اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فیلم فجر
خلاصه داستان فیلم رها
در خلاصه داستان فیلم رها آمده است: توحید 55 ساله به همراه همسر و فرزندانش زندگی متوسطی دارند. تا اینکه یک اتفاق، داستان زندگی آنها را بهم میریزد…
بازیگران و عوامل فیلم رها
شهاب حسینی (در نقش توحید)، غزل شاکری (در نقش ثریا)، ضحا اسماعیلی (در نقش رها) و آرمان میرزایی (در نقش سهیل)، سپیده پهلوانزاده، ماهنی مهرپرور، محمدرضا سامیان، بردیا دیانت، محمد اشکانفر و هادی افتخارزاده بازیگران این فیلم هستند.
شهاب حسینی در حال حاضر یکی از بازیگران مهم و البته گرانقیمت سینمای ایران است. اما از اواخر دهه 80 و پس از اینکه خودش اولین فیلمش را کارگردانی کرد، شروع به حمایت از فیلمسازان جوان و با استعداد کرد. او هر فیلمنامه خوبی به دستش برسد، با تهیهکنندگی یا قبول دستمزد کم یا به هر طریقی که بتواند از کارگردانان فیلم اولی حمایت میکند. حالا بازی او در فیلم رها جدیدترین همکاری او با فیلمسازان جوان است. در کنار بازی او میتوان به حضور غزل شاکری در این فیلم اشاره کرد.
عوامل فیلم عبارتند از؛ تهیهکننده: سعید خانی، کارگردان: حسام فرهمند، فیلمنامه: محمدعلی حسینی و حسام فرهمندجو، فیلمبردار: روزبه رایگا، تدوین: مهدی سعدی، طراح صحنه: رسول علیزاده، طراح لباس: آرام موسوی، گریم: هادی هاشمی، مدیر تولید: شهرام شاهرخ، صدا: آرش قاسمی و حامد صمدزاده، جلوههای ویژه: علی جبلی و…
از دیگر نکات این فهرست عوامل میتوان به حضور مرضیه برومند در مقام مشاور کارگردان نام برد.
نقد و بررسی فوری فیلم رها
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
سید مهرزاد موسوی
اگرچه برخی منتقدان در این روزها، فیلم را به تلخی بیش از حد یا فلاکت دنبالهدار (عبارت محبوب قدیمیشان همان «سیاهنمایی» است) متهم میکنند، اگرچه فیلم چند پایانه است، ولی همین ادامه دادن داستان پس از اتفاق زجرآور «رها» فیلم را از یک تراژدی صرف بالاتر میبرد. این خانواده فلاکتزده و غرق در مشکلات، به موفقیت میرسند؛ کار نیمهتمام را تمام میکنند، انتقام نصفه و نیمهای هم میگیرند و این بارقههای امید را زنده نگه میدارد [حیف که نباید فیلم را لو داد وگرنه همه این گفتهها مثال باید آورد].
این جمله را باید ابتدای این متن مینوشتم؛ ما با یک درام خوب، شخصیتهایی درجه یک (بخصوص کاراکتر توحید) و حتی -به نظر من- پایانی درست طرفیم. و همه اینها حاصل این فیلم با همه درد و زخمش، ارزش تماشا دارد… از دستش ندهید!
۳ نکته از فیلم:
- یک شهاب حسینی واقعا درخشان؛ سیمرغ برای شماست آقا
- مشکل سینمای ایران فیلمنامه است را بریزید دور!
- بهترین فیلماولی جشنواره؛ حسام فرهمند
محمد تقیزاده
رها دو مشکل در روایتگری داستانی خود دارد نخست اینکه به طور افزاینده و اضافی سعی دارد اجتماعی باشد و از نگرانیهای معیشتی مردم بگوید حال آنکه به طور قطع سینما جای بیاینه دادن نیست و میبایست زمینههای این تمهیدات فراهم و مهیا باشد، مثال این رویکرد نگاه و دیالوگهای شهاب حسینی در فیلم است که مدام قصد دارد از مشکلات طبقه مستضعف بگوید بدون آنکه در قامت شخصیت و تعریف جایگاه او این حرفها جای بگیرد. این ضعف شخصیت پردازی در دیگر کاراکترها نیز به وضوح قابل رویت است و همه سعی دارنا با پیام و محتوا عمل کنند!
