فهرست بهترین و محبوب ترین سریال های علمی تخیلی
پنج فیلم علمی تخیلی که سینما را تغییر دادند
اینجا به ترتیب نزولی، ۵ فیلم علمی-تخیلی غیرمعمول که سینما را برای همیشه تغییر دادهاند، معرفی میکنیم
فیلم حیات والا | 2018 | High Life
«حیات والا» که در سال ۲۰۱۸ توسط «کلر دنیس» کارگردانی شد، فیلمی عجیب و ماوراء الطبیعه است درباره مردی که در تلاش است تا دخترش را در فضا بزرگ کند. بسیاری از فیلمهای دیگر دنیس تمایل به رئالیسم دارند، اما حیات والا در جایگاهی جالب قرار دارد که به چیزی مدرن و بالینی میپردازد.
در حالی که این فیلم از برخی ویژگیهای رایج ژانر علمی-تخیلی استفاده میکند، از نظر لحن کاملاً متفاوت از فیلمهایی چون جاذبه و بیگانه است که فضایی مشابه دارند. در حیات والا، فضا تنها بهعنوان پسزمینهای برای بررسی موضوعاتی چون آزادی تولید مثل و استقلال بدنی بهکار میرود، ایجاد حس خفهکننده و آزاردهندهای در داخل سفینه فضایی که ترس از نداشتن کنترل بر بدن خود را به تصویر میکشد. این فیلم بهطور خاص از طریق دنیس و انتخابهای بصریاش ظلمهای انسانی را از نگاه بیگانهوار به نمایش میگذارد و به ما یادآوری میکند که چطور از فجایعی که در همین سیاره روی میدهد بیخبر و بیتوجه هستیم.
فیلم ملانکولیا | 2011 | Melancholia
ملانکولیا، فیلمی به کارگردانی لارس فون تریه در سال ۲۰۱۱، یک اثر منحصر به فرد و فاجعهبار است. پس از شوک جمعی ناشی از ضدمسیح و داگویل، که هر دو از فیلمهای موفق در جنبش دگما ۹۵ بودند، ملانکولیا به طرز قابل توجهی متفاوت از آثار پیشین فون تریه به نظر میرسید. در این فیلم به ندرت صحنههای خشونتآمیز یا خونآلود دیده میشود و کمتر میتوان چیزی بحثبرانگیز در سبک فیلم پیدا کرد که همسطح شهرت بد آثار قبلیاش باشد.
فیلم با رویدادی که باید شادیآور و خوشحالکننده باشد آغاز میشود: ازدواج جاستین (با بازی کرستن دانست). اما بلافاصله حس آشفتگی و ناراحتی شروع میشود؛ جاستین در میانه جشن عروسی در حال حمام کردن است، رئیسش در حال پیگیری از او درباره یک مهلت زمانی است و مهمانان متوجه میشوند که یک سیاره به سوی آسمان در حال حرکت است و به نظر میرسد به سمت زمین میآید. ما از سوی فیلم مطمئن میشویم که این سیاره به زمین برخورد نخواهد کرد، و در تلاشیم که این موضوع را باور کنیم، اما خب، این که فیلمی از لارس فون تریه است، چهطور میتوانیم مطمئن باشیم؟ احتمالها چقدر است؟
بقیه فیلم به واکنشهای جاستین و خواهرش کلر (با بازی شارلوت گینزبرگ) نسبت به سفر سیاره به سمت زمین میپردازد. هر کدام از این خواهران نمادهایی از افسردگی و اضطراب هستند. جاستین بیتفاوت و جدا از فاجعه پیش رو است، با نگاهی نیهیلیستی به زندگی و مرگ، در حالی که کلر دچار اضطراب و پریشانی است و دائما نگران تهدیدی است که این سیاره به همراه دارد و سنگینی بیپایان نااطمینانی را احساس میکند.
