بهترین فیلم های جنیفر لارنس بر اساس سال انتشار مرتب شدهاند
فهرست بهترین بازی های اما واتسون
فیلم به دل نگیر | 2023 | No Hard Feelings
در پرده سینما جنیفر لارنس هرگز فیلمی به قدرت به دل نگیر حضور نداشته است. جایی که او نقش مدی یک راننده اوبر ناراضی را بازی میکند. ما قبلا نقشهایی از این دست را در کارنامه لارنس دیدهایم اما مدی در این کمدی چیز دیگری است. یک بازنده و یک احمق تمام عیار. یک زن ۳۰ساله نابالغ که از پذیرش مسئولیتهایش سرباز میزند چون هنوز در حال سوگواری برای مرگ مادرش است. اما یک مسیر غیر منتظره برای او وقتی پیش میآید که یک زوج ثروتمند مدی را استخدام میکنند تا با پسر ۱۹ساله درونگرای آنها قرار بگذارد. لارنس در کمدی موقعیت نمایش بیل انگوال در اوایل دهه ۲۰۰۰ بازی کرد اما این کمدی با درجه R به او این فرصت را میدهد که زنی باهوش و با تجربه را به تصویر بکشد که متوجه میشود وقت گذراندن با یک پسر نابالغ چندان آسان هم نخواهد بود.
فیلم گذرگاه | 2022 | Causeway
لارنس خیلی جوان است و هنوز در فیلمهای زیادی نقش بازی نکرده تا برایش اتفاق بیفتد که بازگشت به اصول اولیه بازیگریاش داشته باشد، اما این فیلم نزدیکترین چیزی است که مشخصا او به جنس بازی خود در زمستان استخوان سوز بازگشته است. او نقش لیزی را بازی میکند. یک کهنه سربازکه پس از آسیب مغزی ناشی از انفجار یک بمب کنار جادهای در افغانستان به زادگاهش نئو اورلئان باز میگردد. بعد از آن لیزی نه تنها با توانبخشی بلکه با بازگشت به زندگیاش که به دلایل شخصیاش سعی در ترک آن داشته دست و پنجه نرم میکند.
لارنس تا حد ممکن زرق و برق ستاره سینما را از خود دور میکند تا بتواند نقش لیزی را بازی کند. این یک بازی کم فروغ و بسیار موثر است. به ویژه زمانی که او در کنار برایان تایری هنری فوق العاده به عنوان یک مکانیک که هنوز از آسیبهای خود بهبود پیدا نکرده، قرار میگیرد. این یک اجرا عمدتا بیادعا در یک فیلم عمدتا متواضع و بیادعا است. اما لارنس هنوز هم در آن عالی ودرخشان است و یاد آوری میکند که هر چقدر هم ستاره بزرگی باشد، هرگز تاثیر گذارتر از زمانی نیست که نقش یک فرد عادی به هم ریخته را بازی میکند.
فیلم بالا رو نگاه نکن | 2021 | Don’t Look Up
از آنجایی که لارنس در سینما بسیار قدرتمند عمل کرده است، کمی تکان دهنده است که چقدر در طنز آدام مک کی بیروح است. تا حدودی، این بیتفاوتی عمدی است: او نقش کیت، یک دانشجوی فارغ التحصیل را بازی میکند که ستاره دنباله داری را که به سمت زمین در حال حرکت است را کشف میکند.
یکی از مفاهیم اصلی فیلم این است که چون او سرزنده نیست، برای تلوزیون مناسب نیست، به همین دلیل است که وقتی او به همه در مورد نابودی قریب الوقوع ما هشدار میدهد، دنیا او را نادیده میگیرد. اما این شخصیت مشخصا به خوبی نوشته نشده و بنابراین لارنس مجبور میشود برای به دست آرودن خندههایی که فیلمنامه مک کی به آنها دست نیافته، به شخصیت باهوش خودش تکیه کند. او با یول پسر جوان خل و چلی با بازی تیموتی شالامی دوست میشود و لحظههای با مزهای میسازند، اما مانند بسیاری از بازیگرهای خوب فیلم فیلم بالا رو نگاه نکن هیچوقت نمیفهمید که چرا چنین ستاره بزرگی وقت خود را برای بازی در این فیلم صرف کرده.