مشکل دیگر فیلم رها چالشی بودن فیلمنامه است وقتی که سعی دارد به مثابه اصغر فرهادی فیلمنامهای چالشی و دیالوگهای پینگ پنگی بنویسد حال آنکه خود فرهادی هم در طراحی اینگونه فیلمنامهها دچار مشکل شده حال فرض کنید کپی دست سوم یا چهارم فیلنامههای اجتماعی چالشی فرهادی چه خواهد شد. شهاب حسینی با وجود تلاشهای زیادی که کرده با اغماض نقش خود در چند فیلم از جمله جدایی نادر از سیمین و برادرم خسرو را تکرار کرده است و به هیچ وجه نمیتواند ناجی فیلم باشد.
۳ نکته از فیلم:
- اجتماعی زدگی
- کپی کاری از فرهادی
- شهاب حسینی تکراری
احسان طهماسبی
ملودرام اجتماعی پرکشش و تماشایی رها، ضمن عبور زیرکانه از خط قرمزهای اخلاقی سینمای ایران و نمایش تاثیر نقش مخرب پدر ناآگاه در انحطاط بنیان خانواده، به معرفی شخصیتهایی همدلیبرانگیز و کنشگر پرداخته و با گره افکنیها و گره گشاییهای پیدرپی، روایتی تاثیرگذار را بازگو کرده و با ایجاد چالش برای مخاطب در فهم جایگاه قهرمان و ضدقهرمان ، تماشاگر را تا آخرین دقیقه با خود همراه میکند. رها، روایتگر یک فروپاشی اخلاقی ناشی از رنج و فشار اقتصادی است که میتواند آژیر خطر اوژانس اجتماعی را به صدا درآورد.
۳ نکته از فیلم:
- نمایش یک مرگ غیرمنتظره و وحشتناک که این بار برخلاف بسیاری از فیلمهای سینمایی توجیهپذیر بوده و صرفا کارکرد دراماتیک ندارد!
- صدای گریه برخی حضار در سالن رسانه، توجه دیگر تماشاگران را به خود جلب کرده بود! سینمای رسانه تاسیان بود بعد از رها
- از علی (ع) نقل است که: کسیکه به فقر دچار شود به چهار خصلت مبتلا میشود: ضعف در یقین، نقصان در عقل، سستی در دین، کمحیایی در چهره.
سید احسان عمادی
بازی شهاب حسینی در نقش پدری با روانی آسیبدیده که نمیتواند تکیهگاه خانواده باشد به یاد ماندنی است. پیرنگ اثر البته بدون اشکالات مهم نیست (بهخصوص کنش تعیینکننده پسر خانواده، که ناهمخوان با شخصیتی است که از او ساخته شده)، اما جدا از اینها «رها» از دو نگاه لطمههایی جدی دیده است: اول بیش از حد محاسبهشده و مهندسی بودن اتفاقات، طوری که موقعیت فیلم را مدام محدودتر و خاصتر و به همین دلیل تماشاگر را از آن دورتر میکند، و دوم اصرار کارگردان بر به هم ریختن روح و روان مخاطب به هر ترتیب و طریقی که شده؛ بمباران همهجانبه عاطفیاش و خلع سلاح ذهنی و منطقی او در برابر آنچه روی پرده میبیند.