دیدگاه فون تریه در ژانر علمی-تخیلی به عنوان یک نقد بر بیماریهای روانی عمل میکند، و افراطهای ذهن انسان را به تصویر میکشد و ناتوانی ما در مراقبت از افراد آسیبپذیری که نیاز به کمک دارند را برجسته میکند، در حالی که مبارزات این دو خواهر عمدتاً نادیده گرفته و نادیده انگاشته میشود.
فیلم او | 2013 | Her
«او» که در سال ۲۰۱۳ توسط اسپایک جونز کارگردانی شد، یک داستان آیندهنگرانه درباره عشق و انزواست که زندگی تئودور، نویسندهای تنها را روایت میکند که به یک سیستم عامل جدید به نام سامانتا علاقمند میشود.
صحبت درباره این فیلم دشوار است چرا که با افزایش استفاده از اپلیکیشنهای دوستیابی و پیشرفتهای فناوری، این آینده دیگر آنقدر دور از دسترس به نظر نمیآید. در واقع، این فیلم اکنون بهطور خاص در دنیای عاشقانه بیش از هر زمان دیگری مرتبط و واقعی به نظر میرسد.
زمانی که تئودور ارتباطی با سامانتا برقرار میکند، جونز بهطور ظریف از ما میخواهد تا نقش صمیمیت و ارتباطات انسانی در دنیای مدرنتری که روز به روز در حال پیشرفت است را بازبینی کنیم. به طور خاص، آیا انسانها همچنان اجزای ضروری در این جستجوی انسانی باقی خواهند ماند؟ آیا رباتها و ماشینها تمام نیازهای عاطفی و عاشقانه ما را جایگزین خواهند کرد؟ و آیا این میتواند بهطور واقعی ما را کامل کند؟
از تمام فیلمهای این فهرست، «او» بیشترین حالت فریبنده را دارد. این فیلم خود را بهعنوان یک داستان عاشقانه معرفی میکند، اما در نهایت به یک داستان تلخ و غمانگیز تبدیل میشود که نشان میدهد چگونه نیازهای انسانی ما میتوانند با منابع غیرانسانی جایگزین شوند و سفر برای یافتن چیزی “واقعی” چگونه به امری تقریباً غیرممکن تبدیل میشود، زیرا ما همچنان انسانیت خود را فدای پیشرفت میکنیم.
فیلم ورود | 2016 | Arrival
برخی از افراد ممکن است از عدم گنجاندن تلماسه در این فهرست ناراحت شوند، اما نمیتوان ارزشهای بسیار زیاد ورود، این شاهکار ساخت «دنیس ویلهنوو» را هم نادیده گرفت.
ساخت یک فیلم علمی-تخیلی که در عین هیجانانگیز بودن، حس ظرافت و لطافت را منتقل کند کار سختی است، و این خود نشاندهنده نبوغ ویلهنوو است که توانسته این کار را به زیبایی انجام دهد. این فیلم که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، داستان زبانیشناسی به نام لوئیس بنکس را روایت میکند که توسط ارتش برای تعیین تهدیدآمیز یا مسالمتآمیز بودن نیروی بیگانهای که به تازگی به زمین آمده است، استخدام میشود. با پیشرفت داستان، ما به تدریج در وزن آرامشبخش سکوت و دلسوزی غرق میشویم، در حالی که تیمی از دانشمندان با هم تلاش میکنند تا چیزی ناآشنا را درک کنند و هیچکدام از احساسات نگرانیشان را در مواجهه با ناشناختهها، حتی چیزی که میتواند خطرناک و تهدیدآمیز باشد، به عمل نمیآورند. فیلم با تنش اینکه آیا این موجودات بیگانه مضر هستند یا نه پیش میرود، اما در عین حال این حس آرامش و پایداری را به بیننده منتقل میکند، گویی که پیام اصلی فیلم این است که آنها ابتدا به درک خواهند رسید تا اینکه بخواهند واکنشی نشان دهند.
