همه چیز درباره زخم کاری ۴؛ مجازات
اگرچه هادی یکی از یادگاران دوستان صمیمی مالک است که از دوران نوزادی مالک حواسش به او بوده است اما حالا هادی یکی از مزاحمین زندگی او به حساب میآید. هادی با حضورش در زندگی مالک به فردی تبدیل شده که هوش و حواس سیما را به تابلوهای نقاشی پرت کرده و از سویی مالک به رفتارهای او مشکوک شده و او را فردی میبیند که میتواند سیما را تبدیل به زنی کند که دیگر علاقهای به رابطه خودش با مالک ندارد. سایه شک در رابطه مالک و سیما و حس خیانتی که مالک نسبت به سیما دارد مانند خوره زندگی آنها را میخورد و همین باعث شده است که بعد از سفر نروژ دیگر هیچ چیز مانند سابق نباشد.
مالک با اطلاعاتی که سمیرا در اختیار او گذاشت تصمیم گرفت که یکی از شرکتهای تابعه که با هلدینگ ریزآبادی همکاری میکرد را تحت فشار بگذارد تا قرارهای کاری خود را با طرف اکراینی و نروژی قطع کند تا شرکت علیزاده نتواند مالک را دور بزند. این اتفاق باعث شد تا ناکامی مالک و شرکایش در سفر نروژ جبران شود تا باز هم نروژیها به قرارداد خود با هلدینگ ریزآبادی بازگردند. البته این بار مالک با شرایط جدید خود و دست بالاتر کاری کرد تا طرف نروژی نقره داغ شود و کاری کند تا دیگر به مانند قبل هوس دور زدن آنها را در سر نداشته باشند.
مالک با پیگیریهای مختلف سرانجام تصمیم میگیرد تا برای رسیدن به سرنخهای جدید افرادی که در به هم ریختن عروسی او دست داشتند به شمال برود تا بتواند افرادی که پدر سیما را به تهران آوردند را پیدا کند. از طرفی پانتهآ نیز با شنیدن خبر سلامتی پدر سیما آشفته میشود و تصمیم میگیرد تا پدر سیما را از طریق یکی از عوامل خود در همان بیمارستان و آسایشگاه روانی به قتل برساند. همین اتفاق باعث میشود تا تمامی معادلات و نقشههای مالک به هم بریزد تا دیگر موفق نشود افرادی که نسبت به زندگی او توطئه کردند را پیدا کند.
دستمالچی به دنبال سرنخی است تا بتواند مالک را دستگیر کند. او میداند که مالک در فرصت دوباره زندگی به جای آنکه سعی کند برای زندگی بهتر و پاکسازی فسادهای هلدینگ ریزآبادی با نهادهای قضایی و امنیتی همکاری کند تمامی اتهامات و فسادهای علیه خودش را پاک کرد. حالا مالک بدون هیچ گونه لکهای در زندگیاش دارد به فعالیت ادامه میدهد ولی دستمالچی نمیتواند این موضوع را هضم کند. از سویی سمیرا وقتی میبیند که مالک به او رو دست زده است به پیش دستمالچی میرود و به او نوید میدهد که به زودی مالک را به او لو میدهد تا در این رهگذر دستمالچی هم به هدفی که میخواهد برسد.
چرا پانتهآ دوست داشت پدر سیما بمیره؟ مگه اون چه هیزم تری بهش فروخته بود؟
از فصل 2 به بعد ارزش دیدنش رو زخم کاری از دست داد.
این عکس پروفایل چیه برای من قرار گرفته ؟
بشدت فیلمنامه افت کرده و تمامش رو مدیون یک اقتباس اشتباه هستین
توقع ندارین الان ما باور کنیم که مالک بخواد به سمیرا دوباره اعتماد کنه ؟ 😂😂😂
و جالبه مالک انگار اصلا نمیدونه چقدر زندگیش بدخواه داره
میدونم میخواین این بنده خدا رو زمین بزنین ولی کاش عقلشو در همون حد نگه میداشتین
اگرم بخواد مثل اتلو دزدمونا یا همون سیما رو بکشه که دیگه هیچ
سه فصل ما با یک کاراکتر زندگی کردیم
با یک اقتباس اشتباه و ادامه دادن همین راه کاملا از چشممون میندازینش و به کل محبوبیتشو از دست میده
اگر این اقتباس بخواد ادامه پیدا کنه من ترجیح میدم پایان رو همون فصل سوم در نظر بگیرم و دیگه نگاه نکنم
احساس میکنم خود نویسندگان محترم مجموعه ، فصل های قبلی رو با دقت ندیدند . یا اصلا شناختی نسبت به کاراکتر ها ندارند .
البته یکسری ایرادات بر میگرده به قسمت های ابتدایی همین فصل حتی :///
بشدت فیلمنامه افت کرده و تمامش رو مدیون یک اقتباس اشتباه هستین
توقع ندارین الان ما باور کنیم که مالک بخواد به سمیرا دوباره اعتماد کنه ؟ 😂😂😂
و جالبه مالک انگار اصلا نمیدونه چقدر زندگیش بدخواه داره
میدونم میخواین این بنده خدا رو زمین بزنین ولی کاش عقلشو در همون حد نگه میداشتین
اگرم بخواد مثل اتلو دزدمونا یا همون سیما رو بکشه که دیگه هیچ
سه فصل ما با یک کاراکتر زندگی کردیم
با یک اقتباس اشتباه و ادامه دادن همین راه کاملا از چشممون میندازینش و به کل محبوبیتشو از دست میده
اگر این اقتباس بخواد ادامه پیدا کنه من ترجیح میدم پایان رو همون فصل سوم در نظر بگیرم و دیگه نگاه نکنم
احساس میکنم خود نویسندگان محترم مجموعه ، فصل های قبلی رو با دقت ندیدند . یا اصلا شناختی نسبت به کاراکتر ها ندارند .
البته یکسری ایرادات بر میگرده به قسمت های ابتدایی همین فصل حتی :///
همگی موافید که یک اعتصاب دیگه هم بکنیم؟ شاید اینبار جواب بده!
فیلیمو این نقد نیست، یه داستانه برای کسانی که نمیبینن و میان میخونن که این قسمت چی شده
این فصل چند قسمته؟