فیلم گنجشگ سرخ | 2018 | Red Sparrow
از آنجا که لارنس در این فیلم برای ایفای نقش دومینیکا (بالرینی که جاسوس می شود) نیازمند برهنه شدن بود تا بتواند اطرافیان را فریب بدهد، بدیهی است که باید سوالات زیادی را که در ذهن مخاطبان و دوستدارانش درباره این تصمیم او شکل گرفت، پاسخ میداد. به خصوص بعد از اینکه در سال ۲۰۱۴ قربانی هک شدن عکسهایش شد و عکسهای برهنه او در اینترنت پخش شد.
آسیبپذیری چهره لارنس در بازی نقشهایش همیشه یکی از قویترین ویژگیهای او بوده است، اما در اینجا این آسیبپذیری تقریبا به طور کامل محو میشود و بنابراین چالشهایی را برای تماشاگران ایجاد میکند تا بفهمند که دومینیکا در هر لحظه از این فیلم پر پیچ و خم و پر از اکشن چه فکری توی سرش است. آن رمز و راز نکته قوت این فیلم است که بر اساس بازی جسورانه لارنس پیش میرود.
فیلم مادر! | 2017 | Mother!
مادر! جنجالیترین فیلم دوران حرفهای لارنس است. تفسیرهای متعددی درباره بازی او در این نقش است اما چیزی که واضح است این است که فیلم نتیجهای منطقی و منظم از تمام کارهایی است که او تا به حال انجام داده است.
لارنس در نقش گریس، همسر جوان و عاشق یک شاعرخلاق که دچار بن بست شده (خاویر باردم) اجرایی جسورانه ارائه میدهد که از تنش آغاز میشود و لحظه به لحظه برآشفتهتر و پریشانتر میشود. گریس فقط میخواهد خانه زیبا و ویران شدهشان را بازسازی کند و خانوادهای تشکیل دهد. اما ورود غریبهها به خانه که مدام بیشتر میشوند و خانه را ترک نمیکنند نگران کننده است.
فیلم مسافران | 2016 | Passengers
قبل از مسافران صعود لارنس از سینمای مستقل به بلاک باسترها به طرز شگفتانگیزی پیش رفت. بنابراین این فیلم درست زمانی بود که بسیاری از دوستداران او شروع به نگرانی در مورد روند کار او کردند. چون شخصیتی که او بازی میکند به شدت در احساس ما نسبت به فیلم تاثیر گذار است و مرکزیت فیلم را میسازد. این برنده اسکار است که آئورا را به شدت جذاب و همدلی برانگیز میکند.
فیلم میستیک | 2011 – 2014 – 2016 | X-Men
زمانی که لارنس برای بازی در نقش میستیک انتخاب شد (شخصیتی که در فیلمهای اصلی مردان ایکس توسط ربکا رومین بازی شده بود) تصور اینکه او در کنار بازیگران فوق العادهای مثل مایکل فاسبیندر و جیمز مک آووی در فیلمهای پر فروش بازی کند واقعا هیجانانگیز بود. اما پس از سه فیلم، باید اعتراف کنیم که هنوز مطمئن نیستیم که لارنس چه چیزی را به این فرنچایز اضافه کرد. این به این معنی نیست که میستیک اهمیتی ندارد. اما حتی در فیلم خوبی چون مردان ایکس: روزهای گذشته آینده،X-Men: Days of Future Past جایی که تلاش میستیک برای ترور بولیوار تراسک (پیتر دنکلیج) در مرکز داستان قرار دارد، لارنس در میان این نمایش کمی منفعل به نظر میرسد.