اگرچه فیلم از زبان بصری که به طور معمول با ژانر علمی-تخیلی مرتبط است استفاده میکند، با پالت رنگی سرد، دکوراسیون فلزی و نماهای وسیع، هیچکدام از عناصر ورود بهطور کلی با سایر فیلمهای مشابه که درباره افسران نظامی و بیگانگان تهدیدآمیز صحبت میکنند، مطابقت ندارد. این فیلم از انتظارات ما برای خشونت و اختلال استفاده میکند و به ما اهمیت صبر و درک را میآموزد و باعث میشود که ما از این که همیشه فرض کردهایم خشونت و زور میتواند راهحل باشد، احساس گناه کنیم. روند درک این موجودات بیگانه در کنار داستان موازی با زندگی لوئیس بنکس، که در حال پردازش مرگ فرزندش است، به ما نشان میدهد که عشق قویترین نیروی موجود است و هنگامی که با مهربانی و دلسوزی پیش میرویم، همهچیز در جهان درست خواهد شد.
فیلم مموریا | 2021 | Memoria
مموریا که در سال ۲۰۲۱ توسط «آپیچاتپونگ ویراتساکول» کارگردانی شد، داستانی خیالی است درباره زنی به نام جسیکا (با بازی تیلدا سوینتون) که صدایی میشنود که هیچکس دیگری آن را نمیشنود. این صدا ابتدا او را میترساند، به گونهای که شبها او را بیدار و تمام وجودش را مختل میکند. او مصمم است که آرامش خود را باز یابد و سفری را آغاز میکند تا منبع این صدا را کشف کند و این حضور مرموز را که تنها او قادر به درک آن است از میان بردارد.
اما همانطور که داستان پیش میرود، میفهمیم که مانند همه چیزهای دیگر، پاسخ به این معما آنطور که به نظر میرسد ساده نیست. در حالی که جسیکا قصد دارد منبع صدا را کشف کند، متوجه میشویم که این جستجو از ناامیدی برای درک درد و پیدا کردن پایان و آرامش سرچشمه میگیرد، به طوری که این صدا نماد همدلی است که جسیکا در خود دارد. در این مسیر برای اجتناب از احساس ناراحتی، او آماده است تا چیزی را که او را به دنیای اطرافش وصل میکند خاموش کند.
در حین سفر جسیکا در سراسر کشور به دنبال پاسخها، به تدریج متوجه میشویم که دلیل شنیدن این صداها این است که او با خاطرات جمعی و ناخودآگاه مردم اطرافش هماهنگ است. افرادی وجود دارند که هر روز احساسات و تجربیات جدیدی را تجربه میکنند که اثراتی از خود به جا میگذارند، و ویراتساکول به ما نشان میدهد که حساسیت و همدلی در حال از بین رفتن است. در جستجوی جسیکا برای یافتن منبع این صدا، او میآموزد که همدلی یک بار نیست بلکه یک هدیه است و اگر واقعا گوش دهی، میتوانی زندگیها و تجربیات مردم اطراف خود را حس کنی.
از اینجا به بعد، بهترین فیلم های علمی و تخیلی سینما بر اساس امتیاز در سایت آیامدیبی مرتب شدهاند
فیلم میان ستاره ای | 2014 | Interstellar
- کارگردان: کریستوفر نولان
- امتیاز میانگین 2 میلیون کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.7 از 10
درام حماسی و فضایی نولان درباره ماموریتی برای یافتن دنیایی تازه گاهی وقتها توسط برخی غیرمنصفانه به عنوان نمونه فیلمی قضاوت میشود که ظاهری بهمراتب دیدنیتر از محتوایی نهچندان غنی دارد. مسلم است که قلابهای داستانی «میانستارهای» بیشتر احساسی هستند تا فلسفی (و البته که این قاضیان بیانصاف هم حساب پایانبندی فیلم را – که جاذبه را به چالش میکشد – جدا میکنند) اما نباید فراموش کرد که فیلم «میانستارهای» یک رویداد نادر است در ژانر علمی تخیلی: بلاکباستری موفق.