ماجرای فروش موهای دختر از این منظر جالب توجه است. اتفاقی ناگوار و تکاندهنده، که انجامش در همان آرایشگاه نیز به قدر کفایت ناخوشآیند بود، اما با تغییر مشتری به دوستِ در آستانه ازدواجش که میخواهد با پسر محبوب او وصلت کند، معلوم میشود که قصد کارگردان چیزی بیش از «اثرگذاری» است: ساخت فیلمی بهغایت تلخ و شکنجهگرانه که به جای تأثیر آرام و عمیق بر مخاطب و دعوتش به مکث و تأمل بر درونمایه سیاه و گزنده فیلم –اینکه فقر و نابرابری تا کجا میتواند گریبان انسان را بگیرد-، فقط میخواهد او را رنج و آزار دهد تا در پایان ترجیحش این باشد هرچه زودتر تماشای چنین مصیبتی را از یاد ببرد.
۳ نکته از فیلم:
- بازی شهاب حسینی
- طراحی صحنه خانه و تعریف هویتش جلوی دوربین
- دیالوگها، بهخصوص در جر و بحثهای پدر و دختر با برادر صاحب لپتاپ
محمد جلیلوند
فرهمند که خود فیلمنامه رها را نوشته، در ده دقیقه نخست به خوبی توحید و خانواده اش متشکل از همسر و دو فرزندش رها و سهیل را معرفی کرده و با تاکید روی مشکلات اقتصادی خانواده، قصه اش را پیش می برد. دزدیده شدن لپ تاپ نسبتا گرانقیمت رها که می تواند به قیمت بیکار شدن اش تمام شود، تنش خوبی به قصه بخشیده و حادثه محرکی را رقم می زند. بی خیالی و بی تفاوتی توحید برای تامین هزینه های خانواده، هنگام خرید لپ تاپ دست دوم به اوج رسیده و نقطه عطف نخست را به وجود می آورد. دزدی بودن لپ تاپ ایده خوبی برای بالا نگه داشتن بار تنش حاکم بر فیلم است که به رها در قالب قهرمان هویت مستقلی می بخشد. در عین حال معمای مربوط به بیکاری پدر خانواده نیز در همین بخش حل شده و تماشاگر نسبت به توحید دید بهتری پیدا می کند.
فرهمند در انتهای پرده میانی که کمی طولانی هم به نظر می رسد، نقطه عطف خوبی را تدارک دیده و فیلم را به پرده آخر می رساند. رها از یک پایان بندی خوب برخوردار بوده که مایه های اخلاقی مورد نظر کارگردان را درون خود دارد. رها از آن دسته فیلم هایی است که در بین خیل کمدی های در صف اکران می تواند مخاطبان خود را پیدا کند.
۳ نکته از فیلم:
- بازی های یکدست بازیگران و یک شهاب حسینی درخشان
- ریتم کند فیلم در نیمه میانی و نیاز به روتوش مجدد
- تاکید روی فقر خانواده بدون آن که غلو شده باشد
حاشیههای فیلم
- تهیهکنندگی سعید خانی سومین تجربه او با فیلمسازان فیلم اولی است.
- مرضیه برومند سابقه درخشانی در ساخت آثار پرمخاطب داشته و به نظر میرسد حضورش در این فیلم نیز تأثیرگذار خواهد بود.
- حضور بازیگران چهرهای مثل شهاب حسینی از نکات قابل توجه این فیلم است.
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
حسام فرهمند | کارگردان: فیلم رها تلخ هست اما سیاهنمایی ندارد. بخشی از این تلخی به شرایط قصه و زیست کاراکترها برمیگردد. زمانی که تصمیم گرفتم این فیلم را بسازم، فهمیدم که موضوع را باید بهصورت رمان ببینم و سعی کنم تصویر نشان دهم. من به سینمای قصهگو علاقهمند هستم و امیدوارم توانسته باشم این تصویر را ترسیم کنم. هدف من این بود که با بازیگرانی کار کنم که شناخته شده نیستند. من به آموزشگاههای هنری بسیاری سر زدم و درنهایت این ترکیب بازیگران را انتخاب کردیم. فکر هم میکنم ترکیب موفقی شد و من از نتیجه بازی بازیگران راضی هستم. همه موضوعاتی که در فیلم به تصویر کشیده میشود، گرتهبرداری از مجموع اتفاقهای واقعی است. فیلم مبتنی بر یک رویداد خاص نیست، اما تکتک واقعهها حقیقی است. اگر سعید خانی، پای این پروژه نمیایستاد، هیچ وقت نمیتوانستیم این اتفاق را رقم بزنیم. ضمن این که جا دارد از مرضیه برومند، تشکر کنم که پای ساخته شدن فیلم ایستاد و ممارست کرد. این فیلم حاصل جملهای است که سالها پیش کیومرث پوراحمد بعد از ساختن یک فیلم کوتاه بد به من گفت: «سعی کن اولین فیلمت، برآمده از دغدغهات باشد.»
