بخش مهمی از تولیدات سینمای جهان را آثاری تشکیل میدهند که نسبتی با واقعیت دارند؛ گاه خط اصلی قصه از خبری کوتاه در صفحه حوادث روزنامه گرفته شده و گاه تنها تکهای از آن از حقیقت گرفته شده و الباقی ساخته و پرداخته ذهن نویسندگان فیلمنامه است. فیلم ناتور دشت به کارگردانی محمدرضا خردمندان یکی از همین دسته فیلم ها است که به تازگی توسط پلتفرم فیلیمو اکران آنلاین شده است.
اردیبهشت ماه 1403، خبری مبنی بر گم شدن کودکی خردسال به نام یسنا در روستایی از گرگان در رسانهها منتشر شد که این اتفاق خود به یک اتفاق بزرگتر ختم شده و آدمهای زیادی را برای کمک به آنجا کشاند. محمدرضا خردمندان و حمید اکبری خامنه، خط اصلی فیلمنامهشان را بر مبنای این ماجرای واقعی نوشته و سپس آن را با تخیل خود درآمیختهاند. فیلمنامهای مهندسی شده و براساس الگوی سه پردهای کلاسیک که یکی از عوامل اصلی جذابیت ناتوردشت به حساب میآید. در هفت هشت دقیقه نخست، با احمد پیران و آیهان به عنوان شخصیتهای محوری آشنا شده و سپس به حادثه محرک نخست میرسیم. جایی که یسنا سر زمین کشاورزی پدرش گمشده و خانوادهاش در هول و لا هستند. احمد با کنسل کردن سفرش آن هم هنگام برگزاری مسابقه کشتی پسرش، خود را تمام عیار در مقام قهرمان قرار داده و نگاه تماشاگر را معطوف به خود میکند.
ضبط یک ویدیوی کوتاه اینستاگرامی توسط او برای کمک گرفتن از مردم برای نجات یسنا، گام بعدی در شکل بخشیدن به اوست که زمانی محیطبان برجستهای بوده و حال به کار پرورش اسب در مانژی نه چندان وسیع مشغول است. یک کاشت اطلاعات ظریف هم در این بخش توسط یکی از دوستان احمد صورت میگیرد که در نیمه دوم به یک عطف تبدیل میشود. آیهان هم دیگر شخصیت مهم ناتوردشت است که از همان اول روی اعتیادش در گذشته مانور داده شده و خانوادهای هم ندارد. یک داستان فرعی جذاب هم با حضور او و زنی به نام حلما شکل گرفته که تم عشق را در فیلم پررنگ میکند. در عین حال با توجه به مخالفت هاشم پدر حلما تنشی زیر پوست آن حس میشود که تماشاگر را در بیم و امید نسبت به فرجام کار این دو قرار میدهد.
از طرف دیگر، آیهان است که نقطه عطف اصلی کار را رقم زده و در مسیری مخالف مردم حرکت میکند. قضیه مربوط به فروش تکه زمین او نیز خود یک داستانک است که به خوبی به تنه اصلی فیلمنامه گره میخورد. آیهان را میتوان شخصیت خاکستری کارشدهای به حساب آورد که در کنار احمد بار اصلی درام را به دوش میکشند. احمد هم از آن دسته شخصیتهایی است که حتی در فیلمنامههای موضوع محور نیز ستون کار بوده و فیلم با تکیه بر آنها شکل میگیرد. سرشار از ریزه کاری هایی که تماشاگر را سر ذوق آورده و تا آخر همراه خود نگه می دارد. در عین حال، بزنگاه اخلاقی ای هم که برای احمد تدارک دیده شده از جنس خود فیلم بوده و از آن بیرون نمی زند. از آن دسته شخصیتهایی که در قامت قهرمان نشسته و تماشاگر را به همذاتپنداری با خود وادار میکنند.
ناتوردشت برخلاف بسیاری از تولیدات سینمای ایران، در پرده گرهگشایی و فینال مشکل چندانی نداشته و با ریتم بالا به آخر می رسد. یکی از معدود پایان بندیهای درخشان آثار سینمای ایران در سالهای اخیر که ذهن تماشاگر را تا مدتی پس از پایان به خود مشغول نگه میدارد. خردمندان در مقام کارگردان هم موفق عمل کرده و به خوبی از فضا و اتمسفر لوکیشن خود بهره گرفته است. برای مثال میتوان به برگ کاههای پراکنده در فضا در سکانسهای مختلف اشاره کرد که به یک موتیف بصری جذاب تبدیل شده است.
همین طور بازیهای درخشان هادی حجازیفر و میرسعید مولویان در نقشهای احمد و آیهان که به بهترین شکل به شخصیتهای کار جان بخشیده و میتوانند نامزد سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد باشند. به خصوص مولویان که با نقشی سخت و سرشار از لایههای مختلف مواجه بوده و به خوبی از عهده انجام آن برآمده است. همین طور حضور کوتاه سیدعلی صالحی و سعید آقاخانی که وزن بازیگری ناتوردشت را بالا برده و سکانسهای درخشانی را در کنار هادی حجازیفر خلق کرده اند. در عین حال نمیتوان از کنار فیلمبرداری فوقالعاده فیلم و تدوین درخشان یاد نکرد که نقشی کلیدی در کیفیت بصری ناتوردشت داشتهاند.