متیو مککانهی، آن هاتاوی و جسیکا چستین، همه در نقشهای اصلی خود عالی هستند؛ و نمایش زمین در آخرین مراحل حیاتش و جایی که دیگر نمیتواند محلی برای زندگی انسانها باشد، تاثیری شگرف و فراموشنشدنی دارد. دکورها و رویدادگاههای عالی شامل ترسیمی واقعگرایانه از یک سیاهچاله فضایی و موسیقی متن تسخیرکننده و از یاد نرفتنی هانس زیمر، به مقیاس و درام «میانستارهای» بسیار افزودهاند.
فیلم ماتریکس | 1999 | The Matrix
- کارگردان: واچوفسکیها
- امتیاز میانگین 2 میلیون کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.7 از 10
پیش از نمایش عمومی جریانساز «ماتریکس» در سال 1999 تقریبا این قانون نانوشته وجود داشت که فیلم های علمی تخیلی تجاری با اینکه میتوانند مُد روز باشند (مثل بلید رانر) اما باید بر این امر تمرکز داشته باشند که عناصر علمیتخیلی را به داستانی انسانی تزریق کنند. واچوفسکیها با «ماتریکس» این اندیشه و قانون را برعکس کردند و ویرانشهری در آینده را به تصویر کشیدند که در آن تمام انسانها در واقعیتی شبیهسازیشده به دام افتادهاند و از آنها به عنوان منبع انرژی موجودات هوش مصنوعی استفاده میشود. زمانی که یک هکر به نام نئو (کیانو ریوز) از دروغ بودن دنیایی آگاه میشود که در آن زندگی میکند جستوجویی را برای رسیدن به حقیقت آغاز میکند.
چند مورد از ابتکارهای سبکی فیلم -مثل باران دیجیتالی رمزهای سازنده ماتریکس- به نمادهایی از فرهنگ معاصر بدل شدهاند؛ و با در نظر گرفتن محبوبیت گسترده فیلم بدیهی بود که دنبالههای متعددی بر آن ساخته شوند؛ و با اینکه آنها کمی از تاثیر فیلم اول کاستند اما «ماتریکس» همچنان به لحاظ کارگردانی بیعیبونقص و ترکیب یک خط داستانی – که شما را واقعا به فکر میاندازد – با فصلهای اکشن دیدنی و تروتازه، اثری منحصربهفرد است. این فیلم، واچوفسکیها را در خط مقدم فیلمهای اکشن قرار داد که از آن زمان به قلمروی ژانری بهتری بدل شده است.
فیلم ترمیناتور 2: روز داوری | 1991 | Terminator 2: Judgment Day
- کارگردان: جیمز کامرون
- امتیاز میانگین 1 میلیون و 100 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.6 از 10
اگر «ترمیناتور» سطح فیلم های علمی تخیلی را بالا برد، «ترمیناتور 2: روز داوری» آن سطح را بهطور کامل درهم شکست. این دنباله درست مثل فیلمهای سایبورگی (آدم مکانیکی) بسیار زیادی که پیش از آن ساخته شدند (از جمله قسمت اول) تفسیری است در باب اینکه انسان بودن چه معنایی دارد؛ و زمانی که بحث گسترش فناوری هوش مصنوعی به میان میآید، کجا دیگر کار از کار گذشته است. در حالی که پیرنگ واقعا در ادامه فیلم اول قرار میگیرد (ترمیناتوری به لسآنجلس فرستاده میشود تا جان کانر (با بازی ادوارد فِرلانگ) را بکشد؛ پسری که در نهایت رهبر جنبش مقاومت بشر میشود) «روز داوری» از این جهت در چنین فهرستی قرار گرفته است و در کل نیز بالاتر از فیلم اول است که جلوههای ویژه رایانهای شگفتانگیزی دارد. جیمز کامرون حقیقتا جلوههای رایانهای پیشگامانهای را برای خلق ترمیناتورها به کار گرفت که تا آن روز هیچکس موفق به انجامش نشده بود؛ و البته که نماهای ذوب شدن فلزی که مربوط به ربات قاتل میشوند هم هنوز پس از گذشت بیش از سی سال خارقالعادهاند.