فیلم جوی | 2015 | Joy
جوی سومین همکاری لارنس با کارگردان دیوید او راسل است که مشخصا ضعیفترین کار این کارگردان است. او پرترهای جوی مانگانو را میسازد که پر از عواطف مختلف است اما داستان گویی جذابی که فیلمهای دفترچه امید بخش و حقه بازی آمریکایی را به مراتب رضایت بخشتر کرده، در آن دیده نمیشود.
لارنس نقش جوی را بازی میکند که بیصدا رنج میکشد و در نهایت با وجود خانواده آزار دهندهاش به دنبال رویای خود میرود و به یک کارآفرین موفق در شبکه خرید خانگی تبدیل میشود. پیش از اکران جوی، لارنس به لطف فیلمهای بازیهای گرسنگی و مردان ایکس به یک سوپر استار تبدیل شده بود، اما او هنوز وجهه عمومی خود را که به کارهای قبلیاش در سینمای مستقل اصالت میبخشید، از دست نداده بود.
سری فیلم بازیهای گرسنگی | ۲۰۱۲-۲۰۱۳-۲۰۱۴-۲۰۱۵ | The Hunger Games
زمانی که لارنس برای اولین بار به عنوان بازیگر اصلی در اقتباس از رمانهای نوجوان سوزان کالینز انتخاب شد این نگرانی وجود داشت که این بازیگر جوان و با استعداد ممکن است برای توجه زیادی که قرار است متوجه او شود آماده نباشد. اما این طور بود که صعود شگفتانگیز لارنس بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ و برای بازی در این مجموعه اتفاق افتاد اما اعتبار و شهرتی که او کسب کرد هرگز بر عملکرد او به عنوان کتنیس اوردین تاثیر نگذاشت.
او در آخرین فیلم به اندازه اولین فیلم قدرتمند و سمپاتیک است. این لارنس است که این فیلمها را سرپا میکند. او ستونی است که همه قسمتهای این فیلم به او تیکه دادند و او حتی یکبار هم لغزش نمیکند. حضور او به قدری اثر گذار بود که حتی فیلیپ سیمور هافمن در پایان این سریال ظاهر شد. لارنس این فیلمها را بهتر از آنچه که باید میبود، کرد. اما هرگز از تعهد به آنها دست نکشید. این یک اجرای کاملا واقعی در طول چهار سال است. او از بیشتر از آنکه یک قهرمان انتقام جو باشد یک ستاره اکشن است.
فیلم سرنا | ۲۰۱۴ | Serena
این فیلم یک اشتباه محض بود. فیلم بد نامی که برای کارگردان برنده اسکار سوزان بیر هم یک شکست محسوب میشد. بازی جنیفر لارنس در این فیلم اما درخشان است. او غمزده و دلمرده است. یکی از باور نکردنیترین ویژگیهای این بازیگر، توانایی او در جلب توجه شما بدون هیچ زحمتی است، به گونهای که به نظر میرسد بازی در یک فیلم طبیعیترین و عادیترین کاری است که یک فرد میتواند انجام دهد.
او در کنار بردلی کوپر (که او نیز همان نگاه غمگین و ترسیده را دارد) نقش زنی را بازی میکند که در دوران افسردگی بعد از دست دادن فرزندش در نهایت دیوانه میشود و خشم خود را نسبت به زنی که سالها پیش با شوهرش رابطه داشته و فرزند نامشروعی دارد، ابراز میکند. پس از سالها تاخیر، این فیلم در سال ۲۰۱۳ به مدت یک هفته در سینماها به نمایش در آمد و به دلایل خوبی هر دو ستاره فیلم ترجیح میدادند شما فراموش کنید که این فیلم هرگز ساخته شده است!
