معرفی کامل و نقد فیلم بازی را بکش
- بازی را بکش فیلم جسورانهای است و قصد دارد پشت پرده فوتبال و بحث شرطبندی و فساد را به عنوان یکی از مشکلات تمام نشدنی فوتبال ایران نشان دهد، این شجاعت در انتخاب و نزدیک شدن به سوژه به خودی خود قابل تحسین است. چگونه به این سوژه رسیدید و چه شد که چنین روایتی برای ساخت اولین اثر بلند سینمایی خود انتخاب کردید؟
محمد ابراهیم عزیزی، کارگردان فیلم بازی را بکش: من و خانم شیرمرد نویسنده این اثر اصالتا اهل شمال ایران هستیم و همانگونه که میدانید شمال یکی از قطبها و قلب تپنده فوتبال است. فارغ از این مساله ما خودمان به اصطلاح فوتبالدوست هستیم و فوتبال واقعی را بسیار زیاد دوست داریم. اگر بخواهم یه مقدار عقبتر بروم، بعد از آخرین فیلم کوتاهی که باهم کار کردیم، من یک ایدهای با محوریت 15 دقیقه در رختکن یک تیم فوتبال بین دو نیمه بازی به ذهنم رسید که آن را با خانم شیرمرد مطرح کردم و قرار شد روی این ایده کار کنیم و آن را در قالب فیلم کوتاه جلو ببریم.
قرار بر این شد که خانم شیرمرد درباره این ایده پژوهش کند. تا اینکه یک ویدئو از مرگ فوتبالیستی وسط بازی فوتبال به من نشان داد که بسیار تاثیرگذار بود. ما همان زمان به این سوال رسیدیم که اگر یک فوتبالیست وسط زمین بمیرد، چه ابعاد حقوقیای دارد و اساسا مرگ بر اثر حادثه ورزشی چه وجههای پیدا میکند. برای این موضوع نیز قرار شد خانم شیرمرد پژوهش کند و در ادامه آن نیز ما با مباحثی مثل تبانی در فوتبال مواجه شدیم که البته از گذشته میدانستیم چنین موضوعاتی وجود دارد اما در زمان پژوهش ناخودآگاه به این سمت و سو کشیده شدیم.
بله در ساعتهای خاصی روی اعمال بازی فوتبال ماند اوت، کرنر، خطا، هَند و… شرط بندیهایی صورت میگیرد و یا حتی یک عده سر این موضوع تبانی میکنند که در ساعت خاصی از بازی از قصد مرتکب خطا، پنالتی و… شوند. این پروندهها وجود داشت و ما وارد آن شدیم؛ در حقیقت این دو مساله کنار هم قرار گرفت که در هر ورزشی اگر یک نفر خطا روی یک بازیکن دیگری کند و شکل شبه عمد به خودش بگیرد، کسی مواخذه نمیشود اما اگر عمدی پشت آن قضیه بوده باشد حتی اگر ضربه ورزشی تلقی شود، قتل به حساب میآید. همچنین به این ایده فکر کردیم که اگر یک نفر در یک ساعت خاصی از بازی بر اساس یک تبانی، خطای عمدی روی یک بازیکن انجام دهد که منجر به فوت شود، چه اتفاقی رخ میدهد؟ اینگونه قصه شکل گرفت.
- بازی را بکش یک افتتاحیه عالی و قابل قبول برای طرح مسالهاش دارد اما یکی از نقدهایی که به آن شده است، روایت تخت فیلم از اواسط آن به بعد است که توانایی ایجاد گره ندارد و فاقد شور و هیجان در قصه است. چه قدر با این گزاره موافق هستید؟
راستش من با این بخش زیاد موافق نیستم و باید بگویم که متاسفانه بعضی از نگاهها شبیه فضای مجازی شده است و دوست دارند همه موارد را کوتاه و سر ضرب ببینند، نتیجه گیری کنند و تمام شود. اساسا صبر و تحمل پایین آمده است. این دوستان اگر فیلمهای چهار تا پنج ساعته تاریخ سینما را ببینند، چه میگویند؟ وقتی گرهی در قصه میافتد، کاراکتری که درگیر مساله است، احتیاج به فضایی دارد که فکر کند و به یک سری موضوعات بپردازد. اگر قرار باشد همه موارد به راحتی حل شود، دیگر نیازی به ساخت فیلم نیست بلکه یک نفر میتواند جلوی دوربین بنشیند و در 5 دقیقه ماجرا را تعریف کند.