سعید خانی | تهیهکننده: دوستی من با حسام فرهمند به بیست سال پیش و فیلم کیومرث پوراحمد برمیگردد. او سالها تیزر تبلیغاتی ساخته و درنهایت بعد از خواندن متن خوب این فیلم من را مجاب کرد تا با سرمایه شخصی، تهیهکنندگی این فیلم را برعهده بگیرم. امیدوارم در اکران سرمایه فیلم بازگردد تا بازهم بتوانم از این قبیل ملودارمها تهیه کنم. فیلم را در ۳۷ جلسه فیلمبرداری کردیم. در فیلم ما، عوامل کار اولی بسیاری کار کردند و میخواهم بگویم با استعدادی که از هرکدام دیدم، آیندهای روشن در انتظار همه آنها خواهد بود.
علی حسینی | نویسنده: من قصههای تلخ را دوست دارم و فکر میکنم آقای فرهمند هم در کارگردانی توانسته تلخی را از فیلمنامه بگیرد. دلیل علاقهام به تلخنویسی را نمیدانم. شاید برای این باشد که آدم غمگینی هستم.
شهاب حسینی | بازیگر: ما با اثری طرف هستیم که باید تاثیرگذار بودن یا نبودن آن را بررسی کنیم. از این بیت مدد میگیرم که «هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش»؛ در حرفه ما این اصل فیلمنامه است. متنی که من خواندم، نتیجه سالها زیست و دغدغه شخصی کارگردان و نویسنده است که بدون هیچ حاشیه و با تکلیفی روشن ساخته شد.
غزل شاکری | بازیگر: در جلسه اول مذاکره با آقای فرهمند من مجاب شدم که فیلمی که قرار است ساخته شود، استانداردهایی لازم را دارد. حضور شهاب حسینی هم در کار قطعی شده بود و به من اطمینان میداد. باید از حسام فرهمند هم تشکر کنم که برای من حضوری بسیار کمککننده داشت.
رسول علیزاده | طراح صحنه: هر پروژهای یک مربی نیاز دارد و در کار ما این مربی، کارگردان است که در این اثر کارش را بهخوبی انجام داد. من همیشه میگویم رابطه گروه فیلمبرداری و صحنه، شبیه به رابطه زن و شوهری است! یعنی مکمل هم هستند و هم را تکمیل میکنند. اگر طراحی صحنه خوب است یعنی کار فیلمبرداری هم خوب بوده است. برای من افتخاری بود که با این گروه کار کردم و همه تلاش خود را برای خلق صحنهای درست، بهکار گرفتم.
روزبه رایگا | مدیر فیلمبرداری: من از پیشتولید کار، همراه با عوامل تولید و کارگردان همه لوکیشنها را بررسی کردم. حتی در بعضی لوکیشنها دوربین را با خود بردیم و پلان گرفتیم تا ببینیم چهاندازه زمینه بصری برای فیلمبرداری کار فراهم است. تلاش خود را کردیم که همهچیز در کمال خود پیش برود. ما برای فیلم کتاب-سکانس طراحی کردیم و قبل از فیلمبرداری از سکانسها عکس داشتیم. ضمن این که پالترنگی هم برای سکانسها طراحی کردیم که همه اینها به فیلمبرداری کار کمک کرد.