درباره «ترمیناتور» محصول 1984 (که امتیاز میانگین 8.1 از 10 را از 899 هزار کاربر سایت «آیامدیبی» گرفته است و در بین آثار برتر ژانر علمیتخیلی جایگاهی همیشگی دارد) میتوان گفت که یک تصمیم در خصوص انتخاب بازیگر نقش اصلی میتوانست سرنوشتی متفاوت را برای این مجموعه فیلم رقم بزند. استودیو واقعا میخواست او. جِی. سیمپسِن نقش اصلی را بازی کند و از سوی دیگر، جیمز کامرون تازه با آرنولد شوارتزِنِگر دیدار کرده بود تا بهعمد تعاملی بد با او داشته باشد و بگوید اصلا به درد این نقش نمیخورد! با وجود این، جیمز و آرنولد رابطه خوبی با هم برقرار کردند و در ادامه، نقش آرنولد تغییر کرد. او ابتدا برای ایفای نقش کایل ریس در نظر گرفته شده بود ولی کامرون خواست او برای نقش سایبورگ آدمکش در نظر گرفته شود که از سال 2029 به گذشته فرستاده میشود تا زنی (لیندا همیلتن) را در سال 1984 بکشد که پسرش میتواند ناجی آیندهای پساآخرزمانی باشد. «ترمیناتور» واقعا کارنامه کامرون و شوارتزنگر را به عنوان کارگردان و بازیگر ژانر اکشن راه انداخت. ضرباهنگ بیرحمانه و خشن فیلم جور فیلمنامهای را کشید که در دستان کارگردانی نامناسب و نابلد میتوانست آبکی ارزیابی شود. نتیجه اینکه «ترمیناتور» به اثر اساسی از فرهنگ عامه بدل شد که امروز همچنان بار میدهد.
فیلم بازگشت به آینده | 1985 | Back to the Future
- کارگردان: رابرت زِمِکیس
- امتیاز میانگین 1 میلیون و 300 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.5 از 10
مسلم است که این فیلم یک کمدی است؛ و همینطور یک فیلم خانوادگی؛ اما با اینکه «بازگشت به آینده» شاید فاقد جدیت سینمایی بیشتر همتاهایش در ژانر علمی تخیلی است به هر حال با موفقیت حالوهوای مناسب را خلق کرده است. مارتی مکفلای (مایکل جی. فاکس) نوجوانی معمولی از دهه 1980 است که به لطف دوستی توضیحدادهنشدهاش با دانشمندی دیوانه به نام داک براون (کریستوفر لوید) به ماشین زمان دسترسی دارد. مارتی بهواسطه یک سری اتفاقهای از سر بدشانسی به سال 1955 فرستاده میشود؛ جایی که او با نوجوانهایی دوست میشود که در آینده پدر و مادرش میشوند؛ اما دخالت او در این دنیا و تاریخچه خانواده خودش در واقع به این معناست که مارتی غیرعمدی دارد آینده خودش را بازنویسی یا احتمالا پاک میکند. «بازگشت به آینده قسمت دوم» در سال 1989 اکران شد که جهشی کمتر موفق را به سال خیالی 2015 پیش روی تماشاگران گذاشت. قسمت پایانی سهگانه در 1990 روی پرده سینماها رفت و حالوهوایی وسترن را به این فیلمها اضافه کرد. تمام اینها گفته شد تا به این موضوع اشاره شود که کفشهای هوشمند و دِلوریئنها و هاوِربُردهای این فرنچایز، همگی بهحق برای «بازگشت به آینده» جایگاهی را در تاریخ سینمای علمیتخیلی کسب کردهاند.
