در چهلودومین نشست برنامه «سپنج»، علی درستکار میزبان دکتر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان و استاد دانشگاه، بود. این گفتوگو با محوریت نقش فرهنگ، خانواده، نظام آموزشی و حکمرانی در شکلگیری انسان خلاق و توسعهمحور و همچنین رابطه اقتصاد با امید اجتماعی برگزار شد.
اطلاعات کامل برنامه سپنج با اجرای علی درستکار
بهکیش محور اصلی توسعه را «انسان» دانست و توضیح داد که «در مدلهای توسعه اقتصادی، از جمله نظریههای کلاسیک مانند مدل رشد هارود–دومار، تکنولوژی و سرمایهگذاری که موتورهای رشد شناخته میشوند، همگی ریشه در انسان توسعهیافته دارند.» به گفته او، توسعه انسانی از کودکی آغاز میشود و در بستری از خانواده، جامعه و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرد؛ بستری که دائماً در حال تغییر است و فرد نیز ناچار است بهطور پیوسته با این تغییرات مواجه شود.
او افزود: «سهم اراده فرد در توسعه بسیار زیاد است، هرچند محیط پیرامونی فشارهای سنگینی ایجاد میکند. هسته اصلی رشد، اندیشه و تلاش است؛ دو عاملی که میتواند فرد را از قالبهای محدودکننده عبور دهد.»
عبور از قالبها؛ تجربه شخصی یک اقتصاددان
بهکیش با اشاره به تجربههای زیسته خود تأکید کرد که «شکستن قالبهای محیطی و خانوادگی» هزینه دارد، اما برای رشد ضروری است. او گفت: «اگر فرد در قالبی بماند، نهایتاً به تکرار همان مسیر میرسد. اما اگر بخواهد مسیر جدیدی انتخاب کند، باید از پوستههای متعدد عبور کند و این عبور همیشه تضمین موفقیت نیست.»
او بخشی از مسیر حرفهای خود را مثال زد؛ از حضور در خانوادهای کارمندی تا تجربه کارهای مختلف از جمله نقاشی ساختمان، مکانیکی و دستفروشی. سپس به مقطع ورودش به دانشگاه تهران و نهایتاً تصمیمش برای ترک تهران و پذیرش مسئولیت ارزیابی یک پروژه یونسکو در اصفهان اشاره کرد. وی این انتخاب را «ریسکی بزرگ اما آگاهانه» توصیف کرد که در نهایت مسیر ادامه تحصیل او در کانادا و آمریکا را هموار کرد.
بیثباتی ساختاری و ناکامی در توسعه
بهکیش در بخش دیگری از گفتوگو به وضعیت اقتصادی ایران پرداخت و با اشاره به «نبود ثبات سیاسی و اقتصادی» در منطقه خاورمیانه گفت: «در مقایسه با کشورهایی که پس از جنگ جهانی به ثبات رسیدهاند، ما هنوز نتوانستهایم متغیرهای اصلی زندگی اقتصادی خود را تثبیت کنیم.»
او معتقد است که اقتصاد در سیاستگذاریهای عمومی جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده و «تصمیمگیریهای اقتصادی در قالبهای درست صورت نمیگیرد.» به گفته او، وجود درآمدهای نفتی نیز موجب شده جامعه به «کالای ارزان» و «رفاه بدون تلاش کافی» عادت کند: «درآمدهای عظیم نفتی دوران گذشته موجب شد الگوی کار و تلاش در جامعه شکل بگیرد، اما پایدار نماند.»
بازارهای غیررقابتی و کیفیت پایین تولید
این اقتصاددان ضعف رقابت در بسیاری از صنایع ایران را ریشهای ساختاری دانست: «وقتی بازارها به دلیل تحریم، ممنوعیت واردات یا سیاستگذاریهای بسته، غیررقابتی میشوند، تولیدکننده انگیزهای برای ارتقای کیفیت ندارد. در چنین شرایطی حتی قیمتگذاری نیز بازتاب واقعیت اقتصادی نیست.»
بهکیش صنعت لوازم خانگی و خودرو را نمونههایی از این وضعیت دانست و گفت: «نمیتوان از مصرفکننده انتظار داشت کالایی را چند برابر قیمت جهانی بپردازد در حالی که کیفیت آن با استانداردهای رقابتی فاصله دارد.»
توسعه فردی در محیطی با ریسک بالا
او تأکید کرد که بیثباتی اقتصادی و غیرقابلپیشبینی بودن آینده، یکی از دلایل کاهش انگیزه افراد برای شکستن قالبها و انتخاب مسیرهای پرریسک است. با این حال، بر نقش اراده فردی تأکید کرد: «انسان توسعهیافته باید قادر باشد محیط را بهتر ببیند، آینده را تحلیل کند و تصمیمهای مبتنی بر هزینه و فایده بگیرد.»
بهکیش از تجربههای فردی افراد موفق یاد کرد و گفت: «در بسیاری از نقاط کشور، استعدادهایی وجود دارد که با وجود محدودیتها مسیر رشد را طی میکنند؛ اما ظرفیت توسعه فردی در جامعه زمانی شکوفا میشود که ساختارهای اقتصادی و اجتماعی امکان رشد را فراهم کنند.»