مهدی سعدی | تدوینگر: من شیفته موضوع و داستان فیلم شدم و بعد از چند جلسه مذاکره، به فهرست عوامل این کار پیوستم. حفظ یکپارچگی در تدوین این کار برای من خیلی مهم بود. میزان ارتباط مخاطب با کاراکترها برای من خیلی مهم بود؛ این که مخاطب بتواند با کاراکترها همذاتپنداری کرده و آنها را باور کند.
پوستر فیلم رها
پوستر و نامواره یا لوگوی فیلم رها را محمد روحالامین طراحی کرده است.
پس کی اکران آنلاین میشه؟
اکران آنلاین در فیلیمو این هفته؟
تا این لحظه که نه… ولی خدا کنه
سلام کی اکراین الاین میشه
شهاب حسینی اسطوره بی تکرار پر افتخار
فیلیمو منتظر اکران آنلاین رهااا هستممم
فیلیمو جان، منتظر اکراین آنلاین فیلم “رها” هستیم.
فیلم عالی، محتوی پیام و خوشساخت
با سپاس از همه دستاندرکاران
از کجا میتونم فیلم رو ببینم؟
هنوز برای پخش و اکران آنلاین به پلتفرمها نیومده
این. فیلم. رها. آشعال ترین. فیلم دنیا ست. فقط. میخواهند مردم را افسرده کنند . آخه.شما دارید چی کار میکنید.
فیلم به نظرم ارزش یه بار دیدن داشت ولی چندتا نکته مردی که راهبر بوده و میگه درامدم خوب بود همچیم تامین بود یه چیزی باید داشته باشه تو چند سال گذشته که اوضاع اقتصادی بهتر بوده مثلا یه پراید که بتونه باهاش اسنپ کار کنه و درامد نسبتا خوبی داشته باشه یا مثلا از راهبری استعفا داده چون روانش آسیب دیده ولی میتونست مثلا یه شغل دیگه ای تو مترو داشته باشه مثل بلیط فروشی یا بخشای دیگه مترو ! دختر خانواده خیلی استرس شغلشو داشت این شرکت های درست حسابی لب تاپ شده امانت میدن که کار کنی پروژه رو تحویلشون بدی تازه به فرض اخراج میکردند که بعذ یه مدت که میخرید بارم وقتی کار بلدی میتونی شغل پیدا کنی! ولی باگ فیلم پسر خانواده بود میدونیذ تا یه جاش ممکن بود درست باشه که پسر وقتی فهمید ۱۵ میلیونی که خواهرش گذشت از موش دود شد رفت هوا ! و اون دختر که دنبالش رفت متمول بود شاید پیش خودش گفته مجبورم ! و این دختر خیلی ثروتمند تو یه دیالوگ دختر گفته چند وفت دیگه ردش میکنم این شاید قابل باور بود که پسر بدزده ! ولی برای من یکی اصلا قابل پذیرش نبود یه دختر معصوم که خیر هم هست چون خواهرش نداره لب تاپ مورد حمله با چاقو قرار بگیره و ریلکسم باشه به نظرم میتونست بگه که درگیر شدم ناخواسته دختر سرش خورد به جایی رفت تو کما این قابل باور تر بود چون یه جوریایی نشون داد که از اول حق با پسر پولداره بود که به اینا کفت عقده ای و تهشم اگه میگفتن دختر بهوش اومده ما راحت تر کنار میومدیم با گذشت مغازه دار برای لو ندادن و تلاش پدر و مادر برای لو نرفتن پسرشون ! رفتار پسر خلافکارشون قابل توجیه نبود اصلا در کل ارزش یه بار دیدن داشت
به شدت توصیه میکنم. عااالی. میتونم به جرات بگم در چند سال اخیر در ایران همچنین فیلمی ندیدم. میزانسن عالی. طراحی صحنه کاملا با حرکت دوربین بالانس بود در واقع انگار خود صحنه یه شخصیت جدا داشت. بازی حیرت برانگیز شهاب حسینی اگر چه غیر از این انتظار نمیرفت . با احترام به کسانی که میگن سیاه نمایی اما به هیچ وجه این طور نبود چون متن تلخ رو شخصیت پردازی به جا و با ثبات و گره گشایی کاملا بالانس کرده بود
به نام خدا
