- در کارنامه کاری شما فیلمهای مختلف در ژانرهای متفاوت پیدا میشود. علاقه شما بیشتر ساخت فیلم در کدام حوزه است؟
آرش معیریان، کارگردان فیلم بامبولک: به عنوان فردی علاقهمند به سینما که در این زمینه فعالیت دارم؛ به جز سینما، فیلم و نمایش فیلم دغدغه نداشتم و خود را یک انسان سینمایی میدانم. برای کسی که عشق و علاقه و پیشهاش سینما است، همه ژانرهای سینمایی لطف، شیرینی و جذابیت خاص خود را دارد. شاید بالغ بر ۶۰ تا ۷۰ فیلم و سریال کار کردم و در رزومهام انواع ژانرها دیده میشود.
واقعا به عنوان کارگردان هیچگاه فکر نکردم که ژانری بر ژانر دیگری ارجحیت دارد و اگر به فلسفه پیدایش ژانر در سینما نگاهی بیاندازیم، بنا به دلیل و انگیزهای رشد و نمو پیدا کرده است که وظیفه آن اقناع و ارضا کردن سلیقه مخاطب روی پرده سینما است. فکر میکنم به همان نسبت که به لحاظ قالب ساخت فیلم داستانی در هر ژانری جذاب است، به همان نسبت ژانر مستند، سفارشی و … جذاب هستند. فکر میکنم برای کسی که کارش سینماست همه این ژانرها جذاب هستند.
- اگر درست بگویم، «بامبولک» پنجمین اثر شما در حوزه کودک و نوجوان است. چرا در ساخت اثر جدید ویژه کودکان فاصله افتاد؟ همچنین اگر اشتباه نکنم «بامبولک» را پس از 5 سال از آخرین اثر سینماییتان ساختید. دلیل این وقفه چه بوده است؟
بخش عمده این فاصله به عرضه و تقاضای مردم باز میگردد بالاخره باید به منِ فیلمساز پیشنهاد شود تا کاری انجام دهم. از آنجایی که صرفا همیشه و تا ابد کارگردان خواهم بود، خیلی علاقهمند به وادی تهیهکنندگی نبوده و نیستم بالاخره باید منتظر پیشنهاد یک فیلم در حوزه کودک بنشینم تا فیلم کودک بسازم. این فاصله به این دلیل بود که تقاضا برای ساخت فیلم کودک نبود.
وقتی پیشنهاد ساخت فیلم «بامبولک» از سوی بهروز مفید به من داده شد، استقبال و احساس کردم. سینمای امروز کودک با سینمای ده یا بیست سال گذشته و حتی دهه 60 ما بسیار متفاوت شده و بالاخره صنعت فیلمسازی در عصر حاضر تلفیقی از خلاقیت، هنر و تکنولوژی است. همه این موارد انگیزه شد تا «بامبولک» را بسازم.
- «بامبولک» سراغ موضوعی رفته که میتوان از جهات مختلف به آن پرداخت. تنهایی کودکان در خانوادههای تکفرزند که میتواند تبعات روحی و روانی برای آنها به وجود آورد. این موضوع بن مایه اصلی فیلم را تشکیل داده و تلاش زیادی نیز برای انتقال پیام خود به خرج میدهد. برای انتقال این پیام به صورت غیرمستقیم با چه چالشهایی مواجه بودید؟
موضوع و بنمایه فیلم «بامبولک»، رفع تنهایی کودک در فضای خانواده و بحث فرزندآوری برای والدین است. شاید اگر عمیقا به این موضوع نگاه کنیم، چیزی نیست که مشخصا یا صراحتا به شخص کودک برگردد، لذا باید تنهاییِ کودک را آسیبشناسی کنیم. از طرفی تبلیغ فرزندآوری در آثار به کودک و سینمای کودک مربوط نیست و این امر به سینمای بزرگسال و والدین باز میگردد. سختی فیلمنامه «بامبولک» برای ساخت و نگارش این بود که باید دو دغدغه از جمله تنهایی کودک و رفع مشکل عدم تمایل والدین به فرزندآوری را مطرح میکردیم. جمع کردن این دو ایده و محتوا در دل یک فیلم کودک و نوجوان کار سختی بود. به سهم خود تلاش کردم تا با تکنیکهای مختلف سینمای کودک این امر را انجام دهم.
