حالا وقت غروب طلوعی است

همه چیز درباره زخم کاری ۳؛ انتقام

در جست‌وجوی مدارک

پس از آنکه در قسمت قبل شاهد بودیم که مالک کشف کرد مدارک طلوعی در خیریه پدری آن‌ها نگهداری می‌شود در قسمت یازدهم زخم کاری 3 فردی را مامور کرد تا بدون آنکه صدمه‌ای به مکان خیریه زده شود و وسایلی جابجا شود مدارک و پوشه‌های معاملات اقتصادی و زد و بندهای طلوعی را بردارد و در اختیار مالک بگذارد. مالک تصمیم دارد تا بعد از آنکه مدارک به دستش آمد با تمام افراد داخل شرکت متحد شود تا طلوعی را از پا دربیاورد. اتفاقی که اگر رقم بخورد پیروزی بزرگی برای مالک و سیما خواهد بود.

تقسیم ارث

طلوعی برای آنکه بتواند از مابقی ارث حاج عمو سهمی ببرد در جلسه‌ای تمامی وراث را جمع کرد و سهم هر کدام را مطابق قانون پرداخت کرد تا باقی مانده سهام شرکت و اموال باقی مانده را میان دو دخترش تقسیم کند. در این میان حضور اسپات در جمع خانوادگی طلوعی و توجه به انسیه دختر دوم طلوعی یکی از نقشه‌های سیما است تا اشراف سیما به خانواده طلوعی بیشتر شود. همزمانی تقسیم ارث و جستجوی مالک برای پیدا کردن مدارک فساد طلوعی باعث شد تا همدستی سیما و سمیرا و مالک برای رسیدن به یک هدف مشترک بیش از پیش باشد. هر چند سمیرا و سیما هیچ گونه قرابتی برا یکدیگر ندارند اما نمی‌توان انگیزه‌های هر سه نفر را برای نابودی طلوعی دست کم گرفت. از طرفی مالک تصمیم گرفت به سراغ پانته‌آ برود و او را قانع کند تا با او هم‌مسیر شود و در این رهگذر نسبت به طلوعی با مالک همدستی کند. در مقابل هم مالک قول داد تا با رضایت گرفتن از خانواده مقتول او را از زندان آزاد کند.

عشق دو سره

فرناز دختر طلوعی از رابطه میان اسپات و انسیه ناراحت است. از طرفی وقتی ماشین شهریار را زیر پای اسپات دید نسبت به اسپات و رفتارهای او حساسیت بیشتری پیدا کرد. فرناز مقصر اصلی این رفتارها را سیما می‌داند و برای همین می‌خواهد با سیما اتمام حجت کند. اما از طرفی نیز بر نمی‌تابد تا اسپات با خواهرش ارتباط داشته باشد و برای همین به سراغ اسپات می‌رود. حالا این اسپات است که در میان دو خواهر قرار گرفته و با وسوسه‌های سیما حالا باید انتخاب کند که برای نزدیک شدن به طلوعی به سمت انسیه برود یا با فرناز ارتباط برقرار کند.

وقت فرار طلوعی در قسمت یازدهم زخم کاری 3

طلوعی بالاخره تصمیم گرفت از کشور فرار کند. آن هم وقتی که مالک با در دست داشتن مدارک فسادش به سراغ برادر کوچکتر طلوعی رفت و مدارک را به او داد و دکتر طلوعی نزد برادرش مسعود رفت تا بخشی از کپی مدارک را به برادرش بدهد و او را از سواستفاده نام پدرش نهی کند. رسیدن این پیغام به مسعود طلوعی که مدارک فسادش لو رفته و احتمالا به غیر از برادرش دست افراد و سازمان‌هایی است که می‌توانند دنیای حرفه‌ای و تجارت او را برای همیشه تمام کنند. حالا طلوعی تنها یک راه پیش رویش است و آن هم اینکه او باید از کشور فرار کند. فرار کردن طلوعی از کشور هم به نفع خودش است هم به نفع افرادی که با او کار کردند. چون دیگر به راحتی می توانند تمام تقصیرها را گردن او بیندازند.

مالک به دنبال یار موافق

مالک با در دست داشتن مدارک فساد طلوعی به سراغ فرد مرموزی به نام دکتر و مسئول دفتر او رفت. فردی که احتمالا از افراد با نفوذ بالادستی است که طلوعی از اعتبار او استفاده کرده تا بتواند به راحتی فسادهایش را پنهان کند. حالا اما مالک با داشتن مدارک طلوعی می‌تواند با مسئول دفتر دکتر همدستی کند تا ضمن از میان برداشتن طلوعی با یکدیگر بتوانند بار دیگر هلدینگ ریزآبادی را فعال کنند.

سریال زخم کاری
نظرات (0)
ثبت نظر