در فیلمنامه باید مخاطب را با کاراکتر همراه کرد تا جایی که به تماشاگر فهماند او هم شبیه من و شماست و اگر اتفاقی برایش رخ میدهد، ممکن است ابتدا گیج شود و نتواند درست فکر کند. باید به آن زمان داد تا تحلیل و اطلاعاتی را جمعآوری کند. همچنین اگر به لحاظ فنی و فرمی نیز به این اثر نگاه کنم که بارها با دقت آن را تماشا کردم، هیچوقت چنین مسالهای توجهم را جلب نکرد.
- لوکیشن فیلم در خطهای است که خون فوتبال در آن جریان دارد و شاید بتوان گفت گیلان سرزمین طرفداران سینهچاک این ورزش است. لانگشاتهای فیلم از طبیعت زیبای شمال ایران، خوشرنگ و لعاب از آب درآمدهاند. دلیل انتخاب لوکیشنی خارج از تهران چه بود؟
دلیلش این بود که من و خانم شیرمرد نویسنده کار اصالتا شمالی هستیم و شناختی نسبت به آن اقلیم داریم. همچنین با این موضوع نیز آشنا بودیم که مردمان شمال کشور طرفداران سینهچاک فوتبال هستند و آن را عاشقانه میپرستند. همچنین یک عده از شنیدن این حرف که در فلان بازی تبانی شده است، به شدت بیزار هستند و برایشان دردآور است چراکه آدمهای شرافتمندی هستند که دوست دارند فوتبال به پاکترین شکل ممکن انجام شود و اگر قرار باشد در این راستا یعنی علیه بیقانونی کاری انجام بدهند، وارد عمل میشوند. البته من نمیتوانم بگویم دیگر مردمان در شهرهای مختلف ایران فوتبال را کمتر دوست دارند یا بیشتر چراکه شناختی نسبت به این مساله نداشتیم و باتوجه به آشنایی خود با مردمان شمال کشور بدان پرداختیم.
- ساخت یک اثر در خارج از پایتخت با چه چالشهایی همراه است؟ به لحاظ بهره مند بودن از تجهیزات و حضور بازیگران و…
اولین چالش ساخت فیلم در خارج از تهران شاید بحث هزینهها باشد اما چون من بیشتر آثار کوتاهی را که تولید کردم در خارج از تهران جلوی دوربین بردم، چالش آنچنانی نداشتم یعنی هرجا خارج از تهران فیلم ساختم با آدمهای صبور و درجه یکی مواجه شدم که همه همراه و خوب بودند. خاصه در این فیلم اهالی آن منطقه زمانی که متوجه ساخت فیلم با موضوع فوتبال شدند، به شدت استقبال کردند. البته کسانی هم بودند که دوست نداشتند این اثر بدین مساله بپردازد. شاید بتوانم بگویم آب و هوا در شمال بیشترین چالشی است که آدم میتواند با آن مواجه شود اما از لذت کار کردن در آنجا نمیتوان گذشت.
- بازی را بکش با بازی خوب محسن کیایی که خودش را برای بازی در فیلم کلی لاغر کرده بود درخشان و باورپذیر شده بود. درباره نحوه انتخاب بازیگران برایمان بگویید. آیا همه جزو انتخابهای اول شما بودند؟
ما وقتی که روی فیلمنامه اولیه کار میکردیم، بالاخره نیم نگاهی به اینکه چه کسانی میتوانند این نقشها را بازی کنند، داشتیم. محسن کیایی هم جزو گزینههای جدی ما بود و صراحتا میگویم از ابتدا به ایشان فکر میکردیم چرا که میدانستیم فوتبالیست و ورزشکار است و سابقه دروازه بانی دارد. همچنین موضوعات مربوط به فوتبال را میشناسد و نسبت به آن اشراف و علاقه دارد. تصوراتی که نسبت به دیگر بازیگران هم داشتیم، تقریبا به همین شکل بود. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بازیگرانی که در این فیلم سینمایی ایفای نقش کردند همگی جزو انتخابهای اول ما بودند و گزینه دیگری نداشتیم.
همچنین دوست دارم به این نکته اشاره کنم که همه بازیگران در این اثر درجه یک بودند و اساسا ما در فیلم بازی را بکش با محمد بحرانی متفاوت و هدی زین العابدین بسیار خوب مواجهیم که نقش خود را کاملا لب مرز و درست بازی کرده و به خوبی از پس آن برآمده است.