فیلم حقه بازی آمریکایی | 2013 | American Hustle
جذابیت بازی لارنس در نقش روزالین روزنفلد (همسر و مادری جسور و پرخاشگر با علاقه زیاد به لاک ناخنهای زرق و برق دار و فیلم زندگی کن و بگذار بمیرند) به طور ذاتی با آنچه که حقه بازی آمریکایی را جذاب و سرگرم کننده میکند، مرتبط است. دیوید او راسل این کمدی را در اوج دوره عشق آمریکا به استعدادهای جوان در حال ظهور ساخته است و میتوانید کاملا احساس کنید که او تمایل خود را به شخصیتپردازیهای دقیق و احساسی کنار گذاشته و فقط اجازه میدهد که فیلم با بازیگران جذاب جوانش اوج بگیرد. مطمئنا این یک نمایش خودخواهانه پر از ستاره است. اما لارنس به قدری از نگرش بیخیال روزالین لذت میبرد و با شجاعت آن را بازی میکند، که ما هم همراه با او میخندیم. او واقعا در این نقش بامزه و خنده دار است.
فیلم خانهای در پایان جاده | 2012 | House at the End of the Street
این فیلم یک تریلر ترسناک درباره پسری است که در کودکی مورد آزار قرار گرفته و و مکس تیریوت نقش آن را بازی میکند. او بزرگ میشود و در یک منطقه در حومه شهر آشوب به پا میکند و نوجوانی (جنیفر لارنس) تلاش دارد که از او مراقب کند. این فیلم واقعا بد است و تنها به خاطر شهرت بالای لارنس بعد از فیلمهای بازیهای گرسنگی بود به طور گستردهای اکران شد. لارنس تنها نکته مثبت این فیلم است و برای شخصیتی که بازی میکند با هوش بالای خودش قوس شخصیتیای را میسازد که قطعا در فیلمنامه وجود نداشته. خدا را شکر که او مجبور نیست یکی از این فیلمها را دوباره بازی کند.
فیلم دفترچه امید بخش | 2012 | Silver Linings Playbook
همه چیز در کمدی رمانتیک دیوید او راسل در سال ۲۰۱۲ درباره بیماران روانی فیلادلفیا به طرز خطرناکی خارج از کنترل به نظر میرسد. این فیلم همچنان هم فیلمی رادیکال به نظر میرسد. لارنس و کوپر به عنوان یک زوج آشفته در مرکز فیلم شیمیای دارند که عمیقا درگیر کننده است.
سخت است که مشخص کنیم کدام قسمت از بازی لارنس برای او اسکار به ارمغان آورد اما احتمالا سکانسی است است که دنیرو از تاثر منفی جنیفر لارنس روی پسرش میگوید و لارنس او را ساکت میکند و بر زمین میکوبد و بعد نوشیدنیاش را مینوشد. او همیشه یکی قدرتمندترین نیروها در موقعیتهای دو نفره است. حالا هر کس دیگری مقابل او بازی کند. میتواند حتی دنیرو باشد!
فیلم سگ آبی | 2011 | The Beaver
والتر بلک با بازی آنتون یلچن از افسردگی رنج میبرد تا جایی که همسرش او را از خانه بیرون میکند. لارنس در نقش نورا همکلاسی یلچین در گذشته به طور تصادفی او را ملاقات میکند. او هنرمندی فوق العاده جذاب و عمیقا حساس است. این فیلم تصور نویسنده از عشق ایده آل در دوران دبیرستان است و از لارنس میخواهد تا به نقش این دختر رویایی اعتبار ببخشد. او هم به طرز دلنشینی این کار را به ثمر میرساند. اما نقشی مانند نورا قدرت خود را از استعداد لارنس در بازیگری میگیرد. با این همه تماشای او در سگ آبی مانند این است که ازبازیگر توانمندی چون دنیل دی لوئیس بخواهید یک نقش ساده و آسان را بازی کند. مطمئنا میتواند این کار را انجام دهند اما این بهترین استفاده از مهارت و استعداد این بازیگر نیست.
