حالا وقتی اینها را مینویسیم حتما میگویند که شما میخواهید سینمای وطن را بیارج کنید اما چقدر کجسلیقگی در مدیران دولتی و تهیهکننده خصوصی جمع شده که حالا در دو هفته آخر تابستان بالاخره قرار است سومین فیلم محمودخان کلاری را به سینماها بیاورند؟
تهیهکننده فیلم گفته نام فیلم «تابستان همان سال» به «آدمفروش» تغییر پیدا کرده و به دلیل طولانیشدن روند صدور مجوز، اکران فیلم از۱۲ شهریور آغاز خواهد شد.
معرفی و نقد اولیه فیلم تابستان همان سال
اینکه اوجی فیلم با اینهمه حرف و حدیث هنوز سادهترین مراتب کمپانیداری را رعایت نمیکند و ظاهرا فقط به بالابردن آمار تولیدش میاندیشد از حوصله این متن خارج است اما اینکه چطور میشود فیلمی تابستانی را همینقدر با بیسلیقگی به آغاز باد سرد پاییز سپرد را نباید شوخی گرفت.
*
در فجر چهلودوم ، فیلم آقای کلاری سیمرغ بهترین طراحی لباس، طراحی صحنه و البته فیلمبرداری را دشت کرد. «تابستان همان سال» یا «آدم فروش» امسال، یک حدیث نفس خوشلعاب است که یک بازیگر کودک محشر، یک مادربزرگ درجه یک و یک جوان اول حیرتانگیز دارد. به اینها اضافه کنید دهها پلان دلنشین که جزئی از معجزات خاندان کلاری در رنگ و نور به شمار میآید تا با فیلم کیفور شوید.
رایان سرلک با انبوه کارهایش را نمیتوان دیگر بازیگر کودک و نوجوان محسوب کرد که برای خودش باتجربه شده و با بزرگان بسیاری کار کردهاست و در نقش عطا هم عالی است. مهرو نونهالی چنان خاص و دلنشین است که حسرت کمبودن حضورش در سینما به دلمان است و علی شادمان که در انتخاب نقشهای متفاوت و دشوار، استاد شدهاست، سه نقش طلایی فیلم هستند.
*
حسرتهایی که فیلم به دلمان میگذارد هم البته کم نیست. اینکه کاش داوود با بازی علی شادمان که اینقدر هم خوب از آب درآمده ناگهان با یک خط نریشن، تو زرد از آب در نمیآمد یکی از آن حسرتهاست. اینکه کاش سرخوشی آن تنگ قلیان و هندوانه شیرین و پالوده یخمال، به اجرای قصه فیلم هم سرایت کرده بود، اینکه شیرازیها(فامیل مادر داوود) اینقدر بیقصه نبودند و اینکه شوهر کلاش فکل کراواتی با یک نما به نقش منفی رذل فیلم بدل نمیشد هم حسرتهای دیگر فیلم هستند. اصلا اینکه کاش قصه کودتا با آن اجرای دم دستی به فیلم تحمیل نمیشد و کاش در سرجهازی فیلمهای اوجیفیلم، فریبا نادری و پژمان بازغیها مهم نبودند هم حسرتهای کمی نیست.
*
فیلم محمود کلاری را باید دید چون به معنای واقعی کلمه چشمنواز است. کارگردانی که یک عمر معجزهگر نور و تصویر بوده و حالا سکان دوربین را به فرزند سپرده، بیهیچ تردید فیلمی خوش رنگولعاب ساختهاست. فیلم را ببینید و برای سر سلامتی محمود خان دعا کنید…