با سلام و عرض ادب به تمام خوانندگان
بنظر من فیلم رها شروع بسیار عالی داشته،همه ی ما فهمیدیم توحید فردی بی عار است اما خودش را قانع میکند که اینگونه نیست.غزل شاکر در نقش مادر هایی که به احتمالا همه ی ما در خانواده قشر متوسط هم دیدیم که این نوع مادر ها از تنها فرصت استفاده میکنند تا همسرشان را تحقیر کنند
شخصیت ها خوب ساخته شدند ما با یک خانواده اصیل ایرانی آشنا میشویم خانواده ای که زیاد دور از منطق نیست
کارگردان جسارت کرد و بازیگر های جدیدی را به رخ مخاطب کشید و خود این کار نکته مثبتی است
همه بازیگر ها بازی خوب و بد دارند
برای مثال شخصیت پسر پولدار با توحید زمانی که در دادگاه بحث میکردند و توضیح توحید به قاضی که زندگی اش چگونه بوده در این سکانس بازی ها به معنای واقعی کلمه معرکه بود
مخصوصاً آقای شهاب حسینی خیلی عالی بازی میکرد
اما در سکانسی که رها به دنبال پسر میرود تا لپتاب را تحویل بگیرد و او را تحدید میکند در اینجا بازی ها بد است دو بازیگر جوان فقط دیالوگ میکنند و ما هیچ احساسی را در چهره شأن نمیبینیم
اینجا لازم است بگویم فیلم برداری فیلم عالی بود و توانست را به دل آن خانواده ببرد
اما نقاط ضعف:
فیلم شروع عالی داشت و توانست تا مرگ رها خوب ادامه دهد و اگر همینجا فیلم تمام میشد بهتر بود
زیرا ژانر معمایی این فیلم بسیار غیر منطقی بود و من به شخصه دوست داشتم رها برای این مرده باشد که لپ تاب را از دست آنها بگیرید نه برای اینکه برادرش را نجات دهد
و ما چرا هیچ شکی به برادر نکردیم؟چون کاراکتر برادر درست ساخته نشده بود
اگر فیلم در شک اول یعنی مردم رها تمام میشد باعث میشد تماشاگران با چشمی از گریه و شک از سینما بیرون بیایند نه با نچنچ
فیلم زیادی ادامه پیدا کرد و این بد بود
حوصله تماشاگر تمام میشه و این برای یک فیلم ملودرام اجتماعی نقطه ضعفی است
در نهایت من از دیدنش پشیمان نیستم چرا که همان بیست دقیقه سکانس شهاب حسینی در دادگاه با بازی بینظیرش ارزش دادن میلیون ها پول را دارد
خیلی فیلم ضعیفی بود، حیف از پول و وقت
بسیار فیلم آموزنده ای بود. و توصیه میکند حتما ببینید
یه سوال دارم لپ تابی که پیک اورده بود خونه توحید جریانش چی بود؟
واقعا فیلم احمقانه ای بود.
فیلمی باکیفیت برای مردم ایران
فیلمی شریف برای مردم ایران
بسیار فیلم زیبا و تاثیر گداری بود فیلمهای ما باید بیشتر به دغدغه های مردم توجه کنند توصیه میکنم حتما فیلم را ببینید
هیچکس منکر وضع وخیم اقتصادی امروز جامعه ایران نیست، کارد به استخوان رسیده و عبور هم کرده و اوضاع از هر زمانی بدتره، بله. اما اینکه یک فیلم تم یا موضوعش بشه فقر و نداری که دلیل نمیشه براش هورا کشید! بلکه باید در قواعد سینمایی این موضوع دستمایه کار باشه و نهایتاً یه اثر قابل قبول ارائه بشه. مثل فیلم علت مرگ نامعلوم که به شکل درست و قابل قبولی اوضاع و گرفتاری های اقتصادی و اجتماعی مردم رو تصویر کرد.همینطور در چند فیلم اصغر فرهادی هم این کار شد. اما در این فیلم مزخرف رها، مرد خانواده که قبلاً راهبر مترو تهران بوده به خاطر خودکشی یک دختر خانوم از کارش استعفا داده وحالا داره میره قبرستان و خیرات گدایی میکنه میاره خونه واسه زن و بچه هاش!!
