم است او را با شوهرش اشتباه می گیرد و بدنبال آن تدی دچار سردرد و سرگیجه ناشی از میگرن می شود و دکتر کاولی برای تسکین او داروئی به او می دهد.
        تدی به خواب می رود و در خواب راشل را غرق در خون می بیند. سپس همسرش را می بیند که از وی می خواهد بخش C تیمارستان را جستجو کند. طی یک شب تحلیل و فرسایش و از بین رفتن اعتماد بنفس و هویت تدی اتفاق می افتد. در ادامه تدی که به همه وقایع اطراف مظنون شده بر آن می شود تا برج فانوس دریائی را ببیند. او پس از زدن نگهبان وارد فانوس دریائی می شود ولی در آنجا با دکتر کاولی مواجه می شود که منتظر او بوده. سپس پی می برد که همکارش چاک در واقع همان دکتر شیهان است. آنها با نشان دادن تصاویر سه کودک غرق شده به او می گویند که نام واقعی او آندرو لیدیس است نه تدی دنیلز و او پس از کشتن همسرش به این تیمارستان منتقل شده و مدت دو سال است که در آنجا حضور دارد.
        سال ۱۹۵۴، نُه سال بعد از جنگ جهانی دوم است و هنوز مردم کشورهای درگیر جنگ، به نوعی درگیر اثرات خانمانسوز جنگ هستند. اسکورسیزی فضا را طوری ترسیم کرده که اثرات آن جنگ خانمانسوز فقط در توهم بینائی و شنوائی شخصیت اول فیلم تأثیر گذاشته است. گوئی وی در جنگ حضور نداشته و فقط توهمی از جنگ در ذهن وی وجود دارد به نوعی اسکورسیزی جنگ و اثرات آن را توهم می داند و فردی که به آنها فکر می کند را بیمار روانی خطرناک، و این می تواند مبین تلاش وی برای استفاده از مکانیسم دفاعی سرکوبی و فرافکنی باشد تا او بتواند واقعیات را تسلیم دیالوگها و فیلم کند و پرسوناژها نیز از این تحریف واقعیت، در امان نبوده اند. شاید بهتر بود اینطور نشان داده می شد که شخصیت اول فیلم در جنگ حضور داشته؛ اما به نظر می رسد کارگردان در این توهم است که هیچیک از شخصیت های فیلم متأثر از جنگ و آسیبهای آن نیستند و حتی این توهم تا جائی پیش می رود که در این جهت، از بازیگرانش کمک می گیرد؛ مثلا در جائی از فیلم وقتی تدی با دکتر نایرینگ (مکس فون سیدو) ملاقات می کند وی به تدی می گوید تو از مکانیسم دفاعی، خوب استفاده می کنی. و این می تواند اولین برچسب بیماری به تدی باشد و در ادامه، این برچسبها افزایش می یابد. با دیدن فیلم این جمله تاریخی از فروید به ذهن متبادر می شود که روزی خواهد رسید که بیماران روانی انسانهای سالم را بستری می کنند. تدی که وقایع جنگ و احتمالا نوعی اختلال پس از رویاروئی وی با صحنه های دلخراش جنگ او را رنج می داد، برچسب توهم می خورد. و چون در سال ۱۹۵۲ لابوریت اولین داروی آنتی سایکوتیک را کشف کرد که کلرپرومازین نام داشت به تدی این دارو داده می شد.
        سال ۱۹۵۴ مقارن است با سالهای جنگ سرد، تقابل ایدئولوژیها و به تبع آن فضائی پارانویائی که در جهان حکمفرما بود. فعالیتهای گسترده CIA و KGB و سایر سرویسهای اطلاعاتی به این فضا دامن می زد و مردم جهان متأثر از این فضا دچار یک پارانویا و از استفاده از مکانیسم دفاعی سرکوبی بطور پاندمیک شده بودند. اسکورسیزی بقدری با این فضا همذات پنداری کرده که در تیمارستان وی هیچیک از مجرمین روانی، از جنگ متأثر نیستند و هیچ اشاره ای به جنگ نمی شود و این می تواند باز جزیره شاتر را جزیره ای خارج از این دنیا نشان دهد. آیا جنگ هیچ تأثیری بر افراد جامعه ای که وی ترسیم کرده نگذاشته؟ آیا حداقل یک بیمار روانی که دچار PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) باشد در آن تیمارستان بستری نیست؟ اینگونه بیماران که دچار مشکلات روحی بعضاً شدید هستند و حتی ممکن است در بعضی اوقات نا آگاهانه جنایت کنند در ذهن اسکورسیزی جای دیگری غیر از تیمارستان نگهداری می شوند؟ شاید ایشان تعریف دیگری از بیماران روانی دارند که ما نمی دانیم! و شاید جزیره شاتر، آلکاتراز دیگری است که اسکورسیزی به اشتباه آنرا تیمارستان نامیده است!