دکتر بهکیش با اشاره به تغییرات گسترده در سبک زندگی و شرایط اجتماعی نسل جدید تأکید کرد که امروز محدودیتها پیچیدهتر شده و در این وضعیت باید از سنین پایین به کودکان «اندیشیدن» و «اقتصادی فکر کردن» را آموخت. او با اشاره به تجربههای شخصی بیان کرد:«فرایند آموزش اقتصاد از کودکی ممکن است. فعالیتهایی مانند خریدوفروش، تولید ابتدایی و مواجهه عملی با موضوع پول، کودک را با مفهوم ارزیابی، سنجش و تصمیمگیری آشنا میکند؛ مهارتهایی که پایههای تفکر اقتصادیاند.»
وی افزود که وابستگی بیش از حد خانوادهها پس از انقلاب به فرزندان، ناشی از شرایط ناامن اجتماعی، موجب کاهش توانمندی نسل جدید در تصمیمگیری و مواجهه با چالشها شده است. به گفته او، «کودکی که وابسته بار میآید نمیتواند پوستهها را بشکند و در نتیجه انگیزه تحصیل و تلاش در او کاهش مییابد.»
نقش اقتصاد، جامعه و حکمرانی در پرورش انسان خلاق
این استاد دانشگاه بر ضرورت همکاری دو سطح خانواده و حاکمیت در ایجاد بستر خلاقیت تأکید کرد. او با بیان اینکه «خلاقیت در محیطهای باز و در تعامل با جامعه شکل میگیرد» گفت:«حکمرانی باید فضای فعالیت و کار را فراهم کند. همانگونه که مهاجرت نیازمند جسارت است، خلاقیت نیز محصول مواجهه با خطر و پذیرش ریسک است.»
بهکیش دلیل موفقیت بسیاری از ایرانیان در خارج از کشور را «وجود فضای باز و امکان تجربه» دانست و تأکید کرد که کشور باید از این سرمایه انسانی ارزشمند بهدرستی استفاده کند.
او افزود: «منابع طبیعی بهویژه نفت ما را فریب داده است. ثروت اصلی ایران انسانها هستند و ما باید بیاموزیم از این ثروت چگونه بهره ببریم.»
ضرورت تغییر در آموزش و تربیت اقتصادی
دکتر بهکیش با اشاره به تجربیات نظام آموزشی غرب اظهار کرد که «کار کردن برای نوجوانان نه تنها عیب نیست بلکه بخشی از فرایند شکلگیری شخصیت و توان اقتصادی آنهاست». او گفت:«جوان باید بتواند از محیط بیاموزد، نه فقط از پشت رایانه. یادگیری روابط اجتماعی، کسب درآمد، خرید و فروش و تجربهکاری، عناصر ضروری رشد فردیاند.»
وی خواستار بازنگری در آموزش علوم انسانی، بهویژه اقتصاد، در مدارس شد و افزود که «آموزش اقتصاد باید عملی و از دوران ابتدایی آغاز شود.»
تغییرات ضروری در حکمرانی
دکتر بهکیش با تأکید بر اینکه «حکمرانی نیز مانند خانواده نباید جامعه را بیش از حد در آغوش بگیرد»، خاطرنشان کرد:«جامعه باید آزاد شود تا بتواند خلاقیت تولید کند، تجارت کند، صنعت ایجاد کند و ارزآوری داشته باشد. ترس از باز بودن جامعه همان خطایی است که در سطح خانواده نیز رخ داده است.»
او همچنین به الزامات تعامل بینالمللی اشاره کرد و موضوعاتی مانند FATF را نمونهای از «نیاز به همگامی با قواعد جهانی» دانست.
مسیر توسعه پایدار و اهمیت تاریخ
در بخش دیگری از گفتوگو، بهکیش مطالعه تاریخ را یکی از ارکان افزایش قدرت تحلیل دانست. او گفت:«تجربه اروپا از اصلاحات پروتستانی تا انقلاب صنعتی نشان میدهد که توسعه پایدار نیازمند شکستن پوستههای فرهنگی و ایجاد جسارت اجتماعی است. ما نیز باید برخی نگرشهای فرهنگی را برای حرکت به سوی توسعه اصلاح کنیم.»
امید اجتماعی، کشف خود و هدف فردی
او ناامیدی امروز جوانان را یکی از موانع جدی توسعه دانست و افزود:«پایه امید، اعتماد به نفس است. فرد باید بتواند خود را کشف کند و بداند در چه زمینهای توانمندتر است. موفقیت وابسته به تحصیلات یا ثروت نیست؛ مهم آن است که فرد بیاموزد اندیشیدن و خلاق بودن را در هر حرفهای به کار گیرد.»
در پایان گفتوگو، دکتر بهکیش تأکید کرد که آینده از آنِ نسلی است که «پوستهها را میشکند»، اما برای این مسیر باید هزینه و فایدهها را سنجید و با تفکر و دوراندیشی قدم برداشت.
این گفتوگو بخشی از تلاش برنامه «سپنج» برای ثبت و روایت دیدگاههای صاحبنظران اقتصادی و اجتماعی است؛ تلاشی که به گفته بهکیش، «ارزشمند است زیرا تجربهها و شکستها سرمایهای برای نسلهای آینده محسوب میشود.»