نخستین فیلم امیرحسین همتی در جایگاه کارگردان و نویسنده، تا حد زیادی یکی از آثار متفاوت سینمای جهان در دهه ۹۰ میلادی یعنی «فانی گیمز» یا «بازیهای مسخره» میشائیل هانکه را یادآوری میکند. در فیلم هانکه، داستان فیلم درباره دو مرد جوان است که پدر و مادر و کودکی را گروگان میگیرند و برای تفریح، آنها را به انجام بازیهای سادیستی وامیدارند، در فیلم همتی نیز دو جوان با انگیزههای سادیستیک به بازی و سرگرمی با یک زوج جوان میپردازند که روایت فیلم معرفی این ۴ شخصیت و بازی و درگیری آنها است.
مقایسه این دو فیلم، از دو جهت قابلدفاع و تأمل است: یکی اینکه هر دو با ایده بازیکردن و نوعی سرگرمکنندگی مواجه هستند که بعدتر به عواقب سخت و آزاردهندهای میانجامد. دوم اینکه در هر دو فیلم منشأ و ریشه اتفاقات و انگیزههای افراد آزاردهنده، کاملاً روانشناسانه عنوان میشود و هر دو بهنوعی جزو آثار مهم روانشناسی سینمای جهان و ایران محسوب میشوند که نقش رفتارهای سادیستی را در سینما مشخص و تعیینکننده نشان میدهند.
علاوه بر ایده اولیه بازیکردن و رفتارهای آزاردهنده سادیستی که به نظر میرسد ملهم از فیلم هانکه باشد، فیلم تعلیق جالبی نیز در بروز اتفاقات و در خلال ارتباط شخصیتها به وجود میآورد که دنبالکردن آن را جذاب و تماشایی میکند. اینکه جلال تا کجا میخواهد با ساناز و یاشار ادامه دهد سؤال اصلی بیننده و تعلیق اصلی داستان است که سبب میشود تماشاگر مدام به پیشبینی اتفاقات و آینده شخصیتها بیندیشد و از قضا در بسیاری از این پیشبینیها، ناامید شود و دچار اشتباه محاسباتی و دراماتیک شود. این پیشرو و جلوتر بودن فیلمساز و رودست زدن به تماشاگر، اتفاق مهمی است که جذابیت «ستون ۱۴» را به طرز جالبی افزایش داده است.
فیلم «ستون ۱۴» بهخاطر حجم اتفاقات سادیستی و همچنین خطرناک و آزاردهنده خود، مناسب کودکان و نوجوانان زیر ۱۵ سال نیست از طرف دیگر، به نظر نمیرسد این بازیهای مسخره میان یاشار و ساناز که بهواسطه رفتارهای سادیستیک پدرشان اتفاق میافتد برای تماشاگر بزرگسال آزاردهنده باشد
درباره فیلمنامه «ستون ۱۴» و وجوه مختلف روایتگری، ایدهپردازی و دیالوگنویسی آن نیز میتوان بحثهای مختلفی را مطرح کرد. داستانهای روانشناسانه یا سایکودرامهای از جذابترین و البته سختترین انواع فیلمهای داستانی است که نیازمند تحقیق و تسلط زیادی روی دو حوزه سینما و روانشناسی دارد و در صورت نداشتن این میزان تسلط، میتواند به ضد خود بدل شده و به اثری ناامیدکننده و حتی کمدی ناخواسته تبدیل شود. در «ستون ۱۴» شاهد جزئیات دقیق و لازمی در شخصیتپردازی افراد هستیم و از سوی دیگر کنشهای افراد مبتنی بر انگیزههای باورپذیری برای تماشاگر طرح و بسط داده میشود. اینکه جلال چرا به یاشار و ساناز گرایش پیدا میکند و از همان ابتدا قید ادامه بازی مسخره با آنها را نمیزند خیلی خوب به تماشاگر توضیح داده میشود: جلال دچار گرفتاریهای اقتصادی جدی است که اصلیترین آنها مهیاکردن مسکن برای خود و همسرش است و اصلاً فیلم با همین نیاز و دغدغه خانه پیداکردن شروع میشود. این استیصال فردی و از سوی دیگر پول خوبی که یاشار به جلال میدهد، بهانه و دلیل خوبی برای وصل شدن جلال به یاشار و قرارگرفتن در بازی مسخره میان آنها است. بازی که هر چه میگذرد خطرناکتر و آزاردهندهتر میشود…
فیلم «ستون ۱۴» بهخاطر حجم اتفاقات سادیستی و همچنین خطرناک و آزاردهنده خود، مناسب کودکان و نوجوانان زیر ۱۵ سال نیست از طرف دیگر، به نظر نمیرسد این بازیهای مسخره میان یاشار و ساناز که بهواسطه رفتارهای سادیستیک پدرشان اتفاق میافتد آنچنان برای تماشاگر بزرگسال آزاردهنده باشد به عبارتی روشنتر، فیلمساز از ظرفیت بازی و شرطبندی به پشتوانه انسانهای بیمار روانی استفاده کرده و قصهای باورپذیر برای بزرگسالان طراحی و اجرا کرده است که ریتم خوبی دارد، باورپذیر است و تعلیق آن باعث میشود تماشاگر از ادامه تماشای آن دچار ملال نشود.