        از دیگاه روانشناسی مرضی تدی تابلوی بالینی واضحی از یک بیماری روانی را بطور خاص ندارد. رفتار تدی بعضی اوقات نرمال گاهی همراه با پارانویا، هذیان گزند و آسیب، افسردگی، علائمی از اسکیزوفرنیا، اختلال شخصیت پارانویا، و بعضی اوقات احساسات سطحی اختلال شخصیت هیستریانیک را داراست. اما تأثیرات اضطراب که ناشی از اکثر بیماریهای روانی است در ضرب آهنگ فیلم نمایان بود. هرگاه تدی آرام بود ضرب آهنگ فیلم کُند و هرگاه دچار اضطراب و نوعی عذاب روانشناختی می شد ضرب آهنگ فیلم سرعت می گرفت.
        از همین دیدگاه اگر بخواهیم برچسب تشخیص افتراقی یک اختلال روانی را برای تدی قائل شویم، بر حسب مشاهدات، و با توجه به زمان و مکانی (سالهای جنگ جهانی و جنگ سرد) که تدی در آن زندگی کرده، وی به یک بیمار دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شبیه تر است. ظاهر تدی با آن کراوات و کلاه لبه دار و پُکهای عمیقی که به سیگار می زند اولین نشانه ها را برای گذاشتن تشخیص به ما می دهد. شخصی که رویداد یا رویداهائی را تجربه می کند که در آن با خطر واقعی یا تهدید به مرگ و یا صدمه جدی مواجه می شود (مثل زلزله، جنگ و...)؛ رویاروئی با این رویداد موجب می شود پاسخ شخص، با ترس شدید و درماندگی یا وحشت همراه باشد. در اینگونه بیماران احساس و رفتار به گونه ای است که گوئی حادثه در حال تکرار است و مشتمل بر احساس وقوع مجدد حادثه، خطاهای حسی، توهمات، و دوره های فلاش بک تجزیه ای می باشد که ممکن است در حال بیدار شدن از خواب و یا مستی روی دهد. آنها عذاب شدید روانشناختی، در مواجهه با حوادثی که سمبل یا شبیه وجهی از رویداد آسیب رسان است را دارند.
        از جمله علائم دیگر اینگونه بیماران عبارتند از: احساس گسستگی یا غریبی با دیگران، ناتوانی برای به خاطر آوردن وجه مهمی از تروما یا ضربه، تداعی صحنه های تروما در مواجهه با وضعیتهای مشابه رویداد آسیب رسان و بعضا در رویاروئی با محرکهای درونی، تشدید واکنش از جا پریدن، گوش به زنگ بودن، تحریک پذیری یا حمله های خشم و مشکل در به خواب رفتن یا تداوم خواب؛ اینها علائمی برای تشخیص بیمار مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است. درحالیکه ما نمی خواهیم سعی کنیم تا تدی را بیماری روانی بدانیم اما تلاش اسکورسیزی برای بیمار دانستن او و بستری کردن تدی در بیمارستان روانی و در نهایت برداشتن قسمتی از مغز او، مستمسکی شد تا تشخیصی برای تدی قائل شویم و بدین ترتیب گره ای از گره های فیلم را باز کنیم تا شاید بر اساس اینکه تدی توهم دارد به اشتباه اسکیزوفرن خوانده نشود و توهمات وی توهمی بدون منشأ بیرونی و صرفاً توهم مربوط به اسکیزوفرنیا و روان پریشی (سایکوز) انگاشته نشود. با این توضیحات می توان تدی را فردی دانست که در صحنه های دلخراش جنگ حضور داشته و اینک به اشتباه بیمار روانی خطرناک دانسته می شود و به او گفته می شود که او در جنگ حضور نداشته و اسکورسیزی بخوبی جنگ را از فیلم سانسور می کند و باید بقول دکتر نایرینگ (که چندین بار به تدی گفت از مکانیسم دفاعی خوب استفاده می کنی) به کارگردان بگوئیم:« مارتین از مکانیسم دفاعی خوب استفاده می کنی! »
        اسکورسیزی از سربازان آسیب دیده از جنگ، عجب پذیرائی می کند و کاش همیشه اسکورسیزی کارگردان باقی بماند و ما فقط در فیلمهای وی، شاهد چنین خطاهای حرفه ای در روانشناسی و روانپزشکی باشیم.