آرش معیریان: فیلم «بامبولک» درباره کودکان و از طرفی برای کودکان و برای بزرگسالان است. اگرچه دنیای مصداقی فیلم را کودکان تشکیل میدهند، اما فقط برای کودک نیست، برای اینکه فیلم فقط مختص به کودک نباشد، سعی کردیم با شیرینی کودکانه مخاطب بزرگسال را هم جذب کنیم
اگر بحث فرزندآوری به شکل مستقیم ارایه شود، شاید در رنج سنی کودک نگنجد و درباره مسائل زناشویی و والدین بازگردد و شاید مناسب گیرایی و درک کودک نباشد. اینکه ما با زبان لطیف و قابل فهم برای همه طیفهای سنی فرزندآوری را مطرح کنیم و به جایی از خط قرمزها تجاوز نشود. شیرین، پذیرا و موجه مطرح شود، مسائلی بود که در فیلم و فیلمنامه با آن مواجه بودیم. اگر به فیلم نگاه کنید با یک زیرکی و باهوشی به این امر پرداختیم تا کودکی که اقتضائات سنی وی نمیگذارد مسائلی را بداند.
- شاید بتوان گفت مخاطب اصلی پیام فیلم، بچهها نبوده بلکه والدینشان هستند. همین مساله هم «بامبولک» را از فیلمی برای کودک و نوجوان به فیلمی درباره کودک و نوجوان تبدیل کرده است. خود شما چه قدر با این گزاره موافق هستید؟
فیلم «بامبولک» درباره کودکان و از طرفی برای کودکان و برای بزرگسالان است. اگرچه دنیای مصداقی فیلم را کودکان تشکیل میدهند، اما فقط برای کودک نیست. لذا در مهندسی این کار، فیلم برای تولید کمی سخت میشود. برای اینکه فیلم فقط مختص به کودک نباشد، سعی کردیم با شیرینی کودکانه مخاطب بزرگسال را هم جذب کنیم، لذا گمان میکنم جزء فیلمهای استثنایی کودک است که هم مناسب کودک و هم بزرگسال است.
- از دیدگاه مخاطب شما در انتخاب بازیگران چندان سختگیرانه عمل نکردید. به ویژه در انتخاب بازیگران کودک فیلم که میتوانست به برگ برنده اصلی فیلم در مواجهه با تماشاگران خود باشد. ابتدا درباره انتخاب بازیگران کودک برایمان بگویید. اساسا در سینما چه قدر لازم است بازیگر کودک پرورش داده شود؟
نظر شما با واقعیت کمی متفاوت است. اتفاقا بازیگر کودک ما، خانم پسندیده جایزه بهترین بازیگر جشنواره سی و ششم فیلمهای کودکان و نوجوانان را گرفت. اگر شما این کار را با دیگر آثار کودک مقایسه کنید، متوجه بازی بازیگران کار کودک خواهید شد. حتی بازیگران فرعی «بامبولک» از استانداردی متعارف برخوردارند. پروسه انتخاب بازیگر کودک حدود ۴۵ روز طول کشید و سن، استایل، اجرای شعرها به صورت پلی بک در سر صحنه از موارد حائز اهمیت بود. این اثر یک سر و گردن از دیگران آثار کودک بالاتر بود.
همچنین بنظرم باید به بودجه فیلم و مدت زمان تولید اثر و ارسال به جشنواره توجه کرد که با این شرایط توانست جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری کودک را از جشنواره فیلم کودک و نوجوان بگیرد. ضمن اینکه در آن مقطع، ۹۰ درصد فضای فیلم خارجی است و فیلمبرداری در مرداد ماه سال ۱۴۰۳ انجام شد؛ زمانی که دولت به علت گرمای شدید تعطیلی اعلام کرد. لذا فضا، فضای مفرح نبود و باید پشت پرده ساخت یک فیلم را در نظر گرفت. البته تعدادی از بازیگران هم گرما زده شدند، زیرا زیر تابش نور مستقیم خورشید بازی کردند.