در واقعیت شرکت مترو هیچوقت استعفای کارمندش رو تو این شرایط قبول نمیکنه، چند ماه مرخصی به طرف میدن و بعد شخص رو به یه قسمت دیگه منتقلش میکنن. ضمن اینکه کسی که هیچ کاری بلد نیست و تخصصی نداره، سنی ازش گذشته و مستأجره و دو تا بچه بزرگ و دانشجو داره هیچوقت از کارش در حالی که هیچ تقصیری هم نداره استعفا نمیده.
اون دختر که اینقدر با درک و شعوره وقتی لپ تاپ نداشت میتونست پروژه اش رو انجام نده و واگذار کنه به کس دیگه ای، همه ما دانشجو بودیم و میدونیم که هیچ طوری نمیشد.
پسر خانواده خفتگیر و قاتله ، اما همین پدر و مادر و خواهر که ادعای شرافت و اخلاق دارن به محض فهمیدن خفتگیری شروع میکنن به ماستمالی کردن و پنهانکاری گناه پسره!!!
یارو به خاطر خودکشی یک دختر استعفا داده حالا پسر خودش قاتل یک دختره و دنبال اینه که کسی نفهمه!!!
دختر خانواده میره خونه ی پسر ثروتمند تا یه تیکه کاغذ رو بر داره تا مدارک جرم نمونه؛ شوخیه؟ مگه میشه تو اون خونه ی به اون بزرگی یه تیکه کاغذ رو پیدا کرد؟ احمقانه است واقعاً. اون هم از راه کانال کولر!!! اون خونه کجا کولر آبی کجا؟!
عقل دختر اندازه یک گربه هم نبود؟
چرا طبقه مرفه را اینقدر کاریکاتوری نشان داد؟ فیلم های هندی هم چهل سال پیش این مدل شخصیت پردازی سطحی رو ریختن دور!!! با این تفاسیر چون خانواده طبقه پایین بودن دزدی، خفت گیری، رفتن خونه مردم، فحاشی و عقده ای بودن قابل توجیه بود براشون!!!
آره دیگه هرکس نداره بره خفت گیری، هرکس نداره و دید باباش دزده یا برادرش خفت گیره کمکش کنه!!! چون حق با ندارهاست!! من خودم حقوق بگیرم و درآمدم خیلی ناچیره، این فیلم طبقه پایین جامعه رو (با احترام به همشون که خودم هم داخلش هستم) بی شرف نشون داده. از بازی های پیش پا افتاده بازیگران هم بگذریم…
سایت سینما تیکت نظرات منفی رو بازتاب نمیده و بلاک کرده!!!
واقعاً و واقعاً این فیلم پر از ایراد در فیلمنامه و شخصیت پردازی هست و بازی های پیش پا افتاده در فیلم خارج از تحمله، ارزش دیدن ندارد این فیلم
یه عقب گرد سی ساله هست.
فیلم تلخ اما واقعا قشنگی بود مثل نوشیدن یک فنجون قهوه تلخ و لذت بخش. بازی شهاب حسینی واقعا عالی بود و شایسته عنوان بهترین بازیگر مرد.به کسانی هم که طاقت دیدن فیلم با موضوعات روز اجتماعی رو ندارن پیشنهاد میکنم که این فیلم رو نبینن و برن کمدی ببیند و اینقدر آه و ناله نکنن که چرا اینقدر تلخ بود مردم هزار تا مشکل دارن و اینا…
فیلم در مجموع خوب بود. ولی بعنوان مخاطبی که توقع دارد به ارزشهای اسلامی احترام گذاشته شود؛ بحث حجاب در اکثر لحظات فیلم و همچنین موسیقی غنا و رقصیدن در اوایل فیلم موردانتقاد است.