فیلم بیگانه | 1979 | Alien
- کارگردان: ریدلی اسکات
- امتیاز میانگین 919 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.5 از 10
این فیلم علمی تخیلی پیشگامانه از ریدلی اسکات، داستان خدمه یک سفینه فضایی تجاری (به سرپرستی اِلن ریپلی سرسخت با بازی سیگورنی ویور) را روایت میکند که برای بررسی ادعاهای ریپلی مبنی بر وجود نژادی از بیگانهها عازم شدهاند که سفینه قبلی او را تحت کنترل گرفتند؛ و چندان هم طول نمیکشد تا این گروه جدید با اولین بیگانههای مرگبار روبهرو شوند که ابتدا در قالب موجودی ظاهر میشوند که چهره یکی از آنها را همچون یک اختاپوس در بر میگیرند.
فضای کلاستروفوبیک فیلم با الهام از داستانهای علمیتخیلی کلاسیک خلق شد اما سرمایهگذار پیدا نمیکرد تا اینکه «جنگهای ستارهای» (Star Wars) نشان داد که تماشاگران تشنه دیدن فیلمهای علمیتخیلی دیدنی و به لحاظ بصری باشکوه و چشمگیر هستند. یکی از شگردهای برجسته فیلم این است که هرگز بیگانه مورد اشاره در عنوان فیلم را به صورت کامل نشان نمیدهد تا منبع وحشت خود و هراس ناشی از آن را حفظ کند؛ این راهی فوقالعاده و درخشان برای خلق تعلیق بود که پس از «بیگانه» بیشمار تکرار شد؛ و البته که به خود بیگانه داستان که با عنوان Xenomorph XX121 دقیقتر شناخته میشود کمک کرد تا در دنبالهها و سرآغاز متعددی بر این فیلم زنده بماند و حتی به شخصیت اصلی داستانهای فرعی (اسپینآفهای) متعددی در حوزههای ادبیات و بازیهای ویدیویی هم بدل بشود.
فیلم پرتقال کوکی | 1971 | Clockwork Orange
- کارگردان: استنلی کوبریک
- امتیاز میانگین 859 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.3 از 10
این اثر کوبریک که بر اساس رمان سال 1962 آنتونی بِرجِس شکل گرفته است یک داستان ویرانشهری (دیستوپیایی) کلاسیک است. الکس (مالکوم مکداوِل) مجرم نوجوانی است که علاقه وافری به موسیقی کلاسیک دارد و همینطور تحمیل درد به آدمهای بیگناه! وقتی جرمها و جنایتهای او گریبانگیرش میشوند، سر از زندان درمیآورد ولی امید میرود که بهواسطه درمانی تجربی میلش به خشونت مفرط درمان شود. «پرتقال کوکی» – که با لنزهای کاملا زاویه باز (اکستریم واید انگل) فیلمبرداری شد تا کیفیتی خیالی و رویایی پیدا کند – به یکی از جنجالیترین فیلمهای دوران خودش بدل شد.
زمانی که گفته شد فیلم در انگلیس الهامبخش جنایتهای تقلیدی شده، خود کوبریک درخواست کرد که فیلم از سینماهای این کشور برداشته شود؛ و این موضوع باعث شد تا سایر کشورها نیز بهسرعت نمایش فیلم را ممنوع کنند که در بعضی موارد تا دههها طول کشید. با وجود این، هیچ جنجالی نتوانست تحسین منتقدان را تحت تاثیر قرار بدهد. «پرتقال کوکی» در رشتههای پرشماری از جوایز اسکار و بفتا کسب نامزدی کرد.
2001: ادیسه فضایی | 1968 | 2001: A Space Odyssey
- کارگردان: استنلی کوبریک
- امتیاز میانگین 698 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.3 از 10
اگر میخواهید در زندگیتان فقط یک فیلم علمی تخیلی تماشا کنید، مطمئن شوید که آن فیلم همین «2001: ادیسه فضایی» اثر استنلی کوبریک بیمانند است. بهسختی میشود این فیلم را در چند جمله خلاصه کرد اما شاید این بهترین توصیف از آن باشد که مراقبهای است بر تکامل بشر؛ و نمونهای چشمگیر و برجسته در این حوزه که فیلمبرداری باشکوه و فوقالعادهای هم دارد.