- انتخاب بازیگران بزرگسال کار به چه صورت بود؟ اساسا چه قدر هنرمندان به حضور در چنین آثاری تن می دهند و می توانند با بچه ها ارتباط برقرار کنند و دنیای آنها را بشناسند؟
یکی از ویژگیهای هنری هر هنرمندی در هر جایگاهی احترام به دنیای کودک و نوجوان و تلاش برای بهتر شدن سطح ارتقای فکری، فرهنگی و اخلاقی کودک است. به شخصه در طول این سالها، صادقانه از دوستان بازیگر کسی را ندیدم که دست رد به ما بزنند. غالبا هیچگاه ندیدم همه هنرمندان و بازیگران تراز ما در بازی فیلم کودک امتناع کنند، این امر نشاندهنده وجه هنرمندی است که به کودکان سرزمین خود احترام میگذارند. البته باید این نکته را هم در نظر داشت، در هر صورت یک بازیگر بزرگسال در چشمداشت دریافت جایزه از سوی جشنواره کودک و نوجوان برایش حائز اهمیت است. متاسفانه وقتی صحبت از فیلم کودک میشود، تمام افتخارات و توجهات صرفا متوجه کودک است و ما از تقدیر بازیگران صنف کودک باز میمانیم.
- در ساخت فیلم کودک و نوجوان باید به چه ویژگی هایی توجه کرد؟ ما این روزها شاهد آثاری هستیم که رنگ و لعاب خوبی دارند اما فیلمنامه چندان چنگی به دل نمیزند. و یا فیلمنامه خوبی دارند اما مناسب این گروه سنی نیستند. به نظر شما مشکل اساسی ما در این حوزه چیست؟
فکر میکنم، یکی از مهمترین نکات برای تقویت سینمای کودک و نوجوان، جدا کردن سینمای کودک از سینمای نوجوان است. یعنی فیلمهایی در حوزه سینمای کودک و نوجوان داریم که مرز سنی آن برای مخاطب کودک و نوجوان مشخص نیست. یعنی نمیدانیم این اثر برای کودک است یا نوجوان. لذا نامشخص بودن مرز بین سینمای کودک و نوجوان باعث شده تا با فیلمهایی مواجه شویم که کمی بلاتکلیف است. معمولا شاهد لحظاتی در فیلمها هستیم که سکانسی مناسب کودک است نه نوجوان یا برعکس.
آرش معیریان: قتی میخواهیم وارد ساخت فیلم کودکانه شویم باید به هوش مخاطب توجه داشته باشیم، چون سخت پسند شدهاند و از کیفیت، محتوا و ساختار متنوع هستند، باید با کمترین بودجه و حداقل امکانات فیلم قابل قبولی برای کودک تولید کنیم
یکی از نقاط ضعف فیلمهای کودک و نوجوان، لحظات تعلیق، غافلگیری، ترس و تعلیقهای دراماتیک سینمایی است. در مواجه با مخاطب خردسال و کودک قطعا لحن و فضاسازی و حتی نمایش لحظات غافلگیرانه و ترسناک باید محتاطانه و کاملا کمرنگ با نگاهی فانتزی و جذاب باشد تا مخاطب نترسد و دلزده نشود. بلعکس در حال و هوای مخاطب نوجوان همین لحظات ترس و هیجان شاید عامل جذابیت اثر برای نوجوان شود.
در هر صورت ما همیشه در مواجه با اثری هنری یا فیلم سینمایی به ویژه در حوزه کودک و نوجوان با دو مقوله فرم و محتوا مواجه هستیم. قطعا درباره سینمایی که دارای افت و خیزهای پرتلاطم و پرتنش تصویری است، در حوزه بزرگسال باید نکاتی را در نظر بگیریم که مشابه همین لحظات در سینمای کودک باید از جنس دنیای کودک باشد. متاسفانه فکر میکنیم به عنوان فیلمساز کودک که کار کودک میسازیم در انتخاب محتوا، جهت گیری، پیام، مزمون، تم و اندیشه مستقل هستیم، اما من معتقدم یکی از بزرگترین ضعفهای ما در سینمای کودک و نوجوان این است.