کسانی که از این فیلم به شعف اومدن، مثل کسانی هستند که با رونمایی از محصولات بی کیفیت ایران خودرو و سایپا به شور و تکاپو میافتند و سریعاً اقدام به ثبت نام میکنن و بعد از چند ماه که ماشین ملی رو سوار شدن به خرج کردن براش میافتن. این فیلم رها هم همینطوره، فیلمنامه ای بسیار بسیار ابتدایی و کودکانه که چون فقط داره از شکاف طبقاتی و فقر زندگی امروزی به شکل شعار زده حرف میزنه یه عده رو به کف انداخته اما واقعیت اینه که این فیلم از اساس ایراد داره، مرد خانواده ایرانی برای زن و بچه هایش میره مراسم های ختم و قبرستان و خیرات ها رو جمع میکنه میاره خونه و زن و بچه هاش هم که دانشجواند راضی اند! زن عین خیالش نیست، مرد و زن که ادعای شرافت دارند در حالیکه پسرشون محرز قاتله، دنبال این هستند که کسی نفهمه و راحت زندگی کنند! آقا بی خیال… اینها همش تو ذهن نارس فیلمنامه نویسه که معلوم هنوز معنی زندگی رو نفهمیده…
عالی
منتظر اکران هستیم
عالی بود از همه نظر فقط فیلمنامه یه اشکال اساسی داشت:
چرا پلیس حساب دختررو بررسی نکرد که ببینه پول برای لب تاپ کجا رفته ! شهاب حسینی هم درست نگفت این موضوع رو که از چه طریق پول لب تاب رو داده !
که گر این موضوع ساده مشخص شده بود دیگه این همه اتفاقات عجیب غریب نمی افتاد…..
در برهوت فیلم خوب،رها اثری ست به مراتب بالاتر از دیگر تولیدات،اما به یقین فیلمهای اجتماعی با فیلمنامه هایی قویتر و بازیهای اثرگذارتر سراغ داریم که متاسفانه مدتی ست کیمیا شده است.فیلمنلمه رها عمق و منطق لازم را ندارد و بازیهای بازیگران فرعی با اصلی یکدست نیست اما فیلمبرداری فیلم از دیگر عوامل جلوتر غیت
درود
موضوع اجتناعی و بسط دادن آن بسیار عالی بود و همچین کارگردانی و ربط دادن موضوعات …
اینکه در آخر مادر مقصر شناخته شد و محکوم به غر زدن بود خیلی جالب بود …نشون داد اونی که مقصره در آشفتگی زندگی (پدر ) و همچنان به آشفتگی دامن میزد تبرئه شد و حتی بچه ها نسبت بهش دلسوزه میکردن ولی مادری که زحمت میکشید و کار میکزد آخر محکوم و مقصر شد …
این بازتاب کل جامعه ی امروزیه …و این موضوع خیلی لایه ای در زیر موضوعات دیگه گم بود ولی مشخصا از دلایل اصلی اتفاقات ببود …
فیلم فوق العاده خوب بود داستان فیلم خیلی عالی و فیلمنامه خیلی قوی بود. سکانس اضافه نداشت همه چیز شسته رفته و مرتب. ممنون از عوامل فیلم که در این روزگار کمدی پسند ریسک ساخت این فیلم رو پذیرفتن و ممنون از شهاب حسینی که در اولین فیلم این کارگردان بازی کردن.خسته نباشید
.
فیلمنامه عالی!!!!!! بازی شهاب حسینی و غزل شاکری شاهکار بود. اولین فیلمی بود که امروز دیدم ولی به نظرم حتی شهاب حسینی میتونه برای این فیلم سیمرغ رو ببره
شهاب حسینی اسطوره
شهاب حسینی اسطوره