فیلم دیوانهوار | 2011 | Like Crazy
دیوانهوار فیلمی است که نشان میدهد یک رابطه وسواس گونه تا چه اندازه میتواند ویرانگر باشد. و از آنجا که سامانتا در این مثلث شخصیت منطقی است، محکوم به شکست است. بازی کردن در نقش «دختر خوب» و شخصیت شیرین و مهربانی که قرار است زیر پا گذاشته شود، میتواند سخت باشد، اما جنیفر لارنس هرگز به شما این اجازه نمیدهد سامانتا را به عنوان یک شخصیت ضعیف ببینید. برعکس هر مخاطبی میتواند نتیجه گیری کند که شخصیت او از آنا بسیار متعادلتر و بخشندهتر است. این فقط از بدشانسی اوست که گرفتار مردی شده که بیش از حد در یک رابطه عاشقانه تخریب کننده غرق شده که نمیتواند ببیند چقدر سامانتا میتواند برای او خوب باشد.
فیلم زمستان استخوان سوز | 2010 | Winter’s Bone
مادر جنیفر لارنس رمان دنیل وودلر را که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده بود و درباره یک زن جوان است که برای نجات خانهاش در اوزارک میجنگد، را در زمان انتشارش خوانده بود و به دخترش که در لوئیزویل بزرگ شده بود گفت که باید این شخصیت را در یک فیلم بازی کند. تنها چند سال بعد، لارنس برای این نقش تست داد. او بعدا درباره شباهتهای بین لوئیزول و محیط روستایی خشن این فیلم گفته و اینکه در بازسازی لهجه راحت بوده. فراتر از اینکه این اولین فیلم لارنس است، زمستان استخوان سوز به عنوان نشان همیشگی اصالت لارنس عمل میکند. چرا که نه تنها این فیلم مورد توجه جشنواره ساندنس قرار گرفت و نامزد بهترین فیلم شد بلکه به تثبیت او در ذهن عموم کمک کرد.
فیلم خانه پوکر | 2008 | The Poker House
لوری پتی بازیگر (لیگ خودشان) این داستان را نوشت و کارگردانی کرد. فیلم در دهه ۱۹۷۰ اتفاق میافتد و بخشی از آن بر اساس جوانی خودش است. درباره یک نوجوان (جنیفر لارنس) که باید دو خواهر کوچکترش در یک خانه فساد به عنوان خانه پوکر، بزرگ کند. این فیلم به به قدری احساسات شخصیتها را دراماتیزه میکند که گاهی رشته داستان را گم میکند وگویی بیشتر روی شخصیتهای منفیاش تمرکز دارد تا گفتن یک داستان جذاب برای مخاطب. اما پشت آن شور و شوق واقعی وجود دارد و لارنس در یک نقش فوق العاده چالش برانگیز ظاهر میشود. در جشنواره فیلم لس آنجلس ۲۰۰۸ برای این فیلم جایزه هیئت داوران را برد.
فیلم دشت سوزان | 2008 | The Burning Plain
این فیلم اولین تجربه کارگردانی نویسنده فیلم عشق سگی گی یرمو آریاگا است. (همچنین فیلم بابل را هم نوشته.) این فیلم داستان چند خطی و پیچیدهای دارد، اما ظاهرا نویسنده هیچ گونه محدودیتیای برای پیچشهای روایی قایل نبوده و در نتیجه یک داستان احساسی را تبدیل به یک روایت به شدت عبوس و خسته کننده میکند. جنیفر لارنس دراین فیلم در یک بازگشت گذشته درخشان، نقش کودکی را بازی میکند که نسخهای از شخصیت اصلی است که توسط شارلیز ترون بازی میشود. آیا جهانی وجود دارد که در آن جنیفر لارنس بزرگ شود و به شارلیز ترون تبدیل شود؟ در این فیلم هست.
اگر میخواهید به کلکسیونی از بهترین فیلم های جنیفر لارنس در فیلیمو دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید