بهترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینما
خلاصه داستان فیلم ماده
فیلم ماده The Substance را اینطور میشود تعریف کرد: آیا تاکنون رویای نسخه بهتری از خود را داشتهاید؟ شخصی که خود شما، اما از همه جهت بهتر است. شخصیت اصلی فیلم ماده، یک سلبریتی رو به افول با بازی دمی مور، نومیدانه در طلب چنین رویایی، تصمیم میگیرد از دارویی سری و مشکوک استفاده کند. دارویی که زندگی او را کاملا دگرگون میکند، اما نه دقیقا همانطورکه انتظارش را دارد!
عوامل و بازیگران فیلم ماده The Substance
بازگشت دمی مور
دمی مور در نقش مربی و مجری معروف یک برنامه ورزشی، الیزابت اسپارکل، حضور دارد. مور کار خود را اوایل دهه هشتاد در تلویزیون آغاز کرد، اما در سال ۱۹۸۵با آتش سنت المو جوئل شوماخر شناخته شد. البته این نقش مالی در فیلم روح جری زاکر بود که مور را به یک ستاره محبوب تبدیل کرد. فیلمی که پاتریک سوویزی فقید در آن در نقش روح همسر مقتول مور، سعی میکند با کمک یک احضارکننده او را از خطری که تهدیدش میکند، نجات دهد.
اگرچه مور در دهه ۹۰ با فیلمهایی مانند روح، چند مرد خوب و پیشنهاد بیشرمانه، در اوج شهرت بود، اما در یکی دو دهه گذشته با حضور در فیلمهای نه چندان برجسته، در سایه نامهای دیگر قرار گرفت. از این منظر، فیلم ماده اگر یک مزیت هم داشته باشد، بازگرداندن دمی مور به مرکز توجهات است. فرشتگان چارلی: زدن به سیم آخر، مارجین کال و سنگینی طاقتفرسای استعداد فراوان، از دیگر فیلمهای مطرح مور هستند.
ستاره نوظهور و مطرح این روزها، مارگارت کوالی، خود دیگر جوانتر الیزابت، سو است. کوالی نیز مانند مور فعالیت حرفهای خود را از تلویزیون و با بازی در سریال بازماندگان شروع کرد. هرچند این روزی روزگاری در هالیوود کوئنتین تارانتینو بود که او را به انبوه مخاطبان در سراسر جهان شناساند. این بازیگر پرکار اخیرا در دو فیلم تازه یورگوس لانتیموس یونانی، انواع مهربانی و بیچارگان، و کمدی جادهای دختران فراری به کارگردانی اتان کوئن، دیده شده است.
بازیگر کهنهکار هالیوودی، دنیس کواید، هوگو دیگو گارسیا و جوزف بالدراما، از دیگر بازیگران ماده هستند.
کارگردان فیلم ماده کیست؟
اولین فیلم بلند کورالی فارژا، انتقام، یک فیلم اکشن مهیج در ژانر انتقام بود که با واکنشهای مثبت مخاطبان روبرو شد. اما موفقیت انتقام باعث نشد که فارژا به سرعت سراغ پروژه بعدی خود برود. در واقع ماده، دومین فیلم او بعد از هفت سال است. البته او در این مدت یک قسمت از سریال سندمن را نیز کارگردانی کرد. فیلمنامه تحسین شده ماده را مانند انتقام، خود فارژا نوشته است.
نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم ماده
آیریش تایمز | امتیاز: ۱۰۰ از ۱۰۰
تارا بردی | کورالی فارژا ۷ سال پس از فیلم دلهرهآور و خونین انتقام در سال ۲۰۱۷، با کمدی نامتعارف ماده در ژانر وحشت بدنی بازگشته است؛ فیلمی که از لحاظ لحن، پیرنگ و موضوع در جایی بین سانست بلوار بیلی وایلدر و فیلم کالت جامعه از برایان یوزنا قرار دارد.
مجله اسلنت | امتیاز: ۸۸ از ۱۰۰
چاک بوئن | بازی باورپذیر دمی مور در بزرگترین نقشآفرینی دوران کاریاش، به ایدههای جسورانه کورالی فارژا بعدی انسانی و عاطفی میبخشد.
گاردین | امتیاز: ۸۰ از ۱۰۰
پیتر بردشاو | ماده از آن دست فیلمهایی است که باید به خاطر ظاهر پوچ -و البته امتناع آن از برخورد جدی با موضوعش – روی نوارهای ویاچاس منتشر شود و در خانه به تماشای آن نشست. زیرا این فیلمی است که دوران طلایی سرگرمیهای خانگی را به یادمان میآورد: زمانیکه فیلمهای عامه پسند و شاهکارهای جسورانه در فروشگاههای ویدئو به وفور پیدا میشدند.
بوستون گلوب | امتیاز: ۷۵ از ۱۰۰
اودی هندرسون | اگر ماده یک فیلم ۹۰ دقیقهای بود، ممکن بود اکنون از آن به عنوان یک اثر کلاسیک یاد میکردیم. فیلمنامه برنده نخل طلای کن کورالی فارژا برای اینکه منسجمتر و متمرکزتر باشد، نیاز داشت که بازنویسی و اصلاح شود.
کلایدر | امتیاز: ۷۰ از ۱۰۰
کیلب هاموند | اگرچه شاید به خاطر سبک خاص آن، پیچیده و غامض به نظر برسد، اما با اطمینان میتوان گفت که عده زیادی از علاقهمندان ژانر وحشت از همین لحظه مشتاقانه منتظر کار بعدی سازنده آن هستند.
ایندیپندنت | امتیاز: ۶۰ از ۱۰۰
کلاریس لوفری | اگرچه ماده انسجام لازم را ندارد، اما همچنان قدرتمند و تاثیرگذار است.
لیتل وایت لایز | امتیاز: ۴۰ از ۱۰۰
هانا استرانگ | ماده به اندازه موضوعی که آن را نقد میکند، سطحی است؛ بدون ذرهای همدلیای که بخواهد به پالایشی روانی در مخاطب منجر شود.
مجله پیست | امتیاز: ۳۰ از ۱۰۰
کاتارینا دوکالوویچ | استفاده بیش از حد از قراردادهای ژانر وحشت در قصهای قابل پیشبینی، همراه با ایدههایی دست چندم درباره رابطه زنان با بدنهایشان، به فیلمی منجر میشود که برخلاف آنچه ادعا میکند، شخصیت اصلی خود را در هر لحظه به عنوان سوژه شوخی مورد تمسخر قرار میدهد.
نقد فیلم ماده برگرفته از سایت فیلم کامنت
میریام بالانسکو | ماده به کارگردانی کورالی فارژا، تازهترین عنوان از مجموعه فیلمهایی است که در سالهای اخیر با بهرهگیری از قراردادهای ژانر وحشت جسمانی، با خشونت عادیسازی شده علیه زنان در سینما و رسانه مقابله میکند: فیلمهایی مانند تیتان به کارگردانی ژولیا دوکورنو و عشق زخم خورده به کارگردانی رز گلس. بهترین نمونههای این فیلمها، بدنهایی که از لحاظ معیارهای جامعه مردسالارانه نامتعارف هستند – بدنهای مسنتر، چاق و میل ورز که اغلب در سینما به خاطر همین ویژگیها مورد تنبیه و مجازات قرار میگیرند -، با اغراق سرخوشکنندهای تجسم مییابند و به عنوان منبعی از قدرت – نه خطر و تهدید – بازتعریف میشوند. ماده از موتیفها و الگوهای سبکی و روایی این ژانر بهره میبرد، اما هرگز نمیتواند از این لایه ظاهری فراتر برود و به بیان و دیدگاهی عمیقتر برسد.
ماده داستان سقوط یک مربی ایروبیک شناخته شده، الیزابت اسپارکل با بازی دمی مور را دنبال میکند: عزیزدردانه سابق رسانه برای سالها به عنوان مجری یک برنامه تمرینی-آموزشی در تلویزیون فعالیت داشته است. اگرچه او به تازگی به خاطر قعالیتهایش در پیادهروی مشاهیر هالیوود صاحب ستاره شده، اما فاصلهای با پایان دوران خود ندارد: چرا که در تولد پنجاه سالگیاش میفهمد یک مجری جوانتر و جذابتر به زودی جایگزین او میشود.
هر جا که نگاه میکنیم، تصاویر (یا شبحهایی از گذشته) ی از الیزابت در اوج زیبایی و جذابیت میبینیم: راهروی استودیوی شبکه از پوسترهای او میدرخشد، و پرترهای بزرگ از چهره خندان او بر دیوار آپارتمانش خودنمایی میکند. اما استفاده فارژا از لنزهای چشمماهی (Fisheye lens)، این جلوههای به ظاهر تمام و کمال را از ریخت میاندازد و فضایی سرگیجهآور و خفهکننده به وجود میآورد. حتی در صحنههای اندک فیلم در خیابانهای لسآنجلس، دوربین بر چهره او متمرکز میماند؛ گویی زندگی الیزابت در چارچوب تنگ تصویر بینقص او از خودش گیر افتاده است.
پس از اینکه الیزابت از برنامه تلویزیونیاش کنار گذاشته میشود، با شرکتی مشکوک که محصولی جدید و سری به نام ماده به فروش میرساند، تماس میگیرد. محصولی که خلق نسخهای جایگزین، بهبود یافته و بینقص از مصرف کننده را نوید میدهد. البته یک مشکل کوچک وجود دارد: بدنهای جدید و قدیمی باید بدون استثنا هر هفته با یکدیگر تعویض شوند. الیزابت در اوج ناامیدی و بدون فکر کردن به عاقبت آن، ماده را به خود تزریق میکند. در سکانسی عجیب و ترسناک، سو جوان، زیبا و باریک اندام (با بازی مارگارت کوالی) از ستون فقرات الیزابت بیرون میآید و به زودی به عنوان جانشین او در همان برنامه تلویزیونی استخدام میشود.
بیشتر وحشت فیلم از بدن در حال پیر شدن الیزابت که ذره ذره تحلیل میرود، سرچشمه میگیرد. در حالیکه سو همزمان مدام زمان بیشتری به خود اختصاص میدهد و قانون تعویض هفتگی را نقض میکند. با به هم خوردن توازن میان آنها، مجموعهای از سکانسهای هذیانی که از وحشتهای آینده خبر میدهند، از راه میرسند. اوج این صحنههای عجیب و غریب و ناخوشایند، نمایش بدن برهنه و فرسوده الیزابت است که به شکل مضحک و اغراقآمیزی با پروتزها و جلوههای بصری برجسته میشود.
پیام فیلم روشن و مستقیم است: دنیای جنسیتزدهای که زنان را وادار میکند تا برای حفظ جذابیت خود اقدامهای افراطیای انجام دهند که بهای آن، سلامت جسم و روانشان است. ماده، هجویهای اغراقآمیز در رابطه با سن گرایی در هالیوود و رسانه است که سعی دارند با سودجویی از ناامنیهای زنان (مانندعدم امنیت شغلی)، به سرعت به قدرت و پول هرچه بیشتر دست یابند. اما مشکل اینجاست که فیلم برای انتقال این پیام واقعا به بیش از دو ساعت زمان و این میزان سکانسهای خونین و خشن هیچ نیازی ندارد. زیرا فیلم در همان نیم ساعت ابتدایی پیام خود را به خوبی منتقل میکند و در ادامه هیچ عمق یا بعد تازهای به آن نمیبخشد. در واقع بجای اینکه حرف خود را رک و بیپرده بزند، با در هم آمیختن استعارههای مختلف درباره موضوعهایی مانند از خود بیزاری، اعتیاد و شکاف بین نسلها، به فیلمی آشفته و سردرگم تبدیل میشود.
در پایانبندی جفنگ فیلم که در آن الیزابت از لحاظ فیزیکی به شکل یک موجود عجیبالخلقه رو به زوال درمیآید، کاملا آشکار میکند که ماده بیشتر به دنبال مبهوت و شوکه کردن مخاطبان است – چه در نمایش زیبایی سو و چه در مورد به تصویر کشیدن زوال جسمانی وحشتناک الیزابت و همچنین رفتارهای زن ستیزانه مردان رسانه – تا اینکه بخواهد تعصبات و پیشداوریهای ریشهدار نسبت به بدن زنان را به چالش بکشد. اگرچه شاید ماده در صحنههایی مخاطب را غافلگیر و البته منزجر کند، اما در نهایت فیلمی پوچ، آشفته و نامنسجم است.
امتیاز سایت های سینمایی به فیلم The Substance
| وب سایت | امتیاز |
| Imdb | ۷.۶ |
| کاربران متاکریتیک | ۷.۵ از ۱۰ |
| کاربران راتن تومیتوز | ۷۳ درصد رضایت |
| منتقدان راتن تومیتوز | ۹۱ درصد رضایت بر اساس ۳۰۷ نقد |
| منتقدان متاکریتیک | ۷۸ درصد رضایت بر اساس ۵۷ نقد |
پوستر فیلم ماده
خط اول نوشتی : بازیگر محبوب دهه نود، دمی مور، و ستاره جوان مارگارت کوالی، ….دقیقا همین یک خط اشاره به خشونتی داره که تو فیلم بهش پرداخته شده.ظاهرا کارگردان ادمهایی مثل تور و هدف قرار داده و متاسفانه هنوز نفهمیدی و اسمت رو گذاشتی منتقد فیلم
نقطه قوت فیلم بازی دمی مور هست و خود فیلم ارزشی نداره. اصرار بیش از حد به نمایش گذاشتن اندام های زنانه. خدا ساختن از یک بازیگر جدید در حالی که بیننده چنین حسی بهش نداره. منطق ضعیف داستان. برای مثال سواستفاده از بدن ماتریکس، در حالی که هر بلایی سر او بیاد به نحوی سر خودش هم میاد. انتقام جویی احمقانه ماتریکس از بدل خود. نسخه نهایی که هیولایی تهوع آور از آب در می آید و تمام افراد در سالن را به گند می کشد و قرار است هجوی باشد بر فضای حاکم بر هالیوود
در نوع خودش جالبه ، واقعیت بی رحم گذر زمان و قیمت برگشت ناپذیری جوونی رو میگه ، البته به روش خودشون
فیلمی به شدت با معنا در مزمت لذت مدام که صرفا مربوط به نارضایتی از بدن نیست ، و هرگونه وابستگی به لذت رو هدف میگیره فرقی نداره این لذت از الکل مواد مخدر یا هر لذت افسارگسیخته ای باشه نارضایتی از زندگی و امید به عمر جاودان همیشه بشر رو وسوسه کرده ، بدون توجه به اینکه هر لذتی تاوانی داره و پرهیز اصولی موهبت زندگیه و افراط و تفریط میتونه چه جهنمی برای آدم به ارمغان بیاره حتی در زمانهایی از فیلم مخاطب رو سرگردان بهشت و جهنم خودساخته میکنه
متاسفانه فیلم در پانزده بیست دقیقه آخر به سمت افراط میره و شاید این انزجار هم عمدا توسط نویسنده اعمال شده تا اثر گذاری متفاوتی بر مخاطب داشته باشه شاید و شاید اگر فیلم در پایان بندی مشابه فیلم وکیل مدافع شیطان تمام میشد استقبال دو چندانی داشت و فرهنگ پرهیز رو اشاعه میداد ولی نویسنده و کارگردان در صدد تحقیر رسانه وصنعت مد رو هم داشته و پایان بندی افراطی راهی برای تحقیر صنعت سرگرمی اینچنینی بوده
اصلا نگاه نکنید ، روحیه ما ها نمیخوره به اینطور چیزا من که نصفه شب بود دیدم تنهایی و تاریک ، به شدت حالم بد شد و میخواستم استفراغ کنم باور کنید
کل فیلم رو تو ۴۰ دقیقه خلاصه کردم اینقدر که جلو میزدم
دنبال مفهوم و… برید تو یک فیلم دیگه بگردید ارزش نداشت دیدنش
واقعا حیف نتی که دادم واسه دانلود ،،،،
سازنده خیلی ذهن مریضی داشته که همچین فیلمی رو ساخته ، حیف پولی که صرف ساخت این فیلم شده
واقعا بازیگرا, بازیشون و گریم ها عالی بود. فیلم از ابتدا که شروع میشه واقعا جذبت میکنه و تا اواسطش قشنگه. تا اینکه به اخرش میرسی😵.وای اخرش یه فاجعه س. حیف فیلم که اینطوری به اتمام رسوندنش. چرا اخه. طرف انگار یه شیلنگ آب دستشه خون میپاشه رو مردم. ولی بازم پشیمون نشدم دیدمش. کسایی که از صحنه خون و قطع عضو حالشون بد میشه نبینن اصلا. من خودم از این صحنه ها بدم نمیاد به همین دلیل فیلم اوایلش برام جذاب بود.
اون روز که فیلمو دیدم تاشب نتونستم غذا بخورم یه حس نا امیدی از سن پیریم که قراره به همین شکل تنها بشم از یه طرف تا امید تر شدم چون حتی نصف اون لذت های دوران جوانی دختره رو ندارم😂این فیلم مثل رفتن به قبرستونه تا چند وقت بعد دیدنش از زندگی و همه چیز تا امیدم و فقط میگین خوب الان جوونم لذت ببرم از هر چیزی
فیلمی بسیار بسیار بسیار منزجر کننده
به طوری که نتونستم فیلم رو کامل ببینم
بسیار وحشتناک . به هیچ وجه توصیه نمیکنم
اگه به این شدت که ترسناک و منزجر کننده بود کمی مفهوم و پیام فیلم هم بود بهترین فیلم تاریح میشد
واقعا مزخرف و چرت و پرت و حال بهم زن
کل فیلم یه استرس و حال خیلی بدی داره و اصلا نمیتونید یه قسمت خوب توش پیدا کنید همش خون و خون ریزی
با دیدن این فیلم واقعا به روح و روانتون آسیب میزنین
فیلم به شدت با روان آدم بازی میکنه به نحوی که در سکانس آخر به من احساس خفگی دست داد .نگاه کردنش دقیقا شبیه شکنجه کردنه خودتونه .اصلا اصلا اگر مشکل قلبی یا مشکلات استرسی دارید نگاه نکنید
بعدش به شدت حالت تهوع و سردرد گرفتم
به شدت صحنه های بد خون خونریزی اصن یک جور خاصی ترسناک بود اصن توصیه نمیکنم اصننن اصن
دوست عزیز به جای اظهار نظر درباره فیلم چرا به شخصیت هم توهین میکنیم . منتقد به شخصیت کارگردان و حتی به خود فیلم هم توهین نکردند فقط پایان بندی از نگاه ایشان مناسب نبود ( جفنگ ) !
اما به نظر من و فقط به عنوان یک بیننده و نه یک منتقد باسواد ، هر فیلمی حتی تخیلی یک قانون و منطق برای خودش ایجاد میکنه . این فیلم یک منطق ایجاد کرد اما از صحنه مرگ بازیگر میانسال و تبدیل دختر جوان به موجودی عجیب الخلقه منطق و قانون خودش رو زیر پا گذاشت و از اونجا از یک فیلم نمادی و عمیق به فیلمی فانتزی تبدیل شد . و من شخصا پایان بندی فیلم رو به شکل زوال و نابودی دختر جوان ترجیح میدادم چون وجودش متکی به جسم زن میانسال بود . اینطور همون مفاهیمی که شما و دوست دیگه بهشون اشاره کردن بهتر و عمیق تر منتقل میشد . با سپاس
در آخر خواهش میکنم نگاه نکنید ب روانتون آسیب میزنید
فیلم اصلا فقط در مورد بحران میانسالگی و پیری نیست . کاملا قابل تعمیم دادن به سایر ارزش های ساختگی انسان ها و بحران هایی درونی است که در انسان ها به وجود می اورد هست.
تابو هایی ساختگی
و همچنین فیلم نیاز انسان ها در مورد to be loved رو خیلی قشنگ نشون داده واینکه چقدر نیاز به پذیرفته شدن در اجتماع برای یک انسان میتونه حیاتی باشی که این بلا رو سر خودش بیاره .
در واقع اخر فیلم و تبدیل شدن به هیولا شاید بنظر یک منتقد که تابع قوانین جمهوری اسلامیه جفنگ باشه ولی در واقع درون بعضی از انسان ها همین هیولاها زندگی میکنن. کسی که بخاطر قدرت، پول، زیبایی، شهرت خودش رو میکشه بنظر شما درونش چه شکلیه؟ خیلی بدتر از چیزی میتونه باشه که تو فیلم نشون داده شد.
اگر نقد کننده واقعا سواد نداره پس نقد نکنه اگر سواد داره و اینطوری نقد کرده بهتره یه نگاه به درون خودش و سکانس های اخر فیلم هم داشته باشه.
فیلم محتوایی بیشتر از اون چیزی داشت که در ظاهر داشت.