- در حالیکه بخش گستردهای از مردم جامعه به مسایلی مثل فوتبال و دیگر رشتههای ورزشی علاقه دارند، ولی این عشق و علاقه خودش را در سینما نشان نمیدهد. و شاید بتوان گفت فیلمهای ژانر ورزشی به دلایل مختلف به شکست در گیشه مواجه میشوند. دلیل این اتفاق چیست؟
من معتقدم که ورزش کمی به تئاتر و سینما نزدیک است چراکه بازیکن و بازیگر و مکانی (ورزشگاه) برای اجرا دارد، حاوی اشک و لبخند است، غافلگیری دارد و اساسا شباهتهای زیادی به هم دارند اما اینکه چرا چنین آثاری موفق نمیشوند، سوال این روزهای خود من نیز هست. البته من ژانر فیلم سینمایی «بازی را بکش» را ورزشی نمیدانم. درست است که موضوع آن درباره ورزش و حواشی فوتبال است اما فیلم ورزشی به معنای ژانر نیست که تعریف خاص خود را داشته باشد مثلا ظهور و سقوط یک بازیکن فوتبال یا یک تیم را میبینیم.
محمد ابراهیم عزیزی، کارگردان فیلم بازی را بکش: هرجا خارج از تهران فیلم ساختم با آدمهای صبور و درجه یکی مواجه شدم که همه همراه و خوب بودند. خاصه در این فیلم اهالی آن منطقه زمانی که متوجه ساخت فیلم با موضوع فوتبال شدند، به شدت استقبال کردند
شکست اینگونه فیلمها در گیشه نیاز به پژوهش و تحقیق گسترده دارد و شاید احتیاج به یک نظرسنجی از مخاطبان همیشگی سینما تا در نهایت به یک یا دو کلیدواژه برسیم که دلیل واقعی آن مشخص شود که چرا این ژانر برای مخاطبان جذاب نیست؟ حتی میتوان از فیلمسازان نیز پرسید؛ اینکه آیا کمبودی نسبت به فن سینما، قصه، شخصیتپردازی و… وجود دارد یا نه؟ باید به این سوالات پاسخ داده شود.
- درباره اکران این فیلم و بازخورد فوتبالیها نسبت به این اثر برایمان بگویید.
اگر بخواهم درباره اکران این اثر صحبت کنم باید بگویم که سانسهای بدی به این اثر آن هم در سینماهای محدود اختصاص داده شد و بسیار عجیب و غریب بود. فیلسازان بارها به سانسدهی اعتراض کردند و همچنین میزهای تحلیل و آسیبشناسی برپا شده است اما نمیدانم چه زمان قرار است این وضعیت درست شود و شاید به عمر ما قد ندهد!
از سوی دیگر باید بگویم که ما هیچ بازخورد یا واکنشی نسبت به این ماجرا که یک عده بگویند چه قدر خوب که بالاخره یک فیلم سینمایی به مسایل حاشیهای فوتبال پرداخت و آسیبشناسی کرد، نداشتیم البته یکسری روزنامهنگاران گفتند که فضای نمایش داده شده بسیار تاریک است و… که چندان مهم نیست اما فوتبالیها اعم از بازیکنان و روزنامهنگاران این حوزه هیچ واکنشی نشان ندادند و انگار برایشان عادی بوده و هست شرط بندی و تبانی در فوتبال و انگار قبح آن ریخته است و واکنشی نسبت به آن نداشتند.
- سخن پایانی…
فیلمهایی با موضوع اجتماعی، توسط کسانی ساخته میشود که دغدغه یکسری مسایل را دارند و همچنین به دنبال موضوعات مهمی در جامعه هستند که آن را دستمایه ساخت یک اثر هنری قرار دهند. همچنین این هنرمندان برخی مواقع پیشبینی میکنند که بعضی از موضوعات چند سال دیگر گریبان ما را میگیرد. در این میان اتفاق افتاده است که فیلمسازان از برخی مسایل پرده برمیدارند؛ قصههایی که پیش از این پنهان شده بودند. امیدوارم این دوستان جدی گرفته شوند و مسئولان از موضوعاتی که در فیلمهای اجتماعی مطرح میشود، فرار نکنند، از آن نترسند و بدان انگ نزنند چراکه فیلمساز دلسوز است و تنها مسالهای را گوشزد کرده است.