علاوه بر این، اثر کوبریک فیلمی پیشگویانه هم هست و در حالی که فصل بازگشت فیلم به خاستگاه بشر مشهور است اما بخش اعظمی از آن، گروهی در یک سفینه فضایی را دنبال میکند که ماموریتشان را با کمک «هال 9000» (دستگاهی حاصل فناوری هوش مصنوعی که به نظر میرسد در انسان بودن از فضانوردهای گوشتوخون متکی به خود پیشی گرفته است) پیش میبرند. کُندی ضرباهنگ فیلم هم مشهور است اما داستانگویی مبتکرانه و شیوههای فیلمسازی انقلابیاش آن را به اثری در تاریخ سینما بدل کرده است که تقریبا به هیچ فیلم دیگری شباهت ندارد. از این رو بهراحتی میتواند رد و نشان «2001: ادیسه فضایی» را در هر فیلم علمیتخیلیای پیدا کرد که پس از نمایش عمومی این شاهکار کوبریک ساخته شده است.
فیلم پارک ژوراسیک | 1993 | Jurassic Park
- کارگردان: استیون اسپیلبرگ
- امتیاز میانگین 1 میلیون کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.2 از 10
پیشبینی وقوع شبیهسازی حیوانات و انسان تا رسیدن به دهه 1990 به امری بسیار بدیهی و پیشپاافتاده بدل شده بود؛ اما نظرتان درباره شبیهسازی دایناسورها چیست؟ استیون اسپیلبرگ با اقتباس از رمان مایکل کرایتِن در قالب بلاکباستری نوآورانه و تحولبرانگیز درباره پارکی تفریحی با موجودات ماقبل تاریخ – که از کنترل خارج میشود – قواعد داستانی علمی تخیلی را بیکموکاست رعایت کرد: انسان با نیروی طبیعت درمیافتد و باید با عواقب غیرمنتظره نظریه آشوب مواجه شود؛ اما نتیجه کار اسپیلبرگ و همکارانش به یک فیلم ماجراجویانه بینهایت هیجانانگیز بدل شد که مسائل علمی مرتبط را به شکلی غافلگیرکننده باورپذیر مطرح میکند. جالب اینکه جانوران غولپیکر احضارشده در «پارک ژوراسیک» همچنان بهگونهای شگفتانگیز واقعی به نظر میرسند؛ و این حاصل کار فیلمسازی باهوش و خلاق است.
فیلم بلید رانر | 1982 | Blade Runner
- کارگردان: ریدلی اسکات
- امتیاز میانگین 800 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8.1 از 10
اسکات یک بار دیگر با این فیلم کلاسیک ثابت کرد که چرا استاد ژانر علمی تخیلی است؛ فیلمی که آن زمان چشماندازی آیندهگرا از شهر لسآنجلس در سال 2019 را به نمایش گذاشت. ریک دِکِرد (هریسن فورد) یکی از بلید رانرهای داستان است؛ افرادی که ماموریتشان ردیابی و کشتن کسانی است که با عنوان رِپلیکِنت شناخته میشوند و انسانهایی غیرعادی و مهندسیشده به شمار میروند. ریک باید رپلیکنتهایی را پیدا کند که غیرقانونی پا به زمین گذاشتهاند و آزمون وویت-کمپف (Voigt-Kampff) را اجرا کند که ظاهرا میتواند باعث تمایز رپلیکنتها از انسانهای واقعی شود. ریدلی اسکات برای خلق سبک بصری آیندهگرا و زیباییشناسی اثرش از نقاشیهای کلاسیک ادوارد هاپر و خط افق هنگکنگ الهام گرفت تا شمایل فیلمنوآرگونه و فناوریمحور «بلید رانر» خلق شود. نسخههای مختلفی از این فیلم – در طول سالهایی که از اولین نمایش عمومیاش گذشت – عرضه شدهاند از جمله نسخه کارگردان که در آن گفتار متن فیلم – که اسکات و فورد هر دو از آن بیزار بودند – حذف شده است.