به جز مسائل مربوط به داستان و روایتگری که ماحصل تلاش امیرحسین همتی در کسوت نویسنده و کارگردان است، فیلم از بُعد فنی و تکنیکی نیز واجد امتیازات جالبی است که ذکر آن ضروری به نظر میرسد. فیلمبرداری مسعود امینی تیرانی از مهمترین این موارد است که جایگاه فرم و توجه به میزانسن در روایتگری سینمایی را مورد تأکید و توجه قرار داده است به عبارتی دیگر، امینی تیرانی نه فقط در کسوت یک فیلمبردار که وظیفه ثبت و ضبط اتفاقات فیلمنامه را دارد، بلکه در جایگاه یک روایتگر در قاببندیهای خود بخشی از بار دراماتیک فیلم و فرم هنری و زیباییشناسانه اثر را به دوش کشیده بهطوریکه نمیتوان موفقیت روایی فیلم را منحصر به کارگردانی و نویسندگی همتی دانست و از اهمیت فیلمبرداری امینی تیرانی سخن به میان نیاورد. در کنار فیلمبرداری ممتاز فیلم، تدوین پرهام وفایی باعث شده که ریتم فیلم چنان ضرباهنگ خوبی داشته باشد که گویی اتفاقات و کنشهای آن در هم ممزوج شده و قابلجداشدن نیست، اتفاقی مهمی در مونتاژ فیلم «ستون ۱۴» که در بسیاری از فیلمهای سینمای ایران عکس آن را شاهد هستیم.
دو نکته فرامتنی و یک نکته حاشیهای در فیلم «ستون ۱۴» نیز قابلبحث و جالب به نظر میرسد: نخست اینکه امیرحسین همتی کارگردان و نویسنده این فیلم پسر عبدالناصر همتی رئیس سابق بانک مرکزی است که به نظر میرسد آنچنان که برخی از نام و نشان پدر استفاده میکنند دچار پدیده آقازادگی نشده و توانسته باتکیهبر توانایی فردی و استعداد هنری خود، فیلمی بیادعا و آبرومند بسازد. نکته دوم فیلم، شباهت میلاد رحیمی بازیگر شخصیت اصلی فیلم در نقش یاشار است که شباهت زیادی به یکی از بازیکنان مشهور و محبوب تیم استقلال یعنی فرهاد مجیدی دارد که شاید جذابیت فیلم را برای دوستداران مجیدی و استقلالیها مضاعف کند. در نهایت باید بهعنوان فیلم اشاره کرد که در برخی رسانهها بهجای «ستون ۱۴» از «ستون ۱۴۰۰» استفاده شده است، این دقت و ظرافت در طراحی و عنوانبندی پوستر فیلم که نقطههای کلمه ستون را به عدد ۱۴ وصل میکند و امکان تداعی ستون ۱۴۰۰ را نیز به بیننده میدهد از ظرایف جالبی است که بهنوعی سال ساخت فیلم یعنی ۱۴۰۰ خورشیدی را تداعی و نشان میدهد.