- برای ساخت این اثر با چه چالشهایی مواجه بودید؟
از همان ابتدا در گام اول، وقتی با نگاهی ایده آل به جهان کودک وارد میشوید، توقع دارید فیلمنامه بدون اشکال یا کمترین خطا باشد. بالاخره هر فیلمنامهای که به کارگردان داده میشود، کارگردان تا جهان فیلمنامه را کشف و جهان خود با فیلمنامه را یکسان و سپس تبدیل به پلان، صحنه، میزانسن و قاب و نور کند، زمانبر است. این امر در تمام دنیا یک زمان مناسبی دارد، اما متاسفانه در ایران، در حالت خوشبینانه یک ماه فرصت داریم.
ظرف زمانی کوتاه و بودجه دو موضوع مورد توجه است. وقتی میخواهیم وارد ساخت فیلم کودکانه شویم باید به هوش مخاطب توجه داشته باشیم، چون سخت پسند شدهاند و از کیفیت، محتوا و ساختار متنوع هستند، باید با کمترین بودجه و حداقل امکانات فیلم قابل قبولی برای کودک تولید کنیم. اینجا با یک سوم بودجه استاندارد یک فیلم سینمایی باید کار کودک بسازیم که در عین حال جذب مخاطب داشته باشد و ضرری برای فروش نداشته باشد و به دیگران نیز انگیزه بدهد.
نکته بعدی جامعهشناسی مخاطب است که باید بدانیم دقیقا مخاطب هدف چه کسانی هستند و برای توجه به آن طیف مخاطب، دنیای فیلم را بسازیم و جهان فیلم را تعریف کنیم. واقعا این فیلم از زمان کلید خوردن تا رسیدن به جشنواره فیلم اصفهان به طور کلی ۲ ماه طول کشید.
- استقبال مخاطبان از این اثر در سینماها و این روزها که در اکران آنلاین است، چگونه بوده؟ فکر میکنید چه تمهیداتی باید برای اکران آثار ویژه کودک و نوجوان در سینماها اندیشیده شود؟ به لحاظ سانس دهی، تبلیغات تلویزیونی و شهری و…
متاسفانه متولی سینمای کودک چند نهاد دولتی است و در بخش خصوصی انگیزهای برای تولید آثار کودک نیست. بنظرم یک گروه اکران کودک باید باشد که فیلم کودک اکران کند. سینماهای مختص کودکان داشته باشیم که خانوادهها بدانند در این سینماها همیشه فیلم کودک نمایش داده میشود و همیشه جای فیلم کودک محفوض است.
«بامبولک» در اکران حدود ۱۸ میلیارد تومان فروش داشت و حال حاضر در اکران آنلاین ظاهرا فروش بدی نداشت. جزء فیلمهایی بود که بازدهی مالی داشت و ضرر نکرد و مساوی نشد. بلکه برای بنیاد فارابی سود هم داشت. اما سانسهاس اختصاص داده شده به فیلم «بامبولک» صبح تا ظهر بود و از عصر به بعد زمانی برای نمایش فیلم در سالنهای سینمایی کشور وجود نداشت. لذا این میزان فروش از اکران صبح تا ظهر بود. اگر سانسهای عادلانه به این اثر اختصاص داده میشود، ما حتی شاهد فروش بیشتر نیز بودیم.
متأسفانه شهرداری که وظیفه پاسداشت فرهنگی دارد، هیچگونه کمکی برای فیلمهای سینمایی نمیکند. کمکاری آموزش و پرورش برای دیدن فیلمهای کودک و نوجوان را داریم، خودشان شورایی دارند و ۹۰ درصد فیلمها را رد میکنند. لذا هیج اقبالی برای نمایش فیلمها نیست. سالهای قبل جشنواره رشد، سینما فلسطین، کانون و… به طور اختصاصی فیلم کودک نمایش میدادند که آنها را نداریم.
- ساخت «بامبولک» چه تجربهای را برایتان رقم زد؟
یک تجربه شیرین، همراهی با دنیای بچهها در سالنهای سینما بود که بسیاری از فرضیهها به هنگام ساخت فیلم، در سالن سینما همراه با بچهها تجربه کردم. فیلم ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کرد. اینکه در ۵۵ سالگی توانستم خود را جای بچهها بگذارم، از دنیای انسان بزرگسال خارج شوم و به دنیای کودکی بروم آورده ارزندهای داشت و با این کار انگیزهام برای فعالیت در حوزه کودک به شدت افرایش یافت و به تجربههایم افزوده شد.