در ماه سپتامبر مدیر کل شرکت هواپیمایی ترکیه (ترکیش ایرلاینز)اعلام کرد که این شرکت هواپیمایی با 1369 پرواز برنامهریزی شده، رکورد تازهای در بیشترین تعداد پرواز روزانه را به ثبت رساندهاست. خبر دیگر هم اینکه تعداد کل مسافران این شرکت در نیمه اول سال روبه پایان میلادی به بیش از ۵۷ میلیون نفر افزایش یافتهاست. این شرکت روزانه به بیش از ۳۰۰ مقصد مختلف در قارههای مختلف دنیا پرواز مستقیم دارد.
نگران نباشید، قرار نیست درباره صنعت هواپیمایی جهان و رکوردهای عجیبش متنی را بخوانید بلکه فقط قرار است از این چند خبر و عدد برسیم به یک غفلت غریب در حوزه سینما.
*
هواپیما هنوز از زمین به مقصد آسمان نجسته که مانیتورهای جلوی هر مسافر او را سوق میدهد به دریایی وسیع از موسیقی و فیلم. خیلی سریع به مدد یک هندزفری یکبار مصرف خودم را به جهان مانیتور روبرویم وصل میکنم و فهرست دستهبندی منظم فیلمها را از نظر میگذرانم. بعد از انبوهی فیلم روز و عبور از کلاسیکهای طبقهبندی شده هر دهه و پرفروغهای هالیوود و بالیوود و اروپا و شرق دور و البته محصولات ترکی، ناگهان چشمم به یک گروه جذاب میافتد: میدل ایست…
در حال زیر و رو کردن فیلمهای خاورمیانه در پرواز هستم و البته دلم ذوق نهفتهای دارد برای دیدن یک نام و پوستر آشنا از سینمای وطنم. خیلی زود متوجه میشوم که در این سینمای پرنده هم دست سینمای ایران خالی است. نه اثری از ژنرالهای سینمای ایران و محصولاتشان هست و نه خبری از فیلمهای محبوب ایرانی در جشنوارههای مختلف از اسکار گرفته تا کن و ونیز…
*
بالاخره چشمم به جمال پوستر دو فیلم وطنی روشن شدهاست: «ملاقات خصوصی» و «نبودنت» را با اینکه دیدهام اما مثل خورهها مدام هر دوشان را روی مانیتور عقب و جلو میکنم و با فیلمهایی از سینمای آبرو و دغدغهمند مملکتم در پرواز ترکیش به مقصد قلب اروپا کیفورم. هر دو فیلم را میبینم و به مقصد میرسم. هم خوشحالم و هم غمگین. خوشحالم که ردپایی خفیف از سینمای ایران در سینماهای پرندهای که روزانه بیش از هزار سئانس نمایش فیلم دارند یافتهام و غمگینم از اینکه چرا در یک بازار چنین مهم و پرمخاطب و البته دمدستی، طبق معمول در قد و قواره ایران ظاهر نشدهایم…