        قدرت فیلم همانند کتاب لهان، در آن است که هرگز به بیننده اجازه نمی دهد که با آنچه تماشا می کند راحت باشد. شاید برای رسیدن به همین منظور است که راوی نامشخص و نامطمئن است و چنان خطوط میان خیالپردازی و واقعیت تیره و تار می شود که در تمایز دادن بین آنچه واقعی است و آنچه غیرواقعی است به سادگی دچار مشکل می شویم.
        منبع: نقدفارسی

      دیدگاه های فیلم جزیره شاتر

      • s
        sadegh050 ۱۴ مهر ۱۳۹۵
        دیدگاه مفید _spoil :no__
        عالی بود بعد از دیدن فیلم چند ساعتی ذهنم درگیر داستانش بود
      • u
        مجله اینترنتی شماسافت ۱۳ شهریور ۱۳۹۶
        دیدگاه مفید _spoil :no__
        دیگه این اخرش جر خورده بود باز نبود / میخواست مارو هم دیونه کنه
      • m
        masiha.f ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
        دیدگاه مفید _spoil :no__
        لطفا یک گزینه هم بزارید ک زیر نویس فارسی باشه فیلم خب الان فیلم ب این خوبی با این دوبله نصف ارزششو از دست میده لطفا به نظر کاربراتون احترام بزارید
      • u
        u_13000024 ۱۵ شهریور ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالی بود حتما ببینید
      • u
        u_4876056 ۱۰ شهریور ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالیه واقعا عالیه
      • u
        u_2531096 ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        بهتر بود تو دسته فیلمهای فلسفی قرار میدادن
      • u
        u_5083452 ۲۹ تیر ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        من عاشق این مدل فیلم ها ام که هر کی از این فیلم ها ببینه سوادش تو سینما میره بالا
      • u
        smms1951 ۱۲ تیر ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالی ولی هنوز ....
      • u
        u_6431223 ۲۰ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالی بود
      • u
        مرجان رنجبران ۱۸ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        واااااای عجب فیلم روانشسی بود عااااااااالی
      • u
        u_3473030 ۱۷ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        شاید بشه گفت اگر چند بار هم فیلم رو ببینید نمیتونید تناقضات اون رو حل کنید...چون یجورایی هدف کارگردان هم همین بوده...پس بیخودی نگید فیلم عالی بود...فیلم عالی بود چون تونست همه ی مارو مثل دیکاپریو در بلاتکلیفی بزاره...پس هرچیزی که تو ذهنتونه و شمارو ترسونده بریزید دور که همش شر و وره.........
      • u
        Omid_Alp ۱۶ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        من نصفشو دیدم رفتم یه فیلم دیگه هیجانش کم بود زیادی پیچیدش کردن شاید من تو مغازه مشتری میومد هر 5دیقه قطعش میکردم اینجوریه واسم واسه همین نظر قطعی نمیدم
      • u
        mehdikhani64 ۱۳ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        بسیار زیبا جذاب و دیدنی
      • u
        ویزارد6969 ۷ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        واى فوق العاده بود
      • u
        mohamad ny ۴ خرداد ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        وااااای بی نظیر
      • u
        u_13022486 ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالی
      • u
        u_10411477 ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        بهترین فیلمی بود که دیدم عااالی بود
      • u
        u_2496984 ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        فقط میتونم بگم پرام ریخت همین
      • u
        u_7828815 ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالی بوددد
      • u
        m-z ۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        خواهش میکنم دوبله نکنید
      • u
        u_4439984 ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        عالیهههه
      • a
        alimalekian68 ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        خدایش یک درصد هم فکر نمی کردم نفهمم آخرش چی میشه
      • u
        u_4978206 ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
        _spoil :no__
        خیلی جالب وهیجان انگیز بودتوصیه میکنم حتما ببینید
      وب اپلیکیشن فیلیمو را به صفحه اصلی موبایل خود اضافه کنید.
      • برای نصب اپلیکیشن فیلیمو سایت فیلیمو را روی مرورگر سافاری باز کنید.
      • 1- در نوار پایین دکمه را انتخاب کنید.
      • 2- منوی بازشده را به چپ بکشید و گزینه "Add to home screen" را انتخاب کنید.
      • 3- در مرحله بعد در قسمت بالا روی "Add" یا "save" کلیک کنید.
      باشه
      از نوار پایین مراحل را شروع کنید!
      بیش از 1800
      فیلم، سریال و انیمیشن از سینمای ایران و جهان
      برای استفاده از همه امکانات فیلیمو ابتدا باید وارد شوید.