ناگفته نماند که دنباله این فیلم با عنوان «بلید رانر: 2049» اثر دنی ویلنوو هم که در سال 2017 به نمایش عمومی درآمد، یکی از بهترین آثار ژانر علمیتخیلی به شمار میرود.
فیلم مریخی | 2015 | The Martian
- کارگردان: ریدلی اسکات
- امتیاز میانگین 894 هزار کاربر سایت «آیامدیبی»: 8 از 10
از آنجایی که این سومین فیلم اسکات در این فهرست دهتایی بر مبنای آرای عموم تماشاگران در سراسر جهان است، میتوان ریدلی اسکات را پادشاه بیتاجوتخت ژانر علمی تخیلی نامید! فیلمساز بزرگی که در سایر ژانرها هم آثار سینمایی بهیادماندنی و درخشانی دارد از جمله «تلما و لوییز» (Thelma & Louise) و «گلادیاتور» (Gladiator) بهترتیب محصول سالهای 1991 و 2000.
«مریخی» که مت دِیمِن، جسیکا چستین، جف دنیلز، کریستن ویگ، چیوِتِل اجیوفِر، شان بین، مایکل پِنیا، کیت مارا، سباستین استن، مکنزی دیویس، دانلد گلاور و… در آن بازی کردهاند بر اساس رمانی به همین نام از اندی ویر شکل گرفته است و داستان فضانوردی را روایت میکند که در مریخ جا میماند و در حالی باید برای بقا تلاش کند که ناسا میخواهد او را نجات دهد و به زمین برگرداند. «مریخی» هم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و هم در گیشه با فروشی 630 میلیون دلاری خوش درخشید و به پرفروشترین فیلم کارگردانش تا آن زمان بدل شد. این فیلم که به خاطر کارگردانی، جلوههای بصری، موسیقی متن، فیلمنامه، صحت جنبه علمی داستان و بهخصوص بازی دیمن تحسین شد، ۷ نامزدی جایزه اسکار شامل بهترین فیلم، فیلمنامه اقتباسی و بازیگر مرد اصلی را هم کسب کرد.
دوستان مگه هری پاتر فیلم علمی تخیلیه که میگید چرا در لیست نیست!!!!!!
اون اول لیسته
سلام.
لااقل لینکی برای دیدن یا دانلودشون میگذاشتین
چندتا فیلم علمی تخیلی معرفی کنید دوستان
چرا هری پاتر نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا که
شاینا خانم این فیلم هایی که نام بردید ناشناخته هستند ؟؟
جوخه انتحاری و مالیفیسنت و افسسانه نارنیا و هری پاتر و ارباب حلقه ها دونده مارپیچ چی میشه
این لیست اصلا کامل نیست
هر اثری از یک خاستگاهی میاد و دارای نامی هست بنظرم حرفه ای تر خواهدبود اگر نام اثر به زبان اصلی در متن ذکر میشد
هر اثری اثری از یک خاستگاهی میاد و دارای نامی هست بنظرم حرفه ای تر خواهدبود اگر نام اثر به زبان اصلی در متن ذکر میشد
آی کیو گفته (((تااااا))) سال ۲۰۲۱ نه خود سال ۲۰۲۱
دوست عزیز میگه تا سال 2021 ، وگرنه عمده فیلمایی که معرفی کرده ،مال سال های قبله
چرا میان ستاره ای نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
آی کیو گفته فیلم های 2021 ، جنگ ستارگان ، مال 2021 بوده ؟!!!
آی کیو گفته فیلم های 2021 ، هری پاتر مال 2021 بوده ؟!!!
چرا هری پاتر رو ننوشتید؟هری پاتر بهترین فیلم علمی تخیلیه که طرفدار هاشم خیلی زیاده. من از هر کی که هم سن منه میپرسم پاتر هدی میگه اره.
حتی جنگ ستارگان هم نیست میدونم جنگ ستارگان از سبک اپرای فضایی هست ولی تخیلی هم محسوب میشه
پس سری فیلم های ارباب حلقه ها و هری پاتر کجان؟
به نظرم لیستتون ناقص